شخصى داراى دو وطن است، در نتيجه نماز خود را در هر دو مكان تمام مىخواند و روزه هم مىگيرد، آيا واجب است كه همسر و فرزندان تحت تكفل وى در اين مسأله از سرپرست خود تبعيت نمايند يا اينكه مىتوانند مستقل از او عمل كنند؟
زن مىتواند وطن جديد شوهرش را وطن خود قرار ندهد، ولى فرزندان اگر صغير باشند و در تصميمگيرى و كسب درآمد مستقل نباشند و يا در اين مسأله تابع اراده پدر باشند، وطن جديد پدر، وطن آنها هم محسوب مىشود.
کسى که مىخواهد ساليانى در مکانى بماند، تا چه مدتى بناى ماندن آنجا را داشته باشد، حکم وطن را دارد، و آيا بين ماندن در آنجا صرفاً به قصد زندگى يا براى کار يا هر دو، تفاوتى وجود دارد؟
اگر بناى زندگى در آنجا را به مدّت هفت، هشت سال داشته باشد براى ترتّب حکم وطن کافى است. ولى اگر براى کار يا امر ديگرى غير از زندگى در آنجا، مدتى بخواهد بماند، حکم وطن مترتّب نيست.
من شش ماه از سال را در شهرى و شش ماه را در شهر ديگرى كه محل تولدم و محل سكونت من و خانوادهام است، زندگى مىكنم، ولى در شهر اول به طور متوالى و مستمر ساكن نيستم، مثلا دو هفته يا ده روز و يا كمتر در آن مىمانم و سپس به محل تولد و سكونت خانوادهام بر مىگردم، سؤال من اين است كه اگر قصدماندن كمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آيا حكم مسافر را دارم يا خير؟
اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آنجا را هم نداشته باشيد، در صورتى كه قصد اقامت كمتر از ده روز را داشته باشيد، حكم ساير مسافرين را داريد، مگر آنكه آنجا محل كار شما باشد و حداقل هر ده روز يكبار جهت كار به آنجا رفت و آمد داشته باشيد كه در اين صورت نماز شما تمام و روزهتان صحيح است.
من متولد شهر تهران هستم و پدر و مادرم در اصل از اهالى شهر «مهدى شهر» هستند، لذا چندين بار در طول سال به آنجا سفر مىكنند و من هم همراه آنان مىروم، با توجه به اينكه من قصد بازگشت به «مهدى شهر» را براى سكونت ندارم، بلكه قصد دارم در تهران بمانم، نماز و روزهام چه حكمى دارند؟
در فرض مذكور، نماز و روزه شما در وطن اصلى پدر و مادرتان، حكم نماز و روزه ساير مسافرين را دارد.
آيا زن و فرزندان مشمول مسأله «1284» رساله حضرت امام «قدس سره» هستند؟ يعنى در تحقق سفر آنها قصد سفر توسط آنان شرط نيست؟ و آيا وطن پدر موجب تمام بودن نماز كسانى كه تابع وى هستند، مىگردد؟
اگر در سفر تابع پدر ولو قهرا باشند، قصد پدر براى پيمودن مسافت در صورت اطلاع آنان از آن كافى است. ولى در انتخاب وطن و اعراض از آن، اگر در تصميمگيرى و زندگى مستقل نباشند، يعنى بر حسب طبيعت و ارتكازشان تابع اراده پدر باشند، در اعراض از وطن سابق و اتخاذ وطن جديد كه پدر با آنها براى زندگى دائمى به آنجا رفته است، تابع وى خواهند بود.
آيا زن در وطن و اقامت تابع شوهر است؟
مجرد زوجيّت موجب تبعيّت قهرى نمىشود، و زن مىتواند در انتخاب وطن و قصد اقامت تابع شوهر خود نباشد. بله، اگر زن در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع اراده همسرش باشد، قصد شوهرش براى او كافى است و شهرى كه همسرش با او براى زندگى دائم و به قصد توطن به آنجا رفته است، وطن وى هم محسوب مىشود و همچنين اعراض شوهر او از وطن مشتركشان با خروج از آن و رفتن به جائى ديگر، اعراض او از وطن هم محسوب مىگردد، و براى اقامت ده روز در سفر، اطلاع او از قصد شوهرش مبنى بر اقامت ده روز با اين فرض كه وى تابع اراده شوهر است براى وى كافى است، بلكه اگر مجبور به همراهى با شوهرش در مدت اقامت در آنجا باشد، نيز حكم همين است.
موضوع : احكام بلاد كبيره
شخصى از فتواى امام «قدس سره» در مورد اينكه تهران از بلاد كبيره است، مطلع نبوده و پس از پيروزى انقلاب اسلامى به فتواى امام «قدس سره» علم پيدا كرده است، نماز و روزهاى را كه به نحو متعارف به جا آورده، چه حكمى دارد؟
اگر در حال حاضر بر تقليد امام «قدس سره» در آن مسأله باقى باشد، واجب است كه اعمال گذشتهاش را كه با فتواى امام «قدس سره» منطبق نيست، تدارك نمايد، به اين معنى كه نمازهائى را كه به جاى شكسته، تمام خوانده به صورت شكسته قضا كند و روزههائى را كه در حال مسافرت گرفته است، قضا نمايد.
نظر جنابعالى درباره شهرهاى بزرگ از جهت قصد توطن يا اقامت ده روز در آنها چيست؟
در احكام مسافر و قصد توطن و قصد اقامت ده روز فرقى بين شهرهاى بزرگ و معمولى نيست و حتى با قصد توطن در يك شهر بزرگ و مدتى در آنجا ماندن، بدون معين كردن محله خاصى از آن، تمام آن شهر حكم وطن را درباره او پيدا خواهد كرد. همچنين اگر قصد اقامت ده روز در مانند اين شهر نمايد، بدون اينكه محله خاصى از آن را قصد نمايد، حكم تمام بودن نماز و صحّت روزه در مورد او در تمام محلههاى آن شهر جارى خواهد بود.
كسى كه نماز استيجارى مىخواند:
1 - آيا گفتن اذان و اقامه و سلامهاى سه گانه و تسبيحات اربعه به طور كامل بر او واجباست؟
2 - اگر يك روز مثلا نماز ظهر و عصر را بخواند و در روز بعد نمازهاى پنجگانه را به طور كامل به جا آورد، آيا رعايت ترتيب لازم است؟
3 - آيا در نماز استيجارى، ذكر خصوصيات ميّت شرط است يا خير؟
ذكر خصوصيات ميّت لازم نيست، و رعايت ترتيب فقط بين نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشاء شرط است، و هر گاه در عقد اجاره كيفيت خاصى بر اجير شرط نشده باشد و كيفيت معهودى كه اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پيدا كند، هم وجود نداشته باشد، بر اجير لازم است كه نماز را با مستحباتى كه انجام آن متعارف است بخواند، ولى واجب نيست كه براى هر نمازى اذان بگويد.
من قادر بر خواندن نماز نيستم، آيا جايز است كه شخصى به نيابت از من نماز بخواند؟ آيا فرقى بين اينكه نائب طلب اجرت كند و يا طلب اجرت نكند، وجود دارد؟
شخص مكلف تا زنده است بايد نمازهاى واجبش را خودش، به هر نحو كه مىتواند، انجام دهد و نماز نائب چه با اجرت و چه بدون اجرت براى او مجزى نيست.
اگر مركز زلزله نگارى، وقوع لرزشهاى خفيف زمين را با ذكر تعداد آن در منطقهاى كه ما زندگى مىكنيم، اعلام نمايد، ولى ما اصلا آنها را احساس نكنيم، آيا در اين حالت نماز آيات بر ما واجب مىشود يا خير؟
اگر هنگام وقوع زلزله و يا در زمان متصل به آن، خودتان آن را احساس نكنيد، نماز آيات بر شما واجب نيست.
بعد از وقوع زلزله در منطقهاى، غالبا در مدت كمى دهها پس لرزه رخ مىدهد، حكم نماز آيات در اين موارد چيست؟
هر زلزلهاى، چه شديد و چه خفيف، اگر زلزله مستقلى محسوب شود، نماز آيات جداگانهاى دارد.
اگر شخصى هنگام وقوع زلزله بيهوش باشد و بعد از وقوع آن به هوش آيد، آيا نماز آيات بر او واجب است؟
اگر علم به وقوع زلزله پيدا نكند تا اينكه زمان متصل به وقت وقوع آن بگذرد، خواندن نماز آيات واجب نيست، اگرچه احتياط آن است كه بجا آورد.
آيا وجوب نماز آيات اختصاص به كسانى دارد كه در شهر وقوع حادثه هستند و يا شامل همه مكلفينى كه از آن مطلع شدهاند هر چند در آن شهر نباشندنيز مىشود؟
وجوب آن مختص كسانى است كه در شهر وقوع حادثه هستند و كسى هم كه در شهر متصل به شهرى كه حادثه در آن رخ داده، به طورى كه مانند يك شهر محسوب شوند، زندگى مىكند، حكم آنها را دارد.
نماز آيات چيست و علت شرعى وجوب آن كدام است؟
نماز آيات دو ركعت است كه هر ركعت آن پنج ركوع و دو سجده دارد و اسباب شرعى وجوب آن عبارت است از: كسوف خورشيد و خسوف ماه، اگر چه مقدار كمى از آنها گرفته شود؛ زلزله و هر حادثه غيرعادى كه باعث ترس بيشتر مردم شود مانند بادهاى سياه يا سرخ و يا زرد كه غيرعادى باشند؛ تاريكى شديد، فرو رفتن زمين و ريختن كوه، صيحه آسمانى و آتشى كه گاهى در آسمان ظاهر مىشود. در غير از كسوف و خسوف و زلزله، بايد آن حادثه موجب ترس و وحشت بيشتر مردم شود، و حادثهاى كه ترس آور نباشد و يا موجب ترس و وحشت افراد نادرى گردد، اعتبار ندارد.
خواهشمنديم كيفيت نماز شب را به تفصيل براى ما بيان فرمائيد.
نماز شب يازده ركعت است، هشت ركعت آن كه به صورت دو ركعتى دو ركعتى خوانده مىشود، نماز شب نام دارد و دو ركعت آن نماز شفع است كه مانند نماز صبح خوانده مىشود، و يك ركعت هم نماز وتر نام دارد كه در قنوت آن استغفار و دعا براى مؤمنين و طلب حاجات از خداوند منّان به ترتيبى كه در كتابهاى ادعيه ذكر شده، مستحب است.
آيا خواندن نافله ظهر و عصر، پس از اداى نماز ظهر و عصر و در وقت نافله، بايد به قصد قضا باشد و يا به قصد ديگرى؟
در اين هنگام، احوط اداى آن به قصد قربة الى الله، بدون قصد اداء و قضاء است.
آيا هنگام خواندن نماز شب، واجب است كه كسى متوجه نماز شب خواندن ما نشود؟ آيا واجب است كه آن را در تاريكى بخوانيم؟
در تاريكى خواندن و مخفى كردن از ديگران شرط نيست، اما ريا هم در آن جايز نيست.
آيا جايز است نماز شب را كه دو ركعت دو ركعت خوانده مىشود، به صورت دو نماز چهار ركعتى و يك دو ركعتى و يك نماز وتر خواند؟
خواندن نماز شب به صورت نماز چهار ركعتى صحيح نيست.
آيا بايد نمازهاى نافله بلند خوانده شود يا آهسته؟
مستحب است كه نافلههاى روز آهسته و نافلههاى شب بلند خوانده شود.
وظيفه جوانان مؤمن در دانشگاههاى مختلط در برابر مفاسدى كه در بعضى از آن مكانها مشاهده مىكنند، چيست؟
ج: بر آنان واجب است كه ضمن دورى جستن از ابتلا به مفاسد، در صورت تمكّن و تحقق شرائط امر به معروف و نهى از منكر مبادرت به انجام اين فريضه كنند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
بعضى از برادران براى امر به معروف و نهى از منكر و نصيحت و ارشاد به مكانهائى مىروند كه ممكن است زنان بى حجاب در آنجا حضور داشته باشند، آيا از آنجا كه براى امر به معروف به آنجا رفتهاند، نگاه كردن به زنهاى بى حجاب براى آنان جايز است؟
ج: نگاهِ اول اگر بدون قصد باشد، اشكال ندارد، ولى نگاه عمدى به غير از صورت و دستها تا مچ جايز نيست، هر چند به قصد امر به معروف باشد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
مشروبات الكلى كه در حوزههاى مأموريتى متخصصينِ بيگانه كه گاهى در بعضى از مؤسسات كشور اسلامى كار مىكنند، يافت مىشود و آن را در منازل يا محل اختصاصى سكونت خود تناول مىكنند، و همچنين آماده كردن گوشت خوك و خوردن آن توسط آنان چه حكمى دارد؟ و ارتكاب اعمال منافى عفت و ارزشهاى حاكم بر مردم، توسط آنان داراى چه حكمى است؟ مسئولين كارخانهها و اشخاصى كه با آنان در ارتباط هستند، چه تكليفى دارند؟ بعد از اعلام به مسئولين كارخانهها و نهادهاى مربوطه در آن استان، اگر هيچگونه اقدامى انجام ندهند، تكليف چيست؟
ج: بر مسئولين مربوطه واجب است كه به آنان دستور دهند كه از تظاهر به امورى مثل شرابخوارى، خوردن گوشتهاى حرام خوددارى كنند و آنان را از خوردن علنى آنها منع نمايند. ولى امورى كه با عفت عمومى منافات دارد، به هيچ وجه نبايد به آنان اجازه انجام آن داده شود. به هر حال، از طرف مسئولين مربوطه بايد تدابير مناسبى در اين باره اتخاذ شود.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
آيا منكرات امور نسبى هستند تا با مقايسه محيط دانشگاه مثلاً با محيطهاى بدتر از آن، نهى از منكر نسبت به بعضى از منكرات ترك شود و جلوى آن به دليل اينكه نسبت به ساير منكرات حرام و منكر محسوب نمىشود، گرفته نشود؟
ج: منكرات از اين جهت كه منكر هستند، فرقى بين آنها نيست، ولى در عين حال ممكن است كه بعضى از آنها در مقايسه با منكرات ديگر داراى حرمت شديدترى باشد. به هرحال نهى از منكر براى كسى كه شرائط آن را احراز كرده، يك وظيفه شرعى است و ترك آن جايز نيست، و در اين حكم بين منكرات و محيطهاى دانشگاهى و غير دانشگاهى تفاوتى وجود ندارد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر در يكى از ادارههاى دولتى اختلاس از بيتالمال صورت بگيرد و اين اختلاس استمرار داشته باشد و شخصى اين توانايى را در خود ببيند كه اگر مسئوليت آن اداره را بر عهده بگيرد، مىتواند اين وضع را اصلاح كند، و اين كار هم فقط از طريق دادن رشوه به يكى از كسانى كه مسئول آن هستند، امكانپذير است، آيا دادن رشوه براى جلوگيرى از اختلاس در بيتالمال، كه در حقيقت دفع افسد به فاسد است، جايز است يا خير؟
ج: وظيفه اشخاصى كه از تخلفات قانونى مطلع مىشوند، نهى از منكر با رعايت شرائط و ضوابط شرعى آن است، و توسل به رشوه و راههاى غيرقانونى براى هر عملى هر چند به منظور جلوگيرى از فساد، جايز نيست. البته، با فرض وقوع چنين عملِ خلافِ شرع و قانون در كشورى كه نظام اسلامى بر آن حاكم است، وظيفه مردم به مجرد عجز شخصى از امر به معروف و نهى از منكر ساقط نمىشود، بلكه واجب است كه به نهادهاى مربوط اطلاع داده و موضوع را پيگيرى نمايند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر كاركنان ادارات و مؤسسات در محل كار خود ارتكاب تخلفات ادارى و شرعى را توسط مسئولين مافوق مشاهده كنند، چه وظيفهاى دارند؟ اگر كارمندى خوف داشته باشد كه در صورت مبادرت به نهى از منكر ضررى از طرف مسئولين بالاتر متوجه او شود، آيا تكليف از او ساقط مىشود؟
ج: اگر شرائط امر به معروف و نهى از منكر وجود داشته باشد، بايد امر به معروف و نهى از منكر كنند، در غير اين صورت تكليفى در آن مورد ندارند. همچنين با وجود خوف از ضرر قابل توجه هم تكليف از آنان ساقط مىشود، اين حكم در مواردى است كه حكومت اسلامى حاكم نباشد. ولى با وجود حكومت اسلامى كه اهتمام به اجراى اين فريضه الهى دارد، بر كسى كه قادر بر امر به معروف و نهى از منكر نيست، واجب است كه نهادهاى مربوطه را كه از طرف حكومت براى اين كار اختصاص يافتهاند، مطلع نمايد و تا كَنده شدن ريشههاى فاسد كه فسادآور هم هستند، موضوع را پيگيرى كند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر مرد مسلمانى با استناد به قرائنى اطلاع پيدا كند كه همسرش با اينكه چندين فرزند دارد، به طور پنهانى مرتكب اعمال خلاف عفت مىشود، ولى دليل شرعى براى اثبات آن مثل شاهدى كه حاضر به شهادت دادن باشد، در اختيار ندارد. با توجه به اينكه فرزندان او تحت تربيت چنين زنى هستند، رفتار وى با او چگونه بايد باشد؟ در صورت شناسائى فرد يا افرادى كه مرتكب اين عمل شنيع و مخالف احكام الهى شدهاند، با توجه به اينكه ادلّه قابل ارائه به دادگاه شرعى بر عليهشان وجود ندارد، چگونه بايد با آنان برخورد كرد؟
ج: واجب است از سوء ظن و استناد به قرائن و شواهد ظنى اجتناب شود، و در صورت احراز ارتكاب فعلى كه شرعا حرام است، جلوگيرى از آن از طريق تذكر و نصيحت و نهى از منكر واجب است، و اگر نهى از منكر مؤثر نباشد، در صورت وجود دلائل اثبات كننده، مىتوان به مراجع قضائى مراجعه كرد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
آيا دختر مىتواند پسر جوانى را راهنمائى كرده و با رعايت موازين اسلامى به او در درس و غير آن كمك كند؟
ج: در فرض سؤال اشكال ندارد، ولى بايد از فريب و وسوسههاى شيطانى جدا پرهيز شود، و احكام شرع در اين رابطه مانند خلوت نكردن با اجنبى مراعات گردد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
چند سالى است كه ازدواج كردهام و به مسائل شرعى و امور دينى اهميت فراوانى مىدهم و مقلد امام راحل «قدس سره» هستم، ولى متأسفانه همسرم به مسائل دينى اهميت چندانى نمىدهد، گاهى بعد از مشاجره لفظى، يك بار نماز مىخواند، ولى باز دوباره ترك مىكند و اين رفتار او مرا بسيار رنج مىدهد، وظيفه من در برابر او چيست؟
ج: وظيفه شما فراهم نمودن زمينه اصلاح او به هر وسيله ممكن است، و بايد از هرگونه خشونت كه حاكى از بداخلاقى و ناسازگارى شما باشد، خوددارى كنيد، و اطمينان داشته باشيد كه شركت در مجالس دينى و رفت و آمد با خانوادههاى متديّن تأثير بسيار زيادى در اصلاح او دارد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر رفت و آمد و معاشرت علماى اعلام با ظالمين و سلاطين جور باعث كاهش ظلمشان شود، آيا جايز است يا خير؟
ج: اگر براى عالم در اين موارد ثابت شود كه ارتباط او با ظالم منجر به منع ظلم او مىشود و در نهى وى از منكر مؤثر است و يا مسأله مهمى مستلزم اهتمام و پيگيرى آن نزد ظالم باشد، اشكال ندارد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
خواهرم مدتى است با مردى ازدواج كرده كه نماز نمىخواند و چون هميشه در جمع ما حضور دارد، مجبور به صحبت و معاشرت با وى هستم و گاهى بنا به درخواست خودش او را در بعضى از كارها كمك مىكنم، سؤال من اين است كه آيا شرعا براى من سخن گفتن با وى و معاشرت و يارى كردن او جايز است؟ و نسبت به او چه تكليفى دارم؟
ج: بر شما به جز مداومت بر امر او به معروف و نهى وى از منكر، در صورت تحقق شرائط آن، چيزى واجب نيست، و معاشرت و يارى كردن او اگر سبب تشويق بيشتر او بر ترك نماز نباشد، اشكال ندارد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر براى مسئولين به طور قطعى ثابت شود كه بعضى از كارمندان ادارات در خواندن نماز كوتاهى كرده و يا اصلا نماز نمىخوانند و نصيحت و راهنمائى هم تأثيرى نداشته باشد، در برابر اينگونه افراد چه وظيفهاى دارند؟
ج: در عين حال واجب است كه از تأثير مداومت بر امر به معروف و نهى از منكر با رعايت شرائط آن غفلت نكنند، در صورت نااميدى از تأثير امر به معروف نسبت به آنان، اگر بر حسب مقررات قانونى محروم ساختن اينگونه افراد از مزاياى شغلى مجاز باشد، بايد در مورد آنان اجرا شود و به آنان تذكر هم داده شود كه اين محروميت بر اثر سستى و كوتاهىشان در انجام اين فريضه الهى اتخاذ شده است.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
آيا جواب ندادن به سلام كسى كه فعل حرام انجام مىدهد، براى تنبيه او جايز است؟
ج: جوابِ سلامِ مسلمان شرعا واجب است، ولى اگر بر خوددارى از جواب سلام به قصد نهى از منكر، عرفا نهى و منع از منكر صدق كند، جايز است.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
گاهى مشاهده مىكنيم كه دانشجوى دانشگاهى و يا كارمندى مرتكب فعل حرام مىشود، حتى بعد از تذكرات و راهنمائىهاى مكرر هم از كار خود دست برنمىدارد، بلكه بر انجام كارهاى زشت كه باعث ايجاد جو فاسد در دانشگاه است، اصرار مىورزد، نظر شريف جنابعالى درباره اِعمال بعضى از مجازاتهاى ادارى مؤثر مثل ثبت در پرونده آنها چيست؟
ج: با مراعات نظام داخلى دانشگاه اشكال ندارد، و بر جوانان عزيز لازم است كه مسأله امر به معروف و نهى از منكر را جدى گرفته و شرائط و احكام شرعى آن را به دقت بياموزند و اين اصل را عام و فراگير نموده و روشهاى اخلاقى و مؤثر را براى تشويق فعل معروف و جلوگيرى از ارتكاب محرمات به كار بگيرند، و از استفاده از آن براى اغراض شخصى بايد خوددارى نمايند و بدانند كه اين راه بهترين و مؤثرترين روش براى ترويج كار خير و جلوگيرى از شرّ است. خداوند شما را به آنچه رضاى او در آن است، موفق بدارد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
با توجه به هجوم مستمر فرهنگ غربى كه در تضاد بااخلاق اسلامى است، و رواج بعضى از عادتهاى غيراسلامى، مثل به گردن آويختن صليب طلائى توسط بعضى از مردان، و يا استفاده بعضى از زنان از مانتو با رنگهاى زننده، و يا استفاده بعضى از مردان و زنان، از زيورآلات و عينكهاى تيره و ساعت هائى كه جلب نظر مىكند و استفاده از آنها نزد عرف مردم قبيح است، و عدهاى از آنها حتى بعد از امر به معروف و نهى از منكر هم اصرار بر كار خود دارند، اميدواريم حضرتعالى روشى را كه بايد در برابر اين افراد در پيش گرفت، بيان فرمائيد.
ج: پوشيدن طلا يا آويختن آن به گردن بر مردان مطلقا حرام است، و پوشيدن لباسهائى كه از نظر دوخت يا رنگ يا غير آن تقليد و ترويج فرهنگ مهاجمِ غير مسلمانان در نظر عرف محسوب مىشود، جايز نيست. همچنين استفاده از زيور آلاتى كه استعمال آن تقليد از فرهنگ تهاجمى دشمنان اسلام و مسلمين محسوب شود، جايز نيست، و بر ديگران واجب است كه در برابر اينگونه مظاهر فرهنگى تقليدى از بيگانگان مبادرت به نهى از منكر زبانى كنند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
رابطه با اشخاصى كه در گذشته مرتكب اعمال حرامى مانند شرب خمر شدهاند، چگونه بايد باشد؟
ج: معيار وضعيت فعلى اشخاص است، اگر از آنچه انجام دادهاند، توبه كرده باشند، معاشرت با آنان مانند معاشرت با ساير مؤمنين است. ولى كسى كه در حال حاضر هم مرتكب حرام مىشود، بايد او را از طريق نهى از منكر از آن كار منع كرد، و اگر از انجام فعل حرام اجتناب نمىكند مگر با دورى جستن از او، قطع رابطه و ترك معاشرت با وى از باب نهى از منكر واجب مىشود.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
برادر من مسائل شرعى و اخلاقى را رعايت نمىكند و تاكنون نصيحت در او تأثيرى نداشته است، وظيفه من هنگام مشاهده رفتارهاى او چيست؟
ج: واجب است از اعمال خلاف شرع وى اظهار تنفر كنيد و او را به هر روش برادرانهاى كه مفيد و مؤثر مىدانيد، موعظه كنيد، ولى قطع رحم، جائز نيست.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
روش مناسبى كه بهتر است فرزند در برابر پدر و مادرى كه بر اثر عدم اعتقاد كامل به تكاليف دينى، به آنها اهميت نمىدهند، اتخاذ نمايد، كدام است؟
ج: واجب است كه با زبان نرم و مراعات احترام ايشان به عنوان پدر و مادر، آنان را امر به معروف و نهى از منكر كند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
وظيفه فرزند در برابر پدر و مادر و يا زن در برابر شوهرش، اگر خمس يا زكات اموال را نپردازند، چيست؟ آيا براى آنان تصرف در مالى كه خمس يا زكات آن پرداخت نشده و مخلوط به حرام است با توجه به تأكيدات وارد در روايات مبنى بر عدم استفاده از آن، به سبب آلوده كردن روح انسان جايز است؟
ج: بر آنان واجب است كه هنگام مشاهده ترك معروف يا انجام حرام توسط پدر و مادر يا شوهر، به امر به معروف و نهى از منكر در صورت تحقق شرائط آن مبادرت كنند، ولى تصرّف در اموال آنان اشكال ندارد، مگر آنكه يقين به وجود خمس يا زكات در خصوص مالى كه مصرف مىكنند، داشته باشند، كه در اين صورت واجب است كه از ولىّ امر خمس و زكات نسبت به آن مقدار اجازه بگيرند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
امر و نهى زنانى كه حجاب كامل ندارند، چه حكمى دارد، و در صورتى كه انسان هنگام نهى زبانى از تحريك شهوت خود بترسد، چه حكمى دارد؟
ج: نهى از منكر متوقف بر نگاه با ريبه به زن نامحرم نيست، و بر هر مكلفى واجباست كه از حرام اجتناب كند، بخصوص زمانى كه مبادرت به انجام فريضه نهى از منكر مىكند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
از بعضى از منازل صداى موسيقى شنيده مىشود كه معلوم نيست جايز است يا خير، و گاهى صداى آن بلند است به طورى كه باعث اذيت و آزار مؤمنين مىشود، وظيفه ما در برابر آن چيست؟
ج: تعرض به داخل خانههاى مردم جايز نيست، و امر به معروف و نهى از منكر متوقف بر تشخيص موضوع و تحقق شرائط آن است.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
من در يكى از بيمارستانها به كار مقدس پرستارى مشغولم، گاهى در بعضى از قسمتهاى محل كارم ملاحظه مىكنم كه تعدادى از بيماران به نوارهاى موسيقى مبتذل و حرام گوش مىدهند، من آنان را نصيحت مىكنم كه اين كار را نكنند و بعد از نصيحت مجدد آنان، چنانچه بى اثر باشد، نوار را از ضبط صوت بيرون آورده و پس از پاك كردن، آن را به آنان بر مىگردانم، آيا اينگونه برخورد جايز است يا خير؟
ج: محو محتويات باطل براى جلوگيرى از استفاده حرام از نوار، جايز است، ولى اين كار منوط به اجازه مالك يا حاكم شرع است.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
بعضى از رانندگان از نوارهاى موسيقى غنا و حرام استفاده مىكنند و علىرغم نصيحتها و راهنمائىها آن را خاموش نمىكنند، خواهشمنديم نحوه برخورد مناسب با اين موارد و اين افراد را بيان فرمائيد، آيا برخورد شديد با آنان جايز است يا خير؟
ج: با تحقق شرائط نهى از منكر، بر شما بيشتر از نهى زبانى از منكر واجب نيست، و در صورتى كه مؤثر واقع نشود، واجب است كه از گوش دادن به غنا و موسيقى حرام اجتناب كنيد، و اگر به طور غير ارادى صداى موسيقى حرام و غنا به گوش شما برسد، چيزى بر شما نيست.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
آيا وظيفه افراد در امر به معروف و نهى از منكر اين است كه فقط به امر به معروف و نهى از منكر زبانى اكتفا كنند؟ و اگر اكتفا به تذكر زبانى واجب باشد، اين امر با آنچه در رسالههاى عمليه بخصوص تحرير الوسيله آمده است، منافات دارد، و اگر مراتب ديگرِ امر به معروف و نهى از منكر هم براى افراد در موارد لزوم جايز باشد، آيا در صورت نياز مىتوان همه مراتب مذكور در تحرير الوسيله را انجام داد؟
ج: با توجه به اينكه در زمان حاكميت و اقتدار حكومت اسلامى مىتوان مراتب ديگر امر به معروف و نهى از منكر را كه بعد از مرحله امر و نهى زبانى هستند، به نيروهاى امنيتى داخلى (پليس) و قوه قضائيه واگذار كرد، بخصوص در مواردى كه براى جلوگيرى از ارتكاب معصيت چارهاى جز اعمال قدرت از طريق تصرف در اموال كسى كه فعل حرام انجام مىدهد يا تعزير و حبس او و مانند آن نيست، در چنين زمانى با حاكميت و اقتدار چنين حكومت اسلامى، واجب است مكلفين در امر به معروف و نهى از منكر به امر و نهى زبانى اكتفا كنند، و در صورت نياز به توسل به زور، موضوع را به مسئولين ذيربط در نيروى انتظامى و قوه قضائيه ارجاع دهند و اين منافاتى با فتاواى امام راحل «قدسسره» در اين رابطه ندارد. ولى در زمان و مكانى كه حاكميت و اقتدار با حكومت اسلامى نيست، بر مكلفين واجب است كه در صورت وجود شرائط، جميع مراتب امر به معروف و نهى از منكر را با رعايت ترتيب آنها تا تحقق غرض انجام دهند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر مأمورانى كه از طرف دولت وظيفه جلوگيرى از فساد را بر عهده دارند، در انجام وظيفه خود كوتاهى كنند، آيا خود مردم مىتوانند اقدام به اين كار كنند؟
ج: دخالت اشخاص ديگر در امورى كه از وظائف نيروهاى امنيتى و قضائى محسوب مىشود، جايز نيست، ولى مبادرت مردم به امر به معروف و نهى از منكر با رعايت حدود و شرائط آن، اشكال ندارد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
گاهى در اثناى امر به معروف و نهى از منكر مواردى پيش مىآيد كه شخص گناهگار بر اثر عدم آگاهى از واجبات و احكام اسلامى، با نهى از منكر، نسبت به اسلام بدبين مىشود، و اگر هم او را به حال خود رها كنيم، زمينه فساد و ارتكاب گناه توسط ديگران را فراهم مىكند، تكليف ما در اين موارد چيست؟
ج: امر به معروف و نهى از منكر با رعايت شرائط آن يك تكليف شرعى عمومى براى حفظ احكام اسلام و سلامت جامعه است، و مجرّد توهم اينكه موجب بدبينى فاعل منكر يا بعضى از مردم نسبت به اسلام مىگردد، باعث نمىشود كه اين وظيفه بسيار مهم ترك شود.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر شخصى داراى نفوذ و موقعيت اجتماعى خاصى باشد كه اگر بخواهد مىتواند بر معترضين به خود ضرر وارد سازد، و شواهدى هم دلالت كند بر اينكه وى مرتكب گناه و كارهاى خلاف و دروغگوئى مىشود، با اين وضع، آيا جايز است امر به معروف و نهى از منكر را در مورد او ترك كنيم يا اينكه با وجود ترس از ضرر رساندن او، واجب است او را امر به معروف و نهى از منكر كنيم؟
ج: اگر ترس از ضرر منشاء عقلائى داشته باشد، مبادرت به امر به معروف و نهى از منكر واجب نيست، بلكه تكليف از شما ساقط مىشود. ولى سزاوار نيست كسى به مجرد ملاحظه مقام كسى كه واجب را ترك كرده و يا مرتكب فعل حرام شده و يا به مجرد احتمال وارد شدن ضرر كمى از طرف او، تذكر و موعظه به برادر مؤمن خود را ترك كند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر در بعضى از محيطهاى دانشگاهى معروف ترك شود و معصيت رواج پيدا كند و شرائط امر به معروف و نهى از منكر هم وجود داشته باشد و امر كننده به معروف و نهى كننده از منكر شخصى مجرّد باشد كه هنوز ازدواج نكرده است آيا به خاطر مجرّد بودن، امر به معروف و نهى از منكر از او ساقط مىشود يا خير؟
ج: اگر موضوع و شرائط امر به معروف و نهى از منكر محقق باشد، تكليف شرعى و وظيفه واجب اجتماعى و انسانى همه مكلفين است، و حالتهاى مختلف مكلّف مانند مجرّد يا متأهل بودن در آن تاثير ندارد، و به صرف اينكه مكلّف مجرد است، تكليف از او ساقط نمىشود.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
آيا ترك امر به معروف و نهى از منكر بر اثر ترس از اخراج از كار، جايز است؟ مثلا با اينكه مىبيند مسئول يكى از مراكز آموزشى كه با طبقه جوان در دانشگاه ارتباط دارد، مرتكب اعمال خلاف شرع مىشود و يا زمينه ارتكاب گناه در آن مكان را فراهم مىآورد. اگر او را نهى از منكر نمايد ترس آن دارد كه از طرف مسئول مقدمات اخراج او از كار فراهم شود.
ج: به طور كلى اگر خوف دارد كه در صورت اقدام به امر به معروف و نهى از منكر ضرر قابل توجهى متوجه خود او شود، انجام آن واجب نيست.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر يكى از اقوام انسان مبادرت به ارتكاب معصيت كند و نسبت به آن لاابالى باشد، تكليف ما نسبت به رابطه با او چيست؟
ج: اگر احتمال بدهيد كه ترك معاشرت با او موقتا موجب خوددارى او از ارتكاب معصيت مىشود، به عنوان امر به معروف و نهى از منكر واجب است، و در غير اين صورت ،قطع رحم جايز نيست.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
كسى كه مىخواهد شخصى را امر به معروف و نهى از منكر نمايد، آيا بايد قدرت بر آن را داشته باشد؟ در چه زمانى امر به معروف و نهى از منكر بر او واجب مىشود؟
ج: آمر به معروف و نهى کننده از منکر بايد عالم به معروف و منکر باشد، و همچنين بداند که فاعل منکر عمداً و بدون عذر شرعى مرتکب آن مىشود، و زمانى اقدام به امر ونهى واجب مىشود که احتمال تأثير امر به معروف و نهى از منکر در مورد آن شخص داده شود، و ضررى براى خود او نداشته باشد، و در اين مورد بايد تناسب بين ضرر احتمالى و اهميت معروفى را که به آن امر مىنمايد يا منکرى که از آن نهى مىکند، ملاحظه نمايد. در غير اين صورت، امر به معروف و نهى از منکر بر او واجب نيست.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر نهى از منكر در امور بسيار مهم مانند حفظ نفس محترمه، متوقف بر كتك زدنى كه منجر به زخمى شدن مهاجم و احيانا قتل او باشد، آيا در اين موارد هم اذن حاكم شرط است؟
ج: اگر حفظ نفس محترمه و جلوگيرى از وقوع قتل، مستلزم دخالت فورى و مستقيم باشد، جائز بلكه شرعا از باب وجوب حفظ جان نفس محترمه واجب است و از جهت ثبوتى متوقف بر كسب اجازه از حاكم و يا وجود امر به آن نيست، مگر آنكه دفاع از نفس محترمه متوقف بر قتل مهاجم باشد كه صورتهاى متعددى دارد كه احكام آنها هم ممكن است متفاوت باشد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
آيا در مواردى كه راه جلوگيرى از وقوع منكر منحصر به ايجاد مانع بين فعل حرام و فاعل آن، و آن هم متوقف بر كتك زدن وى يا زندانى كردن و سخت گرفتن بر او و يا تصرف در اموال وى هر چند با تلف كردن آن باشد، مىتوان بدون كسب اجازه از حاكم، اقدام به آن از باب نهى از منكر نمود؟
ج: اين موضوع حالات و موارد مختلفى دارد، به طور كلى مراتب امر به معروف و نهى از منكر، اگر متوقف بر تصرّف در نفس يا مال كسى كه فعل حرام را بجا آورده نباشد، احتياج به كسب اجازه از كسى ندارد، بلكه اين مقدار بر همه مكلّفين واجب است. ولى مواردى كه امر به معروف و نهى از منكر متوقف بر چيزى بيشتر از امر و نهى زبانى باشد، اگر در سرزمينى باشد كه داراى نظام و حكومت اسلامى است و به اين فريضه اسلامى اهميت داده مىشود، احتياج به اذن حاكم و مسئولين ذيربط و پليس محلى و دادگاههاى صالح دارد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر امر به معروف و نهى از منكر مستلزم بى آبروئى كسى كه واجب را ترك كرده و يا فعل حرام را به جا آورده باشد، و موجب كاسته شدن احترام او در برابر مردم گردد، چه حكمى دارد؟
اگر در امر به معروف و نهى از منكر، شرائط و آداب آن رعايت شود و از حدود آن تجاوز نشود، اشكال ندارد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
شخصى هنگام سلام دادن به جاى «سلام عليكم» از لفظ «سلام» استفاده مىكند، آيا جواب سلامواجب است؟
اگر عرفا بر آن تحيت و سلام صدق نمايد، جواب دادن واجب است.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر شخصى در يك زمان چند بار سلام كند و يا چند نفر سلام دهند، آيا يكبار جواب دادن از همه آنها كفايت مىكند؟
در صورت اول يك جواب كافى است، و در حالت دوم يك جواب به صيغهاى كه شامل همه آنها گردد و به قصد جواب سلام آنان باشد، كفايت مىكند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
موضوع : سلام
اگر كسى سلام را بشنود، ولى به دليل غفلت يا هر سبب ديگر جواب سلام را ندهد، به طورى كه زمان كمى فاصله شود، آيا بعد از آن گفتن جواب سلام واجب است؟اگر تأخير به مقدارى باشد كه جواب سلام و ردّ تحيت بر آن صدق نكند، واجب نيست.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر شخصى به گروهى سلام كند و بگويد: «السلام عليكم جميعا»، و يكى از آنان مشغول نماز باشد، آيا بر او هم جواب سلام واجب است، حتى اگر ديگران جواب سلام را داده باشند؟
اگر كس ديگرى جواب آن را بدهد، نماز گزار اقدام به جواب گفتن نكند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
آيا جواب سلام كودكان اعم از دختر و پسر واجب است؟
جواب سلام كودكانِ مميز، اعم از پسر و دختر، مانند جواب سلام زنان و مردان واجب است.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
نظر جنابعالى درباره ردّ تحيتى كه به صيغه سلام نباشد، چيست؟
اگر در حال نماز باشد، جواب دادن جايز نيست، ولى اگر در حال نماز نباشد، اگر كلامى است كه عرف آن را تحيت محسوب مىكند، احتياط، جواب گفتن آن است.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)

