تبليغاتX

پـيـروان ولايـت ، عـاشـقـان شـهـادت


Image

از هر كس درباره‏ ى وقت ظهور سؤال شده، پاسخ داده كه ظهور آن حضرت نزديك است.
البته نزديكى وسعت دارد، لذا قيامت و ساعت هم قريب( 1). شمرده شده و نيز فرموده شده است:
«كُلُّ آتٍ قَريبٌ.»(2) هر آينده ‏اى، نزديك است. لذا اگر بزرگان فرموده ‏اند: «فلان سال» محمول بر مجاز يا توريه مى ‏شود «لِمَصْلَحَةٍ.»؛ (براى مصلحتى)، زيرا شيعه طاقت طول مدّت غيبت را ندارند.
 يكى از آقايان معتقد بود كه فرج نزديك است، ولى نقل مى ‏كرد كه كسى از طريق جفر اطّلاعاتى دارد كه مى ‏گويد: فلان قدر است، اگر بگويد شايد طاقت شنيدنش را نداشته باشيد. در واقع مى ‏توان گفت: فرج به زمانيّات موقّت است، نه به نفس زمان.

 

1.شاره به آيه‏ ى اوّل سوره‏ ى قمر كه مى ‏فرمايد: «اقْتَرَبَتِ السَّـاعَةُ وَ انشَقَّ الْقَمَرُ »؛ قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت .

2. نهج البلاغه، ص 148؛ غررالحكم، ص 165؛ بحارالانوار، ج 8، ص 101؛ ج 100، ص 27؛ ارشاد القلوب، ج 1، ص 34 و 191.

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

بانوان در دولت مهدوى

بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندى دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژه‏شان خواهد بود؛ یعنى همان رسالتى كه یك زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پاى‏بند خواهد بود. آنچه از روایات بر مى‏آید، آن است كه عده‏اى از كارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفى از یاران نزدیك امام محمد باقر علیه‏السلام به نقل از آن حضرت فرمود:

«وَ یَجِى‏ءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً یَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلى غَیْرِ میعادٍ(10)؛ به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیه‏السلام مى‏آیند كه پنجاه نفر از آنان زن مى‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلى در شهر مكه گرد هم جمع مى‏شوند.»

روایت دیگرى در این زمینه از ام‌سلمه، همسر رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله از طریق اهل سنت نقل شده است كه پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله در آن گفتار با اشاره به عصر ظهور و اجتماع یاران حضرت مهدى علیه‏السلام در اطراف آن حضرت مى‏فرماید:

«یَعُوذُ عائِذٌ فِى الْحَرَمِ فَیَجْتَمِعُ النّاسُ اِلَیْهِ كَالطَیْرِ الْوارِدِ الْمُتَفَرِّقَةِ حَتّى یَجْتَمِعَ اِلَیْهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ اَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِیهِ نِسْوَةٌ ...؛ (در زمان ظهور) پناه‏خواهى به حرم خداوند در مكه پناهنده مى‏شود. مردم همانند كبوتران از هر سو به جانب او رو مى‏آورند تا این كه سیصد و چهارده نفر كه عده‏اى از آنان زن هستند، دور او را مى‏گیرند.» و ادامه داد: «و از همان‏ جا خروج مى‏كنند و بر تمام ستمگران و اعوان و انصارشان پیروز مى‏گردند و عدل را آن ‏چنان در روى زمین برقرار مى‏سازند كه زندگان آرزو مى‏كنند كه اى كاش مرده‏هایشان نیز از طعم آن عدالت مى‏چشیدند!»(11)

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

اقتدار حضرت مهدى علیه‏السلام

براى اجراء عدالت و گسترش مساوات در جامعه اسلامى لازم است كه موانع عدالت را از میان برداشت و راه آن را هموار كرد؛ زیرا اصحاب زر و زور و تزویر و كسانى كه از در هم ریختگى جامعه در راه ترویج فساد و انحراف بهره مى‏برند، هرگز از عدالت و برنامه‏هاى عادلانه راضى نخواهند بود و با توسل به هر شیوه‏اى در مسیر احقاق حقوق مردم سنگ‏اندازى خواهند كرد. بنابراین، یكى از مهم‏ترین ویژگی‌هاى زمامداران عادل قاطعیت و صلابت در مقابله با دشمنان داخلى و خارجى است. امام زمان علیه‏السلام نیز با اقتدار كامل مخالفین اسلام و دشمنان عدالت را سركوب خواهد كرد. امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید:

«لَیْسَ شَأْنُهُ اِلاّ بِالسَّیْفِ(8) ؛ آن حضرت (در سركوب دشمنان قسم خورده‏اش) فقط شمشیر را مى‏شناسد.»

او در قاطعیت همانند جدّش رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله عمل خواهد كرد و به خیانتكاران، كافران و عوامل داخلى دشمن اجازه هیچ‏گونه توطئه‏اى نخواهد داد.

دجّال نیز فتنه‏گرى كذّاب و فریبنده است كه موجى از آشوب و فتنه به پا مى‏كند و بسیارى را با دسیسه‏هاى شیطانى‏اش مى‏فریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلى‏اش صیف بن عائد است. او ادعاى خدایى مى‏كند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبى دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد مى‏آیند.

حضرت باقر علیه‏السلام درباره شباهتحضرت مهدى علیه‏السلام به پیامبران الهى مطالبى فرموده و درباره تشابه حضرت خاتم الاوصیاء به حضرت پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله فرموده است: «وَ اَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله فَالْقِیامُ بِالسَّیْفِ وَ تَبْیینُ آثارِهِ ثُمَّ یَضَعُ سَیْفَهُ عَلى عاتِقِهِ ثَمانِیَةَ اَشْهُرٍ فَلا یَزالُ یَقْتُلُ اَعْداءَ اللّهِ حَتّى یَرْضَى اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ(9)؛ و امّا [شباهت حضرت مهدى علیه‏السلام] به پیامبر اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله قیام با شمشیر است [كه دشمنان لجوج را از میان برمى‏دارد] و آثار آن حضرت را آشكار مى‏كند. آن‏گاه هشت ماه به صورت مسلّح و آماده به سر مى‏برد و همواره با دشمنان خدا مبارزه مى‏كند تا این كه خداوند راضى شود.»

+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

جهان در آستانه ظهور

در آستانه ظهور حضرت مهدى علیه‏السلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود مى‏رسد و ظلم و ناعدالتى، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر كس و حكومتى ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و نداى عدالتى مى‏گردند كه آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستكبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنه‏انگیز و فرصت طلب به تنگ مى‏آیند كه شب و روز آرزوى قیام منادى عدالت را در سر مى‏پرورانند. حضرت امام باقر علیه‏السلام فضاى تاریك جهان قبل از ظهور را این‏گونه بیان مى‏كند:

«لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَ طاعُونٍ قَبْلَ ذلِكَ وَ سَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَ تشْتیتٍ فى دینِهِمْ وَ تَغْییرٍ فى حالِهِمْ حَتّى یَتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَ مَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَرى مِنْ كَلْبِ النّاسِ وَ اَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا(7)؛ حضرت قائم علیه‏السلام قیام نمى‏كند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزله‏ها و فتنه و بلایى كه بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مى‏شوند.

آن‏گاه شمشیر برنده میان اعراب حاكم مى‏شود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونى احوالشان به اوج مى‏رسد؛ به‏ گونه‏اى كه هر كس بر اثر مشاهده درنده‏خویى و گزندگى‏اى كه در میان برخى از مردم نسبت به بعضى دیگر به وجود مى‏آید، صبح و شام آرزوى مرگ مى‏كند.»

امام آن‏گاه افزود: «وقتى كه یأس و ناامیدى تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بن‏بست احساس كردند، امام غائب علیه‏السلام قیام مى‏كند.»

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

6-‌ زيارت امام زمان (عليه السلام) :
از جمله وظايف دوستان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) اين است كه درهر روز به ويژه در روز جمعه به زيارت امامشان بپردازند وبه يكي از زيارتنامه هايي كه براي آن حضرت در كتب دعا معرفي شده . آقايشان را زيارت كنند .

زياراتي كه در كتب ادعيه از قبيل مصابح المتجهد شيخ طوسي و جمال الأسبوع و اقبال سيد بن طاووس ، و زاد المعاد و بحار الانوار مجلسي ومفاتيح الجنان محدث قمي و كتب ديگر آمده ، بسيار است .كتاب مفاتيح الجنان محدث قمي كه دردسترس همگان قرار دارد ، عاشقان مي توانند براي زيارت امام عصر (عليه السلام) به همان كتب مراجعه كنند . زيارتي كه در اوايل مفاتيح مربوط به روز جمعه است ودعاي ندبه و آل ياسين ودعاي عهد و چندين زيارت ديگر كه دراواخر آن كتاب در بخش زيارت حضرت صاحب الامر آمده است، همه زيارت نامه آن حضرت است . بهترين زيارت براي هر امامي از جمله امام عصر (عليه السلام) زيارت جامعه كبيره است .

نكته : چه قدر زيباست كه انسان هر شب هنگام استراحت وضو گرفته ، دو ركعت نماز به جا آورد . سپس تسبيح حضرت زهرا (س) وحداقل سه مرتبه سوره توحيد را بخواند و يكي از زيارات حضرت را هر چند مختصر بخواند و هر مقدار كه آمادگي دارد به قرآن و اذكار بپردازد و در پايان مجموعه آن عمل را به عنوان هديه به محضر آن حضرت تقديم نمايد، زيرا حداقل فايده اين كار اين است كه در هر 24 ساعت يكبار هم كه شده به ياد مولايش افتاده است . امكان ندارد كه ما متوجه مولايمان بشويم ، ولي او به ما توجه نكند ، چون آنان خاندان كرمند :عادتكم الاحسان‌و‌سجيتكم الكرم


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

اشاره:
بزرگان و دانشمندان شيعه به ويژه صاحبان قلم كه درمورد وجود حضرت مهدي كتاب نوشته اند، با بهره گيري از كلمات نوراني و روايات وارده در اين باب ، براي شيعه و دوستان امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) تكاليف ووظايفي را مقرر داشته اند ، تكاليفي كه يك فرد شيعه بايد درعصر غيبت نسبت به آنها اهتمام ورزد . البته هر كسي در حد وسع خود اموري را به عنوان وظايف تعيين كرده اند . در اين مورد ، بهترين كتاب ، مكيال المكارماست كه مؤلف آن (سيد محمد تقي موسوي ) در باب هشتم كتاب ، هشتاد امر را به عنوان تكاليف عباد نسبت به امام عصر ، بر شمرده است . ما در اين نوشتار درصدد بررسي و جمع تمامي تكاليف نيستيم ، بلكه تنها به برخي تكاليف ووظايف عباد مخصوصاً شيعه اشاره مي كنيم ، چرا گه بررسي تمام وكمال آن نه در وسع فهم مؤلف است و نه در اين نوع نوشتار مي گنجد .
البته معلوم است كه اين تكاليف ، دستوراتي هستند كه از طرف مبادي عاليه و ائمه معصومين : صادر شده اند كه عبارتند از :

1-‌ ياد امام زمان (عليه السلام)

وظيفه ي يك شيعه و يك عاشق دلسوخته قبل از هر چيز ياد امام زمان است نه در هر صبح و شام ، بلكه درتمايم ساعات عمر خود و درهر حال ازحالات و در هر مكاني از مكانها بايد به ياد امام زمام باشد ، نه آنكه هر گاه مريض يا گرفتار شد ويا در مركزي از مراكزديني ، مانند حرم ائمه (عليه السلام) قرار گرفت به ياد امام بيافتد ، زيرا عاشق آن است كه آني از ياد معشوق غافل نشود . تأسف آن است كه نه تنها ديگران به ياد امام نيستند . بلكه شيعيان نيز امامشان را به فراموشي سپرده اند ، در حالي كه از ياد بردن ولي نعمت عيب و زشت است . ياد اما نه تنها يك وظيفه است كه آرام بخش و نشاط آور ، سازنده و تربيت كننده ، اصلاح گر وشور آفرين ووسيله تقرب به خدا و توشه لحظه پر وحشت مرگ نيز هست .

بنابراين ، اي دوستان امام زمان اگر صفاي روح مي طلبيد ، اگر تزكيه نفس مي خواهيد . اگر قدرت مبارزه با تمايلات نفساني ووسوسه هاي شيطاني را جويا هستيد ، اگر از گناهان و خطاها پشيمان شده در پي وسيله استغفار به فكر درمان بيماري هاي روحي وناهمواريهاي معنوي افتاده ايد ، اگرتعالي رواني و نور باطني مي خواهيد و بالاخره اگر كاميابي دنيا و آخرت را خواستاريد ، راه اصلي و مسير حقيقي آن است كه به ياد امام زمان باشيد و به او روي آوريد ودست به دامان او شويد ، در تمام ساعات عمرتان به ياد او باشيد ، از او بخواهيد ، او را بجوئيد ، راه او را به پيمائيد و در خانه او را بزنيد ، چرا كه همه چيز انجاست و همه كمالات در سايه مهر او و در پرتو اطاعت و كسب خوشنودي او و سرانجام از ياد اوست . شما در هر مقام و موقعيتي كه هستيد ، اگر مي خواهيد در تمام شئون زندگي و در همه مسائل اجتماعي ، به خصوص سازندگي روح انساني وشكوفايي انديشه ، به جائي برسيد و به موقعيتهائي نايل شويد پيوسته به ياد او باشيد و پيوندتان را با او محكم كنيد كه در غير اين صورت . تلاشها بي ثمر مي ماند . راههاي به ياد امام بودن ، تكاليف بعدي است كه ذيلاً اشاره مي شود .


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

امام کاظم (ع) در روايتي مي فرمايند:
وقتي پنجمين فرزند از فرزندان من غايب شد در مورد دين خود بسيار مراقب باشيد مبادا کسي شما را از دين تان جدا کند. [1]

امام صادق (ع) در اشاره به سختي دينداري و حفظ ايمان در زمان غيبت امام زمان (ع)مي فرمايند:...
صاحب الامر (ع) دوران غيبتي در پيش دارند که در آن حفظ دين کردن همانند شاخه پرخار درخت قتاد را با دست تراشيدن است ... چه کسي مي تواند چنين کاري را با دست خود انجام دهد. بنابراين بندگان خدا بايد در دوران غيبت حجت الهي تقوا را پيشه خود سازند و دين خدا را رها نسازند. [2]
در اين باره علي بن ابيطالب (ع) مي فرمايند: پس از غيبت امام عصر (عج)مردم دچار حيرت و سرگرداني بسياري مي شوند. گروهي گمراه مي شوند اما گروهي ديگر عليرغم تمام ناملايمات بر هدايت باقي مي مانند. [3]
از مجموعه اين قبيل از روايات کاملاً معلوم مي شود در دوره غيبت شرايطي پيش خواهد آمد که دينداري و پايبندي به ارزشهاي انساني و اخلاقي بسيار مشکل خواهد بود؛ با اين همه ، گروههاي زيادي با وجود همه اين سختيها لحظه اي از دين خود دست بر نخواهند داشت و با تمام وجود به حفظ ارزشها و احکام الهي که تضمين کننده سعادت دنيا و آخرت انسان است پافشاري خواهند نمود.

حال اين سوال مطرح است که مگر در دوره غيبت امام (ع) اوضاع جوامع چگونه خواهد بود که دين افراد اين چنين در معرض تهديد واقع خواهد شد؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت از بررسيها چنين برمي آيد عوامل گوناگوني در پيدايش اين وضع موثر است و از جمله آنهاست :


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 همه ما مي‌دانيم كه خداوند، تبارك و تعالى، همه چيز را مي‌داند و به همه امور واقف است. سؤال اين است كه: آيا امام زمان (عج) نسبت به وقت دقيق ظهور خود آگاهى دارند يا خير؟ ثانياً تعيين زمان دقيق ظهور چه حكمى دارد؟

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در میان احادیث متعددی که درباره حضرت ولی عصر(عج) از سوی ائمه اطهار(ع) نقل شده حدود 90 حدیث از امام جواد (ع) پیرامون ولادت حضرت مهدی (ع) روایت شده است.

شیخ صدوق به روایتی را از عبدالعظیم حسنی نقل کرده که فرمود: من بر محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب: وارد شدم و می خواستم تا از قائم سؤال کنم که آیا او مهدی است یا شخص دیگر؟ حضرت در ابتدا فرمود:

"یا أباالقاسم! إنّ القآئم منّا هو المهدیّ الّذی یجب أن ینتظر فی غیبته ویطاع فی ظهوره وهو الثالث من ولدی"؛ "ای اباالقاسم! همانا قائم از ما مهدی است که واجب است در غیبت او به انتظار نشسته شود ودر ظهورش اطاعت شود. و او سومین از اولاد من است."(1)

شیخ صدوق همچنین در حدیثی دیگر به سندش از صقر بن ابیدلف نقل کرده که از امام جواد (ع) شنیدم که می فرمود: "الإمام بعدی اِبنی علیّ، أمره أمری وقوله قولی وطاعته طاعتی، والإمام بعده ابنه الحسن أمره أمر أبیه وقوله قول أبیه وطاعته طاعة أبیه. ثمّ سکت فقلت له: یابن رسول اللَّه! فمن الإمام بعد الحسن؟ فبکی(ع) بکآءً شدیداً، ثم قال: إنّ من بعد الحسن ابنه القآئم الحقّ المنتظر..."؛(2)

"امام بعد از من فرزندم علی است، امر او امر من وقول او قول من وطاعت او طاعت من است. وامام بعد از او فرزندش حسن است. امر او امر پدرش، وقول او قول پدرش، وطاعت او طاعت پدرش میباشد. آن گاه ساکت شد.

عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن کیست؟ امام گریه شدیدی کرد، سپس فرمود: همانا بعد از حسن فرزندش قائم به حقّ منتظر است...".

منابع:
1- کمال الدین، ص 377، ح 1 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 156، ح 1.
2- اعلام الوری، ص 436 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 157، ح 5.
خبرگزاری شبستان
+ نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

یاران وفادار

پیشواى پنجم علیه‏السلام در توصیف یاران حضرت مهدى علیه‏السلام كه در زمان غیبت، خود را براى شركت در قیام جهانى آن حضرت آماده مى‏كنند، به ابو خالد كابلى فرمود: «من به گروهى مى‏نگرم كه در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا مى‏خیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حكومت الهى تلاش مى‏كنند. بارها از متولیان حكومت اجراء حق را خواستار مى‏شوند، امّا با بى‏اعتنایى مسئولین مواجه مى‏شوند. وقتى كه وضع را چنین ببینند، شمشیرهاى خود را به دوش مى‏نهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواسته‏شان اصرار مى‏ورزند تا این كه سردمداران حكومت نمى‏پذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مى‏گردند و كسى نمى‏تواند جلوگیرشان شود. این حق‏جویان وقتى كه حكومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیه‏السلام به كس دیگرى نمى‏سپارند. كشته‏هاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مى‏شوند.»

در اینجا امام باقر علیه‏السلام به ابو خالد كابلى جمله‏اى زیبا فرمود كه مى‏تواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.

آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَكْتُ ذلِكَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.»

امام در مورد یاران امام زمان علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیه‏السلام مى‏آیند كه پنجاه نفر از آنان زن مى‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلى در شهر مكه گرد هم جمع مى‏شوند.

امام پنجم علیه‏السلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیه‏السلام به آیه‏اى از قرآن استناد كرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْكُمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ كانَ وَعْدا مَفْعُولاً»؛ «هنگامى كه نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیكارجوىِ خود را بر ضد شما برمى‏انگیزیم [تا شما را سخت درهم كوبند و براى به دست آوردن مجرمان] خانه‏ها را جستجو مى‏كنند و این وعده‏اى است قطعى.» فرمود: «این بندگان پیكارجو و مقاوم كه به طرفدارى از حق به پا مى‏خیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»

+ نوشته شده در جمعه 2 اسفند1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 جريان درگيري امام زمان (عج) با جبهه باطل همان جريان عاشورا است و در واقع ادامة همان جريان است. يكي از مشكل ترين امتحان‌هاي شيعه همين است كه گاهي خيلي‌ها ممكن است در عصر غيبت حضرت، همراهي ولي خدا را داشته باشند اما در عصر غلبه نداشته باشند. آن چيزي كه شيعه را براي همراهي امام عصر(عج) آماده می‌کند، همين است. حضرت(ع) بعد از اتمام حجت‌ها، گفت‌وگو و اتمام حجت، نفوس آماده را هدايت مي‌كند، اما بر نفوسي كه مي‌خواهند پاي باطل مي‌خواهند بايستند و با اتمام حجت كنار نمي‌آيند سخت مي‌گيرند.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 18 بهمن1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

بوی عطر  یار دارد  جمعه ها         مـژده دیـدار دارد جـمـعـه هـا

جمعه هادل یاد دلبر می کند        نغمه یبن الحسن سر میکند

+ نوشته شده در جمعه 18 بهمن1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

منتظران مژده باد

امام باقر علیه‏السلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط ‏بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مى‏دهد كه «یَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِكَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یَكُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِى‏ءُ عَزَّ وَ جَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَ صَدَّقْتُمْ بِغَیْبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى(1) ؛ بر مردم زمانى مى‏آید كه امامشان از منظر آنان غایب مى‏شود. خوشا به حال آنان ‏كه در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل‌بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! كمترین پاداشى كه به آنان مى‏رسد، این است كه خداى متعال خطابشان مى‏كند و مى‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق كردید. پس بر شما مژده باد كه بهترین پاداش من در انتظارتان است.»

امام باقر علیه السلام فرمود: مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.

آن ‏گاه امام باقر علیه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذارى به چنین منتظران راستینى به آنان مى‏فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیك و شایسته‏تان را مى‏پذیرم و از كردار ناپسندتان عفو مى‏كنم و به خاطر شما سایر گنهكاران را مى‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مى‏كنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناك خود را به مردم نافرمان نازل مى‏كردم.»(2)


چشم به راه ظهور

از منظر امام باقر علیه‏السلام در عصر غیبت، چشم به راه ظهور حضرت مهدى علیه‏السلام بودن و انتظار حكومت آل محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله را كشیدن از عبادات شایسته و برتر محسوب مى‏شود. آن گرامى به نقل از وجود مقدس رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله فرمود:

«اَفْضَلُ الْعِبادَةِ انْتِظارُ الْفَرَجِ(۳)؛ انتظار [پیروزى و] فرج [آل محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله] از برترین عبادات محسوب مى‏شود.»

پی‌نوشت‌ها:        1.كمال الدين، ج 1، ص 330. /  2.همان.  /  ۳.بحارالانوار، ج 52، ص 125.
+ نوشته شده در جمعه 22 آذر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

زنان سرافراز

اينك به اختصار به شرح حال برخى از زنان نامبرده اشاره مى‏كنيم.

1. صيانه ماشطه
او يكى از همان سيزده بانويى است كه در دولت حضرت مهدى، عليه‏السلام، زنده شده، به دنيا بازمى‏گردد. وى همسر حزقيل، پسر عموى فرعون، و شغلش آرايشگرى دختر فرعون بود.او همانند شوهرش به پيامبر زمان خود، حضرت موسى، ايمان آورده بود امّا همچنان ايمان خود را پنهان مى‏كرد.
نوشته‏اند: روزى وى مشغول آرايش دختر فرعون بود كه شانه از دستش افتاد و بى‏اختيار نام خدا را برزبان جارى ساخت. دختر فرعون گفت: آيا نام پدر مرا بر زبان آوردى؟ گفت: نه، بلكه نام كسى را بر زبان آوردم كه پدر تو را آفريده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو كرد و فرعون صيانه را احضار كرد و گفت: مگر به خدايىِ من اعتراف ندارى؟ گفت: هرگز! من از خداى حقيقى دست نمى‏كشم و تو را پرستش نمى‏كنم. فرعون دستور داد تا تنور مسى برافروزند و همه بچه‏هاى آن زن را در حضورش در آتش افكنند. چون نوبت به طفل شيرخوارش رسيد صيانه مى‏خواست به ظاهر از دين برائت جويد كه كودك شيرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر كن كه تو بر حق هستى! فرعونيان آن زن و بچه شيرخوارش را در آتش افكنده، سوزاندند و خداوند دراثر صبر و تحمل آن زن در راه دين، او را در دولت امام مهدى زنده مى‏گرداند تا هم به آن حضرت خدمت كند وهم انتقام خود را از فرعونيان بگيرد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

نقش زنان در دوران ظهور

حال سزاوار است بدانيم زنان در حكومت قائم آل محمد، عليه‏السلام، چه مى‏كنند؟ چه كسانى هستند؟ چند نفرند؟ از كجا مى‏آيند و چه مسؤوليتى برعهده دارند؟ براساس برخى از روايات، حضور و نقش اين زنان ازنظر زمان و موقعيت، چهارگونه است:
الف) حضور پنجاه زن در بين ياران امام
اولين گروه از زنانى كه به محضر امام زمان مى‏شتابند آنهايند كه در آن ايّام مى‏زيسته‏اند و همانند ديگر ياران امام، عليه‏السلام، به هنگام ظهور در حرم امن الهى به‏خدمت امام، عليه‏السلام، مى‏رسند. در اين‏باره دو روايت وجود دارد:
روايت اول: امّ سلمه ضمن حديثى درباره علايم ظهور، از پيامبر روايت كرده است كه فرمود:
يعوذ عائذ من الحرم فيجتمع الناس إليه كالطّير الوارده المتفرقه حتّى يجتمع إليه ثلاث مأه و أربعه عشر رجلاً فيه نسوه فيظهر على كلّ جبّار و ابن جبّار...3
در آن هنگام پناهنده‏اى به حرم امن الهى پناه مى‏آورد و مردم همانند كبوترانى كه از چهار سمت به يك سو هجوم مى‏برند به‏سوى او جمع مى‏شوند تا اينكه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده‏نفر گرد مى‏آيند كه برخى از آنان زن مى‏باشند كه بر هر جبار و جبار زاده‏اى پيروز مى‏شود.4
روايت دوم: جابربن يزيد جعفى، ضمن حديث مفصلى از امام باقر، عليه‏السلام، در بيان برخى نشانه‏هاى ظهور نقل كرده كه:
و يجيى‏ء واللَّه ثلاث مأه و بضعه عشر رجلاً فيهم خمسون امراه يجتمعون بمكه على غير ميعاد قزعاً كقزع الخريف يتبع بعضهم و هى‏الآيه الّتى قال اللَّه: أينما تكونوا يأت بكم اللَّه جميعاً إنّ اللَّه على كلّ شى‏ء قدير...5
به‏خدا سوگند، سيصد و سيزده نفر مى‏آيند كه پنجاه نفر از اين عده زن هستند كه بدون هيچ قرار قبلى در مكه كنار يكديگر جمع خواهند شد. اين است معناى آيه شريفه: هرجا باشيد خداوند همه شما را حاضر مى‏كند. زيرا او بر هر كارى توانا است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مهر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در كتب هندوها

1- در كتاب شاكموني - كه از اعاظم كفره هند است - نيز اشاره به وحدت ديانت در زمان آن يگانه زمامدار روحاني و منجي بشريت كرده گويد:
پادشاهي و دولت دنيا به فرزند سيد خلائق دو جهان كشن بزرگوار تمام شود راه كسي باشد كه بر كوههاي شرق و غرب دنيا حكم براند و فرمان كند و ..... دين خدا يك دين شود و دين خدا زنده گردد ونام او ايستاده (قائم) باشد وخداشناس باشد.46
2- در كتاب وشن جوك از كتب هندوها چنين آمده است:
سرانجام زمين به كسي برگردد كه خدا را دوست دارد واز بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد.47
3- دركتاب ديده:
پس از خرابي دنيا، پادشاهي در آخرالزمان پيدا شود كه پيشواي خلايق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگيرد و به آيين خود آورد و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد.48
در برخي روايات، منصور را يكي از اسماء حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) خوانده اند و آيه و من قتل مظلوماً فقد جلعنا لوليه سلطاناً فلا يسرف في القتل انه كان منصوراً را به آن حضرت منزل ساخته اند كه وي وليّ خون مظلومان و منصور و مؤيد از جانب خداست.49
4- در كتاب ددانگ از كتب مقدسه برهمائيان آمده است:
.... دست حق در آيد و جانشين آخر متاطا ظهور كند و شرق و غرب عالم را بگيرد همه جا و خلائق را هدايت كند.50
5- در پاتيكل از كتب هندوان آمده است:
چون مدت روز تمام شود، دنياي كهنه نو شود و زنده گردد و صاحب ملك تازه پيدا شود از فرزندان دو پيشواي جهان كه يكي ناموس آخرالزمان (حضرت محمدص) و ديگري صديق اكبر؛ يعني ، وصي بزرگتر وي كه نام او پشن (حضرت علي(عليه السلام) است . و نام آن صاحب ملك ، راهنما (هادي و مهدي) است. بحق پادشاه شود و خليفه رام (خدا) باشد و حكم براند و او را معجزه بسيار باشد.51
6- دركتاب باسك از كتب هندوها:
دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخرالزمان كه پيشواي فرشتگان و پريان و آدميان باشد وراستي حق با او باشد و آنچه در دريا و زمينها وكوهها پنهان باشد، همه را بدست آورد و از آسمان و زمين آنچه باشد، خبر مي دهد و از او بزرگتر كسي بدنيا نيايد.53
7- در كتاب اوپانيشاد صفحه 737 :
اين مظهر ويشنو مظهر دهم در انقضاي كلي يا عصر آهن، سوار بر اسب سفيدي در حالي كه شمشير برهنه‌درخشاني به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر مي شود و شريران را تماماً هلاك مي سازد و خلقت را از نو تجديد و پاكي را رجعت خواهد داد ..... اين مظهر دهم در انقضاي عالم ظهور خواهد كرد.

برگرفته از کتاب نگاهي تحليلي به زندگي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه)

46- بشارات عهدين ، ص 242 .

47- بشارات عهدين ، ص 272 .

48- بشارات عهدين ، ص 245 .

49- بشارات عهدين ، ص 245 .

50- مهدي انقلابي بزرگ ، ص 54 .

51- مهدي انقلابي بزرگ ، ص 54 .

52- مهدي انقلابي بزرگ ، ص 54 .

+ نوشته شده در دوشنبه 22 مهر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

نقش زنان در دوران غيبت صغرى

در دوران سخت غيبت صغرى، در روزهايى كه شيعيان پس از دويست و شصت سال با يك آزمايش بزرگ رو به رو بودند و مى‏بايست با غيبت امام خو كنند، يك زن به عنوان مفزع و پناه معرفى مى‏شود و آن مادر بزرگوار امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، است. در اين دوره، اگر چه امام هادى و امام حسن عسكرى، عليهماالسلام، زمينه غيبت را از پيش فراهم كرده بودند و شخصيتهاى مورد اعتمادى همانند عثمان‏بن سعيد عمرى و پسرش محمد بن عثمان رابه‏عنوان وكيل معرفى كرده بودند، به‏دلايلى از موقعيت مادر امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، معروف به جدّه، استفاده شد و وى پناه شيعه معروف گرديد. ازگفتگوى احمد بن ابراهيم با حكيمه دختر امام جواد، عليه‏السلام، برمى‏آيد كه پس از گذشت دوسال از رحلت امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، همچنان بسيارى از كارها به‏دست مادر بزرگوار امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، انجام مى‏شده است ولى در حقيقت ازطرف حضرت حجهبن‏الحسن، عليه‏السلام، و به فرمان آن حضرت صورت گرفته است.
شيخ صدوق، رحمهالله‏عليه، از احمد بن ابراهيم نقل كرده است كه در سال 262 ق. بر حكيمه دختر امام جواد، عليه‏السلام، وارد شدم و از پس پرده با وى سخن گفتم و از او درباره اعتقادش به امامان پرسيدم. او همه آنها را يكايك شمرد و آنگاه حجهبن‏الحسن بن على را نيز نام برد...
از او پرسيدم: اين فرزند كجاست؟ گفت: در پس پرده غيب است. گفتم پس شيعه به چه كسى پناه ببرد؟ گفت: به جدّه، مادر امام حسن عسكرى، عليه‏السلام. سپس افزود: اين دستور از سوى امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، و به‏پيروى از امام حسين، عليه‏السلام، صورت گرفته است. زيرا امام حسين، عليه‏السلام، در ظاهر براى حفظ جان فرزندش امام سجاد، عليه‏السلام، به خواهرش زينب كبرى، عليهاالسلام، وصيت كرد و درنتيجه تا مدتى هرآنچه از امام زين‏العابدين، عليه‏السلام، صادر مى‏شد به حضرت زينب، عليهاالسلام، نسبت داده مى‏شد تا امر پنهان باشد1 و حساسيت‏ها نسبت به امام سجاد، عليه‏السلام، كمتر شود. اين امتياز براى جدّه باقى بود تاآنكه كسانى مانند عثمان‏بن سعيد و ديگر سفرا و نايبان خاص امام زمان، عليه‏السلام، در بين شيعيان شناخته شدند و منزلت يافتند.
پس از شهادت امام عسكرى، عليه‏السلام، يك بانو، نظر دستگاه خلافت بنى‏عباس را نسبت به تعقيب امام زمان تغيير داد. نوشته‏اند پس از گزارش جعفر كذّاب، كه در خانه امام حسن عسكرى، عليه‏السلام، فرزند خردسالى از آن حضرت باقى مانده است، آنها به خانه امام هجوم بردند و پس از دستگيرى صيقل (يكى از كنيزان امام) فرزند خردسال را از او مطالبه كردند. او نخست انكار كرد و آنگاه براى اينكه موضوع براى آنها پوشيده ماند، گفت من حامله هستم. از اين‏رو آن كنيز را به‏دست أبى الشوارب، قاضى وقت، سپردند تا از او مراقبت كند. در مدتى كه صيقل زيرنظر قاضى نگهدارى مى‏شد دستگاه خلافت با مرگ عبيد بن خاقانى و شورش صاحب الزنج روبه‏رو شد و صيقل از وضعيت آشفته سود جست و فرار كرد.2

پى‏نوشتها:
1. سوره تحريم (66)، آيه 11.
2. صدوق، محمد بن على بن الحسين، كمال‏الدين، ج 2، ص50؛ الطوسى، محمد بن الحسن، الغيبه، ص 138.

+ نوشته شده در شنبه 20 مهر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در كتب زرتشت

1- در كتاب معروف زند پس از ذكر مبارزه هميشگي ايزدان و اهريمنان مي خوانيم:
آنگاه پيروزي بزرگ از طرف ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان به سعادت اصلي خود رسيده بني آدم بر تخت نيك بختي خواهند نشست.41
2- جاماسب در كتاب جاما سبنامه از زرتشت نقل مي كند كه مي گويد:
مردي بيرون آيد از زمين تازيان، از فرزندان هاشم، مردي بزرگ سر، بزرگ تن و بزرگ ساق و بر آيين جد خويش و با سپاه بسيار و روي به ايران نهد و آباداني كند و زمين را داد كند.42
3- درهمان كتاب پس از بشارت دادن به نبوت حضرت رسول(صل الله عليه و اله) مي گويد:
و از فرزندان دختر آن پيامبر كه خورشيد جهان و شام زمان نام دارد، كسي پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد. در ميان دنيا كه مكه باشد و دولت او تا به قيامت متصل شود و ..... از خوبان و پيامبران گروه بسيار را زنده كند.....43
4- جاماسبنامه صفحه 121:
سوشيانس (نجات دهنده بزرگ) دين را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستي را ريشه كن سازد. ايزدان را از دست اهريمن نجات داده ، مردم جهان را همفكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.44
5- در كتاب زند و هومن سين صفحه 25 سخن جاماسب را از قول استادش زرتشت چنين نقل مي كند:
پيش از ظهور سوشيانس پيمان شكني و دروغ و بي ديني در جهان رواج مي يابد و مردم از خدا دوري جسته، ظلم و فساد و فرومايگي آشكار مي گردد و همينها نيز اوضاع جهان را دگرگون ساخته، زمينه را براي ظهور نجات دهنده مساعد مي گرداند. وقايعي كه مصادف با ظهور مي شود عبارتست از علامات شگفت انگيزي كه در آسمان پديد مي آيد و دال بر آمدن خردشهر ايزد مي باشد و فرشتگان از مشرق و غرب به فرمان او فرستاده مي شوند و به همه دنيا پيام مي فرستد اما اشخاص شرور او را انكار مي كنند وكاذب مي شمارند و نگهبانان پيروزگر آسمانها و زمينها در برابر او سر فرود مي آورند.45

41- بشارات عهدين ، ص 243 و 237 .
42- بشارات عهدين ، ص 243 و 237 .
43- بشارات عهدين ، ص 273 .
44- جاماسب نامه ، ص 121 به نقل از.
45- ص 25 به نقل از .

+ نوشته شده در دوشنبه 15 مهر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در انجيل

1- انجيل متيفصل 24:
چونكه برق از شرق مي آيد و تا به مغرب ظاهر مي گردد، آمدن فرزند انسان نيز چنين خواهد بود ..... خواهند ديد فرزند انسان را برابرهاي آسمان كه مي آيد با قدرت وجلال عظيم!
وفرشته هاي خود را (ياران خود را) خواهدفرستادبا صوربلند آواز و آنان برگزيدنشان راجمع خواهندنمود. 36

2- در انجيل در لوقا فصل 12 آمده است:
كمرهاي خود را بسته و چراغهاي خود را افروخته داريد و شما مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را
مي شكند ..... تا هر وقت بيايد و در بكوبد بيدرنگ براي او باز كنيد ..... زيرا در ساعتي كه گمان نمي بريد، پسر انسان مي آيد.37

3- در انجيل مرقس فصل 13 در مورد انتظار فرا رسيدن صاحب خانه فرمايد:
پس بر حذر و بيدار شده دعا كنيد زيرا كه نمي دانيد كه آن وقت كي مي شود ..... زيرا نمي دانيد كه صاحبخانه كي مي آيد در شام يا نصف شب يا بانك خروس يا صبح.38

4- در مكاشفات يوحناي لاهوتي فصل 12 : 14 اشاره به غيبت حضرت مهدي وعلت پنهان بودن وي نموده:
و آن مولود به منظور حفاظت قطعي از دستبرد اهريمنان، براي زمان وزمانين و نصف زمان از نظر آن پنهان شد.39

5- و نيز در فصل 2 : 28 - 26 و فصل 12 : 17 1 پس آنكه اشاره به ولادت وخفاء مولد وغيبت حضرت مهدي مي كند، آن حضرت را قائم به شمشير خوانده است كه با عصاي آهنين بر بشريت حكومت مي كند.

و هر كس كه غالب آيد وتا انجام اعمال مرا نگاه دارد، وي را بر قبايل اقتدار خواهم داد كه بر آنها به عصاي آهنين حكمراني خواهد كرد ......40
6- در انجيل يوحنا فصل (باب) 14 ايشان را به عنوان روح القدس و حكمران اين جهان و كسي كه معرفت همه چيز را به مردم خواهد داد نامبرده، چنين مي گويد:
اين چيزها را وقتي هنوز با شما هستم مي گويم اما پشتيبان شما يعني روح القدس همه چيز را به شما تعليم خواهدداد و آنچه را به شما گفته ام به ياد شما خواهد آورد. بعداز اين با شما زياد سخن نمي گويم زيرا حكمران اين جهان مي آيد.

36- بشارات عهدين ، ص 274 / مهدي انقلابي بزرگ ، ص 55 .
37- بشارات عهدين ، ص 277.
38- بشارات عهدين ، ص 277 .
39- بشارات عهدين ، ص 262 .
40- بشارات عهدين ، ص 262 .

+ نوشته شده در شنبه 13 مهر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در تورات و كتب انبياء پيرو تورات

1- در كتاب مزامير داود مزمور 27 چنين مي خوانيم:

 زيرا كه شريران منقطع خواهند شد. و اما متوكلان به خداوند وراث زمين خواهند شد . هان، بعد از اندك مدتي شرير نخواهد بود، در مكانش تأمل خواهي كرد و نخواهد بود. اما حكيمان (صالحان) وارث زمين خواهند شد.

و نيز در همان مزمور 27 جمله 22 مي خوانيم:

.... متبركان خداوند وارث زمين خواهند شد اما ملعونان وي منقطع خواهند شد و در جمله 29 در همان مزمور آمده:

صديقان وارث زمين شده ابداً در آن ساكن خواهند شد.26

2- در زبور داود مزمور 72 آن حضرت را به عنوان ملك زاده كه بزرگترين و كاملترين مظهر عدل الهي است معرفي نموده:

اي خدا شرع و احكام خود را به ملك و عدالتخود را به ملكزاده عطا فرما تا اينكه قوم تو را به عدالت و فقراء ترا به انصاف حكم نمايد ..... از دريا تا به دريا واز نهر تا به اقصي نقاط زمين سلطنت خواهد نمود. صحرانشينان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاك را خواهند بوسيد ..... بلكه تمامي ملوك با او كرنش خواهندنمود و تمامي امم، او را بندگي خواهند كرد .... اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد و تمامي زمين از جلالش پر شود.27

مورد دعاي حضرت داود كه اي خدا شرع و احكام خود را به ملك عنايت فرما، همان نور قدوس حضرت محمد بن عبدالله0ص) است. و ملكزاده كه مظهر تمام عدل الهي خوانده شده دوازدهمين جانشين و فرزند وي محمد بن الحسن العسكري است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

1- قرآن و دولت آخر الزمان:

قرآن و روايات متواتره اسلام و كتب مقدسه آسماني عموماً و نوشته هاي گروهي از مدعيان نبوت احياناً ، به الحان گوناگون وتعبيرات مختلف، بشريت را به يك آينده درخشان و عصر مشعشعي نويد و بشارت داده اند، كه جهان در آن عصر ، روضه رضوان شود، نمونه اي از حيات در بهشت برين در همين جهان تشكيل گردد كه گويي جهان، آفرينش نويني به خود گرفته است.
در آن عصر ، زمام اجتماع كبير جهاني از دست بيدادگران بيرون رود و حكومت و داوري بدست با كفايت برگزيدگان خدا و پرهيزگاران افتد. و رياست و دولت حقّه الهيه و زمامداري جهان بشريت، به امر لازم الاجراء الهي در آن زمان، مخصوص موعود كل ملل و مرغوب عموم طوائف ، حضرت مهدي قائم آل محمد(صل الله عليه و اله) ، حجت بن الحسن العسكري خواهد بود.

قرآن كريم كه مهمترين منبع اسلامي است، در اين زمينه يك بحث كلي و اصولي دارد ، بدون اينكه وارد جزئيات بشود؛ يعني خبر از تحقق يك حكومت عدل جهاني در سايه ايمان مي دهد.

چند نمونه از آياتي كه اين بحث را مطرح ساخته ذيلاً از نظر مي گذرانيم:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

ظهور موعود الهى و منجى بشر متضمن دو عنصر اساسى و به هم پيوسته است: زمان دوران اين تحول در رويداد جهانى (آخرالزمان) و وجود شخص منجى و متكفل اين امر عظيم (امام مهدى، عليه‏السلام).

آخرالزمان‏ اصطلاحى است در فرهنگ اديان بزرگ دنيا، به معناى آخرين دوران حيات بشر و قبل از برپايى قيامت. در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله، تا وقوع قيامت را شامل مى‏شود و هم دوران غيبت و ظهور مهدى موعود، عليه‏السلام، را. در دوران معاصر، عده‏اى از مفسران و متفكران مسلمان از قبيل: مرحوم علامه طباطبايى، استاد شهيد مرتضى مطهرى، سيد قطب، محمد رشيدرضا، شهيد سيد محمدباقر صدر و... با اتكا به آياتى از قرآن كريم (اعراف: 138، انبياء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزى حق بر باطل را به‏رغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آينده بشر مطرح كرده‏اند و آيات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعى فلسفه تاريخ مى‏دانند و به اعتقاد ايشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايى تكامل اجتماعى و طبيعى نوع انسان، چنين آينده‏اى امرى است محتوم كه مسلمانان بايد انتظار آن را داشته باشند و نبايد منفعل و دلسرد به حوادث واقعه‏ بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاريخى انتظار، بايد سرشار از اميد، آمادگى و كوشش در خور اين انتظار مقدس باشند. در چارچوب اين برداشت، آخرالزمان قطعه معينى از تاريخ نوع انسان است كه او بايد در آن حركت تكاملى تدريجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد. (1) در حاليكه در كتب علماى متقدم همچون كمال‏الدين‏ شيخ صدوق و كتاب‏الغيبه‏ شيخ طوسى، رحمة‏الله‏عليه، چنين تفسيرى از تاريخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غير عادى كه در آخرين بخش از زندگى نوع انسان واقع مى‏گردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى‏شود. (2)

در نظر متاخران بينا بودن در مورد نشانه‏هاى زمان‏ و ارزيابى رخدادها، در پرتو پيشگوييهاى آخرالزمانى كه در جامعه جريان دارد، ضرورى است . كما اينكه بسيارى از انديشمندان بر اين باورند كه جامعه انسانى اينك در آخرين مرحله غفلت از ذات‏ و در اوج تحمل جوهر مادى‏ و كميت منطوى در كثرت‏ قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پيشتر مى‏رود; درك جمعى او از خير و عدل مطلق مفهوم تر و شفاف‏تر مى‏گردد.

شناخت آخرالزمان‏ يا فرجام شناسى (Eschatologie)در اديان يهود، مسيحيت و زرتشتى نيز حائز اهميت است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

استاد سيد محمد جواد مهرى

او را چگونه بستايم كه بزرگتر از ستايش است و درباره او چه بگويم كه هرچه گويم نمى از يم و قطره‏اى از درياى بى كران فضل و كمال او بيش نيست.

او است‏حجت‏بزرگ خدا، ولى اعظم پروردگار، نجات دهنده بشر، وارث تمام‏انبيا و اوصيا و جانشين همه پيامبران و امامان، خلف صالح، قائم به حق،مبين احكام دين، پروراننده عدل و داد، سمبل حق و حقيقت، تالى تلو قرآن،بقيه الله فى الارض، صاحب الزمان و خليفه الرحمن. او است: منصور.. مويدبه تاييدات خداوند.. حجت.. نور.. فرقان.. صاحب امر..

پناهگاه امت.. انتقام گيرنده مظلومان..

پشتيبان محرومان.. برهان الهى.. سيد و سرور همگان.. امير اميران.. قاتل‏ستمگران.. نور چشم مستضعفان.. نابود كننده تمام بدعت‏ها، ضلالت‏ها،گمراهى‏هاو گمراهان و خلاصه او است احيا كننده ميراث رسول خدا و معصومان عليهم‏صلوات الله. او پرچمدار حق است كه هر كه زير لوايش قرار گرفت‏به كرانه‏نجات مى‏رسد و هر كه از او دورى جست، در ظلمتكده گمراهى غرق خواهد شد.

مهدى طاووس اهل بهشت است و از سيماى درخشانش فروغ نور خدا بر آسمان وزمين مى‏تابد.. او همان كوكب درى و ستاره درخشان است كه شرق و غرب جهان‏به او فروزان است.

امام رضا عليه السلام چنين مى‏ستايدش: «او شبيه من و شبيه حضرت موسى است.بر او جامه‏اى از نور پوشانده شده كه از شعاع قدس الهى مى‏افروزد. اوخلقتى معتدل و ميانه دارد و رنگى روشن و درخشان. خوى و منشش مانند رسول‏خدا است.»

وجود مباركش رحمت است‏بر مومنان و صالحان و نقمت است‏بركافران و تبهكاران. خداوند بوسيله او مردگان را زنده و كوردلان را بينا وگمراهان را هدايت مى‏كند.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در شنبه 23 شهریور1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

راستش را به ما نگفتند؛ یا لااقل همه راست را به ما نگفتند.
گفتند تو که بیایی خون به پا می کنی، جوی خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند.
درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند .

ما از همان کودکی، تو را دوست می داشتیم. با همه فطرتمان به تو عشق می ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.
عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.

اما...اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می شود جهان، وقتی که تو بیایی .
همه، پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دست های عاطفه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.

آری، برای اینکه گل ها و نهال ها رشد کنند، باید علف های هرز را وجین کرد و این جز با داسی برنده و سهمگین، ممکن نیست.
آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید.
آری، برای اینکه عدالت بر کرسی بنشیند، هر چه سریر ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد و به دست نابودی سپرد.
و اینها همه، همان معجزه ای است که تنها از دست تو برمی آید و تنها با دست تو محقق می شود.

اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که تو بانی آنی؟!
آن بهشت را کسی برای ما ترسیم نکرد.

کسی به ما نگفت که آن ساحل امید که در پس این دریای خون نشسته است، چگونه ساحلی است!
کسی به ما نگفت که وقتی تو بیایی :
«پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.»(1)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت و بندگی را از گردن خلایق برمی دارد.»(2)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستد، زمین، گیاهان خود را می رویاند... و زندگان آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد.»(3)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«همه امت به آغوش تو پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش؛ و تو عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می گستری و خفته ای رابیدار نمی کنی و خونی را نمی ریزی.»(4)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«رفاه و آسایشی می آید که نظیر آن پیش از این، نیامده است. مال و ثروت آنچنان وفور می یابد که هرکه نزد تو بیاید فوق تصورش، دریافت می کند.»(5)

به مانگفتند که وقتی تو بیایی :
«اموال را چون سیل، جاری می کنی، و بخشش های کلان خویش را هرگز شماره نمی کنی.»(6)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی :
«هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند و پیدا نمی کنند. مال را به هرکه عرضه می کنند، می گوید: بی نیازم.»(7)

ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی!
ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم.
که عشق تو با سرشت ها عجین شده بود و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود.
ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد
هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد


سید مهدی شجاعی/منبع: مجله موعود، شماره 28
پی نوشت ها :
1ـ پیامبر اکرم(ص) ینابیع الموده ج2 ص136
2ـ پیامبر اکرم(ص) بحارالانوار ج51 ص 75
3ـ پیامبر اکرم(ص) بحارالانوار ج51 ص 104
4ـ پیامبر اکرم(ص) منتخب الاثر ص 478
5 ـ پیامبر اکرم(ص) البیان ص 173
6 ـ پیامبر اکرم(ص) صحیح مسلم ج8 ص185
7ـ پیامبر اکرم(ص) مسند احمد ج2 ص530
+ نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در زمان غيبت صغرى چهارتن از بزرگان شيعه وكيل و سفير و نايب خاص امام زمان عليه السلام بودند كه خدمت آن حضرت مى‏رسيدند و وكالتشان به خصوص مورد تاييد بود و پاسخهاى امام در حاشيه نامه‏هاى سوالى توسط آنان بدست مردم مى‏رسيد.

البته غير از اين چهار نفر وكلاى ديگرى هم از طرف امام عليه السلام در بلاد مختلف بودند كه يا بوسيله همين چهار نفر امور مردم را بعرض امام زمان عليه السلام مى‏رساندند و از سوى امام در مورد آنان توقيعهايى صادر شده بود (1) و يا به گفته مرحوم آيه الله سيد محسن امين سفارت اين چهار نفر سفارت مطلق و عام بوده ولى ديگران در موارد خاصى سفارت داشتد از قبيل «ابوالحسين محمد بن جعفر اسدى‏» و «احمد بن اسحاق اشعرى‏» و «ابراهيم بن محمد همدانى‏» و «احمد بن حمزه بن اليسع‏» (2)

نواب اربعه به ترتيب عبارتند از:

1 - جناب ابو عمر و عثمان بن سعيد عمرى (به فتح عين و سكون ميم).

2 - جناب ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى.

3 - جناب ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى.

4 - جناب ابوالحسن على بن محمد سمرى (بفتح سين و ميم)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 شهریور1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

درباره مهدویت و مسائل مختلفی که دراین خصوص مطرح است، ممکن است این سؤال در اذهان نقش ببندد که آیا غیر از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، اشخاص دیگری نیز از نظرها غایب گشته اند؟

با مرور تاریخ درمی یابیم که برخی از انبیا و اولیای الهی نیز به دلایل مختلفی غایب گشته اند.

1- غیبت حضرت خضر: به اعتقاد اکثر مسلمین جهان و نوشته مورخان، خضر پیغمبر از زمان حضرت موسی علیه السلام تا کنون زنده است و کسی از مکان یارانش اطلاعی ندارد. داستان وی با حضرت موسی در قرآن آیات 59 تا 82 سوره کهف ذکر شده است.

2- غیبت حضرت موسی بن عمران (ع): ایشان از وطن، از فرعون و قوم او فرار نمود و داستانش در قرآن در سور مختلف آمده است. در طول غیبت هیچ کس از او اطلاعی نداشت و موسی را نمی شناخت، تا زمانیکه خداوند او را برانگیخت و او به دعوت خلق برخاست.

3- غایب شدن یوسف بن یعقوب: با وجود آنکه یعقوب پیغمبر بود و به او وحی می شد، ولی از غیبت فرزندش یوسف خبر نداشت و دیگر فرزندانش نیز بی خبر بودند تا اینکه پس از سالها غیبت این راز فاش گردید.

4- غیبت حضرت یونس: وقتی قوم او بر مخالفت افزودند و او را اطاعت ننمودند. یونس(ع) از میان آنان گریخت و از نظر قوم خود پنهان گشت. خدا او را در شکم ماهی پنهان نمود و او را زنده نگاه داشت، سپس او را بیرون آورده و سالم به سوی قومش بازگردانید.

5- داستان اصحاب کهف: اینان به خاطر حفظ دینشان از ترس مردم فرار کرده و 309 سال از نظر قوم غایب شده و به حالت ترس به غاری پناه بردند، تا آنکه خدا آنها را از خواب بیدار نموده و به سوی قومشان بازگرداند.

6- داستان حضرت عزیز: جریان ایشان در آیه 261 سوره بقره آمده که خداوند او و الاغش را صد سال می میراند و بعد او را زنده می گرداند در حالیکه آب و غذایش هنوز باقی و تغییری نکرده است.

7- غیبت حضرت عیسی: یهود و نصاری بر کشته شدن ایشان اتفاق نظر دارند، اما خداوند با بیان اینک او را نکشته و دار نزده اند بلکه مطلب بر آنان مشتبه گشته است (نساء 156) ایشان را تکذیب کرد.

عیسی بن مریم هم اکنون زنده و غایب است و زمان ظهورحضرت مهدی ارواحنا له الفداه از آسمان به زمین فرود می آید. پیامبر اکرم صلوات الله علیه می فرمایند که در زمان ظهور، حضرت عیسی به امام زمان در نماز اقتدا می کند.

8- غیبت حضرت ابراهیم: در زمان تولد حضرت ابراهیم، آزر منجم، خبر تولد نوزادی را داده بود که سلطنت نمرود را بر هم خواهد زد. پس نمرود تصمیم به کشتن او گرفت. به شهادت تاریخ بین 77 تا 100 هزار کودک پسر در این ماجرا کشته شدند اما نمرود نتوانست ابراهیم را بکشد. مادرش او را در غاری به دنیا آورد و همانجا بزرگ شد. گویند این غیبت 13 سال به طول انجامید.

9- غایب شدن حضرت صالح: حضرت صالح بر قوم ثمود که مردمی بت پرست بودند، مبعوث گردید. شیخ صدوق در کمال الدین، ج 1، ص 136 از حضرت صادق علیه السلام روایت می کند که: صالح مدتی از نظر قومش غایب شد. صالح در روز غیبت مردی کامل و دارای شکمی هموار، اندامی زیبا، محاسنی انبوه و گونه هایی کم گوشت، میانه رو و متوسط القامه بود. پس از غیبت، وقتی به سوی قوم بازگشت تغییر کرده بود و او را نشناختند.

این مطالب نمونه هایی چند از غیبت انبیا و اولیای الهی بود که به عنوان شاهد بر وجود غیبت در زمان قبل از ولی عصر (عج) ارائه گردید.

+ نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

آيت‌الله جوادي‌ آملي‌
جريان‌ مهدويت‌، نظير پنج‌ جريان‌ ديگري‌ است‌ كه‌ قرآن‌ كريم‌ مطرح‌ كرده‌ و از حكم‌ عام‌ آن‌ پنج‌ جريان‌ جدا نيست‌. اين‌ جريان‌ خمسه‌ عبارت‌ از ربوبيت‌، نبوت‌، امامت‌، روحانيت‌ و ايمان‌ است‌. قرآن‌ كريم‌ ذكر مي‌كند كه‌ وقتي‌ هر كدام‌ از اين‌ پنج‌ جريان‌ در جامعه‌ مطرح‌ شده‌ است‌، عده‌اي‌ در برابر اينها موضع‌ گرفته‌، انكار و نفي‌ كرده‌اند، اول‌ اعراض‌ و بعد اعتراض‌ كرده‌اند و سپس‌ به‌ معارضه‌ برخاسته‌اند. ولي‌ صاحب‌ آن‌ سمت‌، تلاش‌ و پيگيري‌ داشت‌ و اين‌ را در جامعه‌ تثبيت‌ كرد. نكول‌ اينها به‌ قبول‌ و انكارشان‌ به‌ اقرار تبديل‌ شد، گفتند چنين‌ چيزي‌ حق‌ است‌ لكن‌ مصداقش‌ ماييم‌، نه‌ آنكه‌ شما مي‌گوييد!

در تمام‌ پنج‌ جريان‌، اين‌ بحث‌ مطرح‌ بود.
جريان اول‌ ‌ ربوبيت‌ بود كه‌ انبيا(ع‌) مسئله‌ ربوبيت‌ خداي‌ سبحان‌ را مطرح‌ كردند كه‌ جامعه بشري‌ نيازمند پرورنده‌، سيد، مالك‌، مولا و رب‌ است‌. اينها در برابر تفكر ربوبيت‌ ايستادند و گفتند: «ما ربّ العالمين‌؟» 1 ، اين‌ رب‌العالمين‌ كه‌ شما (موسي‌ و هارون‌) ما را به‌ آن‌ دعوت‌ مي‌كنيد، كيست‌؟ تعبير به‌ «ما» كردند، نگفتند «من‌ ربّ العالمين‌» ، گفتند: «ما ربّ العالمين‌؟» وقتي‌ موسي‌ كليم‌(ع‌) با برهان‌ ثابت‌ كرد «ربنّا الذي‌ أعطي‌ كلّ شي‌ء خلقه‌ ثمّ هدي‌» 2 آن‌ برهان‌ را با معجزه‌ تثبيت‌ كرد، دستگاه‌ فراعنه مصر، ربوبيت‌ را پذيرفتند و قبول‌ كردند كه‌ جامعه بشري‌ محتاج‌ ربّ است‌ ولي‌ گفتند آن‌ ربّ ماييم‌! «أنا ربّكم‌ الاعلي‌» 3 «ما علمت‌ لكم‌ من‌ إله‌ غيري‌» 4 ، يعني‌ اول‌ اعراض‌ و اعتراض‌ و معارضه‌ بود، بعد كه‌ اين‌ تفكر جا افتاد جعل‌ بدل‌ شد و ربّ نما را به‌ جاي‌ ربّ گذاشتند.

جريان‌ دوم‌ جريان‌ نبوت‌ و رسالت‌ انسان‌ كامل‌ از طرف‌ ذات‌ اقدس‌ اله‌ است‌. وقتي‌ انسانهاي‌ صالح‌ و سالك‌، مدعي‌ نبوت‌ و رسالت‌ بودند. اينها مي‌گفتند مگر بشر مي‌تواند پيام‌آور از طرف‌ خدا و رابط‌ بين‌ خلق‌ و خدا باشد. اگر رسالتي‌ هست‌ مال‌ فرشته‌ها است‌. بشر اين‌ سمت‌ را ندارد، وقتي‌ با برهان‌ و معجزه‌، مسئله نبوت‌ تثبيت‌ شد، اينها ناچار شدند از انكار به‌ اقرار منتقل‌ شوند و قبول‌ كنند كه‌ بشر مي‌تواند پيامبر باشد و جامعه‌ هم‌ نيازمند پيامبر است‌. ولي‌ گفتند، پيامبر شما نيستيد، مثلاً «مسيلمه‌» است‌! آمار متنبّيان‌ كم‌تر از آمار انبيا نيست‌. اگر 124 هزار يا كم‌تر يا بيشتر نبي‌ از طرف‌ ذات‌ اقدس‌ اله‌ براي‌ اصلاح‌ فرد و جامعه‌ مأموريت‌ پيدا كرده‌اند، به‌ همان‌ رقم‌ و عدد، متنبّي‌ داريم‌؛ «لكلّ موسي‌ فرعون‌» همين‌جاست‌.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

از زماني كه امام عصر(ع) از ديده‏ها پنهان شده و در پس پرده غيبت زندگي خود را شروع كرده است، انبوهي از پرسش‌ها، پيرامون مسائل غيبت مطرح شده است كه بسياري از آنها از يك پيشينه ديرينه‏اي برخوردار است، به گونه‏اي كه بسياري از اين سؤال‌‌ها در نوشته‏هاي نويسندگان كتاب‌هاي مربوط به امام زمان(ع) در قرن چهارم و پنجم اسلامي مطرح گرديده و علما پاسخ‌هاي مناسبي به آن داده‏اند.
از جمله پرسش‌هاي رايج درباره امام زمان(ع) اين است كه:
ـ به فرض قبول امامي كه فرزند بلافصل امام عسكري(ع) است چه خاصيتي بر وجود ايشان مترتب است؟
ـ اگر امام، پيشواي مردم است بايد ظاهر باشد. بر وجود امام ناپيدا چه فايده‏اي مي‏توان يافت؟
ـ امامي كه صدها سال است، غايب است، نه دين را ترويج مي‏كند، نه مشكلات جامعه را حل مي‏نمايد، نه پاسخ مخالفان را مي‏دهد، نه امر به معروف و نهي از منكر مي‏كند، نه از مظلومي حمايت مي‏كند و نه حدود و احكام الهي را جاري مي‏سازد، بود و نبودش با هم چه تفاوتي دارند؟
ـ در دوران غيبت كه آن جمال الهي از ديدگان ما ناپيداست نحوه استفاده ما از آن حضرت چگونه است؟

پيش از پاسخ‌گويي به اين پرسش‌ها ذكر نكاتي چند در اين باره ضروري است:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

نگاه اول:

علت غيبت‏حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشريف - يكى از رازهاى الهى بوده و ممكن است ما نتوانيم به كنه آن واقف شويم . غيبت موقت رهبران الهى از ميان مردم ،در امت‏هاى پيشين نيز سابقه داشته است: موسى بن عمران عليه السلام چهل روز از امت‏خود غايب شد و در ميقات به سر برد (اعراف/142). حضرت مسيح عليه السلام به مشيت الهى از ديدگاه امت‏خويش پنهان گرديد، و دشمنان قادر به كشتن او نگشتند (نساء/158). حضرت يونس عليه السلام مدتى از قوم خود غايب گشت (صافات/140). اصولا هرگاه مطلبى از طريق نقل متواتر ثابت‏شود ولى انسان نتواند به راز آن كاملا پى ببرد، نبايد آن را مورد ترديد يا انكار قرار دهد، زيرا در اين صورت بخش عظيمى از احكام الهى، كه از مسلمات و ضروريات دين اسلام به شمار مى‏رود، مورد ترديد واقع خواهد شد. يبت‏حضرت ولى عصر - عجل الله تعالى فرجه الشريف - نيز از اين قاعده استثنا نيست وعدم اطلاع از سر يا اسرار حقيقى آن، مجوز ترديد يا انكار آن نمى‏تواند باشد. در عين حال بايد گفت كه مى‏توان راز غيبت را در حد فكر بشرى فهميد و آن اينكه:

اين آخرين حجت معصوم الهى براى تحقق بخشيدن به آرمانى بزرگ (گسترش عدل كلى و به اهتزاز درآوردن پرچم توحيد در جهان) در نظر گرفته شده است، و اين آرمان نياز به گذشت زمان و شكوفايى عقل و دانش بشر و آمادگى روحى بشريت دارد، تا جهان به استقبال موكب آن امام عدل وآزادى رود. طبيعى است كه چنانچه آن حضرت پيش از فراهم شدن مقدمات در ميان مردم ظاهر شود، سرنوشتى چونان ديگر حجت‏هاى الهى (شهادت) يافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ ديده از جهان برخواهد بست. به اين حكمت، در روايات نيز اشاره شده است. امام باقر عليه السلام فرمود: براى حضرت قائم - عجل الله تعالى فرجه الشريف - غيبتى است قبل از ظهور. راوى از علت آن پرسيد، امام فرمود: ?براى جلوگيرى ازكشته شدن‏? (1) . گذشته از اين، در برخى روايات مسئله امتحان و تمحيص خلق مطرح شده است، بدين معنى كه مردم در عصر غيبت در بوته آزمايش الهى قرار مى‏گيرند و مراتب استوارى آنان در ايمان و اعقتاد سنجيده مى‏شود. (2)

پى‏نوشتها:

1. كمال الدين، شيخ صدوق، باب 14، حديث 8،9، 10.

2. مجلسى، بحارالانوار، 52/102-113- 114، باب التمحيص و النهى عن التوقيت.

منشور عقايد اماميه صفحه 178(استاد جعفر سبحانى)

نگاه دوم:

علت غيبت امام زمان (عليه السلام) چيست؟
بنابر آنچه در برخى از روايات آمده است، علت واقعى غيبت امام زمان (عليه السلام) بر ما پوشيده است كمال الدين و تمام النعمه، ص 482.؛ در عين حال با استفاده از روايات به عواملى چند در اين زمينه پى مى بريم:
1 ـ امتحان و آزمايش: غيبت آن حضرت سبب مى شود تا نفاق پنهان عده اى آشكار شود، و ايمان حقيقى محبان و شيعيان واقعى امام (عليه السلام) در كوره ى ولايت امام غايب (عليه السلام) از ناخالصى ها و دورويى ها جدا و پاك گردد و مؤمن از منافق تميز داده شود.
حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) مى فرمايد: ? هنگامى كه پنجمين فرزند امام هفتم (عليه السلام) غايب شد، مواظب دين خويش باشيد، تا مبادا كسى شما را از دين خارج كند! اى پسرك من! براى صاحب الامر بناچار غيبتى خواهد بود، به طورى كه عده اى از مؤمنان از عقيده ى خود بر مى گردند، همانا خدا به وسيله ى غيبت، بندگانش را امتحان مى نمايد ? بحارالانوار، ج 51، ص 113.
2 ـ بيعت نكردن با ستمكاران: حسن فضّال مى گويد: على بن موسى الرضا (عليه السلام) فرمود: ? گويا شيعيان را مى بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم (امام حسن عسكرى (عليه السلام)) در جست و جوى امام خود همه جا را مى گردند، اما او را نمى يابند ? عرض كردم: به چه دليل؟ فرمود: ? زيرا امامشان غايب مى شود ? عرض كردم: چرا غايب مى شود؟ فرمود: ? براى اين كه وقتى با شمشير قيام نمود بيعت كسى در گردنش نباشد ? بحارالانوار، ج 51، ص 113.
3 ـ حفظ جان حضرت:
زراره مى گويد: حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: ? اى زراره! قائم ما ناچار است كه غيبت كند ? عرض كردم: براى چه؟ فرمود: ? از جان خود بيم و ترس دارد ? پس حضرت با دست به شكم خود اشاره كرد اثبات الهداه، ج 6، ص 437.
امام زمان (عليه السلام) از كشته شدن و مرگ بيم و هراس ندارند، بلكه حفظ جان ايشان به خاطر اين است كه مبادا پرچمِ هدايت زمين بماند، و رشته ى هدايتى كه به پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) متصل است، قطع شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |



ای سرا پا همه خوبی!

تو را غایب نامیدند،چون ظاهر نيستي،نه اينكه حاضر نباشي،

غيبت به معني حاضر نبودن تهمت ناروائي است كه به تو زده اند و آنان كه بر اين پندارند فرق ظهور و حضور را نمي دانند، 

آمدنت كه به انتظار آنيم به معني ظهور است نه حضور و دلشدگانت كه هر صبح و شام تو را مي خوانند ظهورت را از خدا مي طلبند نه حضورت را.

و تو... يك روز روشن اتفاق خواهي افتاد اين را تمام آفرينش مي داند.باران منتظر حضور آسماني توست.درخت آمدنت را به تماشا نشسته است و ستارگان لحظه شماري مي كنند.

اي نامت گل.ما تو را عاشقيم.

... و ما آنقدر مي دانيم كه همه چيز اگر تو بيايي و اگر تو باشي زيباتر و روشنتر است،پس اي همه زيبايي،بسم الله. 

او می آید تا،

اتقام خوبی های سر بریده شده،

هدایت های به قربانگاه رفته،

خورشیدهای درخشان و ماه های نورانی را از ناپاکان عالم بگیرد و مجددآ روح حیات و نسیم زندگی را به کالبد بی جان بشر باز  گرداند.

روا بود كه گريبان ز هجر پاره كنم      دلم هواي تو كرده بگو چه چاره كنم

  (( ظـــهـــــور نـــــزدیــــــک اســـــت ))

+ نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 

اشاره‌:

در قسمت‌ پيشين‌ اين‌ مقاله‌، شما شاهد ترجمة‌ فصل‌ اول‌ و دوم‌ از كتاب‌ تاريخ‌ مابعدالظهور بوديد. در فصل‌ اول‌، موضوع‌ «ظهور امام‌ مهدي‌(ع‌) و رابطة‌ آن‌ با برنامة‌ كلي‌ الهي‌ براي‌ جهان‌» بررسي‌ شد و در فصل‌ دوم‌، نويسنده‌ به‌ بررسي‌ نتايج‌ غيبت‌ كبرا در دوران‌ پس‌ از ظهور پرداخت‌ و بيان‌ كرد كه‌: «خداوند متعال‌، بهترين‌ طرح‌ براي‌ عدالت‌ در دولت‌ جهاني‌ را، طرح‌ و برنامة‌ غيبت‌ قرار داده‌ است‌؛ از همين‌جاست‌ كه‌ به‌ درستي‌ ديدگاه‌ اماميه‌ پي‌ مي‌بريم‌». نويسنده‌ در ادامه‌ همين‌ بحث‌ پنج‌ ويژگي‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) ـ كه‌ او را شايسته‌ پايه‌ريزي‌ جامعه‌ عدالت‌ محور مي‌سازد ـ مورد بررسي‌ قرار داد. در مورد ويژگي‌ اول‌ آن‌ حضرت‌؛ يعني‌ عصمت‌ و ثمرات‌ آن‌، در شماره‌ قبل‌ به‌ تفصيل‌ سخن‌ گفته‌ شد و در اين‌ شماره‌ نويسنده‌ به‌ بررسي‌ ديگر ويژگيهاي‌ آن‌ حضرت‌ مي‌پردازد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 

اشاره‌:
در دو قسمت‌ پيشين‌، نويسنده‌، به‌ عنوان‌ مقدمة‌ بحث‌ از تاريخ‌ پس‌ از ظهور، به‌ بررسي‌ اهميت‌ موضوع‌، روش‌ استدلال‌، مشكلات‌ موجود در اين‌ بحث‌، راههاي‌ خروج‌ از اين‌ مشكلات‌ و در نهايت‌ ترتيب‌ بخشها و فصلهاي‌ كتاب‌ پرداخت‌ و شماي‌ كلي‌ از مباحث‌ آينده‌ را ارائه‌ داد. اينك‌ ادامه‌ بحث‌ را پي‌ مي‌گيريم‌.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 

اشاره‌ :
در قسمت‌ پيشين‌، نويسنده‌ سه‌ نكته‌ را به‌ عنوان‌ مقدمة‌ بحث‌ از تاريخ‌ پس‌ از ظهور مطرح‌ و به‌ بررسي‌ آنها پرداخت‌: اهميت‌ موضوع‌؛ روش‌ استدلال‌ و مشكلات‌ موجود در اين‌ بحث‌. پنج‌ مورد از اين‌ مشكلات‌؛ يعني‌ نمادين‌ و رمزي‌ بودن‌ روايات‌ نقل‌ شده‌ دربارة‌ حوادث‌ آينده‌؛ كلي‌گويي‌ عمدي‌ در روايات‌ و سكوت‌ در مورد برخي‌ از حوادث‌ پس‌ از ظهور؛ وجود رخنه‌ و فضاهاي‌ خالي‌ در روايات‌ و عدم‌ رعايت‌ زنجيرة‌ حوادث‌؛ غلبه‌ رويكرد قومي‌ و مذهبي‌ و نقص‌ شخص‌ پژوهشگر در آن‌ قسمت‌ بررسي‌ شد و اينك‌ ادامه‌ بحث‌ را پي‌ مي‌گيريم‌.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه 31 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

مقدمه
شايد جالب باشد كه پژوهنده‏اى بخواهد با پرداختن به مسائل فرا طبيعى تاريخ آينده بشريت را در سطورى چند بنگارد.امّا در نظر بسيارى از مردم، اين تاريخ، چيزى فراتر از نقل مجموعه‏اى از پيش‏بينيهاى بى‏پايه و اساس نيست. و چه چيزى بدتر از اين كه پيش‏بينيهاى آن شخص، دروغ از آب درآيد و سستى انديشه‏هايش بر ملا گردد.
در اين صورت شايد بهتر باشد كه آن پژوهنده از چنين تاريخ‏نگارى‏اى صرف نظر نمايد و زنجيره حوادث روزگار را به دست سرنوشت بسپارد و گمان مبرد كه مى‏تواند از وقايع آينده پرده بردارد و يا به عالم غيب نظر افكند.
از سويى ديگر اين امكان نيز وجود دارد كه يأس و نااميدى از فراچنگ آمدن وقايع آينده را از فكر و ذهن زدود و در راه شناخت آن، با جديّت قدم برداشت. اين در حالى است كه مى‏دانيم اين تلاش اگر چه در حقيقت روايت‏گر وقايعى است كه تا به‏حال اتفاق نيفتاده و تنها »آينده« است كه مى‏تواند آن را آشكار سازد و عيان نمايد ولى هرگز مدعى شناخت عالم غيب نمى‏باشد؛ هم‏چنان‏كه پيش‏بينى صرفى كه پايه و اساسى هم ندارد، نيست.
براى توضيح بيشتر اين ديدگاه، آن را از جهات متعدد بررسى مى‏كنيم:
الف) اهميت موضوع؛
ب) روش استدلال؛
ج) مشكلات موجود در اين مبحث؛
د) راههاى خارج شدن از اين مشكلات؛
ه’) ترتيب بخشها و فصلهاى اين كتاب.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در انديشه مهدوي مباحث متعدد و متفاوتي مطرح مي شود. يکي از مهمترين آنها، مسئله «دولت مهدوي» است که دامنه گسترده اي هم دارد و به همين جهت تعبيرهاي مختلفي از اين دولت در ادبيات ديني ( به خصوص ادبيات شيعه) شده است که هر کدام از تعبيرها به جنبه اي از جنبه هاي متعدد حکومت مهدويت اشاره دارد. برخي از تعبيرهايي که در روايات در مورد دولت و حکومت امام مهدي(عج) آمده به شرح زير است:
1– دولت جهاني، دولت عدالت، دولت کريمه،  دولت صالحان،  دولت حق،  دولت مستضعفان،  دولت امنيت،  دولت رفاه يکي ديگر از تعبيرهايي که از دولت مهدوي شده ولي کمتر توجه قرارگرفته ، تعبير آخرين دولت است.
در اين نوشتار برآنيم که تا در اين باره سخن بگوييم.در اين بحث سه مسئله مطرح خواهد شد، يکي از اين که منشأ اين تعبير چيست؟ ديگري اين که معني آخرين دولت چيست؟ و سوم اين که علت آخر بودن دولت مهدوي کدام است؟


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در شنبه 29 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

مقدّمه
یکی از مباحث پیرامون شخصیّت حضرت مهدی (عج)، زندگی شخصی و خانوادگی آن حضرت است، سخن از ازدواج یا عدم آن و داشتن فرزند و مکان زندگی و وضعیّت زندگی اولاد او و کیفیّت زندگی آن حضرت از بحثهای جذّابی است که احیاناً در اذهان بسیاری از معتقدان به او ابهاماتی وجود دارد که معمولا با جوابهای ضدّ و نقیضی نیز مواجه می‌شوند.
اساساً غیبت طولانی آن حضرت از نگاه زندگانی شخصی و خصوصی وی این سؤال را به وجود می‌آورد که آیا در این مدّت، حضرت مهدی(علیه السلام)ازدواج کرده است یا خیر؟

برخی این سؤال را به صورت اشکال مطرح کرده و می‌گویند: اگر ازدواج کرده و همسر دارد، لازمه‌اش داشتن فرزند است و لازمه این نیز فاش شدن اسرار و شناسایی آن حضرت است که با حکمت و فلسفه غیبت منافات دارد و اگر ازدواج نکرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و به امر شرعی مستحب عمل نکرده است که این هم با مقام و شأن آن حضرت نمی‌سازد، زیرا وی رهبر دینی مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، باید پیشقدم باشد و فرضِ وجود امامی که مستحب مؤکّد شرعی را ترک کند و در واقع عمل مکروهی را انجام دهد بسیار مشکل و جای استبعاد دارد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 21 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

اشاره :
بى‏ترديد عصر امام مهدى(ع) عصر حاكميت نور دانش و بينش و از درخشان‏ترين و زيباترين اعصار روى كره زمين از آغاز آفرينش جهان و انسان خواهد بود. آنچه در اين نوشتار تقديم خوانندگان عزيز مى‏شود برخى از ابعاد زندگى و شكوفايى و درخشندگى آن عصر است كه با تلخيص از نظر گرامى‏تان مى‏گذرد.

در عصر درخشان امام مهدى(ع) حيات فرهنگى به گونه‏اى شكوفا و بارور مى‏گردد و دانش و فرهنگ و معنويت بويژه علوم دينى و احكام و مقررات و معارف انسان‏ساز اسلام در سراسر گيتى بسط و گسترش مى‏يابد و چرخ‏هاى فرهنگ و آگاهى و شناخت با سرعت وصف‏ناپذيرى به حركت مى‏افتد.
كتابهاى مربوط به شرح حال راويان احاديث كه به كتابهاى رجالى مشهورند و نيز شرح حال و بيوگرافى آنان و تقسيم‏بندى روايات به صحيح و ضعيف كه بيشتر به حدس و گمان تكيه دارد و در عصر غيبت و به خاطر نرسيدن دست مردم به امام معصوم مورد استفاده قرار مى‏گيرد به پايان مى‏رسد؛ زيرا در عصر ظهور مردم به مقررات و احكام قطعى دست مى‏يابند و از اينها بى‏نياز مى‏گردند. همچنين بيشتر تفاسير از اعتبار ساقط مى‏شود و تنها تفاسير برخاسته از روايات رسيده از پيامبر و اهل بيت باقى مى‏ماند.
همين‏گونه قرائتهاى مختلف از قرآن شريف كه دليلى براى آن نازل نشده است برداشته مى‏شود چرا كه مردم قرآن و قرائت صحيح آن را به گونه‏اى كه بر قلب مصفاى محمد(ص) فرود آمده است از امام مهدى(ع) مى‏آموزند و تفسير و پيام و مفهوم آن را آن‏گونه كه خدا اراده فرموده است مى‏شناسند و بر معارف بلند و راز و رمز و شگفتيهاى آن كه همچنان ناشناخته و پوشيده است، آگاهى مى‏يابند.
حضرت امام باقر(ع) فرموده‏اند:
توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراة لتقضى فى بيتها، بكتاب اللَّه و سنّة رسوله1
يعنى به مردم عصر حكومت درخشان او، دانش و بينش ارزانى مى‏گردد كه زن در كانون خانه خويش براساس كتاب خدا و سنت پيامبرش عادلانه و آگاهانه داورى مى‏كند و نيازى به ديگرى ندارد.
اين روايت نشانگر اين واقعيت است كه مردم در روزگار حاكميت آن حضرت، براساس آداب و مقررات دينى تربيت شده و احكام شريعت را آموخته و بر پايه‏اى از فرهنگ و تمدن اوج مى‏گيرند كه هر بانويى مى‏تواند در درون خانه خويش ميان آن دو انسان براساس مقررات كتاب خدا و سيره و روش عادلانه پيام‏آور بزرگ او قضاوت كند.
اميرالمؤمنين على(ع) هم طى گفت‏وگويى با جناب كميل بن زياد نخعى مى‏فرمايند:
اى كميل، هيچ علمى نيست مگر آن كه با من آغاز گردد و هيچ سرى نيست مگر آنكه با قائم پايان پذيرد.2
لازم است بدانيم كه خود امام مهدى براساس كتاب خدا و سيره و شيوه انسانساز و افتخار آفرين پيامبر تدبير امور مى‏كند و به اندازه ذره‏اى از آن انحراف نمى‏جويد. او شريعت جديد يا دين ديگرى نمى‏آورد كه با اسلام راستين ناسازگار باشد.
همچنين واقعيت كه رخ خواهد داد اين است كه همه مذاهب پديد آمده پس از رحلت پيشواى بزرگ توحيد پيامبر گرامى ملغى مى‏شود و از ميان مى‏رود چرا كه اينها راه و رسمى است كه در كتاب خدا و سنت پيامبر جايى ندارد. در كلامى كه از عالم اهل سنت به نام ابن العربى بيان گرديده آمده است:
امام مهدى پس از ظهور، دين را همان‏گونه كه بود و نازل گرديد آشكار مى‏سازد، به طورى كه اگر پيامبر گرامى حاضر باشد به همان حكم كند. او مذاهب مختلف را از روى زمين با ارشاد و هدايت خويش برمى‏دارد و جز دين خالص و پاك آسمانى نمى‏ماند.3
آرى در آن شرايط پر افتخار است كه اتحاد بزرگ اسلامى تحقق مى‏پذيرد چرا كه همه مسلمانان در اصول دين و فروع آن و همه مسايل فقهى و احكام و مقررات شرعى، متحد و يكپارچه مى‏گردند.
دين راستين همان اسلام واقعى خواهد بود و مذهب همان مذهب تشيع كه مذهب خاندان وحى و رسالت است و پيامبر گرامى مردم را بدان دعوت نموده است. و همه بشريت بدين سان زير پرچم پر افتخار لااله‏الااللَّه، محمد رسول‏اللَّه، على ولى‏اللَّه در اوج سعادت و رفاه و نيكبختى زندگى مى‏كنند.
در حديثى كه امام مجتبى از پدرش حضرت على نقل مى‏فرمايد چنين آمده است:
مهدى زمين را از برهان و دانش و نور هدايت پر مى‏كند تا آن‏جا كه سراسر گيتى به وى ايمان آورد و كافران مسلمان شوند و فاسقان صالح گردند.4
و باز حضرت على(ع) در بيان ديگرى از حضرت مهدى چنين مى‏فرمايد:
... لافترك بدعة الا ازالها ولا سنة الاّ اقامها.5
يعنى آن پيشواى الهى تمامى بدعتها را نابود مى‏كند و همه سنتها و شيوه‏هاى پسنديده را زنده و برپا مى‏كند.
تربيت در عصر امام مهدى(ع)
از واقعيت‏ه‏اى ترديد ناپذير اين است كه انسان در همه ابعاد، قابل تربيت و سازندگى است و هنگامى كه برنامه‏هاى تربيتى براساس ارزشهاى والاى اخلاقى و انسانى تنظيم گردد بشريت راه اعتدال و درستى را خواهد گزيد. و در راه و روش شايسته و ستوده‏اى گام خواهد نهاد. اما اگر برنامه‏ها و عوامل تربيتى فاسد و ناصالح باشد بدون ترديد نتيجه معكوس خواهد داد و انسان به سوى تباهى خواهد رفت.
1. كانون خانه و خانواده كه كودك در آن ديده بر جهان مى‏گشايد يك كانون و عامل تربيتى است كه در جهت‏دهى به كودك نقش بسيار مهمى دارد.
2. پس از خانه، نقش مدرسه است كه كودك با ورود بدانجا مراحل نخستين دانش و فرهنگ را از طريق آموزگاران دريافت مى‏دارد و هر چه مراحل مختلف علمى را طى مى‏كند سطح مطالعه و فرهنگ و آگاهيهاى او بالا مى‏رود تا سرانجام به عالى‏ترين مراحل و مدارج علمى و فكرى مى‏رسد.
3. عامل محيط و جامعه، كودكى كه در جامعه‏اى مملو از دروغ و شائبه و بى‏بندبار رشد مى‏كند تربيت ناشايست و نادرست مى‏پذيرد و كودكى كه در جامعه دين باور و امانت‏دار و سرشار از حيا و درستكارى تربيت شود فردى شايسته خواهد بود.
4. رسانه‏هاى گروهى و دستگاههاى تبليغاتى جامعه همچون روزنامه‏ها و مجلات، راديو و تلويزيون و...
امام مهدى(ع) كه در انديشه اصلاح جامعه جهانى است و مى‏خواهد جامعه‏اى به راستى اسلامى پى‏ريزى نموده و آن را به ارزشهاى والاى انسانى و قرآنى آراسته سازد، در اين راه مى‏بايست از وسايل و عوامل تربيتى بهره گيرد و آموزشهاى تربيتى صحيح و سازنده خويش را به وسيله اين وسايل و تجهيزات به گوشها برساند. از اين رو مدارس و آموزشگاهها را، فرهنگ و تعاليم انسانساز اسلام اداره و رهبرى مى‏كند و راههاى تعليم و تربيت در همه مراحل از شيوه‏ها و برنامه‏هاى اسلامى بهره‏مند مى‏گردد و وسايل ارتباط جمعى به طور كامل، شايسته و مفيد و ثمربخش مى‏شوند و از چهارچوب مقررات و ارزشهاى اسلامى تجاوز نمى‏كنند.6
چنانچه حضرت على(ع) با عباراتى بسيار شنيدنى چنين نويد مى‏دهد كه:
مهدى(ع) هواهاى نفسانى را به هدايت باز خواهد آورد آن‏گاه كه هدايت را به هواپرستى بفروشند و آرا و نظرها را بر قرآن منطبق سازد چون قرآن را بر مدار آراى خويش باز خوانند.7
پى‏نوشتها :
1 . غيبت نغمانى، باب 13، ص238.
2 . ابن شعبه حرانى، ابو محمد حسن بن على، تحف‏العقول، ص119.
3 . الفتوحات المكيه، ابن العربى، ج3، ص327، باب 366.
4 . طبرسى، احمدبن على، الاحتجاج، ج2، ص70.
5 . عقدالدّرر، باب 9، ص224، بحارالانوار، ج52، ص339.
6 . امام مهدى از ولادت تا ظهور، آيةاللَّه سيد محمد كاظم قزوينى، ص740.
7 . نهج‏البلاغه، خطبه
ماهنامه موعود- شماره 39

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در روايات‌ بسياري‌ جهان‌ پس‌ از ظهور به‌ تصوير كشيده‌ شده‌ است‌؛ كه‌ در اينجا به‌ برخي‌ از آنها اشاره‌ مي‌كنيم‌؛

1. حكومت‌ واحد جهاني‌
 پيامبر، صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌:
 سوگند به‌ آن‌ كس‌ كه‌ مرا مژده‌آور راستين‌ قرار داد، اگر از عمر جهان‌، جز يك‌ روز نماند، خداوند همان‌ يك‌ روز را بس‌ دراز دامن‌ كند، تا فرزندم‌ مهدي‌ خروج‌ نمايد. پس‌ از خروج‌ او، عيساي‌ روح‌ الله‌ فرود آيد، و در پشت‌ سر وي‌ نماز گزارد. آنگاه‌ زمين‌ با فروغ‌ پروردگار خويش‌ روشن‌ شود و حكومت‌ مهدي‌ به‌ شرق‌ و غرب‌ گيتي‌ برسد.

 2. رشد عقلاني‌
 امام‌ باقر، عليه‌السلام‌:
 قائم‌ ما، به‌ هنگام‌ رستاخيز خويش‌، نيروهاي‌ عقلاني‌ توده‌ها را تمركز دهد. و خفرَدها و دريافتهاي‌ خلق‌ را به‌ كمال‌ رساند.

 3. شادابي‌ و صفاي‌ زندگي‌
 پيامبر، صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌:
 مهدي‌، در امت‌ من‌ خواهد بود. در آن‌ روزگار، آسمان‌، باران‌ فراوان‌ ببارد و زمين‌ هيچ‌ روييدني‌ را در دل‌ نگاه‌ ندارد.

 امام‌ علي‌، عليه‌السلام‌:
 اگر قائم‌، بپاخيزد، آسمان‌ ـ چنانكه‌ بايد ـ باران‌ بارد و زمين‌ گياه‌ روياند. كينه‌ها از سينه‌ها بيرون‌ رود. حيوانات‌ نيز با هم‌ سازگاري‌ كنند. در آن‌ روزگار، زن‌، با همة‌ زيب‌ و زيور خويش‌، از عراق‌ در آيد و تا شام‌ برود، نه‌ جايي‌ زميني‌ بي‌ سبزه‌ بيند و نه‌ درنده‌اي‌ او را نگران‌ سازد.

 4. مساوات‌
 پيامبر، صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌:
 ـ ابو سعيد خفدري‌ مي‌گويد: پيامبر، صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله‌، فرمود:  «به‌ مهدي‌ بشارتتان‌ مي‌دهم‌. او به‌ هنگام‌ اختلاف‌ مردمان‌، از ميان‌ امت‌ من‌ انگيخته‌ مي‌شود... ساكنان‌ آسمان‌ و زمين‌ از او خشنود خواهند بود. او مال‌ را بدون‌ خرده‌ تقسيم‌ مي‌كند»  ـ مردي‌ پرسيد: منظور چيست‌؟ فرمود:  «ميان‌ همه‌، مساوي‌»

 امام‌ باقر، عليه‌السلام‌:
 مهدي‌، ميان‌ مردم‌ ـ در تقسيم‌ اموال‌ ـ به‌ مساوات‌ رفتار مي‌كند، به‌ طوري‌ كه‌ ديگر نيازمند و محتاجي‌ يافت‌ نمي‌شود.

 5. بي‌نيازي‌ همگاني‌
 امام‌ صادق‌، عليه‌السلام‌:
 به‌ هم‌ بپيونديد. به‌ يكديگر نيكي‌ روا داريد و مهرباني‌ كنيد. سوگند به‌ آن‌ كس‌ كه‌ دانه‌ را در دل‌ خاك‌ شكافت‌ و جان‌ انسان‌ را آفريد، روزگاري‌ برسد، كه‌ كسي‌ براي‌ درهم‌ و دينار خويش‌ جايي‌ نيابد، به‌ اين‌ علت‌ كه‌ همة‌ مردمان‌، از فضل‌ خدايي‌... بي‌ نياز باشند و مستغني‌.

 * برگرفته‌ از: «در فجر ساحل‌»، محمد حكيمي‌/موعود جوان‌ شماره‌ دوازدهم‌

+ نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

اشاره: نويسنده در قسمت اول مقاله حاضر، پس از ذكر برخى از آيات قرآن، رواياتى را كه در آنها به ايرانيان به عنوان مصداق اين آيات اشاره شده، مورد بررسى قرار دادند.
اينك در ادامه اين مطلب، آيه اى ديگر مورد بررسى قرار گرفته و پس از آن تعدادى از رواياتى كه در آنها به ستايش ايران پرداخته شده، بيان مى گردد.

3. در تفسير كلام خداى بزرگ: وقضينا الى بنى اسرائيل فى الكتاب لتفسدن فى الارض مرتين و لتعلن علوا كبيرا. فاذا جاء وعداولهما بعثنا عليكم عبادا لنااولى باس شديد فجاسواخلال الديار و كان وعدا مفعولا. (1)

به بنى اسرائيل اعلام نموديم در كتاب،«تورات » كه دوبار درزمين فساد و سركشى بزرگى خواهيد كرد، پس چون وعده يكى از آنها(فساد) برسد. بندگانى از خودرا كه داراى قوت و نيرومندى شگرفى هستند به طرف شمامى فرستيم تا در همه جا جستجو كنند واين وعده اى انجام شده است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در پنجشنبه 13 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، كشور ايران در تصور غربيها پايگاهى حياتى، آن هم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى آمد و از ديدگاه مسلمانها كشورى اسلامى و اصيل به شمار مى رفت كه «شاه » سر سپرده غرب و هم پيمان اسرائيل بر آن حكومت مى كرد و براى خوش خدمتى به اربابانش، كشورش را دربست در اختيار و خدمت آنان قرار داده بود.

علاوه بر آنچه كه در تصور ديگران بود، در ذهن يك فرد شيعه مانند من، كشورى بود كه در آن مرقد مطهر امام رضا، عليه السلام، و حوزه علميه قم وجود داشت، كشورى داراى تاريخى اصيل و ريشه دار در تشيع و علما و انديشمندان شيعه و تاليفات گرانبها، زمانى كه به روايات وارده در خصوص مدح و ستايش ايرانيان بر مى خوريم و آنها را بررسى مى كنيم، به يكديگر مى گوييم: اين روايات مانند روايتهايى است كه مدح و ستايش و يا مذمت اهل يمن، و يا بنى خزاعه را مى نمايد. از اين رو هر روايتى كه مدح و ستايش و يا مذمت گروهها و قبيله ها و بعضى كشورها را در بر دارد، نمى تواند بدون اشكال باشد. گرچه اين روايات صحيح و درست مى باشند، اما مربوط به تاريخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اوليه آن است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

جابر از امام باقر (ع)روايت مي کند: ((يخرج شاب من بنی هاشم بکفه اليمنی و باتی من خراسان برايات سود بين يديه شعيب بن صالح يقاتل اصحاب السفيانی فيهز مهم)) الملاحم و الفتن ص52 باب97
 جوانی از بنی هاشم (سيد) از خراسان با پرچم های سياه قيام مي کندکه در کف دست راست او خالی(علامتی)است و پيشاپيش او مردی بنام شعيب بن صالح است که با لشکريان سفيانی می جنگد و آنها را شکست ميدهد. پرچمهای سياهی از مشرق به اهتراز در مي آيند که با مردی از اولاد ابو سفيان می جنگد و زمينه فرمانبرداری از مهدی (عج) را فراهم می آورد. پرچمهای سياهی که از خراسان در مي آيد در کوفه فرود می آيد. هنگامی که مهدی(ع)ظهور کند اين پرچم ها برای بيعت به حضور آن حضرت گسيل مي شود. بحار الانوارج 52 ص 267....

 خروج سفيانی،يمانی و خراسانی در روز واحد از ماه رجب يکسال خواهد بود. الحاوی للفتاوی ج 2 ص 126

پرچم های سياهی از خراسان به اهتراز در مي آيد که چيزی نمی تواند از پيشروی آنها جلوگيری به عمل آورد تا در بيت المقدس فرود آيد و استقرار يابد ملاحم و الفت ص 43 – روزگار رهاتی ص 1036

ظاهر شدن سيد خراسانی . شعيب بن صالح در ايران: روايان بيانگر آن است که اين دو از ياران مهدی (عج)خواهند بود و مقارن ظهور آن حضرت ازايران ظهور خواهند کرد.و در نهضت ظهورش شرکت مي کنند.

بطور خلاصه نقش آن دو چناچه از منابع اهل سنت و بر خی از روايات شيعی اين است که در آن زمان ايرانيان درگير جنگی نابرابر با دشمنان خويشند و در اثر طولانی شدن آن جنگ سيد خراسانی را به عنوان سر پر ستی امورشان انتخاب مي کنند.گر چه وی به اين امر چندان رغبتی نشان نمي دهد اما با اصرار زياد آنرا می پزيرد.

زمانی که رهبری ايرانيان را می پزيرد با ايجاد وحدت کلمه در صفوف نيرو های مسلح،سردار رشيد خود شعيب بن صالح را به فرماندهی نيروهای مسلح خود تعيين ميکند. بدين ترتيب خراسانی و شعيب جنگ را در مرزهای ايران،ترکيه ،عراق هدايت و ارداه مينمايد و نيروهای مستقر خود شام را به پيش رانده و در همان زمان ،آماده پيشروی بزرگ بسوی فلسطين و قدس عزيز می شود. و...... 

بر گرفته از کتاب عصر ظهور-علی کورانی-ص269/تاليف چند سال قبل از رحلت امام خمينی (ره)

+ نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 فتنه «دجال» در روايات ما به عنوان يكي از فتنه‌هاي قبل از ظهور حضرت امام مهدي(ع) شمرده شده است. هرچند در پي پرسش‌هاي گوناگوني كه دربارة مشخصات امامان معصوم(ع) پرسيده شده، ايشان به بيان ويژگي‌هايي از دجال پرداخته‌اند. اما اين موضوع هم چنان در دوران ما، در هاله‌اي از ابهام قرار دارد.

گروهي دجال را با وجود ويژگي‌هاي عجيب و غريبي كه در روايات براي آن برشمرده شده است، موجودي واقعي مي‌دانند كه در آخرالزمان ظاهر شده و به فريبكاري مي‌پردازد و گروهي به دليل همين ويژگي‌ها دجال را موجودي نمادين دانسته و معتقدند روايات در مورد او بيشتر به زبان استعاره سخن گفته‌اند.
بي‌آن‌كه بخواهيم در اين مجال اندك به قضاوت در مورد ديدگاه ياد شده بپردازيم در اين جا به نمونه‌اي از ديدگاه دوم اشاره مي‌كنيم. إن شاءالله در آينده در اين زمينه بيشتر سخن خواهيم گفت.

در روايات اهل بيت(ع) آمده است كه در آخر زمان انساني مي‌آيد با مشخصات زير:

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 برداشت‌هايي كه از انتظار فرج شده است؛ بعضي اش را من عرض مي كنم. بعضي‌ها انتظار فرج را به اين مي دانند كه در مسجد، در حسينيه، در منزل بنشينند و دعا كنند و فرج امام زمان- سلام الله عليه- را از خدا بخواهند. اينها مردم صالحي هستند كه يك همچو اعتقادي دارند. بلكه بعضي از آنها را كه من سابقاً مي شناختم بسيار مرد صالحي بود، يك اسبي هم خريده بود، يك شمشيري هم داشت و منتظر حضرت صاحب - سلام الله عليه- بود.
اينها به تكاليف شرعي خودشان هم عمل مي كردند و نهي از منكر هم مي كردند و امر به معروف هم مي كردند، لكن همين، ديگر غير از اين كاري ازشان نمي آمد و فكر اين مهم كه يك كاري بكنند، نبودند.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 شش ويژگي به ما عطا شده و در هفت ويژگي از ديگران برتري يافته‌ايم: علم، حلم، جوانمردي، فصاحت، شجاعت، و محبت در قلب‌ها به ما عطا شد. و برتري يافتيم به اينكه: پيامبر برگزيدة خدا حضرت محمد(ص) از ماست، صدّيق از ماست، طيّار از ماست، اسدالله و اسدالرسول از ماست، و سرور زنان جهانيان حضرت فاطمة بتول (سلام الله عليه) از ماست، و دو فرزند اين امت و دو سرور جوانان اهل بهشت از مايند8.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه 3 تیر1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 دجال را با سيمايى عجيب مجسم‏كرده‏اند. صورتى آبله رو كه يك‏چشم او كور شده - چشم راست - وچشم ديگرش در وسط پيشانى ،مانند ستاره صبح درخشان است.اين بيت مولانا جلال‏الدين بلخى‏به‏يك چشم بودن دجال گواهى دارد :
او به سر، دجال يك چشم لعين اى خدا فريادرس نعم‏المعين

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 31 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

سوال1 : اگرظهور حضرت مهدي عليه السلام همراه و ملازم پر شدن زمين از بيداد و ستمگري است ، آيا كوشش در راه نشر احسان و نيكي و تقوي فايده دارد يا خير؟
جواب : اولا ، تنها ظرف حتمي و غير قابل تغيير ظهور، پر شدن جهان از ستم نيست. بلكه ظهور، ظرف ديگري هم دارد كه صلاح گروهي از مردم و آمادگي بشر براي پذيرش حكومت عدل و جهاني امام عليه السلام است. 1
ثانيا .‌دو واقعيت ستم و پر شدن ، از امور نسبي اند.
ثالثا، سخن عقل و فطرت و نيز نداي تربيتي تمامي انبيا و اوليا اين است : حتي اگر تمام اقطار جهان را فساد و ستم فرا گرفت ، هرگز نبايد از تلاش در راه اصلاح فرد و جامعه دريغ كرد. تجربه نيز نشانگر ثمرات تلاش هاي آن بزرگواران در همين موقعيت هاي حساس است . چه بسيار انسان هاي پاك و والا را كه علي رغم اكثريت فاسد و جريان فراگير فساد اجتماعي در همين موقعيت ها تربيت كرده و به جامعه تحويل داده اند!
رابعا، مصلحان و مربيان بشريت چنين توصيه كرده اند :

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 بلال نعيم
از جمله اخبار و روايات قطعي مورد تأكيد، وقوع انقلاب بزرگ و الهي در اين عالم، بر روي اين زمين ـ در آخرالزمان ـ به منظور برپايي حكومتي الهي و جهان‌شمول مي‌باشد كه اين امر تنها با ايجاد حكومتي عادلانه و مبتني بر ارزش‌ها و آموزه‌هاي روان و مطابق فطرت بشريت به وسيلة حضرت امام مهدي(ع) به وقوع خواهد پيوست، تا آن حضرت قسط و عدل را در سراسر زمين پس از آن كه ظلم و ستم همه جا را فرا گرفت، مستقر سازد.
تشكيل اين حكومت به معناي براندازي هر نوع حكومت ديگري جز حاكميت خداوند است، و آن در جهت اصلاح و هدايت بشريت از مسير انحرافي به مسير مستقيم و از بين بردن خطاها و زشتي‌ها و انحرافات و فساد موجود در اين عالم حركت مي‌كند. آن حكومت در حقيقت حدفاصل (برزخ) ميان اين دنيا و عالم آخرت مي‌باشد، زيرا پس از تشكيل چنين حاكميت الهي در اين جهان، حكومت دنيا هرگز دوباره در دست انسان و بشر [غيرالهي] قرار نخواهد گرفت.

فالله يحكم لا معقّب لحكمه.1

پس خداوند [بر اين جهان] حكم‌فرما مي‌شود و هيچ كس پس از او حاكم نخواهد گشت.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

آنچه از روايات استخراج گرديده دلالت دارد كه سفياني شخصي است كه از وادي كه جز سرزمين شام است خروج مي كند و او از نسل عتبه بن ابي سفيان مي باشد و اين مرد ناپاك قبل از آنكه خروج كند اظهار زهد و بي اعتنايي به دنيا مي كند و لباس كهنه و خشن مي پوشد و به نان جو و نمك قناعت مي ورزد و با بذل اموال دلهاي جهال و اراذل را به خود متمايل مي سازد , و پس از آن ادعاي حكومت و فرمانروايي مي كند و عده اي جهال و اشخاص نادان سر بر خط فرمان او مي نهند و مي گويند :
او بهترين مردم روي زمين است .
البته اول كسي كه با سفياني جنگ مي كند قحطاني خواهد بود و اين قحطاني از بلاد يمن خروج خواهد كرد و لكن قحطاني در جنگ با سفياني از معركه جنگ فرار مي كند و به يمن مراجعت مي نمايد.
در يمن نيز يماني همزمان با سفياني خروج كرده است سپس قحطاني پس از فرار از معركه جنگ با سفياني به يمن باز مي گردد و در آنجا به دست يماني (صاحب پرچم سفيد) كشته مي شود. 

خروج و قيام سفياني در ماه رجب مي باشد.
در كتاب « كمال الدين » از امام صادق (ع ) نقل شده كه آن حضرت فرمود كه :
« خروج سفياني از جمله امور محتومه است . يعني : از قضاي الهي گذشته , تغيير و تبديل را بر آنها راه نيست , و خروجش در ماه رجب واقع خواهد شد » .
كمال الدين , ج 2 ـ ص 650 ح 5
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

امام مهدى (ع) در راه و كار خود سازش ناپذير است و در اجراى حدود و احكام الهى و مبارزه با ستمگران قاطعيتى خدايى دارد، چشم پوشى و مسامحه اى در راه و روش او نيست، از ملامت ملامتگران نمى هراسد، از هيچ مقام و قدرتى نمى ترسد، و بدون هيچگونه ملاحظه اى تبهكاران را كيفر مى كند و صالحان زاهد و ساده زى و بى آلايش را در مصادر امور مى گمارد.

قاطعيت، خصلت همه رهبران راستين الهى است، و اين خصلت در وجود مبارك امام مهدى (ع) در حد اوج و كمال است. و معيار پاكسازى اجتماعات بشرى همين است. عينيت يافتن عدالتى فراگير و ريشه سوزى هر ظلم و ستم بايد بدون كمترين ترحم و ارفاق و استثنايى صورت گيرد، بطورى كه در هيچ جاى جهان علت فساد و عامل بيدادى برجاى نماند، تا بتواند بتدريج به مناطق ديگر نفوذ كند، و به توطئه و كارشكنى در كار سامان بخشيدن به جامعه بشرى بپردازد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 در ضمن بررسى ويژگيهاى حكومت جهانى آن حضرت، اين سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظيم و منظم و پيچيده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونيكى و تكنيك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هسته اى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پيروزى جهانى براى امام زمان ، عليه السلام، چگونه ميسر است؟

اصولا چون چنين پيروزى عظيمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نيست بايد ديد زمينه و عوامل چنين پيروزيى چيست و راه آن كدام است؟ در اين بحث به عوامل پيروزى آن حضرت در اين قيام جهانى و فتح نهايى عالم توسط ايشان مى پردازيم و با توجه به روايات و احاديث رسيده اين عوامل را بررسى مى كنيم.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

مسيح بر صليبطبق روايات متواتر اسلامي، آن بزرگوار داراي دو غيبت است: غيبت صغري و غيبت كبري و در عصر غيبت صغري رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار مي‌شد و در عصر غيبت كبري آن حضرت داراي نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلي و كامل تعريف شده است.
ولي درباره حضرت مسيح كه بحث غيبت و يا مباحث مشبه مطرح نيست بلكه در تعبير قرآن كريم آمده است:
و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إليه.5
و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، وليكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد، و خدا توانا و حكيم است.
و در روايات ما بحث نزول حضرت مسيح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و اين دو تعبير و عنوان بسيار متفاوت است كه يكي نشانگر غيبت و ديگري نشان‌دهنده عروج و رفع الي الله و نزول مجدد است.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

هنگامي كه نرجس در روم بود، خواب‏هاي شگفت‏انگيزي ديد. يك بار در خواب، پيامبر عزيز اسلام و عيساي مسيح‏(ع) را ديد كه او را به عقد ازدواج امام حسن عسكري‏(ع) در آوردند. وي در خواب ديگري، شگفتي‏هاي ديگري ديد و به دعوت حضرت فاطمه زهرا(س) مسلمان شد. با اين حال، اسلام خود را از خانواده و اطرافيان خويش پنهان مي‏داشت تا آنگاه كه ميان مسلمانان و روميان جنگ درگرفت و قيصر به همراه لشكرش روانه جبهه‏هاي جنگ شد.


معرفت دربارة حضرت صاحب‌الزمان(ع) را از سوانح احوال ايشان و اولين روز تولدشان آغاز مي‌كنيم.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 24 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

مصحف فاطمه(س) كتاب مخصوصي است با مطالبي كه آن مطالب از ناحيه فرشته مخصوص يا جبرئيل به

 حضرت فاطمه(س) القاء شده و حضرت علي(ع) آن را نوشته و تدوين كرده است و مشتمل بر حوادث غيبي آينده و اسرار آل محمد(ص) است، و در نزد امامان(ع) دست به دست مي گشته، و اكنون در نزد حضرت مهدي(عج) است و هنگام ظهور آن را آشكار مي سازد.

شيخ كليني به سند خود از ابوعبيده نقل مي كند: كه يكي از اصحاب از امام صادق(ع) پرسيد : مصحف فاطمه(س) چيست؟

امام صادق(ع) پس از سكوت طولاني فرمود: فاطمه(س) 75 روز بعد از رسول خدا(ص) زنده بود و در اين ايام از فراق پدر، بسيار غمگين بود. جبرئيل نزد فاطمه(س) مي آمد و او را دلداري مي داد و احوال و مقام هاي پدرش را براي او بيان مي كرد و از حوادث آينده و غيبي در مورد ظلم هاي دشمنان به فرزندانش به او خبر مي داد، حضرت علي(ع) آن مطالب را مي نوشت و آن مجموعه نوشته شده، همان مصحف فاطمه(س) است.(2)

بر خلاف تصور عده اي كه مي پندارند حضرت قائم پس از ظهور قرآني ديگرگون ارايه خواهند داد و آن نيز همان مصحف فاطمه است بايد گفت: قرآني كه اكنون در دسترس است، تحريف و كم و زياد نشده، بلكه همان قرآني است كه با املاي پيامبر اكرم(ص) نوشته شده (3)و تنظيم گشته است و شخص پيامبر(ص) در نام گذاري سوره ها و تقسيم قرآن به 114 سوره، و تنظيم آن به همين صورت فعلي نظارت كامل داشته است. از اينرو مصحف فاطمه(س) هيچ گونه تضادي با قرآن ندارد.

منبع:
1- بحار الانوار ج 26 ص 18 ح 1
2- اصول كافي، ج1، ص241، حديث50
3- بصائر الدرجات ص 152 ح 3
+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

اولين مسئله اي كه پس از اعلام ظهور حضرت قائم(عج) به وجود خواهد آمد مسئله بيعت با ايشان است واين سوال به ذهن متبادر مي شود كه چه كسي اولين بار با ايشان بيعت خواهد كرد. از روایات رسيده از جانب معصومين(ع) چنین استفاده می شود كه اوّلین كسی با حضرت مهدی(عج) بیعت كرده و به دست مبارك آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرّب الهی است.

مفضّل بن عمر از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمود: آنگاه كه خداوند به حضرت قائم اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت كند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش آنها را بخواند و به این كه بین ایشان و روش رسول خدا(ص) رفتار كند و به كردار آن حضرت عمل كند.

آنگاه خداوند جبرئیل را می فرستد كه نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(ع) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرئیل می گوید: من نخستین كسی هستم كه با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز كن، پس دست به دست آن حضرت گذارد و متجاوز از سیصد و ده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند و در مكه می ماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.(1)

همچنين نقل شده است كه حضرت قائم(عج) پشت به حرم(خانه كعبه) می دهد و دست خود را دراز می كند مثل دست موسی ... آنگاه می فرمایند: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا كشیده شد و این آیه را تلاوت می كند :"ان الذین یبایعونك انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم، فمن نكث فانما ینكث علی نفسه ...". پس اول كسی كه دست آن حضرت را می بوسد جبرئیل است و با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جنّ و نقیبان آن حضرت بیعت می كنند. (2)

منابع:

1-مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص1154
2-اسرار العقائد، ج 2، ص 100 به نقل از كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی،‌ انتشارات نبوت

+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 «سدير صيرفي» مي‌گويد: با همراهي «مفضل»، «ابوبصير» و «ابان» به محضر مقدس امام صادق(ع) شرفياب شديم، او را مشاهده كرديم كه بر روي خاك‌ها نشسته، يك جامة خيبري، بي‌يقه و آستين كوتاه بر تن دارد، همانند مادرِ فرزند مرده گريه مي‌كند.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

حضرت رضا(ع) در روايت ديگري، در پاسخ اباصلت هروي كه از ايشان پرسيد: «نشانه‏هاي قائم شما هنگام ظهور چيست؟» مي‏فرمايد: نشانه‏اش اين است كه در سنّ پيري است، ولي منظرش جوان است، به گونه‏اي كه بيننده مي‏پندارد چهل ساله يا كمتر از آن است. نشانه ديگرش آن است كه به گذشت شب و روز پير نشود تا آنكه اَجَلش فرا رسد.
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

ثقه جليل القدر احمد بن اسحاق بن سعد اشعرى نقل مى‏كند: خدمت امام حسن (ع) رسيدم، مى‏خواستم از امام بعد از او بپرسم، امام پيش از سؤال من فرمود:
«يا احمد بن اسحاق ان الله تبارك و تعالى لم يخل الارض منذ خلق آدم عليه السلام و لا يخليها الى ان تقوم الساعة من حجت الله على خلقه به يدفع البلاء عن اهل الارض و به ينزل الغيث و به يخرج بركات الارض».
گفتم: يابن رسول الله! امام و خليفه بعد از شما كيست؟ آن حضرت بسرعت برخاست و داخل اندرون شد، بعد به اتاق آمد و در شانه‏اش پسرى بود، گويى جمال مباركش مانند ماه چهارده شبه بود، حدود سه سال داشت، بعد فرمود: يا احمد بن اسحاق! اگر پيش خدا و امامان محترم نبودى اين پسرم را به تو نشان نمى‏دادم، او همنام و هم كينه رسول خداست، زمين را پر از عدل و داد مى‏كند چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.
يا احمد بن اصحاق! مَثل او در اين امت مَثل خضر (ع) و مثل ذوالقرنين است، به خدا قسم او را غيبتى خواهد بود كه فقط كسى از هلاكت نجات مى‏يابد كه خدا او را در امامت وى ثابت نگاه دارد و به دعا در تعجيل فرجش موفق فرمايد.
گفتم: مولاى من! آيا علامتى هست كه قلب من مطمئن باشد؟ در اين وقت آن كودك با زبان عربى فصيح فرمود: «انا بقيّةُ اللّه فى اَرضه و المنتقم من اعدائه فلا تطلب اثر بعد عين يا احمد بن اسحاق».
احمد بن اسحاق گويد: شاد و خرامان از خانه امام (ع) بيرون آمدم، فرداى آن به محضر امام بازگشتم و عرض كردم يابن رسول الله (ص)! شاديم بيش از حد گرديد در مقابل منتى كه بر من نهاديد، اين كه فرموديد: مَثل او مَثل خضر و ذوالقرنين است يعنى چه؟ فرمود: طول غيبت.
گفتم: غيبتش طولانى خواهد بود؟ فرمود: آرى، به خدايم قسم تا جايى كه اكثرى از اين امر برگردند و در امامت او نماند مگر كسى كه خدا براى ولايت ما از او عهد گرفته باشد و ايمان را در قلب او ثابت فرموده و با روح مخصوصى او را تأييد كرده باشد.
«يا احمد بن اسحاق هذا امرٌ من امر الله و سرّ من سرّاللّه و غيبٌ من غيب اِللّه فخذما آتيتك و اكتمه و كن من الشاكرين تكن معنا غدا فى عليين»

+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 قريب به دو ساعت از ظهر روز عاشورا گذشته بود كه تلفن زنگ زد. پشت خط، صدايي هيجان‌زده و بي‌تاب، از واقعه‌اي در عراق خبر مي‌داد. از خروج يماني و پرچم‌هاي برافراشته‌اش كه به سوي كربلا در حركت  است و درگيري‌هايي كه در ظهر عاشورا حادث شده. صاحب صدا از شهرستاني در جنوب كشور تماس مي‌گرفت. با چند واسطه و تلاش، مرا يافته بود تا بتواند موقعيت خودش را در اين شرايط بيابد.
كمي او را آرام كردم تا از آنچه در اين وقت، ذهن او را درگير و خاطرش را پريشان كرده، بگويد. مي‌گفت كه از طريق دوستانش در عراق، با خبر شده كه يماني خروج كرده، آن‌هم در روز عاشوراي سالي فرد. با نيروهاي مسلح عراقي درگير شده و مي‌گفت كه برخي علما، در حال بررسي موضوع هستند.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |