مانع اصلي ذكر و ياد و توجّه به حضرت حق 
فراموشي نتيجه نديدن است . از دل برود هر آنچه از ديده برفت . نديدن يا ناشي از فاصله افتادن و خارج شدن از بُرد ديد شخص در اثر دوري است و يا ناشي از وجود حجاب و حايلي بر روي چيزي است كه در نزديكي قرار دارد .
هيچ يك از اين دو در مورد خداوند مصداق ندارد . زيرا اولّاً خدا در نهايت نزديكي به عبد است.
قرآن : اذا سالك عبادي عنّي فانّي قريب ( آن قدر نزديك است كه پاسخ خود را به سؤال كنندگان مي دهد و نوبت به پيامبر نمي رسد كه واسطه دادن پاسخ شود.)
ثانياً:خدا بر خود حجاب و پرده اي نكشيده است تا كسي او را نبيند . بلكه دائم در حال جلوه گري است.
اصلي ترين معصيت و زشت ترين خصلت كه حجاب اصلي و مايه محجوبيّت عبد از ديدن خداست و ديده دل وي را پوشانده است حجاب خود بيني است . ديده خود بين خدابين نبود.
علي ( ع ) : لا حجاب بينه و بين خلقه غير خلقه
خود بيني و خود رايي در مذهب رندان نيست
كفر است در اين مذهب خودبيني و خود رايي
******************
* مدارج ذكر
1. جَهري يا جَلّي : كه آشكارا به زبان رانده مي شود . اين ذكر را انسانها ، فرشتگان و خدا مي شنوند .
2. سرّي يا خفيّ قالبي ، كه بدون تلفظ به زبان و بدون توجه به معني كلمه ، تنها با قصد معني ، بر قلب رانده مي شود . اين ذكر را فرشتگان و خدا مي شنوند .
3. نفسي يا خفيّ نفسي : كه بدون تلفّظ به زبان ، با توجه به معني كلمه و با قصد معني ، بر قلب رانده مي شود . اين ذكر را فقط خدا مي شنود .
در قوس نزول و هبوط از احسن تقويم به اسفل سافلين ، به تدريج توجه به خود و ماسوي الله ، شريك توجه به حضرت حق شد تا اينكه در اسفل سافلين توجه به حضرت حق كاملا فراموش شد . اين نسيان با ذكر لا اله الّا الله معالجه مي شود . لا اله ريشه توجه به هر چه جز خدا را مي كند . الّا الله توجه را به حضرت حقّ متمركز مي سازد . لذا تكرار اين ذكر با توجه و آداب خاصي كه در عرفان براي آن مقرر است ، مي تواند عبد را به اوج قله قوس صعود و به منزل نخستين خود باز گرداند.
نبي ( ص ) : من احبّ شيئاً اكثر ذكره
چنان پر شد فضاي سينه از دوست كه ياد خويش گم شد از ضميرم
2. ذكر لساني : به زبان راندن نام دوست و سخن گفتن از حُسن او ، از آثار به ياد داشتن محبوب در دل است .
گفت : نقش نام ليلي مي كنم خاطر خود را تسلّي مي كنم
چون ميسّر نيست من را كام او عـشقبـازي مي كنم با نام او
ادامه مطلب...
پايه هاي اساسي سلوك
ذكر در قرآن متضادّ نسيان ( فراموشي ) و غفلت ( عدم توجه و حضور ذهن ) و در نتيجه به معناي حضور يك معنا در ذهن و دل شخص است و با توجه به اينكه اين حضور مي تواند شديد و ضعيف باشد ، ذكر داراي مراتب شدت و ضعف است .
· روح همه عبادات و طاعات ياد خدا و توجه قلب به حضرت حقّ است . سرچشمه همه كمالات و منشا همه رفتارهاي شايسته و اخلاق پسنديده و روحيات معنوي و انديشه هاي متعالي ، ياد خدا و منشا همه تباهي ها و باعث همه رفتارهاي ناشايست و اخلاق ناستوده و روحيات پليد و افكار آلوده و منحطّ ، غفلت و فراموشي خداست .
· چه در حال تضرّع كه خشوع و تذلّل براي نزديك شدن و از آثار تجليات جماليه حق بر قلب سالك است ، و چه د رحال خيفه و ترس كه همراه با حريم را رعايت كردن و ادب ورزيدن و از آثار تجليات جلاليه حق بر قلب سالك است ، بايد خدا را در دل ياد كرد و هرگز نبايد غافل شود . پس ذكر قلبي بايد دائمي باشد . ذكر لساني مقيد به زمانهاي خاصي چون صبحگاهان و شامگاهان است و ادب آن با صداي آرام و مودب ذكر گفتن است ، زيرا به تعبير پيامبر ( ص ) ، آن كه نامش را مي بريم نه دور است كه با فرياد صدايمان را به او برسانيم و نه گوشش سنگين است . قريب و سميع است .
· فراموشي خدا بسيار خسارتزاست . قرآن ، نسوا الله فنسيهم _ لا تكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم . هم خدا شخص را به فراموشي مي سپارد و هم خويشتن خويش او را از خاطرش مي برد و دچار بي خويشتني و از خود بيگانگي مي شود .
· آثار ذكر بسته به شدت ذكر است . هر چه آيينه دل از زنگار اعمال و اخلاق و روحيات و افكار و عقايد باطل پاكتر وهر چه روي دل به سوي خورشيد الوهيت بيشتر ، آثار ذكر شديدتر خواهد بود .
قرآن : هو الّذي انزل السّكينه في قلوب المؤمنين ليزدادوا ايماناً مع ايمانهم .
حاج اسماعيل دولابي« ... در حرم حضرت اباعبدا... (ع) در بالاسر حضرت همه چیز حل شد و هر چه را می خواستم به من عنایت كردند، ... دیگر اتاق ما شد بالای سر ضریح حضرت و تا سی سال عزا خانه ابا عبدا... (ع) بود و اشخاصی كه به آن جا می آمدند، بی آنكه لازم باشد كسی ذكر مصیبت بكند، می گریستند.
بر اثر عنایات حضرت اباعبدا... (ع) كار به گونه ای بود كه خیلی از بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقا جان، مرحوم آیت ا... شیخ محمد تقی بافقی و مرحوم آیت ا... شاه آبادی، بدون این كه من به دنبال آنها بروم و از آن ها التماس و درخواست كنم، با علاقه خودشان به آنجا آمدند. به هر تقدیر همه عنایاتی كه به من شد از بركات امام حسین (ع) بود. از راه سایر ائمه هم می توان به مقصد رسید، ولی راه امام حسین (ع) خیلی سریع انسان را به نتیجه می رساند. چون كشتی امام حسین (ع) در آسمان های غیب خیلی سریع راه می رود، هر كس در سیر معنوی خود حركتش را از آن حضرت آغاز كند، خیلی زود به مقصد می رسد »
اینك بنگرید گوشه ای از بیانات قدسی آن رادمرد و الهی را درباره امام زمان (ع) و راهكار عملی ارتباط با آن حضرت:« اگر كامل شود و محبت به حد كمال برسد، طوری می شود كه حضرت در ظاهر ببیند یا نبیند، در یقین او اثر ندارد، بلكه در هر وقت با قلب خود او را مشاهده می كند. مثل پیامبر (ص) و اویس قرنی كه به ظاهر اصلاً یكدیگر را ندیدند، اما هرگز از هم جدا نبودند. كسی كه غیبت و حضور حضرت حجت برایش یكسان باشد، به حضرت راه پیدا می كند .»
منبع: طیب، مصباح الهدی، صص 11ـ13، و نیزص 319./موعود
گوشه هایی از مجالس ایشان در مجموعه ای به نام « طوبی محبت» گردآوری شده است .
آنچه در پی می آید از مقدمه جلد اول این مجموعه انتخاب شده است(خداوند رحمتش كند) :
.... دو طریق در باب سلوک به حق تعالی وجود دارد . یکی راه جذبه و رحمت حق است که در این راه بارقه ای از دوست به سالک می خورد و در واقع کشش دوست ، سالک را پیش می برد و این یک دعوت خصوصی برای اوست و از سالک این طریق به مجذوب سالک تعبیر می شود.
راه دوم آن است که سالک باید آنقدر مجاهده کند و ریاضت بکشد تا به جذبه حق برسد و سالک این طریق را ، سالک مجذوب گویند . در حقیقت هردو طریق جذبه حق تعالی است که سالک را به مقصد می رساند .
بین این دو طریق تفاوتهای زیادی است که در صدد بیان آنها نیستیم و فقط به ذکر روایت مهمی که این دو طریق را بیان می کند بسنده می کنیم .
مرحوم مجلسی نیز این روایت در بحارالانوار ذکر کرده است . این حدیث مشتمل بر بسیاری از حقایق ربانی و اسرار الهی است .
و اکنون قسمتهایی از متن حدیث :
امام صادق (ع) در حدیثی به یونس بن ظیبان فرمودند :
« صاحبان خرد با تفکر عمل می کنند تا محبت خدا را به دست آورند . همانا وقتی که قلب ، محبت را تحصیل نماید و به آن نورانی گردد ، لطف سرازیر می شود . آن گاه او اهل فایده شده و بر اساس حکمت سخن خواهد گفت پس زیرک شده و با قدرت عمل می نماید و به طبقات هفتگانه آشنا می شود .
هنگامی که به این مرحله رسید ، بر اساس لطف و حکمت و بیان یک حرکت و دگرگونی در تفکرات او پدید می آید و خواست و محبت خویش را در راه خالقش صرف می نماید . به این ترتیب به مقام برتر دست پیدا کرده و خدا را با چشم دل مشاهده خواهد نمود و حکمت را به غیر روش حکما ، علم را به غیر راه علما و صدق را به غیر شیوه صدیقین به دست خواهد آورد ....
.... و کسانی که آن راه ( طریق ریاضت و خشوع و عبادت ) را می پیمایند ، یا موفق می شوند یا ناکام می مانند و اکثر آنها نا موفق خواهند بود ، چراکه حق خدا را رعایت ننموده و به اوامر وی ( به طور کامل) عمل نکرده اند . این صفت کسی است که حق شناخت و محبت او را بجا نیاورده است . پس مبادا فریب نماز و روزه و سخنان و علوم آنها را بخوری ! آنان درازگوشانی فراری هستند .... »
از حضرت امير عليه السلام نقل شده است که هر جا بسم الله بگويند و صلوات بفرستند- يعنی بگويند بسم الله الرحمن الرحيم و صلی الله علی محمد و آل محمد-خداوند ملکی می فرستد که درآن مجلس غيبت نمی شود.
ادامه مطلب...

