تبليغاتX

پـيـروان ولايـت ، عـاشـقـان شـهـادت - آيا طبيعت انسان ناسپاسى و بخل است؟


سؤال: آيا طبيعت انسان ناسپاسى و بخل است؟


جواب: در آيه 6 سوره «والعاديات» مى خوانيم: «مسلماً انسان نسبت به نعمت هاى پروردگارش ناسپاس و بخيل است» (إِنَّ الإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ).
همان انسان تربيت نايافته، همان انسانى كه انوار معارف الهى و تعليمات انبيا بر قلبش نتافته، و بالاخره همان انسانى كه خود را تسليم غرائز و شهوات سركش نموده است، او مسلماً «ناسپاس» و «بخيل» است.
«كَنُود» به زمينى مى گويند كه چيزى از آن نمى رويد، و به انسان ناسپاس و بخيل نيز اطلاق مى شود.
ممكن است كسانى از آيه فوق چنين استفاده كنند: حالت «كَنُود» بودن، يعنى ناسپاسى و بخل، جزء طبيعت همه انسان ها است، سپس اين سؤال پيش مى آيد: اين امر با وجدان بيدار و شعور فطرى كه
انسان را دعوت به شكر منعم و ايثار مى كند، چگونه مى تواند سازگار باشد؟
نظير اين سؤال در آيات زيادى از قرآن مجيد كه انسان را با نقاط ضعف واضحى توصيف مى كند، مطرح مى شود.
در يك جا انسان «ظلوم و جهول» شمرده شده.(1)
در جاى ديگر، «هلوع» (كم ظرفيت).(2)
و در جاى ديگر، «يَؤُس و كفور» (مأيوس و ناسپاس).(3)
و در جاى ديگر، «طغيانگر»(4) توصيف شده است.
آيا به راستى، همه اين نقاط ضعف در طبيعت انسان نهفته است؟ با اين كه قرآن تصريح مى كند: خدا بنى آدم را گرامى داشته، و بر همه خلايق برترى بخشيده:
«
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثير مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً».(5)
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مى شود، و آن اين كه: انسان داراى دو بُعد وجودى است، و به همين دليل، مى تواند در قوس صعوديش به «اعلى عليين» رسد، و در قوس نزوليش به «اسفل سافلين» كشيده شود.
اگر تحت تربيت مربيان الهى قرار گيرد، و از پيام عقل الهام پذيرد و خودسازى كند، مصداق
«
وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثير مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً» مى شود.
و اگر به ايمان و تقوا پشت كند، و از خط اولياى خدا خارج گردد، به صورت موجودى «ظلوم»، «كفار»، «يؤس»، «كفور»، «هلوع» و «كنود» درمى آيد.
و به اين ترتيب، هيچگونه تضادى در ميان اين آيات وجود ندارد، منتها هر كدام به يكى از ابعاد وجود انسان نگاه مى كند.
آرى، در درون فطرت انسان، ريشه تمام خوبى ها، نيكى ها، افتخارات و فضائل نهفته است، همان گونه كه انسان آمادگى براى نقطه مقابل اين فضائل نيز دارد، و لذا هيچ موجودى در عالم آفرينش در ميان قوس صعودى و نزوليش اين قدر فاصله نيست (دقت كنيد).(6)

1 ـ احزاب، آيه 72. / 2 ـ معارج، آيه 19. / 3 ـ هود، آيه 9. / 4 ـ علق، آيه 6. / 5 ـ اسراء، آيه 70. / 6.تفسير نمونه، جلد 27، صفحه 276.

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |