
از هر كس درباره ى وقت ظهور سؤال شده، پاسخ داده كه ظهور آن حضرت نزديك است.
البته نزديكى وسعت دارد، لذا قيامت و ساعت هم قريب( 1). شمرده شده و نيز فرموده شده است:
«كُلُّ آتٍ قَريبٌ.»(2) هر آينده اى، نزديك است. لذا اگر بزرگان فرموده اند: «فلان سال» محمول بر مجاز يا توريه مى شود «لِمَصْلَحَةٍ.»؛ (براى مصلحتى)، زيرا شيعه طاقت طول مدّت غيبت را ندارند.
يكى از آقايان معتقد بود كه فرج نزديك است، ولى نقل مى كرد كه كسى از طريق جفر اطّلاعاتى دارد كه مى گويد: فلان قدر است، اگر بگويد شايد طاقت شنيدنش را نداشته باشيد. در واقع مى توان گفت: فرج به زمانيّات موقّت است، نه به نفس زمان.
1.شاره به آيه ى اوّل سوره ى قمر كه مى فرمايد: «اقْتَرَبَتِ السَّـاعَةُ وَ انشَقَّ الْقَمَرُ »؛ قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت .
2. نهج البلاغه، ص 148؛ غررالحكم، ص 165؛ بحارالانوار، ج 8، ص 101؛ ج 100، ص 27؛ ارشاد القلوب، ج 1، ص 34 و 191.
بانوان در دولت مهدوى
بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندى دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژهشان خواهد بود؛ یعنى همان رسالتى كه یك زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پاىبند خواهد بود. آنچه از روایات بر مىآید، آن است كه عدهاى از كارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفى از یاران نزدیك امام محمد باقر علیهالسلام به نقل از آن حضرت فرمود:
«وَ یَجِىءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً یَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلى غَیْرِ میعادٍ(10)؛ به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیهالسلام مىآیند كه پنجاه نفر از آنان زن مىباشند و بدون هیچگونه وعده قبلى در شهر مكه گرد هم جمع مىشوند.»
روایت دیگرى در این زمینه از امسلمه، همسر رسول خدا صلى الله علیه و آله از طریق اهل سنت نقل شده است كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله در آن گفتار با اشاره به عصر ظهور و اجتماع یاران حضرت مهدى علیهالسلام در اطراف آن حضرت مىفرماید:
«یَعُوذُ عائِذٌ فِى الْحَرَمِ فَیَجْتَمِعُ النّاسُ اِلَیْهِ كَالطَیْرِ الْوارِدِ الْمُتَفَرِّقَةِ حَتّى یَجْتَمِعَ اِلَیْهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ اَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِیهِ نِسْوَةٌ ...؛ (در زمان ظهور) پناهخواهى به حرم خداوند در مكه پناهنده مىشود. مردم همانند كبوتران از هر سو به جانب او رو مىآورند تا این كه سیصد و چهارده نفر كه عدهاى از آنان زن هستند، دور او را مىگیرند.» و ادامه داد: «و از همان جا خروج مىكنند و بر تمام ستمگران و اعوان و انصارشان پیروز مىگردند و عدل را آن چنان در روى زمین برقرار مىسازند كه زندگان آرزو مىكنند كه اى كاش مردههایشان نیز از طعم آن عدالت مىچشیدند!»(11)
اقتدار حضرت مهدى علیهالسلام
براى اجراء عدالت و گسترش مساوات در جامعه اسلامى لازم است كه موانع عدالت را از میان برداشت و راه آن را هموار كرد؛ زیرا اصحاب زر و زور و تزویر و كسانى كه از در هم ریختگى جامعه در راه ترویج فساد و انحراف بهره مىبرند، هرگز از عدالت و برنامههاى عادلانه راضى نخواهند بود و با توسل به هر شیوهاى در مسیر احقاق حقوق مردم سنگاندازى خواهند كرد. بنابراین، یكى از مهمترین ویژگیهاى زمامداران عادل قاطعیت و صلابت در مقابله با دشمنان داخلى و خارجى است. امام زمان علیهالسلام نیز با اقتدار كامل مخالفین اسلام و دشمنان عدالت را سركوب خواهد كرد. امام باقر علیهالسلام مىفرماید:
«لَیْسَ شَأْنُهُ اِلاّ بِالسَّیْفِ(8) ؛ آن حضرت (در سركوب دشمنان قسم خوردهاش) فقط شمشیر را مىشناسد.»
او در قاطعیت همانند جدّش رسول خدا صلى الله علیه و آله عمل خواهد كرد و به خیانتكاران، كافران و عوامل داخلى دشمن اجازه هیچگونه توطئهاى نخواهد داد.
حضرت باقر علیهالسلام درباره شباهتحضرت مهدى علیهالسلام به پیامبران الهى مطالبى فرموده و درباره تشابه حضرت خاتم الاوصیاء به حضرت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرموده است: «وَ اَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله فَالْقِیامُ بِالسَّیْفِ وَ تَبْیینُ آثارِهِ ثُمَّ یَضَعُ سَیْفَهُ عَلى عاتِقِهِ ثَمانِیَةَ اَشْهُرٍ فَلا یَزالُ یَقْتُلُ اَعْداءَ اللّهِ حَتّى یَرْضَى اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ(9)؛ و امّا [شباهت حضرت مهدى علیهالسلام] به پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله قیام با شمشیر است [كه دشمنان لجوج را از میان برمىدارد] و آثار آن حضرت را آشكار مىكند. آنگاه هشت ماه به صورت مسلّح و آماده به سر مىبرد و همواره با دشمنان خدا مبارزه مىكند تا این كه خداوند راضى شود.»
جهان در آستانه ظهور
در آستانه ظهور حضرت مهدى علیهالسلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود مىرسد و ظلم و ناعدالتى، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر كس و حكومتى ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و نداى عدالتى مىگردند كه آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستكبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنهانگیز و فرصت طلب به تنگ مىآیند كه شب و روز آرزوى قیام منادى عدالت را در سر مىپرورانند. حضرت امام باقر علیهالسلام فضاى تاریك جهان قبل از ظهور را اینگونه بیان مىكند:
«لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَ طاعُونٍ قَبْلَ ذلِكَ وَ سَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَ تشْتیتٍ فى دینِهِمْ وَ تَغْییرٍ فى حالِهِمْ حَتّى یَتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَ مَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَرى مِنْ كَلْبِ النّاسِ وَ اَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا(7)؛ حضرت قائم علیهالسلام قیام نمىكند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزلهها و فتنه و بلایى كه بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مىشوند.
آنگاه شمشیر برنده میان اعراب حاكم مىشود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونى احوالشان به اوج مىرسد؛ به گونهاى كه هر كس بر اثر مشاهده درندهخویى و گزندگىاى كه در میان برخى از مردم نسبت به بعضى دیگر به وجود مىآید، صبح و شام آرزوى مرگ مىكند.»
امام آنگاه افزود: «وقتى كه یأس و ناامیدى تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بنبست احساس كردند، امام غائب علیهالسلام قیام مىكند.»
6- زيارت امام زمان (عليه السلام) :
از جمله وظايف دوستان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) اين است كه درهر روز به ويژه در روز جمعه به زيارت امامشان بپردازند وبه يكي از زيارتنامه هايي كه براي آن حضرت در كتب دعا معرفي شده . آقايشان را زيارت كنند .
زياراتي كه در كتب ادعيه از قبيل مصابح المتجهد شيخ طوسي و جمال الأسبوع و اقبال سيد بن طاووس ، و زاد المعاد و بحار الانوار مجلسي ومفاتيح الجنان محدث قمي و كتب ديگر آمده ، بسيار است .كتاب مفاتيح الجنان محدث قمي كه دردسترس همگان قرار دارد ، عاشقان مي توانند براي زيارت امام عصر (عليه السلام) به همان كتب مراجعه كنند . زيارتي كه در اوايل مفاتيح مربوط به روز جمعه است ودعاي ندبه و آل ياسين ودعاي عهد و چندين زيارت ديگر كه دراواخر آن كتاب در بخش زيارت حضرت صاحب الامر آمده است، همه زيارت نامه آن حضرت است . بهترين زيارت براي هر امامي از جمله امام عصر (عليه السلام) زيارت جامعه كبيره است .
نكته : چه قدر زيباست كه انسان هر شب هنگام استراحت وضو گرفته ، دو ركعت نماز به جا آورد . سپس تسبيح حضرت زهرا (س) وحداقل سه مرتبه سوره توحيد را بخواند و يكي از زيارات حضرت را هر چند مختصر بخواند و هر مقدار كه آمادگي دارد به قرآن و اذكار بپردازد و در پايان مجموعه آن عمل را به عنوان هديه به محضر آن حضرت تقديم نمايد، زيرا حداقل فايده اين كار اين است كه در هر 24 ساعت يكبار هم كه شده به ياد مولايش افتاده است . امكان ندارد كه ما متوجه مولايمان بشويم ، ولي او به ما توجه نكند ، چون آنان خاندان كرمند :عادتكم الاحسانوسجيتكم الكرم
ادامه مطلب...
اشاره:
بزرگان و دانشمندان شيعه به ويژه صاحبان قلم كه درمورد وجود حضرت مهدي كتاب نوشته اند، با بهره گيري از كلمات نوراني و روايات وارده در اين باب ، براي شيعه و دوستان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) تكاليف ووظايفي را مقرر داشته اند ، تكاليفي كه يك فرد شيعه بايد درعصر غيبت نسبت به آنها اهتمام ورزد . البته هر كسي در حد وسع خود اموري را به عنوان وظايف تعيين كرده اند . در اين مورد ، بهترين كتاب ، مكيال المكارماست كه مؤلف آن (سيد محمد تقي موسوي ) در باب هشتم كتاب ، هشتاد امر را به عنوان تكاليف عباد نسبت به امام عصر ، بر شمرده است . ما در اين نوشتار درصدد بررسي و جمع تمامي تكاليف نيستيم ، بلكه تنها به برخي تكاليف ووظايف عباد مخصوصاً شيعه اشاره مي كنيم ، چرا گه بررسي تمام وكمال آن نه در وسع فهم مؤلف است و نه در اين نوع نوشتار مي گنجد .
البته معلوم است كه اين تكاليف ، دستوراتي هستند كه از طرف مبادي عاليه و ائمه معصومين : صادر شده اند كه عبارتند از :
1- ياد امام زمان (عليه السلام)
وظيفه ي يك شيعه و يك عاشق دلسوخته قبل از هر چيز ياد امام زمان است نه در هر صبح و شام ، بلكه درتمايم ساعات عمر خود و درهر حال ازحالات و در هر مكاني از مكانها بايد به ياد امام زمام باشد ، نه آنكه هر گاه مريض يا گرفتار شد ويا در مركزي از مراكزديني ، مانند حرم ائمه (عليه السلام) قرار گرفت به ياد امام بيافتد ، زيرا عاشق آن است كه آني از ياد معشوق غافل نشود . تأسف آن است كه نه تنها ديگران به ياد امام نيستند . بلكه شيعيان نيز امامشان را به فراموشي سپرده اند ، در حالي كه از ياد بردن ولي نعمت عيب و زشت است . ياد اما نه تنها يك وظيفه است كه آرام بخش و نشاط آور ، سازنده و تربيت كننده ، اصلاح گر وشور آفرين ووسيله تقرب به خدا و توشه لحظه پر وحشت مرگ نيز هست .
بنابراين ، اي دوستان امام زمان اگر صفاي روح مي طلبيد ، اگر تزكيه نفس مي خواهيد . اگر قدرت مبارزه با تمايلات نفساني ووسوسه هاي شيطاني را جويا هستيد ، اگر از گناهان و خطاها پشيمان شده در پي وسيله استغفار به فكر درمان بيماري هاي روحي وناهمواريهاي معنوي افتاده ايد ، اگرتعالي رواني و نور باطني مي خواهيد و بالاخره اگر كاميابي دنيا و آخرت را خواستاريد ، راه اصلي و مسير حقيقي آن است كه به ياد امام زمان باشيد و به او روي آوريد ودست به دامان او شويد ، در تمام ساعات عمرتان به ياد او باشيد ، از او بخواهيد ، او را بجوئيد ، راه او را به پيمائيد و در خانه او را بزنيد ، چرا كه همه چيز انجاست و همه كمالات در سايه مهر او و در پرتو اطاعت و كسب خوشنودي او و سرانجام از ياد اوست . شما در هر مقام و موقعيتي كه هستيد ، اگر مي خواهيد در تمام شئون زندگي و در همه مسائل اجتماعي ، به خصوص سازندگي روح انساني وشكوفايي انديشه ، به جائي برسيد و به موقعيتهائي نايل شويد پيوسته به ياد او باشيد و پيوندتان را با او محكم كنيد كه در غير اين صورت . تلاشها بي ثمر مي ماند . راههاي به ياد امام بودن ، تكاليف بعدي است كه ذيلاً اشاره مي شود .
ادامه مطلب...
امام کاظم (ع) در روايتي مي فرمايند:
وقتي پنجمين فرزند از فرزندان من غايب شد در مورد دين خود بسيار مراقب باشيد مبادا کسي شما را از دين تان جدا کند. [1]
امام صادق (ع) در اشاره به سختي دينداري و حفظ ايمان در زمان غيبت امام زمان (ع)مي فرمايند:...
صاحب الامر (ع) دوران غيبتي در پيش دارند که در آن حفظ دين کردن همانند شاخه پرخار درخت قتاد را با دست تراشيدن است ... چه کسي مي تواند چنين کاري را با دست خود انجام دهد. بنابراين بندگان خدا بايد در دوران غيبت حجت الهي تقوا را پيشه خود سازند و دين خدا را رها نسازند. [2]
در اين باره علي بن ابيطالب (ع) مي فرمايند: پس از غيبت امام عصر (عج)مردم دچار حيرت و سرگرداني بسياري مي شوند. گروهي گمراه مي شوند اما گروهي ديگر عليرغم تمام ناملايمات بر هدايت باقي مي مانند. [3]
از مجموعه اين قبيل از روايات کاملاً معلوم مي شود در دوره غيبت شرايطي پيش خواهد آمد که دينداري و پايبندي به ارزشهاي انساني و اخلاقي بسيار مشکل خواهد بود؛ با اين همه ، گروههاي زيادي با وجود همه اين سختيها لحظه اي از دين خود دست بر نخواهند داشت و با تمام وجود به حفظ ارزشها و احکام الهي که تضمين کننده سعادت دنيا و آخرت انسان است پافشاري خواهند نمود.
حال اين سوال مطرح است که مگر در دوره غيبت امام (ع) اوضاع جوامع چگونه خواهد بود که دين افراد اين چنين در معرض تهديد واقع خواهد شد؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت از بررسيها چنين برمي آيد عوامل گوناگوني در پيدايش اين وضع موثر است و از جمله آنهاست :
ادامه مطلب...
همه ما ميدانيم كه خداوند، تبارك و تعالى، همه چيز را ميداند و به همه امور واقف است. سؤال اين است كه: آيا امام زمان (عج) نسبت به وقت دقيق ظهور خود آگاهى دارند يا خير؟ ثانياً تعيين زمان دقيق ظهور چه حكمى دارد؟ |
ادامه مطلب...
شیخ صدوق به روایتی را از عبدالعظیم حسنی نقل کرده که فرمود: من بر محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب: وارد شدم و می خواستم تا از قائم سؤال کنم که آیا او مهدی است یا شخص دیگر؟ حضرت در ابتدا فرمود:
"یا أباالقاسم! إنّ القآئم منّا هو المهدیّ الّذی یجب أن ینتظر فی غیبته ویطاع فی ظهوره وهو الثالث من ولدی"؛ "ای اباالقاسم! همانا قائم از ما مهدی است که واجب است در غیبت او به انتظار نشسته شود ودر ظهورش اطاعت شود. و او سومین از اولاد من است."(1)
شیخ صدوق همچنین در حدیثی دیگر به سندش از صقر بن ابیدلف نقل کرده که از امام جواد (ع) شنیدم که می فرمود: "الإمام بعدی اِبنی علیّ، أمره أمری وقوله قولی وطاعته طاعتی، والإمام بعده ابنه الحسن أمره أمر أبیه وقوله قول أبیه وطاعته طاعة أبیه. ثمّ سکت فقلت له: یابن رسول اللَّه! فمن الإمام بعد الحسن؟ فبکی(ع) بکآءً شدیداً، ثم قال: إنّ من بعد الحسن ابنه القآئم الحقّ المنتظر..."؛(2)
"امام بعد از من فرزندم علی است، امر او امر من وقول او قول من وطاعت او طاعت من است. وامام بعد از او فرزندش حسن است. امر او امر پدرش، وقول او قول پدرش، وطاعت او طاعت پدرش میباشد. آن گاه ساکت شد.
عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن کیست؟ امام گریه شدیدی کرد، سپس فرمود: همانا بعد از حسن فرزندش قائم به حقّ منتظر است...".
منابع:
1- کمال الدین، ص 377، ح 1 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 156، ح 1.
2- اعلام الوری، ص 436 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 157، ح 5.
یاران وفادار
پیشواى پنجم علیهالسلام در توصیف یاران حضرت مهدى علیهالسلام كه در زمان غیبت، خود را براى شركت در قیام جهانى آن حضرت آماده مىكنند، به ابو خالد كابلى فرمود: «من به گروهى مىنگرم كه در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا مىخیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حكومت الهى تلاش مىكنند. بارها از متولیان حكومت اجراء حق را خواستار مىشوند، امّا با بىاعتنایى مسئولین مواجه مىشوند. وقتى كه وضع را چنین ببینند، شمشیرهاى خود را به دوش مىنهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواستهشان اصرار مىورزند تا این كه سردمداران حكومت نمىپذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مىگردند و كسى نمىتواند جلوگیرشان شود. این حقجویان وقتى كه حكومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیهالسلام به كس دیگرى نمىسپارند. كشتههاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مىشوند.»
در اینجا امام باقر علیهالسلام به ابو خالد كابلى جملهاى زیبا فرمود كه مىتواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.
آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَكْتُ ذلِكَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم مىدارم.»
امام پنجم علیهالسلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیهالسلام به آیهاى از قرآن استناد كرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْكُمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ كانَ وَعْدا مَفْعُولاً»؛ «هنگامى كه نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیكارجوىِ خود را بر ضد شما برمىانگیزیم [تا شما را سخت درهم كوبند و براى به دست آوردن مجرمان] خانهها را جستجو مىكنند و این وعدهاى است قطعى.» فرمود: «این بندگان پیكارجو و مقاوم كه به طرفدارى از حق به پا مىخیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»
جريان درگيري امام زمان (عج) با جبهه باطل همان جريان عاشورا است و در واقع ادامة همان جريان است. يكي از مشكل ترين امتحانهاي شيعه همين است كه گاهي خيليها ممكن است در عصر غيبت حضرت، همراهي ولي خدا را داشته باشند اما در عصر غلبه نداشته باشند. آن چيزي كه شيعه را براي همراهي امام عصر(عج) آماده میکند، همين است. حضرت(ع) بعد از اتمام حجتها، گفتوگو و اتمام حجت، نفوس آماده را هدايت ميكند، اما بر نفوسي كه ميخواهند پاي باطل ميخواهند بايستند و با اتمام حجت كنار نميآيند سخت ميگيرند. |
ادامه مطلب...

بوی عطر یار دارد جمعه ها مـژده دیـدار دارد جـمـعـه هـا
جمعه هادل یاد دلبر می کند نغمه یبن الحسن سر میکند
امام باقر علیهالسلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مىدهد كه «یَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِكَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یَكُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِىءُ عَزَّ وَ جَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَ صَدَّقْتُمْ بِغَیْبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى(1) ؛ بر مردم زمانى مىآید كه امامشان از منظر آنان غایب مىشود. خوشا به حال آنان كه در آن زمان در امر [ولایت] ما اهلبیت ثابتقدم و استوار بمانند! كمترین پاداشى كه به آنان مىرسد، این است كه خداى متعال خطابشان مىكند و مىفرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق كردید. پس بر شما مژده باد كه بهترین پاداش من در انتظارتان است.»
آن گاه امام باقر علیهالسلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارجگذارى به چنین منتظران راستینى به آنان مىفرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیك و شایستهتان را مىپذیرم و از كردار ناپسندتان عفو مىكنم و به خاطر شما سایر گنهكاران را مىآمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مىكنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناك خود را به مردم نافرمان نازل مىكردم.»(2)
چشم به راه ظهور
از منظر امام باقر علیهالسلام در عصر غیبت، چشم به راه ظهور حضرت مهدى علیهالسلام بودن و انتظار حكومت آل محمد صلى الله علیه و آله را كشیدن از عبادات شایسته و برتر محسوب مىشود. آن گرامى به نقل از وجود مقدس رسول اكرم صلى الله علیه و آله فرمود:
«اَفْضَلُ الْعِبادَةِ انْتِظارُ الْفَرَجِ(۳)؛ انتظار [پیروزى و] فرج [آل محمد صلى الله علیه و آله] از برترین عبادات محسوب مىشود.»
پینوشتها: 1.كمال الدين، ج 1، ص 330. / 2.همان. / ۳.بحارالانوار، ج 52، ص 125.
زنان سرافراز
اينك به اختصار به شرح حال برخى از زنان نامبرده اشاره مىكنيم.
1. صيانه ماشطه
او يكى از همان سيزده بانويى است كه در دولت حضرت مهدى، عليهالسلام، زنده شده، به دنيا بازمىگردد. وى همسر حزقيل، پسر عموى فرعون، و شغلش آرايشگرى دختر فرعون بود.او همانند شوهرش به پيامبر زمان خود، حضرت موسى، ايمان آورده بود امّا همچنان ايمان خود را پنهان مىكرد.
نوشتهاند: روزى وى مشغول آرايش دختر فرعون بود كه شانه از دستش افتاد و بىاختيار نام خدا را برزبان جارى ساخت. دختر فرعون گفت: آيا نام پدر مرا بر زبان آوردى؟ گفت: نه، بلكه نام كسى را بر زبان آوردم كه پدر تو را آفريده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو كرد و فرعون صيانه را احضار كرد و گفت: مگر به خدايىِ من اعتراف ندارى؟ گفت: هرگز! من از خداى حقيقى دست نمىكشم و تو را پرستش نمىكنم. فرعون دستور داد تا تنور مسى برافروزند و همه بچههاى آن زن را در حضورش در آتش افكنند. چون نوبت به طفل شيرخوارش رسيد صيانه مىخواست به ظاهر از دين برائت جويد كه كودك شيرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر كن كه تو بر حق هستى! فرعونيان آن زن و بچه شيرخوارش را در آتش افكنده، سوزاندند و خداوند دراثر صبر و تحمل آن زن در راه دين، او را در دولت امام مهدى زنده مىگرداند تا هم به آن حضرت خدمت كند وهم انتقام خود را از فرعونيان بگيرد.
ادامه مطلب...
نقش زنان در دوران ظهور
حال سزاوار است بدانيم زنان در حكومت قائم آل محمد، عليهالسلام، چه مىكنند؟ چه كسانى هستند؟ چند نفرند؟ از كجا مىآيند و چه مسؤوليتى برعهده دارند؟ براساس برخى از روايات، حضور و نقش اين زنان ازنظر زمان و موقعيت، چهارگونه است:
الف) حضور پنجاه زن در بين ياران امام
اولين گروه از زنانى كه به محضر امام زمان مىشتابند آنهايند كه در آن ايّام مىزيستهاند و همانند ديگر ياران امام، عليهالسلام، به هنگام ظهور در حرم امن الهى بهخدمت امام، عليهالسلام، مىرسند. در اينباره دو روايت وجود دارد:
روايت اول: امّ سلمه ضمن حديثى درباره علايم ظهور، از پيامبر روايت كرده است كه فرمود:
يعوذ عائذ من الحرم فيجتمع الناس إليه كالطّير الوارده المتفرقه حتّى يجتمع إليه ثلاث مأه و أربعه عشر رجلاً فيه نسوه فيظهر على كلّ جبّار و ابن جبّار...3
در آن هنگام پناهندهاى به حرم امن الهى پناه مىآورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به يك سو هجوم مىبرند بهسوى او جمع مىشوند تا اينكه در نزد آن حضرت سيصد و چهاردهنفر گرد مىآيند كه برخى از آنان زن مىباشند كه بر هر جبار و جبار زادهاى پيروز مىشود.4
روايت دوم: جابربن يزيد جعفى، ضمن حديث مفصلى از امام باقر، عليهالسلام، در بيان برخى نشانههاى ظهور نقل كرده كه:
و يجيىء واللَّه ثلاث مأه و بضعه عشر رجلاً فيهم خمسون امراه يجتمعون بمكه على غير ميعاد قزعاً كقزع الخريف يتبع بعضهم و هىالآيه الّتى قال اللَّه: أينما تكونوا يأت بكم اللَّه جميعاً إنّ اللَّه على كلّ شىء قدير...5
بهخدا سوگند، سيصد و سيزده نفر مىآيند كه پنجاه نفر از اين عده زن هستند كه بدون هيچ قرار قبلى در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد. اين است معناى آيه شريفه: هرجا باشيد خداوند همه شما را حاضر مىكند. زيرا او بر هر كارى توانا است.
ادامه مطلب...
در كتب هندوها
1- در كتاب شاكموني - كه از اعاظم كفره هند است - نيز اشاره به وحدت ديانت در زمان آن يگانه زمامدار روحاني و منجي بشريت كرده گويد:
پادشاهي و دولت دنيا به فرزند سيد خلائق دو جهان كشن بزرگوار تمام شود راه كسي باشد كه بر كوههاي شرق و غرب دنيا حكم براند و فرمان كند و ..... دين خدا يك دين شود و دين خدا زنده گردد ونام او ايستاده (قائم) باشد وخداشناس باشد.46
2- در كتاب وشن جوك از كتب هندوها چنين آمده است:
سرانجام زمين به كسي برگردد كه خدا را دوست دارد واز بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد.47
3- دركتاب ديده:
پس از خرابي دنيا، پادشاهي در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواي خلايق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به آيين خود آورد و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد.48
در برخي روايات، منصور را يكي از اسماء حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) خوانده اند و آيه و من قتل مظلوماً فقد جلعنا لوليه سلطاناً فلا يسرف في القتل انه كان منصوراً را به آن حضرت منزل ساخته اند كه وي وليّ خون مظلومان و منصور و مؤيد از جانب خداست.49
4- در كتاب ددانگ از كتب مقدسه برهمائيان آمده است:
.... دست حق در آيد و جانشين آخر متاطا ظهور كند و شرق و غرب عالم را بگيرد همه جا و خلائق را هدايت كند.50
5- در پاتيكل از كتب هندوان آمده است:
چون مدت روز تمام شود، دنياي كهنه نو شود و زنده گردد و صاحب ملك تازه پيدا شود از فرزندان دو پيشواي جهان كه يكي ناموس آخرالزمان (حضرت محمدص) و ديگري صديق اكبر؛ يعني ، وصي بزرگتر وي كه نام او پشن (حضرت علي(عليه السلام) است . و نام آن صاحب ملك ، راهنما (هادي و مهدي) است. بحق پادشاه شود و خليفه رام (خدا) باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد.51
6- دركتاب باسك از كتب هندوها:
دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخرالزمان كه پيشواي فرشتگان و پريان و آدميان باشد وراستي حق با او باشد و آنچه در دريا و زمينها وكوهها پنهان باشد، همه را بدست آورد و از آسمان و زمين آنچه باشد، خبر مي دهد و از او بزرگتر كسي بدنيا نيايد.53
7- در كتاب اوپانيشاد صفحه 737 :
اين مظهر ويشنو مظهر دهم در انقضاي كلي يا عصر آهن، سوار بر اسب سفيدي در حالي كه شمشير برهنهدرخشاني به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مي شود و شريران را تماماً هلاك مي سازد و خلقت را از نو تجديد و پاكي را رجعت خواهد داد ..... اين مظهر دهم در انقضاي عالم ظهور خواهد كرد.
برگرفته از کتاب نگاهي تحليلي به زندگي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه)
46- بشارات عهدين ، ص 242 .
47- بشارات عهدين ، ص 272 .
48- بشارات عهدين ، ص 245 .
49- بشارات عهدين ، ص 245 .
50- مهدي انقلابي بزرگ ، ص 54 .
51- مهدي انقلابي بزرگ ، ص 54 .
52- مهدي انقلابي بزرگ ، ص 54 .
نقش زنان در دوران غيبت صغرى
در دوران سخت غيبت صغرى، در روزهايى كه شيعيان پس از دويست و شصت سال با يك آزمايش بزرگ رو به رو بودند و مىبايست با غيبت امام خو كنند، يك زن به عنوان مفزع و پناه معرفى مىشود و آن مادر بزرگوار امام حسن عسكرى، عليهالسلام، است. در اين دوره، اگر چه امام هادى و امام حسن عسكرى، عليهماالسلام، زمينه غيبت را از پيش فراهم كرده بودند و شخصيتهاى مورد اعتمادى همانند عثمانبن سعيد عمرى و پسرش محمد بن عثمان رابهعنوان وكيل معرفى كرده بودند، بهدلايلى از موقعيت مادر امام حسن عسكرى، عليهالسلام، معروف به جدّه، استفاده شد و وى پناه شيعه معروف گرديد. ازگفتگوى احمد بن ابراهيم با حكيمه دختر امام جواد، عليهالسلام، برمىآيد كه پس از گذشت دوسال از رحلت امام حسن عسكرى، عليهالسلام، همچنان بسيارى از كارها بهدست مادر بزرگوار امام حسن عسكرى، عليهالسلام، انجام مىشده است ولى در حقيقت ازطرف حضرت حجهبنالحسن، عليهالسلام، و به فرمان آن حضرت صورت گرفته است.
شيخ صدوق، رحمهاللهعليه، از احمد بن ابراهيم نقل كرده است كه در سال 262 ق. بر حكيمه دختر امام جواد، عليهالسلام، وارد شدم و از پس پرده با وى سخن گفتم و از او درباره اعتقادش به امامان پرسيدم. او همه آنها را يكايك شمرد و آنگاه حجهبنالحسن بن على را نيز نام برد...
از او پرسيدم: اين فرزند كجاست؟ گفت: در پس پرده غيب است. گفتم پس شيعه به چه كسى پناه ببرد؟ گفت: به جدّه، مادر امام حسن عسكرى، عليهالسلام. سپس افزود: اين دستور از سوى امام حسن عسكرى، عليهالسلام، و بهپيروى از امام حسين، عليهالسلام، صورت گرفته است. زيرا امام حسين، عليهالسلام، در ظاهر براى حفظ جان فرزندش امام سجاد، عليهالسلام، به خواهرش زينب كبرى، عليهاالسلام، وصيت كرد و درنتيجه تا مدتى هرآنچه از امام زينالعابدين، عليهالسلام، صادر مىشد به حضرت زينب، عليهاالسلام، نسبت داده مىشد تا امر پنهان باشد1 و حساسيتها نسبت به امام سجاد، عليهالسلام، كمتر شود. اين امتياز براى جدّه باقى بود تاآنكه كسانى مانند عثمانبن سعيد و ديگر سفرا و نايبان خاص امام زمان، عليهالسلام، در بين شيعيان شناخته شدند و منزلت يافتند.
پس از شهادت امام عسكرى، عليهالسلام، يك بانو، نظر دستگاه خلافت بنىعباس را نسبت به تعقيب امام زمان تغيير داد. نوشتهاند پس از گزارش جعفر كذّاب، كه در خانه امام حسن عسكرى، عليهالسلام، فرزند خردسالى از آن حضرت باقى مانده است، آنها به خانه امام هجوم بردند و پس از دستگيرى صيقل (يكى از كنيزان امام) فرزند خردسال را از او مطالبه كردند. او نخست انكار كرد و آنگاه براى اينكه موضوع براى آنها پوشيده ماند، گفت من حامله هستم. از اينرو آن كنيز را بهدست أبى الشوارب، قاضى وقت، سپردند تا از او مراقبت كند. در مدتى كه صيقل زيرنظر قاضى نگهدارى مىشد دستگاه خلافت با مرگ عبيد بن خاقانى و شورش صاحب الزنج روبهرو شد و صيقل از وضعيت آشفته سود جست و فرار كرد.2
پىنوشتها:
1. سوره تحريم (66)، آيه 11.
2. صدوق، محمد بن على بن الحسين، كمالالدين، ج 2، ص50؛ الطوسى، محمد بن الحسن، الغيبه، ص 138.
در كتب زرتشت
1- در كتاب معروف زند پس از ذكر مبارزه هميشگي ايزدان و اهريمنان مي خوانيم:
آنگاه پيروزي بزرگ از طرف ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلي خود رسيده بني آدم بر تخت نيك بختي خواهند نشست.41
2- جاماسب در كتاب جاما سبنامه از زرتشت نقل مي كند كه مي گويد:
مردي بيرون آيد از زمين تازيان، از فرزندان هاشم، مردي بزرگ سر، بزرگ تن و بزرگ ساق و بر آيين جد خويش و با سپاه بسيار و روي به ايران نهد و آباداني كند و زمين را داد كند.42
3- درهمان كتاب پس از بشارت دادن به نبوت حضرت رسول(صل الله عليه و اله) مي گويد:
و از فرزندان دختر آن پيامبر كه خورشيد جهان و شام زمان نام دارد، كسي پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد. در ميان دنيا كه مكه باشد و دولت او تا به قيامت متصل شود و ..... از خوبان و پيامبران گروه بسيار را زنده كند.....43
4- جاماسبنامه صفحه 121:
سوشيانس (نجات دهنده بزرگ) دين را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستي را ريشه كن سازد. ايزدان را از دست اهريمن نجات داده ، مردم جهان را همفكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.44
5- در كتاب زند و هومن سين صفحه 25 سخن جاماسب را از قول استادش زرتشت چنين نقل مي كند:
پيش از ظهور سوشيانس پيمان شكني و دروغ و بي ديني در جهان رواج مي يابد و مردم از خدا دوري جسته، ظلم و فساد و فرومايگي آشكار مي گردد و همينها نيز اوضاع جهان را دگرگون ساخته، زمينه را براي ظهور نجات دهنده مساعد مي گرداند. وقايعي كه مصادف با ظهور مي شود عبارتست از علامات شگفت انگيزي كه در آسمان پديد مي آيد و دال بر آمدن خردشهر ايزد مي باشد و فرشتگان از مشرق و غرب به فرمان او فرستاده مي شوند و به همه دنيا پيام مي فرستد اما اشخاص شرور او را انكار مي كنند وكاذب مي شمارند و نگهبانان پيروزگر آسمانها و زمينها در برابر او سر فرود مي آورند.45
41- بشارات عهدين ، ص 243 و 237 .
42- بشارات عهدين ، ص 243 و 237 .
43- بشارات عهدين ، ص 273 .
44- جاماسب نامه ، ص 121 به نقل از.
45- ص 25 به نقل از .
در انجيل
1- انجيل متيفصل 24:
چونكه برق از شرق مي آيد و تا به مغرب ظاهر مي گردد، آمدن فرزند انسان نيز چنين خواهد بود ..... خواهند ديد فرزند انسان را برابرهاي آسمان كه مي آيد با قدرت وجلال عظيم!
وفرشته هاي خود را (ياران خود را) خواهدفرستادبا صوربلند آواز و آنان برگزيدنشان راجمع خواهندنمود. 36
2- در انجيل در لوقا فصل 12 آمده است:
كمرهاي خود را بسته و چراغهاي خود را افروخته داريد و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را
مي شكند ..... تا هر وقت بيايد و در بكوبد بيدرنگ براي او باز كنيد ..... زيرا در ساعتي كه گمان نمي بريد، پسر انسان مي آيد.37
3- در انجيل مرقس فصل 13 در مورد انتظار فرا رسيدن صاحب خانه فرمايد:
پس بر حذر و بيدار شده دعا كنيد زيرا كه نمي دانيد كه آن وقت كي مي شود ..... زيرا نمي دانيد كه صاحبخانه كي مي آيد در شام يا نصف شب يا بانك خروس يا صبح.38
4- در مكاشفات يوحناي لاهوتي فصل 12 : 14 اشاره به غيبت حضرت مهدي وعلت پنهان بودن وي نموده:
و آن مولود به منظور حفاظت قطعي از دستبرد اهريمنان، براي زمان وزمانين و نصف زمان از نظر آن پنهان شد.39
5- و نيز در فصل 2 : 28 - 26 و فصل 12 : 17 1 پس آنكه اشاره به ولادت وخفاء مولد وغيبت حضرت مهدي مي كند، آن حضرت را قائم به شمشير خوانده است كه با عصاي آهنين بر بشريت حكومت مي كند.
و هر كس كه غالب آيد وتا انجام اعمال مرا نگاه دارد، وي را بر قبايل اقتدار خواهم داد كه بر آنها به عصاي آهنين حكمراني خواهد كرد ......40
6- در انجيل يوحنا فصل (باب) 14 ايشان را به عنوان روح القدس و حكمران اين جهان و كسي كه معرفت همه چيز را به مردم خواهد داد نامبرده، چنين مي گويد:
اين چيزها را وقتي هنوز با شما هستم مي گويم اما پشتيبان شما يعني روح القدس همه چيز را به شما تعليم خواهدداد و آنچه را به شما گفته ام به ياد شما خواهد آورد. بعداز اين با شما زياد سخن نمي گويم زيرا حكمران اين جهان مي آيد.
36- بشارات عهدين ، ص 274 / مهدي انقلابي بزرگ ، ص 55 .
37- بشارات عهدين ، ص 277.
38- بشارات عهدين ، ص 277 .
39- بشارات عهدين ، ص 262 .
40- بشارات عهدين ، ص 262 .
در تورات و كتب انبياء پيرو تورات
1- در كتاب مزامير داود مزمور 27 چنين مي خوانيم:
زيرا كه شريران منقطع خواهند شد. و اما متوكلان به خداوند وراث زمين خواهند شد . هان، بعد از اندك مدتي شرير نخواهد بود، در مكانش تأمل خواهي كرد و نخواهد بود. اما حكيمان (صالحان) وارث زمين خواهند شد.
و نيز در همان مزمور 27 جمله 22 مي خوانيم:
.... متبركان خداوند وارث زمين خواهند شد اما ملعونان وي منقطع خواهند شد و در جمله 29 در همان مزمور آمده:
صديقان وارث زمين شده ابداً در آن ساكن خواهند شد.26
2- در زبور داود مزمور 72 آن حضرت را به عنوان ملك زاده كه بزرگترين و كاملترين مظهر عدل الهي است معرفي نموده:
اي خدا شرع و احكام خود را به ملك و عدالتخود را به ملكزاده عطا فرما تا اينكه قوم تو را به عدالت و فقراء ترا به انصاف حكم نمايد ..... از دريا تا به دريا واز نهر تا به اقصي نقاط زمين سلطنت خواهد نمود. صحرانشينان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاك را خواهند بوسيد ..... بلكه تمامي ملوك با او كرنش خواهندنمود و تمامي امم، او را بندگي خواهند كرد .... اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد و تمامي زمين از جلالش پر شود.27
مورد دعاي حضرت داود كه اي خدا شرع و احكام خود را به ملك عنايت فرما، همان نور قدوس حضرت محمد بن عبدالله0ص) است. و ملكزاده كه مظهر تمام عدل الهي خوانده شده دوازدهمين جانشين و فرزند وي محمد بن الحسن العسكري است.
ادامه مطلب...
1- قرآن و دولت آخر الزمان:
قرآن و روايات متواتره اسلام و كتب مقدسه آسماني عموماً و نوشته هاي گروهي از مدعيان نبوت احياناً ، به الحان گوناگون وتعبيرات مختلف، بشريت را به يك آينده درخشان و عصر مشعشعي نويد و بشارت داده اند، كه جهان در آن عصر ، روضه رضوان شود، نمونه اي از حيات در بهشت برين در همين جهان تشكيل گردد كه گويي جهان، آفرينش نويني به خود گرفته است.
در آن عصر ، زمام اجتماع كبير جهاني از دست بيدادگران بيرون رود و حكومت و داوري بدست با كفايت برگزيدگان خدا و پرهيزگاران افتد. و رياست و دولت حقّه الهيه و زمامداري جهان بشريت، به امر لازم الاجراء الهي در آن زمان، مخصوص موعود كل ملل و مرغوب عموم طوائف ، حضرت مهدي قائم آل محمد(صل الله عليه و اله) ، حجت بن الحسن العسكري خواهد بود.
قرآن كريم كه مهمترين منبع اسلامي است، در اين زمينه يك بحث كلي و اصولي دارد ، بدون اينكه وارد جزئيات بشود؛ يعني خبر از تحقق يك حكومت عدل جهاني در سايه ايمان مي دهد.
چند نمونه از آياتي كه اين بحث را مطرح ساخته ذيلاً از نظر مي گذرانيم:
ادامه مطلب...
ظهور موعود الهى و منجى بشر متضمن دو عنصر اساسى و به هم پيوسته است: زمان دوران اين تحول در رويداد جهانى (آخرالزمان) و وجود شخص منجى و متكفل اين امر عظيم (امام مهدى، عليهالسلام).
آخرالزمان اصطلاحى است در فرهنگ اديان بزرگ دنيا، به معناى آخرين دوران حيات بشر و قبل از برپايى قيامت. در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله، تا وقوع قيامت را شامل مىشود و هم دوران غيبت و ظهور مهدى موعود، عليهالسلام، را. در دوران معاصر، عدهاى از مفسران و متفكران مسلمان از قبيل: مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيدرضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم (اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزى حق بر باطل را بهرغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كردهاند و آيات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مىدانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان، چنين آيندهاى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به حوادث واقعه بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى و كوشش در خور اين انتظار مقدس باشند. در چارچوب اين برداشت، آخرالزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد. (1) در حاليكه در كتب علماى متقدم همچون كمالالدين شيخ صدوق و كتابالغيبه شيخ طوسى، رحمةاللهعليه، چنين تفسيرى از تاريخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مىگردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمىشود. (2)
در نظر متاخران بينا بودن در مورد نشانههاى زمان و ارزيابى رخدادها، در پرتو پيشگوييهاى آخرالزمانى كه در جامعه جريان دارد، ضرورى است . كما اينكه بسيارى از انديشمندان بر اين باورند كه جامعه انسانى اينك در آخرين مرحله غفلت از ذات و در اوج تحمل جوهر مادى و كميت منطوى در كثرت قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پيشتر مىرود; درك جمعى او از خير و عدل مطلق مفهوم تر و شفافتر مىگردد.
شناخت آخرالزمان يا فرجام شناسى (Eschatologie)در اديان يهود، مسيحيت و زرتشتى نيز حائز اهميت است.
ادامه مطلب...
او را چگونه بستايم كه بزرگتر از ستايش است و درباره او چه بگويم كه هرچه گويم نمى از يم و قطرهاى از درياى بى كران فضل و كمال او بيش نيست.
او استحجتبزرگ خدا، ولى اعظم پروردگار، نجات دهنده بشر، وارث تمامانبيا و اوصيا و جانشين همه پيامبران و امامان، خلف صالح، قائم به حق،مبين احكام دين، پروراننده عدل و داد، سمبل حق و حقيقت، تالى تلو قرآن،بقيه الله فى الارض، صاحب الزمان و خليفه الرحمن. او است: منصور.. مويدبه تاييدات خداوند.. حجت.. نور.. فرقان.. صاحب امر..
پناهگاه امت.. انتقام گيرنده مظلومان..
پشتيبان محرومان.. برهان الهى.. سيد و سرور همگان.. امير اميران.. قاتلستمگران.. نور چشم مستضعفان.. نابود كننده تمام بدعتها، ضلالتها،گمراهىهاو گمراهان و خلاصه او است احيا كننده ميراث رسول خدا و معصومان عليهمصلوات الله. او پرچمدار حق است كه هر كه زير لوايش قرار گرفتبه كرانهنجات مىرسد و هر كه از او دورى جست، در ظلمتكده گمراهى غرق خواهد شد.
مهدى طاووس اهل بهشت است و از سيماى درخشانش فروغ نور خدا بر آسمان وزمين مىتابد.. او همان كوكب درى و ستاره درخشان است كه شرق و غرب جهانبه او فروزان است.
امام رضا عليه السلام چنين مىستايدش: «او شبيه من و شبيه حضرت موسى است.بر او جامهاى از نور پوشانده شده كه از شعاع قدس الهى مىافروزد. اوخلقتى معتدل و ميانه دارد و رنگى روشن و درخشان. خوى و منشش مانند رسولخدا است.»
وجود مباركش رحمت استبر مومنان و صالحان و نقمت استبركافران و تبهكاران. خداوند بوسيله او مردگان را زنده و كوردلان را بينا وگمراهان را هدايت مىكند.
ادامه مطلب...
گفتند تو که بیایی خون به پا می کنی، جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند.
درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند .
ما از همان کودکی، تو را دوست می داشتیم. با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.
عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
اما...اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می شود جهان، وقتی که تو بیایی .
همه، پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دست های عاطفه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.
آری، برای اینکه گل ها و نهال ها رشد کنند، باید علف های هرز را وجین کرد و این جز با داسی برنده و سهمگین، ممکن نیست.
آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید.
آری، برای اینکه عدالت بر کرسی بنشیند، هر چه سریر ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد و به دست نابودی سپرد.
و اینها همه، همان معجزه ای است که تنها از دست تو برمی آید و تنها با دست تو محقق می شود.
اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که تو بانی آنی؟!
آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد.
کسی به ما نگفت که آن ساحل امید که در پس این دریای خون نشسته است، چگونه ساحلی است!
کسی به ما نگفت که وقتی تو بیایی :
«پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.»(1)
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت و بندگی را از گردن خلایق برمی دارد.»(2)
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستد، زمین، گیاهان خود را می رویاند... و زندگان آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد.»(3)
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«همه امت به آغوش تو پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش؛ و تو عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می گستری و خفته ای رابیدار نمی کنی و خونی را نمی ریزی.»(4)
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«رفاه و آسایشی می آید که نظیر آن پیش از این، نیامده است. مال و ثروت آنچنان وفور می یابد که هرکه نزد تو بیاید فوق تصورش، دریافت می کند.»(5)
به مانگفتند که وقتی تو بیایی :
«اموال را چون سیل، جاری می کنی، و بخشش های کلان خویش را هرگز شماره نمی کنی.»(6)
به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند. مال را به هرکه عرضه می کنند، می گوید: بی نیازم.»(7)
ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی!
ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم.
که عشق تو با سرشت ها عجین شده بود و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.
کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد
سید مهدی شجاعی/منبع: مجله موعود، شماره 28
پی نوشت ها :
1ـ پیامبر اکرم(ص) ینابیع الموده ج2 ص136
2ـ پیامبر اکرم(ص) بحارالانوار ج51 ص 75
3ـ پیامبر اکرم(ص) بحارالانوار ج51 ص 104
4ـ پیامبر اکرم(ص) منتخب الاثر ص 478
5 ـ پیامبر اکرم(ص) البیان ص 173
6 ـ پیامبر اکرم(ص) صحیح مسلم ج8 ص185
7ـ پیامبر اکرم(ص) مسند احمد ج2 ص530
در زمان غيبت صغرى چهارتن از بزرگان شيعه وكيل و سفير و نايب خاص امام زمان عليه السلام بودند كه خدمت آن حضرت مىرسيدند و وكالتشان به خصوص مورد تاييد بود و پاسخهاى امام در حاشيه نامههاى سوالى توسط آنان بدست مردم مىرسيد.
البته غير از اين چهار نفر وكلاى ديگرى هم از طرف امام عليه السلام در بلاد مختلف بودند كه يا بوسيله همين چهار نفر امور مردم را بعرض امام زمان عليه السلام مىرساندند و از سوى امام در مورد آنان توقيعهايى صادر شده بود (1) و يا به گفته مرحوم آيه الله سيد محسن امين سفارت اين چهار نفر سفارت مطلق و عام بوده ولى ديگران در موارد خاصى سفارت داشتد از قبيل «ابوالحسين محمد بن جعفر اسدى» و «احمد بن اسحاق اشعرى» و «ابراهيم بن محمد همدانى» و «احمد بن حمزه بن اليسع» (2)
نواب اربعه به ترتيب عبارتند از:
1 - جناب ابو عمر و عثمان بن سعيد عمرى (به فتح عين و سكون ميم).
2 - جناب ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى.
3 - جناب ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى.
4 - جناب ابوالحسن على بن محمد سمرى (بفتح سين و ميم)
ادامه مطلب...
درباره مهدویت و مسائل مختلفی که دراین خصوص مطرح است، ممکن است این سؤال در اذهان نقش ببندد که آیا غیر از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اشخاص دیگری نیز از نظرها غایب گشته اند؟
با مرور تاریخ درمی یابیم که برخی از انبیا و اولیای الهی نیز به دلایل مختلفی غایب گشته اند.
1- غیبت حضرت خضر: به اعتقاد اکثر مسلمین جهان و نوشته مورخان، خضر پیغمبر از زمان حضرت موسی علیه السلام تا کنون زنده است و کسی از مکان یارانش اطلاعی ندارد. داستان وی با حضرت موسی در قرآن آیات 59 تا 82 سوره کهف ذکر شده است.
2- غیبت حضرت موسی بن عمران (ع): ایشان از وطن، از فرعون و قوم او فرار نمود و داستانش در قرآن در سور مختلف آمده است. در طول غیبت هیچ کس از او اطلاعی نداشت و موسی را نمی شناخت، تا زمانیکه خداوند او را برانگیخت و او به دعوت خلق برخاست.
3- غایب شدن یوسف بن یعقوب: با وجود آنکه یعقوب پیغمبر بود و به او وحی می شد، ولی از غیبت فرزندش یوسف خبر نداشت و دیگر فرزندانش نیز بی خبر بودند تا اینکه پس از سالها غیبت این راز فاش گردید.
4- غیبت حضرت یونس: وقتی قوم او بر مخالفت افزودند و او را اطاعت ننمودند. یونس(ع) از میان آنان گریخت و از نظر قوم خود پنهان گشت. خدا او را در شکم ماهی پنهان نمود و او را زنده نگاه داشت، سپس او را بیرون آورده و سالم به سوی قومش بازگردانید.
5- داستان اصحاب کهف: اینان به خاطر حفظ دینشان از ترس مردم فرار کرده و 309 سال از نظر قوم غایب شده و به حالت ترس به غاری پناه بردند، تا آنکه خدا آنها را از خواب بیدار نموده و به سوی قومشان بازگرداند.
6- داستان حضرت عزیز: جریان ایشان در آیه 261 سوره بقره آمده که خداوند او و الاغش را صد سال می میراند و بعد او را زنده می گرداند در حالیکه آب و غذایش هنوز باقی و تغییری نکرده است.
7- غیبت حضرت عیسی: یهود و نصاری بر کشته شدن ایشان اتفاق نظر دارند، اما خداوند با بیان اینک او را نکشته و دار نزده اند بلکه مطلب بر آنان مشتبه گشته است (نساء 156) ایشان را تکذیب کرد.
عیسی بن مریم هم اکنون زنده و غایب است و زمان ظهورحضرت مهدی ارواحنا له الفداه از آسمان به زمین فرود می آید. پیامبر اکرم صلوات الله علیه می فرمایند که در زمان ظهور، حضرت عیسی به امام زمان در نماز اقتدا می کند.
8- غیبت حضرت ابراهیم: در زمان تولد حضرت ابراهیم، آزر منجم، خبر تولد نوزادی را داده بود که سلطنت نمرود را بر هم خواهد زد. پس نمرود تصمیم به کشتن او گرفت. به شهادت تاریخ بین 77 تا 100 هزار کودک پسر در این ماجرا کشته شدند اما نمرود نتوانست ابراهیم را بکشد. مادرش او را در غاری به دنیا آورد و همانجا بزرگ شد. گویند این غیبت 13 سال به طول انجامید.
9- غایب شدن حضرت صالح: حضرت صالح بر قوم ثمود که مردمی بت پرست بودند، مبعوث گردید. شیخ صدوق در کمال الدین، ج 1، ص 136 از حضرت صادق علیه السلام روایت می کند که: صالح مدتی از نظر قومش غایب شد. صالح در روز غیبت مردی کامل و دارای شکمی هموار، اندامی زیبا، محاسنی انبوه و گونه هایی کم گوشت، میانه رو و متوسط القامه بود. پس از غیبت، وقتی به سوی قوم بازگشت تغییر کرده بود و او را نشناختند.
این مطالب نمونه هایی چند از غیبت انبیا و اولیای الهی بود که به عنوان شاهد بر وجود غیبت در زمان قبل از ولی عصر (عج) ارائه گردید.
جريان مهدويت، نظير پنج جريان ديگري است كه قرآن كريم مطرح كرده و از حكم عام آن پنج جريان جدا نيست. اين جريان خمسه عبارت از ربوبيت، نبوت، امامت، روحانيت و ايمان است. قرآن كريم ذكر ميكند كه وقتي هر كدام از اين پنج جريان در جامعه مطرح شده است، عدهاي در برابر اينها موضع گرفته، انكار و نفي كردهاند، اول اعراض و بعد اعتراض كردهاند و سپس به معارضه برخاستهاند. ولي صاحب آن سمت، تلاش و پيگيري داشت و اين را در جامعه تثبيت كرد. نكول اينها به قبول و انكارشان به اقرار تبديل شد، گفتند چنين چيزي حق است لكن مصداقش ماييم، نه آنكه شما ميگوييد!
در تمام پنج جريان، اين بحث مطرح بود.
جريان اول ربوبيت بود كه انبيا(ع) مسئله ربوبيت خداي سبحان را مطرح كردند كه جامعه بشري نيازمند پرورنده، سيد، مالك، مولا و رب است. اينها در برابر تفكر ربوبيت ايستادند و گفتند: «ما ربّ العالمين؟» 1 ، اين ربالعالمين كه شما (موسي و هارون) ما را به آن دعوت ميكنيد، كيست؟ تعبير به «ما» كردند، نگفتند «من ربّ العالمين» ، گفتند: «ما ربّ العالمين؟» وقتي موسي كليم(ع) با برهان ثابت كرد «ربنّا الذي أعطي كلّ شيء خلقه ثمّ هدي» 2 آن برهان را با معجزه تثبيت كرد، دستگاه فراعنه مصر، ربوبيت را پذيرفتند و قبول كردند كه جامعه بشري محتاج ربّ است ولي گفتند آن ربّ ماييم! «أنا ربّكم الاعلي» 3 «ما علمت لكم من إله غيري» 4 ، يعني اول اعراض و اعتراض و معارضه بود، بعد كه اين تفكر جا افتاد جعل بدل شد و ربّ نما را به جاي ربّ گذاشتند.
جريان دوم جريان نبوت و رسالت انسان كامل از طرف ذات اقدس اله است. وقتي انسانهاي صالح و سالك، مدعي نبوت و رسالت بودند. اينها ميگفتند مگر بشر ميتواند پيامآور از طرف خدا و رابط بين خلق و خدا باشد. اگر رسالتي هست مال فرشتهها است. بشر اين سمت را ندارد، وقتي با برهان و معجزه، مسئله نبوت تثبيت شد، اينها ناچار شدند از انكار به اقرار منتقل شوند و قبول كنند كه بشر ميتواند پيامبر باشد و جامعه هم نيازمند پيامبر است. ولي گفتند، پيامبر شما نيستيد، مثلاً «مسيلمه» است! آمار متنبّيان كمتر از آمار انبيا نيست. اگر 124 هزار يا كمتر يا بيشتر نبي از طرف ذات اقدس اله براي اصلاح فرد و جامعه مأموريت پيدا كردهاند، به همان رقم و عدد، متنبّي داريم؛ «لكلّ موسي فرعون» همينجاست.
ادامه مطلب...
از زماني كه امام عصر(ع) از ديدهها پنهان شده و در پس پرده غيبت زندگي خود را شروع كرده است، انبوهي از پرسشها، پيرامون مسائل غيبت مطرح شده است كه بسياري از آنها از يك پيشينه ديرينهاي برخوردار است، به گونهاي كه بسياري از اين سؤالها در نوشتههاي نويسندگان كتابهاي مربوط به امام زمان(ع) در قرن چهارم و پنجم اسلامي مطرح گرديده و علما پاسخهاي مناسبي به آن دادهاند.
از جمله پرسشهاي رايج درباره امام زمان(ع) اين است كه:
ـ به فرض قبول امامي كه فرزند بلافصل امام عسكري(ع) است چه خاصيتي بر وجود ايشان مترتب است؟
ـ اگر امام، پيشواي مردم است بايد ظاهر باشد. بر وجود امام ناپيدا چه فايدهاي ميتوان يافت؟
ـ امامي كه صدها سال است، غايب است، نه دين را ترويج ميكند، نه مشكلات جامعه را حل مينمايد، نه پاسخ مخالفان را ميدهد، نه امر به معروف و نهي از منكر ميكند، نه از مظلومي حمايت ميكند و نه حدود و احكام الهي را جاري ميسازد، بود و نبودش با هم چه تفاوتي دارند؟
ـ در دوران غيبت كه آن جمال الهي از ديدگان ما ناپيداست نحوه استفاده ما از آن حضرت چگونه است؟
پيش از پاسخگويي به اين پرسشها ذكر نكاتي چند در اين باره ضروري است:
ادامه مطلب...
علت غيبتحضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشريف - يكى از رازهاى الهى بوده و ممكن است ما نتوانيم به كنه آن واقف شويم . غيبت موقت رهبران الهى از ميان مردم ،در امتهاى پيشين نيز سابقه داشته است: موسى بن عمران عليه السلام چهل روز از امتخود غايب شد و در ميقات به سر برد (اعراف/142). حضرت مسيح عليه السلام به مشيت الهى از ديدگاه امتخويش پنهان گرديد، و دشمنان قادر به كشتن او نگشتند (نساء/158). حضرت يونس عليه السلام مدتى از قوم خود غايب گشت (صافات/140). اصولا هرگاه مطلبى از طريق نقل متواتر ثابتشود ولى انسان نتواند به راز آن كاملا پى ببرد، نبايد آن را مورد ترديد يا انكار قرار دهد، زيرا در اين صورت بخش عظيمى از احكام الهى، كه از مسلمات و ضروريات دين اسلام به شمار مىرود، مورد ترديد واقع خواهد شد. يبتحضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشريف - نيز از اين قاعده استثنا نيست وعدم اطلاع از سر يا اسرار حقيقى آن، مجوز ترديد يا انكار آن نمىتواند باشد. در عين حال بايد گفت كه مىتوان راز غيبت را در حد فكر بشرى فهميد و آن اينكه:
اين آخرين حجت معصوم الهى براى تحقق بخشيدن به آرمانى بزرگ (گسترش عدل كلى و به اهتزاز درآوردن پرچم توحيد در جهان) در نظر گرفته شده است، و اين آرمان نياز به گذشت زمان و شكوفايى عقل و دانش بشر و آمادگى روحى بشريت دارد، تا جهان به استقبال موكب آن امام عدل وآزادى رود. طبيعى است كه چنانچه آن حضرت پيش از فراهم شدن مقدمات در ميان مردم ظاهر شود، سرنوشتى چونان ديگر حجتهاى الهى (شهادت) يافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ ديده از جهان برخواهد بست. به اين حكمت، در روايات نيز اشاره شده است. امام باقر عليه السلام فرمود: براى حضرت قائم - عجل الله تعالى فرجه الشريف - غيبتى است قبل از ظهور. راوى از علت آن پرسيد، امام فرمود: ?براى جلوگيرى ازكشته شدن? (1) . گذشته از اين، در برخى روايات مسئله امتحان و تمحيص خلق مطرح شده است، بدين معنى كه مردم در عصر غيبت در بوته آزمايش الهى قرار مىگيرند و مراتب استوارى آنان در ايمان و اعقتاد سنجيده مىشود. (2)
پىنوشتها:
1. كمال الدين، شيخ صدوق، باب 14، حديث 8،9، 10.
2. مجلسى، بحارالانوار، 52/102-113- 114، باب التمحيص و النهى عن التوقيت.
منشور عقايد اماميه صفحه 178(استاد جعفر سبحانى)
نگاه دوم:
علت غيبت امام زمان (عليه السلام) چيست؟
بنابر آنچه در برخى از روايات آمده است، علت واقعى غيبت امام زمان (عليه السلام) بر ما پوشيده است كمال الدين و تمام النعمه، ص 482.؛ در عين حال با استفاده از روايات به عواملى چند در اين زمينه پى مى بريم:
1 ـ امتحان و آزمايش: غيبت آن حضرت سبب مى شود تا نفاق پنهان عده اى آشكار شود، و ايمان حقيقى محبان و شيعيان واقعى امام (عليه السلام) در كوره ى ولايت امام غايب (عليه السلام) از ناخالصى ها و دورويى ها جدا و پاك گردد و مؤمن از منافق تميز داده شود.
حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) مى فرمايد: ? هنگامى كه پنجمين فرزند امام هفتم (عليه السلام) غايب شد، مواظب دين خويش باشيد، تا مبادا كسى شما را از دين خارج كند! اى پسرك من! براى صاحب الامر بناچار غيبتى خواهد بود، به طورى كه عده اى از مؤمنان از عقيده ى خود بر مى گردند، همانا خدا به وسيله ى غيبت، بندگانش را امتحان مى نمايد ? بحارالانوار، ج 51، ص 113.
2 ـ بيعت نكردن با ستمكاران: حسن فضّال مى گويد: على بن موسى الرضا (عليه السلام) فرمود: ? گويا شيعيان را مى بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم (امام حسن عسكرى (عليه السلام)) در جست و جوى امام خود همه جا را مى گردند، اما او را نمى يابند ? عرض كردم: به چه دليل؟ فرمود: ? زيرا امامشان غايب مى شود ? عرض كردم: چرا غايب مى شود؟ فرمود: ? براى اين كه وقتى با شمشير قيام نمود بيعت كسى در گردنش نباشد ? بحارالانوار، ج 51، ص 113.
3 ـ حفظ جان حضرت:
زراره مى گويد: حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: ? اى زراره! قائم ما ناچار است كه غيبت كند ? عرض كردم: براى چه؟ فرمود: ? از جان خود بيم و ترس دارد ? پس حضرت با دست به شكم خود اشاره كرد اثبات الهداه، ج 6، ص 437.
امام زمان (عليه السلام) از كشته شدن و مرگ بيم و هراس ندارند، بلكه حفظ جان ايشان به خاطر اين است كه مبادا پرچمِ هدايت زمين بماند، و رشته ى هدايتى كه به پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) متصل است، قطع شود.
دلیل تولد امام زمان (علیه السلام)
داستان مادر امام زمان (علیه السلام)
گفتارى از زندگى پر فیض امام مهدى (عج)
پس از شهادت امام حسن عسگری (ع)
شناخت مختصرى از زندگانى امام مهدى (عج)
فرمایشات امام خمینی (ره) و رهبر انقلاب درباره امام زمان (عج)
تو را غایب نامیدند،چون ظاهر نيستي،نه اينكه حاضر نباشي،
غيبت به معني حاضر نبودن تهمت ناروائي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند فرق ظهور و حضور را نمي دانند،
آمدنت كه به انتظار آنيم به معني ظهور است نه حضور و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را مي خوانند ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را.
و تو... يك روز روشن اتفاق خواهي افتاد اين را تمام آفرينش مي داند.باران منتظر حضور آسماني توست.درخت آمدنت را به تماشا نشسته است و ستارگان لحظه شماري مي كنند.
اي نامت گل.ما تو را عاشقيم.
... و ما آنقدر مي دانيم كه همه چيز اگر تو بيايي و اگر تو باشي زيباتر و روشنتر است،پس اي همه زيبايي،بسم الله.
او می آید تا،
اتقام خوبی های سر بریده شده،
هدایت های به قربانگاه رفته،
خورشیدهای درخشان و ماه های نورانی را از ناپاکان عالم بگیرد و مجددآ روح حیات و نسیم زندگی را به کالبد بی جان بشر باز گرداند.
روا بود كه گريبان ز هجر پاره كنم دلم هواي تو كرده بگو چه چاره كنم
(( ظـــهـــــور نـــــزدیــــــک اســـــت ))
اشاره:
در قسمت پيشين اين مقاله، شما شاهد ترجمة فصل اول و دوم از كتاب تاريخ مابعدالظهور بوديد. در فصل اول، موضوع «ظهور امام مهدي(ع) و رابطة آن با برنامة كلي الهي براي جهان» بررسي شد و در فصل دوم، نويسنده به بررسي نتايج غيبت كبرا در دوران پس از ظهور پرداخت و بيان كرد كه: «خداوند متعال، بهترين طرح براي عدالت در دولت جهاني را، طرح و برنامة غيبت قرار داده است؛ از همينجاست كه به درستي ديدگاه اماميه پي ميبريم». نويسنده در ادامه همين بحث پنج ويژگي امام مهدي(ع) ـ كه او را شايسته پايهريزي جامعه عدالت محور ميسازد ـ مورد بررسي قرار داد. در مورد ويژگي اول آن حضرت؛ يعني عصمت و ثمرات آن، در شماره قبل به تفصيل سخن گفته شد و در اين شماره نويسنده به بررسي ديگر ويژگيهاي آن حضرت ميپردازد.
ادامه مطلب...
اشاره:
در دو قسمت پيشين، نويسنده، به عنوان مقدمة بحث از تاريخ پس از ظهور، به بررسي اهميت موضوع، روش استدلال، مشكلات موجود در اين بحث، راههاي خروج از اين مشكلات و در نهايت ترتيب بخشها و فصلهاي كتاب پرداخت و شماي كلي از مباحث آينده را ارائه داد. اينك ادامه بحث را پي ميگيريم.
ادامه مطلب...
اشاره :
در قسمت پيشين، نويسنده سه نكته را به عنوان مقدمة بحث از تاريخ پس از ظهور مطرح و به بررسي آنها پرداخت: اهميت موضوع؛ روش استدلال و مشكلات موجود در اين بحث. پنج مورد از اين مشكلات؛ يعني نمادين و رمزي بودن روايات نقل شده دربارة حوادث آينده؛ كليگويي عمدي در روايات و سكوت در مورد برخي از حوادث پس از ظهور؛ وجود رخنه و فضاهاي خالي در روايات و عدم رعايت زنجيرة حوادث؛ غلبه رويكرد قومي و مذهبي و نقص شخص پژوهشگر در آن قسمت بررسي شد و اينك ادامه بحث را پي ميگيريم.
ادامه مطلب...
مقدمه
شايد جالب باشد كه پژوهندهاى بخواهد با پرداختن به مسائل فرا طبيعى تاريخ آينده بشريت را در سطورى چند بنگارد.امّا در نظر بسيارى از مردم، اين تاريخ، چيزى فراتر از نقل مجموعهاى از پيشبينيهاى بىپايه و اساس نيست. و چه چيزى بدتر از اين كه پيشبينيهاى آن شخص، دروغ از آب درآيد و سستى انديشههايش بر ملا گردد.
در اين صورت شايد بهتر باشد كه آن پژوهنده از چنين تاريخنگارىاى صرف نظر نمايد و زنجيره حوادث روزگار را به دست سرنوشت بسپارد و گمان مبرد كه مىتواند از وقايع آينده پرده بردارد و يا به عالم غيب نظر افكند.
از سويى ديگر اين امكان نيز وجود دارد كه يأس و نااميدى از فراچنگ آمدن وقايع آينده را از فكر و ذهن زدود و در راه شناخت آن، با جديّت قدم برداشت. اين در حالى است كه مىدانيم اين تلاش اگر چه در حقيقت روايتگر وقايعى است كه تا بهحال اتفاق نيفتاده و تنها »آينده« است كه مىتواند آن را آشكار سازد و عيان نمايد ولى هرگز مدعى شناخت عالم غيب نمىباشد؛ همچنانكه پيشبينى صرفى كه پايه و اساسى هم ندارد، نيست.
براى توضيح بيشتر اين ديدگاه، آن را از جهات متعدد بررسى مىكنيم:
الف) اهميت موضوع؛
ب) روش استدلال؛
ج) مشكلات موجود در اين مبحث؛
د) راههاى خارج شدن از اين مشكلات؛
ه’) ترتيب بخشها و فصلهاى اين كتاب.
ادامه مطلب...
در انديشه مهدوي مباحث متعدد و متفاوتي مطرح مي شود. يکي از مهمترين آنها، مسئله «دولت مهدوي» است که دامنه گسترده اي هم دارد و به همين جهت تعبيرهاي مختلفي از اين دولت در ادبيات ديني ( به خصوص ادبيات شيعه) شده است که هر کدام از تعبيرها به جنبه اي از جنبه هاي متعدد حکومت مهدويت اشاره دارد. برخي از تعبيرهايي که در روايات در مورد دولت و حکومت امام مهدي(عج) آمده به شرح زير است:
1– دولت جهاني، دولت عدالت، دولت کريمه، دولت صالحان، دولت حق، دولت مستضعفان، دولت امنيت، دولت رفاه يکي ديگر از تعبيرهايي که از دولت مهدوي شده ولي کمتر توجه قرارگرفته ، تعبير آخرين دولت است.
در اين نوشتار برآنيم که تا در اين باره سخن بگوييم.در اين بحث سه مسئله مطرح خواهد شد، يکي از اين که منشأ اين تعبير چيست؟ ديگري اين که معني آخرين دولت چيست؟ و سوم اين که علت آخر بودن دولت مهدوي کدام است؟
ادامه مطلب...
یکی از مباحث پیرامون شخصیّت حضرت مهدی (عج)، زندگی شخصی و خانوادگی آن حضرت است، سخن از ازدواج یا عدم آن و داشتن فرزند و مکان زندگی و وضعیّت زندگی اولاد او و کیفیّت زندگی آن حضرت از بحثهای جذّابی است که احیاناً در اذهان بسیاری از معتقدان به او ابهاماتی وجود دارد که معمولا با جوابهای ضدّ و نقیضی نیز مواجه میشوند.
اساساً غیبت طولانی آن حضرت از نگاه زندگانی شخصی و خصوصی وی این سؤال را به وجود میآورد که آیا در این مدّت، حضرت مهدی(علیه السلام)ازدواج کرده است یا خیر؟
برخی این سؤال را به صورت اشکال مطرح کرده و میگویند: اگر ازدواج کرده و همسر دارد، لازمهاش داشتن فرزند است و لازمه این نیز فاش شدن اسرار و شناسایی آن حضرت است که با حکمت و فلسفه غیبت منافات دارد و اگر ازدواج نکرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و به امر شرعی مستحب عمل نکرده است که این هم با مقام و شأن آن حضرت نمیسازد، زیرا وی رهبر دینی مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، باید پیشقدم باشد و فرضِ وجود امامی که مستحب مؤکّد شرعی را ترک کند و در واقع عمل مکروهی را انجام دهد بسیار مشکل و جای استبعاد دارد.
ادامه مطلب...
بىترديد عصر امام مهدى(ع) عصر حاكميت نور دانش و بينش و از درخشانترين و زيباترين اعصار روى كره زمين از آغاز آفرينش جهان و انسان خواهد بود. آنچه در اين نوشتار تقديم خوانندگان عزيز مىشود برخى از ابعاد زندگى و شكوفايى و درخشندگى آن عصر است كه با تلخيص از نظر گرامىتان مىگذرد.
در عصر درخشان امام مهدى(ع) حيات فرهنگى به گونهاى شكوفا و بارور مىگردد و دانش و فرهنگ و معنويت بويژه علوم دينى و احكام و مقررات و معارف انسانساز اسلام در سراسر گيتى بسط و گسترش مىيابد و چرخهاى فرهنگ و آگاهى و شناخت با سرعت وصفناپذيرى به حركت مىافتد.
كتابهاى مربوط به شرح حال راويان احاديث كه به كتابهاى رجالى مشهورند و نيز شرح حال و بيوگرافى آنان و تقسيمبندى روايات به صحيح و ضعيف كه بيشتر به حدس و گمان تكيه دارد و در عصر غيبت و به خاطر نرسيدن دست مردم به امام معصوم مورد استفاده قرار مىگيرد به پايان مىرسد؛ زيرا در عصر ظهور مردم به مقررات و احكام قطعى دست مىيابند و از اينها بىنياز مىگردند. همچنين بيشتر تفاسير از اعتبار ساقط مىشود و تنها تفاسير برخاسته از روايات رسيده از پيامبر و اهل بيت باقى مىماند.
همينگونه قرائتهاى مختلف از قرآن شريف كه دليلى براى آن نازل نشده است برداشته مىشود چرا كه مردم قرآن و قرائت صحيح آن را به گونهاى كه بر قلب مصفاى محمد(ص) فرود آمده است از امام مهدى(ع) مىآموزند و تفسير و پيام و مفهوم آن را آنگونه كه خدا اراده فرموده است مىشناسند و بر معارف بلند و راز و رمز و شگفتيهاى آن كه همچنان ناشناخته و پوشيده است، آگاهى مىيابند.
حضرت امام باقر(ع) فرمودهاند:
توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراة لتقضى فى بيتها، بكتاب اللَّه و سنّة رسوله1
يعنى به مردم عصر حكومت درخشان او، دانش و بينش ارزانى مىگردد كه زن در كانون خانه خويش براساس كتاب خدا و سنت پيامبرش عادلانه و آگاهانه داورى مىكند و نيازى به ديگرى ندارد.
اين روايت نشانگر اين واقعيت است كه مردم در روزگار حاكميت آن حضرت، براساس آداب و مقررات دينى تربيت شده و احكام شريعت را آموخته و بر پايهاى از فرهنگ و تمدن اوج مىگيرند كه هر بانويى مىتواند در درون خانه خويش ميان آن دو انسان براساس مقررات كتاب خدا و سيره و روش عادلانه پيامآور بزرگ او قضاوت كند.
اميرالمؤمنين على(ع) هم طى گفتوگويى با جناب كميل بن زياد نخعى مىفرمايند:
اى كميل، هيچ علمى نيست مگر آن كه با من آغاز گردد و هيچ سرى نيست مگر آنكه با قائم پايان پذيرد.2
لازم است بدانيم كه خود امام مهدى براساس كتاب خدا و سيره و شيوه انسانساز و افتخار آفرين پيامبر تدبير امور مىكند و به اندازه ذرهاى از آن انحراف نمىجويد. او شريعت جديد يا دين ديگرى نمىآورد كه با اسلام راستين ناسازگار باشد.
همچنين واقعيت كه رخ خواهد داد اين است كه همه مذاهب پديد آمده پس از رحلت پيشواى بزرگ توحيد پيامبر گرامى ملغى مىشود و از ميان مىرود چرا كه اينها راه و رسمى است كه در كتاب خدا و سنت پيامبر جايى ندارد. در كلامى كه از عالم اهل سنت به نام ابن العربى بيان گرديده آمده است:
امام مهدى پس از ظهور، دين را همانگونه كه بود و نازل گرديد آشكار مىسازد، به طورى كه اگر پيامبر گرامى حاضر باشد به همان حكم كند. او مذاهب مختلف را از روى زمين با ارشاد و هدايت خويش برمىدارد و جز دين خالص و پاك آسمانى نمىماند.3
آرى در آن شرايط پر افتخار است كه اتحاد بزرگ اسلامى تحقق مىپذيرد چرا كه همه مسلمانان در اصول دين و فروع آن و همه مسايل فقهى و احكام و مقررات شرعى، متحد و يكپارچه مىگردند.
دين راستين همان اسلام واقعى خواهد بود و مذهب همان مذهب تشيع كه مذهب خاندان وحى و رسالت است و پيامبر گرامى مردم را بدان دعوت نموده است. و همه بشريت بدين سان زير پرچم پر افتخار لاالهالااللَّه، محمد رسولاللَّه، على ولىاللَّه در اوج سعادت و رفاه و نيكبختى زندگى مىكنند.
در حديثى كه امام مجتبى از پدرش حضرت على نقل مىفرمايد چنين آمده است:
مهدى زمين را از برهان و دانش و نور هدايت پر مىكند تا آنجا كه سراسر گيتى به وى ايمان آورد و كافران مسلمان شوند و فاسقان صالح گردند.4
و باز حضرت على(ع) در بيان ديگرى از حضرت مهدى چنين مىفرمايد:
... لافترك بدعة الا ازالها ولا سنة الاّ اقامها.5
يعنى آن پيشواى الهى تمامى بدعتها را نابود مىكند و همه سنتها و شيوههاى پسنديده را زنده و برپا مىكند.
تربيت در عصر امام مهدى(ع)
از واقعيتهاى ترديد ناپذير اين است كه انسان در همه ابعاد، قابل تربيت و سازندگى است و هنگامى كه برنامههاى تربيتى براساس ارزشهاى والاى اخلاقى و انسانى تنظيم گردد بشريت راه اعتدال و درستى را خواهد گزيد. و در راه و روش شايسته و ستودهاى گام خواهد نهاد. اما اگر برنامهها و عوامل تربيتى فاسد و ناصالح باشد بدون ترديد نتيجه معكوس خواهد داد و انسان به سوى تباهى خواهد رفت.
1. كانون خانه و خانواده كه كودك در آن ديده بر جهان مىگشايد يك كانون و عامل تربيتى است كه در جهتدهى به كودك نقش بسيار مهمى دارد.
2. پس از خانه، نقش مدرسه است كه كودك با ورود بدانجا مراحل نخستين دانش و فرهنگ را از طريق آموزگاران دريافت مىدارد و هر چه مراحل مختلف علمى را طى مىكند سطح مطالعه و فرهنگ و آگاهيهاى او بالا مىرود تا سرانجام به عالىترين مراحل و مدارج علمى و فكرى مىرسد.
3. عامل محيط و جامعه، كودكى كه در جامعهاى مملو از دروغ و شائبه و بىبندبار رشد مىكند تربيت ناشايست و نادرست مىپذيرد و كودكى كه در جامعه دين باور و امانتدار و سرشار از حيا و درستكارى تربيت شود فردى شايسته خواهد بود.
4. رسانههاى گروهى و دستگاههاى تبليغاتى جامعه همچون روزنامهها و مجلات، راديو و تلويزيون و...
امام مهدى(ع) كه در انديشه اصلاح جامعه جهانى است و مىخواهد جامعهاى به راستى اسلامى پىريزى نموده و آن را به ارزشهاى والاى انسانى و قرآنى آراسته سازد، در اين راه مىبايست از وسايل و عوامل تربيتى بهره گيرد و آموزشهاى تربيتى صحيح و سازنده خويش را به وسيله اين وسايل و تجهيزات به گوشها برساند. از اين رو مدارس و آموزشگاهها را، فرهنگ و تعاليم انسانساز اسلام اداره و رهبرى مىكند و راههاى تعليم و تربيت در همه مراحل از شيوهها و برنامههاى اسلامى بهرهمند مىگردد و وسايل ارتباط جمعى به طور كامل، شايسته و مفيد و ثمربخش مىشوند و از چهارچوب مقررات و ارزشهاى اسلامى تجاوز نمىكنند.6
چنانچه حضرت على(ع) با عباراتى بسيار شنيدنى چنين نويد مىدهد كه:
مهدى(ع) هواهاى نفسانى را به هدايت باز خواهد آورد آنگاه كه هدايت را به هواپرستى بفروشند و آرا و نظرها را بر قرآن منطبق سازد چون قرآن را بر مدار آراى خويش باز خوانند.7
پىنوشتها :
1 . غيبت نغمانى، باب 13، ص238.
2 . ابن شعبه حرانى، ابو محمد حسن بن على، تحفالعقول، ص119.
3 . الفتوحات المكيه، ابن العربى، ج3، ص327، باب 366.
4 . طبرسى، احمدبن على، الاحتجاج، ج2، ص70.
5 . عقدالدّرر، باب 9، ص224، بحارالانوار، ج52، ص339.
6 . امام مهدى از ولادت تا ظهور، آيةاللَّه سيد محمد كاظم قزوينى، ص740.
7 . نهجالبلاغه، خطبه
ماهنامه موعود- شماره 39
1. حكومت واحد جهاني
پيامبر، صلّياللّهعليهوآله:
سوگند به آن كس كه مرا مژدهآور راستين قرار داد، اگر از عمر جهان، جز يك روز نماند، خداوند همان يك روز را بس دراز دامن كند، تا فرزندم مهدي خروج نمايد. پس از خروج او، عيساي روح الله فرود آيد، و در پشت سر وي نماز گزارد. آنگاه زمين با فروغ پروردگار خويش روشن شود و حكومت مهدي به شرق و غرب گيتي برسد.
2. رشد عقلاني
امام باقر، عليهالسلام:
قائم ما، به هنگام رستاخيز خويش، نيروهاي عقلاني تودهها را تمركز دهد. و خفرَدها و دريافتهاي خلق را به كمال رساند.
3. شادابي و صفاي زندگي
پيامبر، صلّياللّهعليهوآله:
مهدي، در امت من خواهد بود. در آن روزگار، آسمان، باران فراوان ببارد و زمين هيچ روييدني را در دل نگاه ندارد.
امام علي، عليهالسلام:
اگر قائم، بپاخيزد، آسمان ـ چنانكه بايد ـ باران بارد و زمين گياه روياند. كينهها از سينهها بيرون رود. حيوانات نيز با هم سازگاري كنند. در آن روزگار، زن، با همة زيب و زيور خويش، از عراق در آيد و تا شام برود، نه جايي زميني بي سبزه بيند و نه درندهاي او را نگران سازد.
4. مساوات
پيامبر، صلّياللّهعليهوآله:
ـ ابو سعيد خفدري ميگويد: پيامبر، صلّياللّهعليهوآله، فرمود: «به مهدي بشارتتان ميدهم. او به هنگام اختلاف مردمان، از ميان امت من انگيخته ميشود... ساكنان آسمان و زمين از او خشنود خواهند بود. او مال را بدون خرده تقسيم ميكند» ـ مردي پرسيد: منظور چيست؟ فرمود: «ميان همه، مساوي»
امام باقر، عليهالسلام:
مهدي، ميان مردم ـ در تقسيم اموال ـ به مساوات رفتار ميكند، به طوري كه ديگر نيازمند و محتاجي يافت نميشود.
5. بينيازي همگاني
امام صادق، عليهالسلام:
به هم بپيونديد. به يكديگر نيكي روا داريد و مهرباني كنيد. سوگند به آن كس كه دانه را در دل خاك شكافت و جان انسان را آفريد، روزگاري برسد، كه كسي براي درهم و دينار خويش جايي نيابد، به اين علت كه همة مردمان، از فضل خدايي... بي نياز باشند و مستغني.
* برگرفته از: «در فجر ساحل»، محمد حكيمي/موعود جوان شماره دوازدهم
اينك در ادامه اين مطلب، آيه اى ديگر مورد بررسى قرار گرفته و پس از آن تعدادى از رواياتى كه در آنها به ستايش ايران پرداخته شده، بيان مى گردد.
3. در تفسير كلام خداى بزرگ: وقضينا الى بنى اسرائيل فى الكتاب لتفسدن فى الارض مرتين و لتعلن علوا كبيرا. فاذا جاء وعداولهما بعثنا عليكم عبادا لنااولى باس شديد فجاسواخلال الديار و كان وعدا مفعولا. (1)
به بنى اسرائيل اعلام نموديم در كتاب،«تورات » كه دوبار درزمين فساد و سركشى بزرگى خواهيد كرد، پس چون وعده يكى از آنها(فساد) برسد. بندگانى از خودرا كه داراى قوت و نيرومندى شگرفى هستند به طرف شمامى فرستيم تا در همه جا جستجو كنند واين وعده اى انجام شده است.
ادامه مطلب...
علاوه بر آنچه كه در تصور ديگران بود، در ذهن يك فرد شيعه مانند من، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا، عليه السلام، و حوزه علميه قم وجود داشت، كشورى داراى تاريخى اصيل و ريشه دار در تشيع و علما و انديشمندان شيعه و تاليفات گرانبها، زمانى كه به روايات وارده در خصوص مدح و ستايش ايرانيان بر مى خوريم و آنها را بررسى مى كنيم، به يكديگر مى گوييم: اين روايات مانند روايتهايى است كه مدح و ستايش و يا مذمت اهل يمن، و يا بنى خزاعه را مى نمايد. از اين رو هر روايتى كه مدح و ستايش و يا مذمت گروهها و قبيله ها و بعضى كشورها را در بر دارد، نمى تواند بدون اشكال باشد. گرچه اين روايات صحيح و درست مى باشند، اما مربوط به تاريخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اوليه آن است.
ادامه مطلب...
جابر از امام باقر (ع)روايت مي کند: ((يخرج شاب من بنی هاشم بکفه اليمنی و باتی من خراسان برايات سود بين يديه شعيب بن صالح يقاتل اصحاب السفيانی فيهز مهم)) الملاحم و الفتن ص52 باب97
جوانی از بنی هاشم (سيد) از خراسان با پرچم های سياه قيام مي کندکه در کف دست راست او خالی(علامتی)است و پيشاپيش او مردی بنام شعيب بن صالح است که با لشکريان سفيانی می جنگد و آنها را شکست ميدهد. پرچمهای سياهی از مشرق به اهتراز در مي آيند که با مردی از اولاد ابو سفيان می جنگد و زمينه فرمانبرداری از مهدی (عج) را فراهم می آورد. پرچمهای سياهی که از خراسان در مي آيد در کوفه فرود می آيد. هنگامی که مهدی(ع)ظهور کند اين پرچم ها برای بيعت به حضور آن حضرت گسيل مي شود. بحار الانوارج 52 ص 267....
خروج سفيانی،يمانی و خراسانی در روز واحد از ماه رجب يکسال خواهد بود. الحاوی للفتاوی ج 2 ص 126
پرچم های سياهی از خراسان به اهتراز در مي آيد که چيزی نمی تواند از پيشروی آنها جلوگيری به عمل آورد تا در بيت المقدس فرود آيد و استقرار يابد ملاحم و الفت ص 43 – روزگار رهاتی ص 1036
ظاهر شدن سيد خراسانی . شعيب بن صالح در ايران: روايان بيانگر آن است که اين دو از ياران مهدی (عج)خواهند بود و مقارن ظهور آن حضرت ازايران ظهور خواهند کرد.و در نهضت ظهورش شرکت مي کنند.
بطور خلاصه نقش آن دو چناچه از منابع اهل سنت و بر خی از روايات شيعی اين است که در آن زمان ايرانيان درگير جنگی نابرابر با دشمنان خويشند و در اثر طولانی شدن آن جنگ سيد خراسانی را به عنوان سر پر ستی امورشان انتخاب مي کنند.گر چه وی به اين امر چندان رغبتی نشان نمي دهد اما با اصرار زياد آنرا می پزيرد.
زمانی که رهبری ايرانيان را می پزيرد با ايجاد وحدت کلمه در صفوف نيرو های مسلح،سردار رشيد خود شعيب بن صالح را به فرماندهی نيروهای مسلح خود تعيين ميکند. بدين ترتيب خراسانی و شعيب جنگ را در مرزهای ايران،ترکيه ،عراق هدايت و ارداه مينمايد و نيروهای مستقر خود شام را به پيش رانده و در همان زمان ،آماده پيشروی بزرگ بسوی فلسطين و قدس عزيز می شود. و......
بر گرفته از کتاب عصر ظهور-علی کورانی-ص269/تاليف چند سال قبل از رحلت امام خمينی (ره)
فتنه «دجال» در روايات ما به عنوان يكي از فتنههاي قبل از ظهور حضرت امام مهدي(ع) شمرده شده است. هرچند در پي پرسشهاي گوناگوني كه دربارة مشخصات امامان معصوم(ع) پرسيده شده، ايشان به بيان ويژگيهايي از دجال پرداختهاند. اما اين موضوع هم چنان در دوران ما، در هالهاي از ابهام قرار دارد.گروهي دجال را با وجود ويژگيهاي عجيب و غريبي كه در روايات براي آن برشمرده شده است، موجودي واقعي ميدانند كه در آخرالزمان ظاهر شده و به فريبكاري ميپردازد و گروهي به دليل همين ويژگيها دجال را موجودي نمادين دانسته و معتقدند روايات در مورد او بيشتر به زبان استعاره سخن گفتهاند. بيآنكه بخواهيم در اين مجال اندك به قضاوت در مورد ديدگاه ياد شده بپردازيم در اين جا به نمونهاي از ديدگاه دوم اشاره ميكنيم. إن شاءالله در آينده در اين زمينه بيشتر سخن خواهيم گفت. در روايات اهل بيت(ع) آمده است كه در آخر زمان انساني ميآيد با مشخصات زير: |
ادامه مطلب...
برداشتهايي كه از انتظار فرج شده است؛ بعضي اش را من عرض مي كنم. بعضيها انتظار فرج را به اين مي دانند كه در مسجد، در حسينيه، در منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان- سلام الله عليه- را از خدا بخواهند. اينها مردم صالحي هستند كه يك همچو اعتقادي دارند. بلكه بعضي از آنها را كه من سابقاً مي شناختم بسيار مرد صالحي بود، يك اسبي هم خريده بود، يك شمشيري هم داشت و منتظر حضرت صاحب - سلام الله عليه- بود.اينها به تكاليف شرعي خودشان هم عمل مي كردند و نهي از منكر هم مي كردند و امر به معروف هم مي كردند، لكن همين، ديگر غير از اين كاري ازشان نمي آمد و فكر اين مهم كه يك كاري بكنند، نبودند. |
ادامه مطلب...
شش ويژگي به ما عطا شده و در هفت ويژگي از ديگران برتري يافتهايم: علم، حلم، جوانمردي، فصاحت، شجاعت، و محبت در قلبها به ما عطا شد. و برتري يافتيم به اينكه: پيامبر برگزيدة خدا حضرت محمد(ص) از ماست، صدّيق از ماست، طيّار از ماست، اسدالله و اسدالرسول از ماست، و سرور زنان جهانيان حضرت فاطمة بتول (سلام الله عليه) از ماست، و دو فرزند اين امت و دو سرور جوانان اهل بهشت از مايند8. |
ادامه مطلب...
دجال را با سيمايى عجيب مجسمكردهاند. صورتى آبله رو كه يكچشم او كور شده - چشم راست - وچشم ديگرش در وسط پيشانى ،مانند ستاره صبح درخشان است.اين بيت مولانا جلالالدين بلخىبهيك چشم بودن دجال گواهى دارد :او به سر، دجال يك چشم لعين اى خدا فريادرس نعمالمعين |
ادامه مطلب...
جواب : اولا ، تنها ظرف حتمي و غير قابل تغيير ظهور، پر شدن جهان از ستم نيست. بلكه ظهور، ظرف ديگري هم دارد كه صلاح گروهي از مردم و آمادگي بشر براي پذيرش حكومت عدل و جهاني امام عليه السلام است. 1
ثانيا .دو واقعيت ستم و پر شدن ، از امور نسبي اند.
ثالثا، سخن عقل و فطرت و نيز نداي تربيتي تمامي انبيا و اوليا اين است : حتي اگر تمام اقطار جهان را فساد و ستم فرا گرفت ، هرگز نبايد از تلاش در راه اصلاح فرد و جامعه دريغ كرد. تجربه نيز نشانگر ثمرات تلاش هاي آن بزرگواران در همين موقعيت هاي حساس است . چه بسيار انسان هاي پاك و والا را كه علي رغم اكثريت فاسد و جريان فراگير فساد اجتماعي در همين موقعيت ها تربيت كرده و به جامعه تحويل داده اند!
رابعا، مصلحان و مربيان بشريت چنين توصيه كرده اند :
ادامه مطلب...
بلال نعيماز جمله اخبار و روايات قطعي مورد تأكيد، وقوع انقلاب بزرگ و الهي در اين عالم، بر روي اين زمين ـ در آخرالزمان ـ به منظور برپايي حكومتي الهي و جهانشمول ميباشد كه اين امر تنها با ايجاد حكومتي عادلانه و مبتني بر ارزشها و آموزههاي روان و مطابق فطرت بشريت به وسيلة حضرت امام مهدي(ع) به وقوع خواهد پيوست، تا آن حضرت قسط و عدل را در سراسر زمين پس از آن كه ظلم و ستم همه جا را فرا گرفت، مستقر سازد. تشكيل اين حكومت به معناي براندازي هر نوع حكومت ديگري جز حاكميت خداوند است، و آن در جهت اصلاح و هدايت بشريت از مسير انحرافي به مسير مستقيم و از بين بردن خطاها و زشتيها و انحرافات و فساد موجود در اين عالم حركت ميكند. آن حكومت در حقيقت حدفاصل (برزخ) ميان اين دنيا و عالم آخرت ميباشد، زيرا پس از تشكيل چنين حاكميت الهي در اين جهان، حكومت دنيا هرگز دوباره در دست انسان و بشر [غيرالهي] قرار نخواهد گرفت. فالله يحكم لا معقّب لحكمه.1 پس خداوند [بر اين جهان] حكمفرما ميشود و هيچ كس پس از او حاكم نخواهد گشت. |
ادامه مطلب...
او بهترين مردم روي زمين است .
در يمن نيز يماني همزمان با سفياني خروج كرده است سپس قحطاني پس از فرار از معركه جنگ با سفياني به يمن باز مي گردد و در آنجا به دست يماني (صاحب پرچم سفيد) كشته مي شود.
خروج و قيام سفياني در ماه رجب مي باشد.
در كتاب « كمال الدين » از امام صادق (ع ) نقل شده كه آن حضرت فرمود كه :
« خروج سفياني از جمله امور محتومه است . يعني : از قضاي الهي گذشته , تغيير و تبديل را بر آنها راه نيست , و خروجش در ماه رجب واقع خواهد شد » .
كمال الدين , ج 2 ـ ص 650 ح 5
امام مهدى (ع) در راه و كار خود سازش ناپذير است و در اجراى حدود و احكام الهى و مبارزه با ستمگران قاطعيتى خدايى دارد، چشم پوشى و مسامحه اى در راه و روش او نيست، از ملامت ملامتگران نمى هراسد، از هيچ مقام و قدرتى نمى ترسد، و بدون هيچگونه ملاحظه اى تبهكاران را كيفر مى كند و صالحان زاهد و ساده زى و بى آلايش را در مصادر امور مى گمارد.
قاطعيت، خصلت همه رهبران راستين الهى است، و اين خصلت در وجود مبارك امام مهدى (ع) در حد اوج و كمال است. و معيار پاكسازى اجتماعات بشرى همين است. عينيت يافتن عدالتى فراگير و ريشه سوزى هر ظلم و ستم بايد بدون كمترين ترحم و ارفاق و استثنايى صورت گيرد، بطورى كه در هيچ جاى جهان علت فساد و عامل بيدادى برجاى نماند، تا بتواند بتدريج به مناطق ديگر نفوذ كند، و به توطئه و كارشكنى در كار سامان بخشيدن به جامعه بشرى بپردازد.
ادامه مطلب...
در ضمن بررسى ويژگيهاى حكومت جهانى آن حضرت، اين سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظيم و منظم و پيچيده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونيكى و تكنيك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هسته اى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پيروزى جهانى براى امام زمان ، عليه السلام، چگونه ميسر است؟اصولا چون چنين پيروزى عظيمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نيست بايد ديد زمينه و عوامل چنين پيروزيى چيست و راه آن كدام است؟ در اين بحث به عوامل پيروزى آن حضرت در اين قيام جهانى و فتح نهايى عالم توسط ايشان مى پردازيم و با توجه به روايات و احاديث رسيده اين عوامل را بررسى مى كنيم. |
ادامه مطلب...
طبق روايات متواتر اسلامي، آن بزرگوار داراي دو غيبت است: غيبت صغري و غيبت كبري و در عصر غيبت صغري رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار ميشد و در عصر غيبت كبري آن حضرت داراي نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلي و كامل تعريف شده است.ولي درباره حضرت مسيح كه بحث غيبت و يا مباحث مشبه مطرح نيست بلكه در تعبير قرآن كريم آمده است: و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إليه.5 و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، وليكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد، و خدا توانا و حكيم است. و در روايات ما بحث نزول حضرت مسيح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و اين دو تعبير و عنوان بسيار متفاوت است كه يكي نشانگر غيبت و ديگري نشاندهنده عروج و رفع الي الله و نزول مجدد است. |
ادامه مطلب...
معرفت دربارة حضرت صاحبالزمان(ع) را از سوانح احوال ايشان و اولين روز تولدشان آغاز ميكنيم.
ادامه مطلب...

حضرت فاطمه(س) القاء شده و حضرت علي(ع) آن را نوشته و تدوين كرده است و مشتمل بر حوادث غيبي آينده و اسرار آل محمد(ص) است، و در نزد امامان(ع) دست به دست مي گشته، و اكنون در نزد حضرت مهدي(عج) است و هنگام ظهور آن را آشكار مي سازد.
امام صادق(ع) پس از سكوت طولاني فرمود: فاطمه(س) 75 روز بعد از رسول خدا(ص) زنده بود و در اين ايام از فراق پدر، بسيار غمگين بود. جبرئيل نزد فاطمه(س) مي آمد و او را دلداري مي داد و احوال و مقام هاي پدرش را براي او بيان مي كرد و از حوادث آينده و غيبي در مورد ظلم هاي دشمنان به فرزندانش به او خبر مي داد، حضرت علي(ع) آن مطالب را مي نوشت و آن مجموعه نوشته شده، همان مصحف فاطمه(س) است.(2)
بر خلاف تصور عده اي كه مي پندارند حضرت قائم پس از ظهور قرآني ديگرگون ارايه خواهند داد و آن نيز همان مصحف فاطمه است بايد گفت: قرآني كه اكنون در دسترس است، تحريف و كم و زياد نشده، بلكه همان قرآني است كه با املاي پيامبر اكرم(ص) نوشته شده (3)و تنظيم گشته است و شخص پيامبر(ص) در نام گذاري سوره ها و تقسيم قرآن به 114 سوره، و تنظيم آن به همين صورت فعلي نظارت كامل داشته است. از اينرو مصحف فاطمه(س) هيچ گونه تضادي با قرآن ندارد.
منبع:
1- بحار الانوار ج 26 ص 18 ح 1
2- اصول كافي، ج1، ص241، حديث50
3- بصائر الدرجات ص 152 ح 3
مفضّل بن عمر از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمود: آنگاه كه خداوند به حضرت قائم اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت كند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش آنها را بخواند و به این كه بین ایشان و روش رسول خدا(ص) رفتار كند و به كردار آن حضرت عمل كند.
آنگاه خداوند جبرئیل را می فرستد كه نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(ع) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرئیل می گوید: من نخستین كسی هستم كه با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز كن، پس دست به دست آن حضرت گذارد و متجاوز از سیصد و ده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند و در مكه می ماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.(1)
همچنين نقل شده است كه حضرت قائم(عج) پشت به حرم(خانه كعبه) می دهد و دست خود را دراز می كند مثل دست موسی ... آنگاه می فرمایند: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا كشیده شد و این آیه را تلاوت می كند :"ان الذین یبایعونك انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم، فمن نكث فانما ینكث علی نفسه ...". پس اول كسی كه دست آن حضرت را می بوسد جبرئیل است و با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جنّ و نقیبان آن حضرت بیعت می كنند. (2)
منابع:
1-مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص1154
2-اسرار العقائد، ج 2، ص 100 به نقل از كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوت
«سدير صيرفي» ميگويد: با همراهي «مفضل»، «ابوبصير» و «ابان» به محضر مقدس امام صادق(ع) شرفياب شديم، او را مشاهده كرديم كه بر روي خاكها نشسته، يك جامة خيبري، بييقه و آستين كوتاه بر تن دارد، همانند مادرِ فرزند مرده گريه ميكند. |
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ثقه جليل القدر احمد بن اسحاق بن سعد اشعرى نقل مىكند: خدمت امام حسن (ع) رسيدم، مىخواستم از امام بعد از او بپرسم، امام پيش از سؤال من فرمود:
«يا احمد بن اسحاق ان الله تبارك و تعالى لم يخل الارض منذ خلق آدم عليه السلام و لا يخليها الى ان تقوم الساعة من حجت الله على خلقه به يدفع البلاء عن اهل الارض و به ينزل الغيث و به يخرج بركات الارض».
گفتم: يابن رسول الله! امام و خليفه بعد از شما كيست؟ آن حضرت بسرعت برخاست و داخل اندرون شد، بعد به اتاق آمد و در شانهاش پسرى بود، گويى جمال مباركش مانند ماه چهارده شبه بود، حدود سه سال داشت، بعد فرمود: يا احمد بن اسحاق! اگر پيش خدا و امامان محترم نبودى اين پسرم را به تو نشان نمىدادم، او همنام و هم كينه رسول خداست، زمين را پر از عدل و داد مىكند چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.
يا احمد بن اصحاق! مَثل او در اين امت مَثل خضر (ع) و مثل ذوالقرنين است، به خدا قسم او را غيبتى خواهد بود كه فقط كسى از هلاكت نجات مىيابد كه خدا او را در امامت وى ثابت نگاه دارد و به دعا در تعجيل فرجش موفق فرمايد.
گفتم: مولاى من! آيا علامتى هست كه قلب من مطمئن باشد؟ در اين وقت آن كودك با زبان عربى فصيح فرمود: «انا بقيّةُ اللّه فى اَرضه و المنتقم من اعدائه فلا تطلب اثر بعد عين يا احمد بن اسحاق».
احمد بن اسحاق گويد: شاد و خرامان از خانه امام (ع) بيرون آمدم، فرداى آن به محضر امام بازگشتم و عرض كردم يابن رسول الله (ص)! شاديم بيش از حد گرديد در مقابل منتى كه بر من نهاديد، اين كه فرموديد: مَثل او مَثل خضر و ذوالقرنين است يعنى چه؟ فرمود: طول غيبت.
گفتم: غيبتش طولانى خواهد بود؟ فرمود: آرى، به خدايم قسم تا جايى كه اكثرى از اين امر برگردند و در امامت او نماند مگر كسى كه خدا براى ولايت ما از او عهد گرفته باشد و ايمان را در قلب او ثابت فرموده و با روح مخصوصى او را تأييد كرده باشد.
«يا احمد بن اسحاق هذا امرٌ من امر الله و سرّ من سرّاللّه و غيبٌ من غيب اِللّه فخذما آتيتك و اكتمه و كن من الشاكرين تكن معنا غدا فى عليين»
قريب به دو ساعت از ظهر روز عاشورا گذشته بود كه تلفن زنگ زد. پشت خط، صدايي هيجانزده و بيتاب، از واقعهاي در عراق خبر ميداد. از خروج يماني و پرچمهاي برافراشتهاش كه به سوي كربلا در حركت است و درگيريهايي كه در ظهر عاشورا حادث شده. صاحب صدا از شهرستاني در جنوب كشور تماس ميگرفت. با چند واسطه و تلاش، مرا يافته بود تا بتواند موقعيت خودش را در اين شرايط بيابد.كمي او را آرام كردم تا از آنچه در اين وقت، ذهن او را درگير و خاطرش را پريشان كرده، بگويد. ميگفت كه از طريق دوستانش در عراق، با خبر شده كه يماني خروج كرده، آنهم در روز عاشوراي سالي فرد. با نيروهاي مسلح عراقي درگير شده و ميگفت كه برخي علما، در حال بررسي موضوع هستند. |
ادامه مطلب...

همه ما ميدانيم كه خداوند، تبارك و تعالى، همه چيز را ميداند و به همه امور واقف است. سؤال اين است كه: آيا امام زمان (عج) نسبت به وقت دقيق ظهور خود آگاهى دارند يا خير؟ ثانياً تعيين زمان دقيق ظهور چه حكمى دارد؟
جريان درگيري امام زمان (عج) با جبهه باطل همان جريان عاشورا است و در واقع ادامة همان جريان است. يكي از مشكل ترين امتحانهاي شيعه همين است كه گاهي خيليها ممكن است در عصر غيبت حضرت، همراهي ولي خدا را داشته باشند اما در عصر غلبه نداشته باشند. آن چيزي كه شيعه را براي همراهي امام عصر(عج) آماده میکند، همين است. حضرت(ع) بعد از اتمام حجتها، گفتوگو و اتمام حجت، نفوس آماده را هدايت ميكند، اما بر نفوسي كه ميخواهند پاي باطل ميخواهند بايستند و با اتمام حجت كنار نميآيند سخت ميگيرند.
فتنه «دجال» در روايات ما به عنوان يكي از فتنههاي قبل از ظهور حضرت امام مهدي(ع) شمرده شده است. هرچند در پي پرسشهاي گوناگوني كه دربارة مشخصات امامان معصوم(ع) پرسيده شده، ايشان به بيان ويژگيهايي از دجال پرداختهاند. اما اين موضوع هم چنان در دوران ما، در هالهاي از ابهام قرار دارد.
برداشتهايي كه از انتظار فرج شده است؛ بعضي اش را من عرض مي كنم. بعضيها انتظار فرج را به اين مي دانند كه در مسجد، در حسينيه، در منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان- سلام الله عليه- را از خدا بخواهند. اينها مردم صالحي هستند كه يك همچو اعتقادي دارند. بلكه بعضي از آنها را كه من سابقاً مي شناختم بسيار مرد صالحي بود، يك اسبي هم خريده بود، يك شمشيري هم داشت و منتظر حضرت صاحب - سلام الله عليه- بود.
شش ويژگي به ما عطا شده و در هفت ويژگي از ديگران برتري يافتهايم: علم، حلم، جوانمردي، فصاحت، شجاعت، و محبت در قلبها به ما عطا شد. و برتري يافتيم به اينكه: پيامبر برگزيدة خدا حضرت محمد(ص) از ماست، صدّيق از ماست، طيّار از ماست، اسدالله و اسدالرسول از ماست، و سرور زنان جهانيان حضرت فاطمة بتول (سلام الله عليه) از ماست، و دو فرزند اين امت و دو سرور جوانان اهل بهشت از مايند8.
بلال نعيم
در ضمن بررسى ويژگيهاى حكومت جهانى آن حضرت، اين سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظيم و منظم و پيچيده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونيكى و تكنيك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هسته اى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پيروزى جهانى براى امام زمان ، عليه السلام، چگونه ميسر است؟
طبق روايات متواتر اسلامي، آن بزرگوار داراي دو غيبت است: غيبت صغري و غيبت كبري و در عصر غيبت صغري رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار ميشد و در عصر غيبت كبري آن حضرت داراي نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلي و كامل تعريف شده است.
«سدير صيرفي» ميگويد: با همراهي «مفضل»، «ابوبصير» و «ابان» به محضر مقدس امام صادق(ع) شرفياب شديم، او را مشاهده كرديم كه بر روي خاكها نشسته، يك جامة خيبري، بييقه و آستين كوتاه بر تن دارد، همانند مادرِ فرزند مرده گريه ميكند.
قريب به دو ساعت از ظهر روز عاشورا گذشته بود كه تلفن زنگ زد. پشت خط، صدايي هيجانزده و بيتاب، از واقعهاي در عراق خبر ميداد. از خروج يماني و پرچمهاي برافراشتهاش كه به سوي كربلا در حركت است و درگيريهايي كه در ظهر عاشورا حادث شده. صاحب صدا از شهرستاني در جنوب كشور تماس ميگرفت. با چند واسطه و تلاش، مرا يافته بود تا بتواند موقعيت خودش را در اين شرايط بيابد.