تبليغاتX

پـيـروان ولايـت ، عـاشـقـان شـهـادت


شیخ الازهر:
به رسمیت شناختن بهائیت، خروج از اسلام است

به گزارش "شیعه نیوز" به نقل از ابنا، طنطاوی با تأکید بر این امر، نسبت به تبلیغات بهائیت هشدار داد و افزود: «باید جلوی تزریق زهر بهائیت در جوامع اسلامی گرفته شود».
شیخ الازهر با اشاره به دوتن از بهائیان مصری که برای درج نکردن دین در مقابل عنوان مذهب در شناسنامه شان مجوز دریافت کردند، اظهار داشت:بهائیت کاملا با شریعت اسلامی درتضاد است و هیچ کس نباید آن را به عنوان یک دین مستقل به رسمیت بشناسد و در هیچ شناسنامه ای نباید لفظ بهایی به عنوان دین و مذهب عنوان شود.

وی خاطرنشان کرد:در سال 2003توسط مجمع تحقیقات اسلامی در الازهر فتوای رد بهائیت به عنوان دین و عدم ارتباط آن با ادیان آسمانی صادر شد و بر بدعت بودن آن تاکید شد.

طنطاوی افزود: این دین ابداعی در اواخر قرن19 ،بدست استعمارگران انگلیسی و به منظور تفرقه بین مسلمانان و زیر سوال بردن مناسک و آداب اسلام به وجود آمد.

گفتنی است ، فتنه بهائیت ازتوطئه های مهمی است که ازاواسط دوره قاجاریه باهدف آسیب رساندن به اسلام وخصوصاّ تشیع از سوی کانونهای استعماری طراحی شدودرمسیرتداوم حیات سیاه وتباهش همواره درکنار دشمنان اسلام ، درصددضربه زدن به این دین مبین وازبین بردن خصلتهای ضداستکباری وظلم ستیز آن بودودریک کلام هدف طراحان این فتنه، تلاش برای شکستن کیان اسلام و تشیع که منافع قدرتهای استکباری واستعماری راتهدید می کرد، بود.

+ نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 اين فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » ازمردم «نجد»  مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مكتب «ابن تيميه » گرايش داشت . نام اين فرقه از پدر «محمد» كه «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » كه از علماى عينيه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى رانزد پدرش «عبدالوهاب » كه از علماى هنابله بود، فرا گرفت .

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

اخیراً تعدادی از مبلغین فرقه بهائیت با راه اندازی کارگاه های تولیدی به جذب جوانان و افراد بی بضاعت به شرط پذیرش حضور در مراسمات آنها پرداخته اند.

به گزارش شیعه نیوز ، تعدادی از مبلغین فرقه ضاله بهائیت با سوء استفاده از مشکلات اقتصادی برخی از جوانان، آنها را در شرکت ها و بنگاه های اقتصادی متعلق به خود به کار می گیرند.

در این بنگاه ها علاوه بر اینکه از توان این جوانان در رسیدن به اهداف مالی خود استفاده می کنند، به تبلیغ عقاید انحرافی فرقه بهائیت پرداخته و از این افراد برای حضور در کلاس های طرح روحی خود دعوت می نمایند.

گفتنی است به دنبال پیام های مکرر بیت العدل و تاکید مصرانه سران تشکیلات بهائیت در ایران، در خصوص ضرورت تبلیغ این فرقه، عناصر بهائی تلاش گسترده ای را برای جذب جوانان ایرانی آغاز کرده و در این راستا از هیچ اقدامی فرو گذار نمی کنند.

این اقدامات که با هدایت و برنامه ریزی دقیق صورت می گیرد، در برخی از استان های جنوبی و در استان فارس با سرمایه گذاری های کلان اجرا می شود.
+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 

مصر روز گذشته شاهد جنجال قانونی گسترده‌ای در محافل مردمی این کشور بود. این جنجال پس از آن ایجاد شد که دادگاه اداری مصر این حق را برای بهاییان قایل شد تا در مدارک شناسایی خود و در بخش مربوط به دین، نام بهاییت را ذکر کرده و یا جای آن را خالی بگذارند.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از پرس.تی.وی ـ بیروت، دادگاه مصر همچنین اجازه صدور کارت شناسایی و شناسنامه با ذکر دین بهاییت را به مراکز ثبت اسناد این کشور داده است.

این درحالی است که همین دادگاه، دادخواست یک جوان مصری به نام «محمد حجازی» که به دین مسیحیت گرویده برای تغییر نام خود از «محمد» به «بیشوی» را رد کرده است.

دو بهایی مصری به نامهای «رئوف هندی» و «حسین حسنی عبدالمسیح» با ارایه شکایتی به دادگاه اداری مصر، خواستار گنجاندن کلمه بهایی بعنوان یک دین در اوراق رسمی بهاییان به جای ادیان مسیحی، یهودی و اسلام شده‌اند.

دادگاه اداری مصر همچنین اعلام کرد: وزرات کشور حق ندارد شهروند مصری را وادار به نوشتن دینی در اوراق خود کند که به آن ایمان ندارد. خواه این اوراق شخصی و یا اوراق تولد باشد که بیانگر هویت صاحب آن است. این موارد در مورد مسایل ارث و ازدواج نیز صادق است و نباید هیچ تبعیضی میان پیروان سه دین مشهور و دیگر ادیان قایل شد.

«جمال عید» رییس شبکه عربی «اطلاعات حقوق بشری» گفت: صدور این حکم به نفع بهاییان بوده و گامی در راه تحقق آزادی ادیان در مصر است.

«شیخ محمود عاشور» معاون پیشین دانشگاه الازهر مصر و عضو مجمع پژوهش‌های اسلامی قاهره نیز گفت: الازهر و علمای مسلمان، بهاییت را به عنوان دین رسمی قبول نداشته و معتقدند که یک دین ساختگی است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 بهمن1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

وابسته ترين فرقه به استعمار: تشكيل، تاسيس، حمايت مالي و ... اين فرقه با مصاديق كفر در جهان امروزي است.

 

بي اعتبارترين فرقه: نبود اساسي براي شكل گيري اين فرقه، استدلال هاي مستند و ... باعث شده مسئولان اين فرقه در بيشتر موارد از مناظره و بحث كناره گيري كرده و آن را حرام كنند(!)

 

تجمل گراترين فرقه: اين فرقه مراكز ديني خود را در نقاطي از دنيا (كه معلوم نيست چرا آن نقاط انتخاب شده اند) در نهايت ريخت و پاش مالي انجام مي دهد.

 

ظالم ترين فرقه اي كه خود را مظلوم نشان مي دهد: اين فرقه در قببل از زمان انقلاب جولان بسياري مي داد. امير عباس هويدا كه فردي بهائي بود جنايات بزرگي را در حق ملت ايران انجام داد كه از خاطره تاريخي اين ملت پاك نمي شود؛ حال آن ها خود را مظلوم نشان مي دهند

 

ديرترين فرقه تاسيسي پس از آمدن پيغمبر دين: حدود 1300 سال طول كشيد تا بعد از پيامبر اسلام عده اي حقيقت اسلام را پيدا كنند و به فرقه بهائيت بگرایند (!)

 

 

خبرهايي جديد از اين فرقه:

اين فرقه در داخل ايران به شدت در حال سرمايه گذاري است، بهائيان تهراني بيشتر در غرب تهران در حال اسكان اند.

 

بهائيان ادعا مي كنند كه ميدان بهارستان تهران و شهرك بهارستان اصفهان در واقع بهائستان است و متعلق به آن ها(!) از اين رو عده زيادي از بهائيان در حال خريد زمين هايي در آن محدوده اند.

 

در جستجوهاي اينترنتي ام كه به ويكيپديا (دايره المعارف بزرگ اينترنتي) مي روم در برخي موارد مي بينم كه قسمتي از توضيحات يك كلمه در مورد نظر بهائيت در مورد آن است.

در انتهاي قسمت پیوندها چند وبلاگی را که در این زمینه کار می کنند، آورده ام، مي توانيد از مطالبشان استفاده كنيد.

منبع : وبلاگ نگراني

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

اسناد و مدارک تاریخی، سابقه پیوند و همکاری بهائیان با امریکا را به بیش از یک قرن پیش می‌رساند.

برای نمونه، زمانی که مستر شوستر، مستشار مشهور امریکایی، در اوایل مشروطه دوم به عنوان رئیس کل دارایی ایران به کشورمان آمد، جمعی از بهائیان تهران طبق دستور محفل بهائی در هنگام ورودش به تهران، به استقبال وی شتافتند(1) و اساسا در انتخاب شوستر برای این امر، کاردار «بهائی» سفارت ایران در امریکا، علیقلی خان نبیل الدوله (عضو فراماسونری امریکا و مرید عباس افندی) نقش اساسی داشت. (ایام: راجع به نبیل‌الدوله در بخشی مستقل توضیح داده شده است).
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

ارائه چهره انسان دوستانه و صلح طلب از بهائیت و همچنین انعطاف پذیر بودن قوانین و آداب آن، برای پیروان و سوء استفاده از عدم آگاهی و اطلاع برخی از مردم و خصوصا جوانان از مسائل مذهبی، از جمله راهکارهای تبلیغی مبلغان این فرقه ضاله در ایران اسلامی می باشد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

حجت الاسلام منصور برزگر عضو هیأت مدیره اتحادیه تشکل‌های قرآنی کل کشور گفت: از فعالیت بهائیان در شیراز مدت‌هاست می‌گذرد و مسئولین فرهنگی این استان نیز در جهت خنثی کردن این فعالیت‌ها اقداماتی در این خصوص انجام داده اند.

به گزارش جهان امروز، وی افزود: تا مدتها قبل، این فرقه در شهرک ولیعصر شیراز پایگاهی داشتند و فعالیت‌هایی انجام می‌دادند که ایجاد آرایشگاه های رایگان برای مردان، جلسات شب نشینی و ترویج و تبلیغ ازدواج خواهر و برادر، راه اندازی سوپرمارکت‌ها و ارائه خدمات رایگان و تخفیف های 5000 تومانی به مشتریان معرفی شده، برخی از فعالیت های آنان بود.

عضو هیأت مدیره اتحادیه تشکل‌های قرآنی کل کشور در ادامه با بیان اینکه آنان از صهیونیست‌ها مبالغ کلانی برای انجام این ماموریت دریافت می‌کنند، خاطر نشان کرد: مبلغان این فرقه پا را فراتر گذاشته و حتی به روستاهای این استان می روند و با سوءاستفاده از فقر در مناطق روستایی و محروم به دنبال رفع مشکلات مالی و اقتصادی آنها بوده تا بتوانند پایگاه اجنماعی خود را در بین مردم ارتقا دهند.

وی ادامه داد: مدتی است فرقه بهائیت فعالیت‌های تبلیغی خود را در استان فارس به صورت گسترده آغاز کرده است و مسئولان فرهنگی نیز باید به طور جدی به دنبال راهکاری برای این امر باشند.

تحریکات مذهبی بهائیت منطقه خرمدشت کرج
اخیراً تعداد زیادی اطلاعیه در خصوص اعتقادات بهاییت در منطقه خرمدشت از توابع شهرستان کرج توسط فرد یا افراد ناشناس توزیع گردیده است.

در این اطلاعیه مطالبی در خصوص سن بلوغ، ازدواج با محارم و حج بیان شده است. گفتنی است در محل انتشار این اطلاعیه تعداد زیادی از پیروان بهائیت ساکن هستند.

آموزش روش های تبلیغ به جوانان بهایی
اخیرا در جلسه جوانان بهاییت در یاسوج، ناظم جلسه ضمن آموزش شیوه‌های تبلیغ به جوانان و نوجوانان شرکت کننده از آنان خواسته است به صورت آشکارا، مستقیم و غیر مستقیم و از طریق ارتباط خانوادگی به تبلیغ بهائیت بپردازند.

در این جلسه به حاضرین تاکید شده که با اخلاق و رفتار خود سعی در جذب افراد کنید، علاقه مندان به بهاییت را مستقیم به جلسات دعا دعوت کنید.

وی همچنین شیوه های دیگر تبلیغ را این گونه بیان کرد: در مورد بهائیت با مردم صحبت کنید و افردای که آمادگی درک و پذیرش را دارند، به بهائیت دعوت کنید. رفت و آمد خانوادگی و دوستی با کسانی که با آنان در ارتباط هستید برقرار کنید.

گفتنی است فعالیت بهائیت در بین جوانان استان کهکیلویه و بویر احمد افزایش یافته است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 دی1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

علیا حضرت‌ ملکه‌ صمیمانه‌ از بهائیان‌ جزایر بریتانیا به‌ مناسبت‌ این‌ پیام‌ محبت‌ آمیز در مورد تبریکات‌ آنان‌ به‌ مناسبت‌ روز تولد علیا حضرت‌ ملکه‌ تشکر می‌نماید.

عباس‌ افندی، به‌ وسیله‌ همکاری‌ با ارتش‌ بریتانیا در فتح‌ قدس‌ و گرفتن‌ نشان‌ از پادشاه‌ انگلیس‌ و دعا برای‌ جرج‌ پنجم، راهی‌ را در تاریخ‌ این‌ فرقه‌ گشود که‌ در سراسر قرن‌ بیستم‌ و پس‌ از آن‌ تا امروز، با قوت‌ ادامه‌ دارد. به‌ نمونه‌هایی‌ از پیوند و مغازله‌ بهائیان‌ با دولت‌ انگلیس‌ و دیکتاتورهای‌ وابسته‌ به‌ آن‌ اشاره‌ می‌کنیم:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

انتشار مستند "بهائیان در حیاط خلوت من"  عصبانیت سران فرقه جعلی بهائیت را برانگیخته است.

به گزارش "الف"، انتشار فیلم "بهائیان در حیاط خلوت من (بهائیان در حیاط پشتی من)" که توسط دو یهودی ساکن در کنار ساختمان مرکزی بهایئت ساخته شده است، عصبانیت سران فرقه جعلی بهائیت را برانگیخته است به گونه ای که به پیروان خود دستور داده اند از بحث و صحبت در مورد این فیلم خودداری کنند.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در یکشنبه 9 دی1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

تو خیلی‌ اشتباه‌ کردی. اتفاقاً‌ اعضای‌ محفل‌ حرفه‌ای‌ترین‌ خلاف‌ کاریهای‌ دنیا هستند و کثیف‌ترین‌ گناهان‌ از آنان‌ صادر می‌شود. خود من‌ شاهد تعویض‌ زنان‌ محفل‌ با همدیگر بوده‌ام‌ و به‌ حدی‌ از آنان‌ کثافتکاری‌ و رذالت‌ دیده‌ام‌ که‌ اگر پاکترین‌ افراد عضو محفل‌ شوند هرگز به‌ آنان‌ اعتماد نخواهم‌ کرد.

خانم‌ مهناز رئوفی، در محیط‌ بهائی رشد یافت، اما فسادها و تناقضهایی‌ که‌ در کار همکیشان‌ خود (بویژه‌ سران‌ محفل‌ بهائیت) دید، ‌وی را به شدت‌ از این‌ مسلک‌ بیزار کرد‌ و این‌ امر، همراه‌ با مطالعه‌ مستقیم‌ درباره‌ اسلام، باعث‌ تشرف‌ او‌ به‌ اسلام‌ و تشیع‌ گردید. ‌

خاطرات‌ خانم‌ رئوفی‌ که‌ تحت‌ عنوان‌ «سایه‌ شوم؛ خاطرات‌ یک‌ نجات‌یافته‌ از بهائیت» توسط‌ انتشارات‌ کیهان‌ نشر یافته، حاوی‌ نکات‌ بسیار جالبی‌ در افشای‌ مواضع‌ ضد اسلامی‌ و ضد انقلابی‌ تشکیلات‌ بهائیت‌ است. بخشهایی‌ از این خاطرات در ادامه آمده است:


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 دی1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

شصت و یکمین شماره از ماهنامه اندیشه و تاریخ سیاسی ایران معاصر «زمانه» ویژه نقد بهائیت در 112 صفحه منتشر شد.

به گزارش شیعه نیوز ، در سرمقاله این شماره از ماهنامه زمانه آمده است: فرقه بهائیت از جمله مسلکهای سست و بی بنیاد است که از سویی فاقد اصول، معیارها و ملاکهای دینی قوی و مستند است و از سوی دیگر فاقد پیشینه سیاسی و تاریخ قابل دفاع برای رهبران و بنیان گذاران خود.

در گفتگوی این شماره از ماهنامه که با دکتر سید سعید زاهد زاهدانی، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز و دارای دکترای جامعه‌شناسی از انگلستان، بر موضوع «بهائیت: تقابل با اقتدار ملی ایران» بحثی صورت گرفته است.

از عناوین مقالات این شماره از زمانه می توان به «روزشمار بهائیت»، «بهائیت از دیدگاه محققان ایرانی»، «بهائیت و اسرائیل: پیوند دیرین و فزاینده»، «امام خمینی و شگردهای امپریالیسم»، «بررسی انتقادی چند شعار بهائیت» اشاره کرد.

«خاتمیت: نفی مسلک باب و بهاء»، «بهائیت در آینه اسناد»، «هشت بهشت ادعا نامه فرقه ازلی علیه بهائیت» از دیگر عناوین این جریده هستند.

در پایان این نشریه چکیده ای از مقالات به زبان انگلیسی منتشر شده است

+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

به گزارش «تابناك»، مسعود فاتح در سايت شخصي خود مي‌نويسد: چندي پيش، خبري مبني بر انهدام يك شبكه جاسوسي در مخابرات منتشر شد. اين شبكه با جمع‌آوري و فروش اطلاعات گران‌قيمت شركت‌هاي مخابراتي كشور به شركت‌هاي طرف قرارداد خارجي، پس از اقدامات پيچيده اطلاعاتي و مراقبت‌هاي طولاني، به وسيله معاونت اقتصادي وزارت اطلاعات و با همكاري مؤثر وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات كشف و نابود شد.

در ارديبهشت ماه سال جاري، يادداشتي از بنده درباره نفوذ بهاييان در بازار تلفن اينترنتي ايران انعكاس يافت كه لزوما بخشي از آن را براي دقت بيشتر مسئولان مربوطه به اين موضوع مي‌آورم، اما نبايد اين‌گونه اطلاع‌رساني‌ها دستاويزي براي برخوردهاي نادرست با ارايه دهندگان خدمات تلفن اينترنتي در كشور شود؛‌ آنچه در سال‌هاي گذشته بارها شاهد آن بوديم، بلكه بايد با آنان كه با استفاده از رانت در پي انحصار در بازار تلفن اينترنتي بوده و در اين راه، حتي حاضر به همكاري با بيگانگان هستند، برخورد شود.
گروه «گلد‌لاين»، بزرگترين شرکت کارت‌هاي پيش‌پرداختي اينترنتي در کاناداست که امکان بيش از صد ميليون دقيقه مکالمه راه دور را در هر ماه به مشتريان ارايه مي‌دهد.

در سال 1991، شرکت گلدلاين توسط دو کارگشاي ملکي ايراني در «ريچموند هيل» در ايالت اونتاريو با هدف ارايه کارت تلفني راه دور، آغاز به كار کرد و هم‌اكنون بيش از 60 درصد خدمات موجود در بازار را انجام مي‌دهد. گروه GL با نفوذ خود در كشورهاي گوناگون، همواره در پي فرصت‌هاي جديد تجاري در کشورهاست.

بايد گفت كه در آغاز، GL ترافيک به ايران را با شرکت‌هاي ارتباطي بين‌المللي آغاز کرد. پيش از شروع VOIP در ايران (در سال 2001) اين شرکت همواره هر ماه، دوازده ميليون دقيقه ترافيک صوتي به ايران از طريق تعداد بسياري ارايه دهندگان مستقيم و غيرمستقيم ايراني سرويس VOIP برقرار مي‌کند. بلافاصله پس از راه‌اندازي قانون ترافيک VOIP در ايران و به علت آنچه به ادعاي اين شرکت چالش‌هاي تجاري، مالي پيش روي شرکت‌هاي VOIP کار در ايران است، GL تصميم گرفت دوباره از شرکت‌هاي ارتباطي بين‌المللي براي خطوط خود بهره برد.

به اين ترتيب، با بررسي فروش کارت پيش‌پرداختي يا خدمات ANI که از طريق ID caller ارايه مي‌شود، محاسبه شد که هم‌اكنون ترافيک GL به ايران پنج تا شش ميليون دقيقه در ماه است.
مديران اين شرکت که با شبکه راديويي ايرانيان بهايي در کانادا نيز همکاري دارند، در پي رسيدن به منافع اقتصادي خود از راه برخي شرکت‌هاي واسطه‌اي در ايران و با حمايت برخي مديران كه از سال‌هاي گذشته تاكنون در وزارت ارتباطات رخنه كرده‌اند، در پي نفوذ هر چه بيشتر در بازار VOIP هستند.

به نظر مي‌رسد لازم باشد با هشياري بيشتر مديران مربوطه، از نفوذ بيشتر اين گونه شرکت‌ها به بازار کشورمان جلوگيري شود.
+ نوشته شده در شنبه 1 دی1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

امام جمعه شهرستان جیرفت با هشدار نسبت به فعالیت فرقه بهائیت گفت: یکی از مسائلی که درجیرفت موجب فعالیت این فرقه ضاله شده، در دست گرفتن تعداد زیادی از نمایندگی‌های شرکت‌های فنی و خدماتی است.
«حسین جمالی‌زاده» ، امام جمعه شهرستان جیرفت، با بیان این مطلب، اظهارداشت: بهائیت یک فرقه ضاله، منحرف و ساختگی توسط استعمارگران است که قدمت و سابقه آن‌چنان و مبنای منطقی، دینی و شرعی هم ندارد.
وی هم‌چنین با اشاره به به این که با وجود ارتباط این فرقه با بعضی سرویس‌های اطلاعاتی و نیز صهیونیست های اسرائیل ، تکلیف مردم مسلمان و متدین ما روشن است، افزود: تمام علمای اسلامی و مراکز شیعه و سنی حتی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی، بر ارتداد این فرقه اتفاق نظر دارند؛ از این رو هر گونه تعامل که موجب تقویت آنان شود، حرام است.
جمالی‌زاده گفت: مردم شریف و عزیز این خطه متوجه هستند و تا حدی به اعتقادات این فرقه و حیله و نیرنگ هایشان آشنایند؛ از این رو امیدوارم در آینده در این جهت هوشیاری خود را حفظ کنند و در شناخت بیشتر این فرقه و پیروانش هم به ارتباط با مراکز دینی بیفزایند.
وی ادامه داد: یکی از مسائلی که موجب فعالیت بهائیت شده در دست گرفتن تعداد زیادی از نمایندگی‌های شرکت‌های فنی و خدماتی است که امیدواریم مسئولان دلسوز در این جهت فکری اساسی داشته باشند.
امام جمعه شهرستان جیرفت خاطرنشان کرد: اگرچه در سال گذشته ، جلساتی با مسئولان شهرستان جیرفت داشتیم و در این زمینه، مصوباتی هم تنظیم شد، اما امیدوارم دست‌اندرکاران مجموعه فوق و مسئولان استان این مصوبات را به اجرا درآورند، باشد که این بحث که یک معضل فرهنگی، اعتقادی، سیاسی و اجتماعی است مورد توجه جدی مسئولان شهرستان و استان قرار گیرد.
منبع خبر: ایسنا
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در برهه اي از زمان و قطعاتي از تاريخ , محور و مدار اصلي استعمارگري و تعدي و سيطره بر كشورهاي جهان سوم به ويژه ممالك اسلامي , « انگلستان » بود. گسترش ترفندها و حيله ها و شگردهاي منتهي به نفوذ و ايجاد تفرقه و اختلاف و تسلط بر كشورها و ملتها توسط اين قدرت استعماري موجب گرديد تا در ميان ملل مسلمان و غيرمسلمان جهان كه در معرض ستم و تعدي و چپاول قرار گرفته بودند , به « روباه پير استعمار » اشتهار يابد!

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 16 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

فرقه ضاله بهائيت به دليل ماهيت آميخته با كفر و گمراهي و درون مايه هاي سراسر پليدي و تباهي و بطالت , رويشگاه تضاد , فساد , نزاع و تفرقه و تشتت است و از ابتداي شكل گيري اين مسلك باطل توسط قدرتهاي استعماري تاكنون , همواره شاهد گسترش فساد و تباهي در ميان سران و رهبران آن بوده و هستيم .

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

سران بابيگري و بهائي گري در جلب و جذب اقشاري از توده هاي مردم و به اطاعت و فرمانبرداري محض و مطلق درآوردن آنها موفق بودند و بسيار سهل و سريع هواداران خود را براي تحقق اهداف و برنامه هاي استعماري خويش به حركت درمي آوردند , به گونه اي كه پيروانشان با اشاره سران و رهبران بابيه و بهائيه به سوي قتل و غارت و ستم به مردم مسلمان شتاب مي گرفتند و به راحتي فتنه و آشوب و آتش سوزي به پا مي كردند و اين اعمال و حركات جنون آميز را مايه افتخار خود مي دانستند و عبادت و عمل صالح مي پنداشتند!

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

دوران حكومت پهلوي دوم را بايد يكي از مناسب ترين و مساعدترين ادوار براي رشد و گسترش سريع و شتاب آلود « بهائيت » در ايران ناميد , به گونه اي كه در هيچ يك از قطعات تاريخ اين سرزمين , اين فرقه ضاله نتوانست همچون اين دوره به طور رها و آزاد در عرصه ها و صحنه هاي مختلف حاكميت سياسي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و نظامي و قضايي اين كشور به تاخت و تاز بپردازد و بر همه امور ايران سيطره يابد و از تمام امكانات و ابزارها و اهرمهاي حكومت براي تحقق اهداف خود بهره برداري نمايد.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

پس از مرگ « عباس افندي » (عبدالبها) , « شوقي افندي رباني » راه باطل و گمراهي آفرين او را تداوم بخشيد و در تقويت و گسترش مذهب استعمار ساخته « بهائيت » از هيچ تلاش و فعاليتي دريغ نورزيد.
عباس افندي به هنگام مرگ فرزند پسر نداشت تا او را به پيشوايي و رهبري بعد از خود بگمارد و به همين دليل براي رهبري بهائيت چاره اي ديگر انديشيد كه عبارت بود از بنيان نهادن سلسله « ولايت امرالله » !


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

يكي از برنامه هاي مهم و بنيادين استعمار خارجي كه توسط جاسوسان و ماموران زبردست خود و با همكاري و تلاش هاي همه جانبه ايادي و عوامل مرموز و دست پرورده و دلباخته شان در سرزمين هاي اسلامي , به مرور زمان و با دقت و هوشياري در مراحل مختلف به نتيجه و ثمر رسانده اند , آماده كردن زمينه ها و شرايط مناسب براي رشد و گسترش ابتذال و بي حجابي و فساد در جوامع اسلامي است .
ترديدي نيست كه اين برنامه محوري و حائز اهميت , در درجه اول و قبل از همه چيز « سياسي » است و سيطره كامل بر ممالك اسلامي به طور « آشكار » يا « پنهان » و به روش « استعمار كهن » يا « استعمار نو » , اصل نخستين و هدف غائي محسوب مي شود. اين هدف با فروپاشي شيرازه وحدت و اتحاد مسلمين و ايجاد شكاف هاي عميق تفرقه و تشتت و كينه و ستيز ميان آنان رخ مي نمود.
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

« حجاب » كه به صورت وجوب و ضرورت « پوشش » براي زنان به منظور صيانت از حريم شخصيت معنوي آنان و جلوگيري از فساد و بي بند و باري و استحكام بخشيدن به اركان خانواده و سالم سازي روابط و فعاليت هاي اجتماعي در تعاليم اسلام مورد توجه خاص واقع شده است , از ديرباز به عنوان يكي از موانع براي تحقق حيله ها و توطئه هاي قدرتهاي استعاري چهره مي نموده و آنان را در تسريع و شتاب بخشي به بسط سيطره فرهنگي و سياسي و اقتصادي بر سرزمين هاي اسلامي با مشكل مواجه مي ساخته است . از همين رو در بستر تاريخ طولاني نقش آفريني هاي شيطاني و مخرب آنان براي مقابله بااسلام و وحدت و اتحاد جوامع و كشورهاي اسلامي , مبارزه با قانون اسلامي حجاب يكي از اهداف و برنامه هاي بنيادين و محوري آنها براي آماده كردن زمينه هاي نفوذ و تعدي و سيطره بر جهان اسلام محسوب شده است .

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

طبق متون بهائی، عبدالبهاء در فلسطین خود را مسلمان جا زده و در نماز جمعه مسلمانان شرکت می کرده و خود را مقید به احکام اسلامی می نمایانده است تا راحت زندگی کند...

 کارشناسان تاکید نموده اند در طول دهه های گذشته هماره تشکیلات بهائی اصرار داشته است درآمار بهائیان بزرگ نمائی کندو تعداد آنها را بیشتر از آنچه هست نشان بدهد.

بهائیان به این منظور، در سر شماری ها دستور تشکیلاتی داده اند که در ستون دین یا کلمه «بهائی» را بنویسند یا «سایر» را انتخاب کنند.

با همه این تفاصیل و اصرارها، می بینیم نتایج به دست آمده از سر شماری عمومی سال های 1375 و 1385نشان می دهد آمار ادعائی آنها به هیچوجه صحت ندارد.

مطابق آنچه در سایت رسمی مرکز آمار ایران آمده است، ستون «سایر» و «اظهار نشده» در سال 1375 تعداد 147295 نفر از 60055488 جمعیت کل کشور(یعنی بیست و پنج صدم درصد در برابر نود و نه درصد و پنجاه و شش صدم درصد مسلمان) و در سال 1385 تعداد 263199 نفر از 70472846 جمعیت کل کشور (یعنی سی و هفت صدم در صد در برابر نود و نه درصد و چهل و سه صدم درصدمسلمان) بوده است!

ضمن آنکه این آمار هم شامل کلیه کسانی است که به هر دلیلی نخواسته اند دینشان را اظهار کنند که شامل همه دگر اندیشان اعم از کمونیست ها و توده ای ها و شیطان پرست ها و بودائی ها و سیک ها و بهائی ها و...می تواند باشد.

اگر سهم بهائی ها از ستون «سایر و اظهار نشده»، پانزده در صد هم باشد، شاید بتوان گفت آمار بهائیان ایران در سال 1375 و 1385 حدود 25 تا 40 هزار نفر تخمین زده می شود، نه سیصد هزار نفر چنان که بیت العدل در اسرائیل ادعا کرده است.

یک احتمال هم می تواند این باشد که بهائیان بر خلاف نظر بیت العدل، خود را مسلمان اظهار کرده باشند؛ زیرا در طول این دهه ها دیده اند به خاطر این اصرار بیت العدل در بهائی نشان دادن خود، متحمل رنج ها و محرومیت های شغلی و تحصیلی و اجتماعی شده اند و خود و خانواده شان را به زحمت بی نتیجه انداخته اند و لذا تصمیم گرفته اند علی رغم نظر تشکیلات، خود را در سرشماری ها مسلمان اظهار کنند و راحت زندگی کنند.

این امر البته در بهائیت سابقه هم دارد و طبق متون بهائی، عبدالبهاء در فلسطین خود را مسلمان جا زده و در نماز جمعه مسلمانان شرکت می کرده و خود را مقید به احکام اسلامی می نمایانده است تا راحت زندگی کند...

این احتمال بعید هم نیست زیرا بهائیان ایران، خیری از این سری دستورات مشکل آفرین بیت العدل ندیده و ترجیح داده اند تظاهر به بهائیت نداشته باشند تا همچون مسلمانان از مواهب اجتماعی بهره مندباشند و ابزار برنامه های تفرقه انگیز و مشکل زای بیت العدل نگردند.
منبع خبر: آینده روشن

+ نوشته شده در شنبه 10 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

قدرتهاي استعماري براي تحقق سياست شيطاني « مذهب سازي » به منظور تقابل و تعارض با « اسلام » , به گزينش عناصري مي پرداختند كه در اوج نفسانيت و بيماري هاي اخلاقي و رواني , آماده پذيرش همه گونه ماموريت براي تامين شهوات و تمايلات خودخواهانه بودند و سوار بر مركب نفس و تاخت و تاز در ميادين غرور و قدرت طلبي و رياست پرستي و علو و برتري جويي را بر هر خواسته و تمايل ديگر ترجيح مي دادند و براي دست يابي به آنها تا نفي نبوت و معاد و ادعاي نبوت جديد! پيش مي تاختند.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه 9 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

« مذهب سازي » كه يكي از حربه هاي بزرگ قدرت هاي استعماري براي مقابله با « اسلام » و ايجاد شكاف و جدايي در صفوف « مسلمانان » و قطع پيوندهاي مستحكم بين توده هاي مردم با مرزبانان توحيد يعني مراجع , فقها , انديشمندان و عالمان اسلامي در اعصار و دوره هاي مختلف تاريخ محسوب مي شود , با اصول و فروع جنون آميز همراه مي باشد! « بابيگري » يكي از مذاهب ساخته و پرداخته دست استعمار است و « بهائي گري » كه در تداوم آن و به منظور ايجاد انتظام در بابيگري به وجود آمد , و نيز ساير فرقه هاي انشعاب يافته از آن , همه از يك آبشخور سيراب مي شوند و از يك استراتژي واحد و با تاكتيك هاي مختلف و مناسب با نحوه تعامل قدرتهاي استعماري با كشورهاي اسلامي و اهداف و برنامه هاي خاص آن در مهار اسلام و مقابله با خيزش هاي اسلامي , برخوردار مي باشند.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

بهائيت از ابتداي شكل گيري آلت دست قدرتهاي استعماري بوده و به صورت يك اهرم و ابزار مطمئن به بهره برداري هاي مختلف رسيده است . اين بهره برداري هاي ابزاري از فرقه هاي مختلف و انشعاب ها و تغيير و تحول هاي متناسب با اهداف و برنامه هاي منطبق با شرايط و مقتضياتي كه استعمارگران را بهتر و بيشتر در تقابل با اسلام و ايجاد تفرقه و تشتت در صفوف متحد شيعيان و ارتباط نزديك و مستحكم شيعيان با مراجع بزرگ تقليد و مراكز علم و فقاهت موفق مي سازد , همواره در بستر زمان و در قطعات مختلف تاريخي تداوم داشته است .

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

از آن زمان كه سرزمين ايران در معرض يورش و تاخت و تاز نيروهاي اشغالگر روس و انگليس درآمد و اين دو كشور استعماري به منابع سرشار ثروت ايران چشم دوختند و با انعقاد قراردادهاي مختلف به كسب امتيازهاي موردنظر از شاهان و عناصر مفلوك و متزلزل دربار اهتمام ورزيدند , قدرت اسلام و نفوذ مراجع و علماي دين در توده هاي مسلمان و وحدت و اتحاد ديني بين شيعيان را تنها نيروي بازدارنده در برابر خويش مشاهده نمودند. اين قدرت و نيروي مقاوم و استوار كه مانع بسط سيطره سياسي و نظامي و چپاول ثروت و اخذ امتيازات اقتصادي و حتي ضميمه كردن مناطقي از سرزمين ايران به تصرفات و مستعمرات كشورهاي سيطره جو محسوب مي شد , آنان را در ايجاد رخنه و شكاف در اين صف پولادين و متفرق و پراكنده كردن اين جمعيت همدل و متحد , مصمم ساخت .

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

« اسلام » دين رهايي بخش , حافظ جايگاه رفيع انسان در گستره آفرينش , تامين كننده آزادي , استقلال , امنيت , عزت و وحدت , نافي ظلم , تعدي , سيطره جويي و مطامع نامشروع و ضدانساني قدرتهاي ظلم گستر و چپاولگر جهاني در همه اعصار مي باشد.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

طبق تصمیم مرکز جهانی بهائیت و سران این فرقه، قرار بر این بود که تمام یا اکثر بهائیان کشور به شهر«بهارستان» اصفهان منتقل شوند.

فعالیت عناصر فرقه ضاله بهائیت در شهر جدید«بهارستان» اصفهان افزایش یافته و اخیراً افراد ناشناس بیانیه‏ای در خصوص حکومت و این‏فرقه ضاله، در این شهر توزیع کرده‏اند.

به گزارش شیعه نیوز، طبق تصمیم مرکز جهانی بهائیت و سران این فرقه، قرار بر این بود که تمام یا اکثر بهائیان کشور به شهر«بهارستان» اصفهان منتقل شوند.

اگرچه استقبال چندانی از این تصمیم نشده است، اما به هر حال حدود 200 خانواده بهائی از سراسر کشور به این شهر منتقل شده‏اند.

ساکنان بهائی«بهارستان» به صورت هفتگی و ماهانه جلساتی برگزار می‏کنند و همه روزه از ساعت 19 تا 20 شنونده برنامه‏های رادیویی این‏فرقه هستند.

به ادعای بهائیان، نام «بهارستان» در واقع «بهائیستان» بوده که توسط مقام‏های دولتی به بهارستان تغییر یافته است

+ نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

طبق تصمیم مرکز جهانی بهائیت و سران این فرقه، قرار بر این بود که تمام یا اکثر بهائیان کشور به شهر«بهارستان» اصفهان منتقل شوند.

فعالیت عناصر فرقه ضاله بهائیت در شهر جدید«بهارستان» اصفهان افزایش یافته و اخیراً افراد ناشناس بیانیه‏ای در خصوص حکومت و این‏فرقه ضاله، در این شهر توزیع کرده‏اند.

به گزارش بولتن نیوز، طبق تصمیم مرکز جهانی بهائیت و سران این فرقه، قرار بر این بود که تمام یا اکثر بهائیان کشور به شهر«بهارستان» اصفهان منتقل شوند.

اگرچه استقبال چندانی از این تصمیم نشده است، اما به هر حال حدود 200 خانواده بهائی از سراسر کشور به این شهر منتقل شده‏اند.

ساکنان بهائی«بهارستان» به صورت هفتگی و ماهانه جلساتی برگزار می‏کنند و همه روزه از ساعت 19 تا 20 شنونده برنامه‏های رادیویی این‏فرقه هستند.

به ادعای بهائیان، نام «بهارستان» در واقع «بهائیستان» بوده که توسط مقام‏های دولتی به بهارستان تغییر یافته است.

+ نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

پرنس دالگورگي در جهت حمايت بي دريغ از بابيان و خصوصا ميرزا حسينعلي، با همكاري مهداوليا (مادر شاه ) تلاش بي وقفه خود را در براندازي ميرزا تقي خان امير كبير مصروف داشت و ميرزا آقا خان نوري را كه در زمان ميرزا آغاسي منفور بود و در تبعيد به سر مي برد، دوباره برگرداند و در نهايت به صدر اعظمي نشاند . از اين رو ميرزا آقا خان نوري نيز هميشه از ايشان سپاسگذار بود و از هر گونه كمك به وي فرو گذار نبود.

ميرزا آقا خان نوري اعتماد الدوله نوري به صدارت عظمي منصوب گرديد… لذا نامه اي بحضرت بهاءالله نگاشت و حضرتش را به تهران دعوت كرد. پس از وصول نامه عازم پايتخت گرديده در ماه رجب وارد تهران شد، ميرزا آقاخان برادر خود جعفر قليخان را مخصوصاً به پيشباز حضرت بهاءالله فرستاد و تبريك ورود تقديم نمود، حضرت بهاءالله پس از ورود به تهران يكماه تمام در منزل برادر وزير اعظم مهمان بودند، صدر اعظم جعفرقليخان برادر خود را مأمور پذيرایي آنحصرت نموده بود.(1)

ميرزا حيسنعلي نوري (بهاءالله) نيز بعدها با نامي كه براي دين نوظهور و نيز دخترخود برگزيد مراتب تشكّر خود را از دولت روس ابراز داشت، زيرا قبلاً دولت ايران را عليّه، انگلستان را فخيمه و دولت روس را بهيّه مي گفتند ـ تمبرها و اسنادي بدين صورت موجود است ـ مشهور آنكه ميرزا حسينعلي زمان پناهنده شدن به سفارت دولت بهيّة روس قول داد نام دينش بهائي باشد. جناب ميرزا نه تنها به وعده خود وفا نمود بلكه براي اثبات خدمتگزاري و سر سپردگي بدولت بهيّه روس نام دخترش را نيز بهيّه خانم گذاشت. (2)
در بغداد بين دو برادر بر سر جانشيني باب اختلاف سختي در گرفت و هر كدام از دو برادر نسبت‌هاي زشتي به يكديگر دادند. در آن ايّام بهاءالله ادعاي من يظهر اللهي سر داد. در پي اين اختلافات دو برادر مجبور به مهاجرت به "ادرنه" عثماني شدند كه در آنجا نيز دست از اختلاف برنداشتند و ناگزير دولت عثماني اقدام به جدا سازي دو برادر نمود؛ ازليان به قبرس و بهائيان به عكّا كوچانده شدند. ازليان با مرگ ميرزا يحيي تقريباً به نابودي كشيده شدند، ولي مهاجرت بهائيان را بايد ابتداي فعّاليّتهاي آنان دانست.
دالگورگي در خاطرات خود مي نويسد: يك قسمت از كار سفارتخانه، منحصر به تهيه الواح و انتظام كار بابي ها بود ... به محض أن كه بين ميرزا حسينعلي و ميرزا يحيي به هم خورد، ميرزا حسينعلي من يظهره الله شد ولي از بي سوادي من يظهره الله چه بگويم! الواحي كه ما تهيه مي كرديم نمي توانست بخواند!(3)
ميرزا حسينعلي بهاء بعدها به جانشيني باب اكتفا نكرد و چون او، ابتدا ادعاي نبوّت و سپس ادعاي الوهيت كرد. به خاطر همين موضوع بود كه جناب نبيل زرندي او را نصيحت كرده مي گويد:
خلق گويند خدايي و من اندر غضب آيم
پرده برداشته مپسند به خود ننگ خدايي
او هم نصيحت را بجان و دل قبول كرد ! و در قصيده اي چنين ابراز داشت:
كل الالوه من رشح امري تألهت
كل الربوب من طفع حكمي تربت(4)
يعني: تمام خدايان از ترشح امر من خدا شدند و همه پروردگاران از دميدن حكم [من] پروردگار گرديدند.(5)
پی نوشت:
1 - نقطه الكاف. ص 239
2- همان. نقل از محاكمه باب و بهاء. ص198
3- كواكب الدرّيه. ص 339. مقاله سياح ص88
4 - مطالع الانوار. ص674
5- كواكب الدرّيه.ج1 ،ص336
+ نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

مورخين بهائي درباره شورش‌هاي ضدبهائي فراوان سخن مي‌گويند و مي‌کوشند تا چهره‌اي بسيار مظلوم از سرگذشت اين فرقه در ايران ترسيم کنند. گويا بهائيان گروهي بودند که به‌دليل دگرانديشي ديني قرباني تعصب و کين جاهلانه مسلمانان ايران مي‌شدند.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

سران بهائيت در گذشته و هيئت‌هاي محافل بهائي کنوني متفقاً دولت اسرائيل و صهيونيسم جهاني را تأييد و همراهي کرده و مي‌کنند. در بسياري از نقاط جهان بخصوص در کشورهاي اسلامي و عرب اکثر بهائيان متمايل به جهودان و دولت اسرائيل بوده و هستند. در بسياري از کشورها، بخصوص کشورهاي عربي، شنيده و ديده شده که بهائيان داخل در تشکيلات جاسوسي موساد شده و همه جا به نفع اسرائيليان به خبرچيني و جاسوسي و نوکري مشغول‌اند.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در شنبه 3 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 پبيشتر بهائيان ايران يهوديان و زردشتيان هستند و مسلماناني که به اين فرقه گرويده‌اند در اقليت مي‌باشند. اکنون سال‌هاست که کمتر شده مسلماني به آن‌ها پيوسته باشد.
 

کانون‌هاي استعماري و بهائي‌گري 

برخلاف نظر مورخيني چون احمد کسروي و فريدون آدميت، که بابي‌گري اوليه را جنبشي خودجوش و ناوابسته به قدرت‌هاي استعماري مي‌دانند، پژوهش من بر پيوندهاي اوليه علي‌محمد باب و پيروان او با کانون‌هاي معيني تأکيد دارد که شبکه‌اي از خاندان‌هاي قدرتمند و ثروتمند يهودي در زمره شرکاي اصلي آن بودند. اين تصوير، بابي‌گري را از اساس و از بدو پيدايش فرقه‌اي مشابه با دونمه‌هاي ترکيه و فرانکيست‌هاي اروپاي شرقي جلوه‌گر مي‌سازد.

ارائه تمامي مستندات خود را درباره پيوند بابي‌گري اوّليه با کانون فوق به فرصتي ديگر موکول مي‌کنم و در اينجا تنها دو نکته را مورد تأکيد قرار مي‌دهم:

اول، حضور پنج ساله علي‌محمد باب در تجارتخانه دايي‌اش در بوشهر و ارتباط او با کمپاني‌هاي يهودي و انگليسي مستقر در اين بندر و کارگزاران ايشان.

اندکي پس از اين اقامت پنج ساله بود که باب در سال 1260 ق./ 1844م. دعوي خود را اعلام کرد و با حمايت کانون‌هاي متنفذ و مرموزي به‌سرعت شهرت يافت. دوران اقامت باب در بوشهر مقارن است با سال‌هاي اوليه فعاليت کمپاني ساسون (متعلق به سران يهوديان بغداد) در بوشهر و بمبئي. ساسون‌ها در دهه‌هاي بعد به «امپراتوران تجاري شرق» بدل شدند و در زمره دوستان خاندان سلطنتي بريتانيا جاي گرفتند. خاندان ساسون‌ بنيانگذاران تجارت ترياک ايران بودند و با تأسيس بانک شاهي انگليس و ايران نقش بسيار مهمي در تحولات تاريخ معاصر ايران ايفا نمودند.

دوم، ارتباط نزديک مانکجي هاتريا، رئيس شبکه اطلاعاتي حکومت هند بريتانيا در ايران در سال‌هاي 1854- 1890، با سران بابي و از جمله با شخص ميرزا حسينعلي نوري (بهاء).

بابي‌گري اوليه

نقش شبکه زرسالاران يهودي و شرکا و کارگزاران ايشان در گسترش بابي‌گري و بهائي‌گري را از دو طريق مي‌توان پيگيري کرد:

اول، حرکت‌هاي سنجيده و برنامه‌ريزي شدة برخي از دولتمردان قجر، به‌ويژه حاج ميرزا آقاسي صدراعظم و منوچهر خان معتمدالدوله گرجي حاکم اصفهان، که به گسترش بابي‌گري انجاميد.

دوم، گروش وسيع يهوديان به بهائي‌گري که سبب افزايش کمي و کيفي اين فرقه و گسترش جدّي آن در ايران شد.

حاج ميرزا آقاسي ايرواني از رابطه بسيار نزديک با جديدالاسلام‌هاي يهودي، به‌ويژه اعضاي خاندان قوام شيرازي، برخوردار بود و اين گروه، از جمله حيدرعلي‌خان شيرازي، در برکشيدن وي به مقام صدراعظمي ايران نقش اساسي داشتند. حيدرعلي خان مدتي مهردار عباس ميرزا بود و از دشمنان قائم ‏مقام. قائم ‏مقام در هجويه‌اي خطاب به عباس ميرزا درباره‌ نفوذ وي و حاجي ميرزا آقاسي در دستگاه وليعهد چنين گفته است:

از آن دم کاين جهود بدقدم را بسط يد دادي
ترا زحمت پياپي، درد و محنت دم به دم باشد
سپيد نر که داري با سياه ماده سودا کن
که باجي خوشقدم بهتر ز حاجي بدقدم باشد

«باجي خوشقدم» کنيز عباس ميرزاست. منظور از «حاجي بدقدم» حاج ميرزا آقاسي و «جهود بدقدم» حيدرعلي خان شيرازي، از اعضاي خاندان قوام شيرازي، است.

صعود حاج ميرزا آقاسي به صدارت (1260 ق.) مقارن با آغاز دعوت علي‌محمد باب است. هما ناطق مي‌نويسد:

باب مريدان نخستين خود را نه در ميان "جهال" بلکه در "طبقات بالاي کشور" يافت... حاج ميرزا آقاسي که جاي خود داشت. باب از او به ستايش ياد مي‏ کند و مي ‏نويسد «بديهي است حاجي به حقيقت آگاه است.»

عليقلي خان اعتضادالسلطنه، شاهزاده فرهيخته و خوشنام قجر، حاج ميرزا آقاسي را مسبب گسترش نايره فتنه بابيه مي ‏بيند و مي ‏نويسد:

اما حاجي ميرزا آقاسي هم چون صوفي بود و از علماء ديني و فقها، آن هم علماي صاحب نفوذ اصفهان، دل خوشي نداشت، ابتدا بدش نمي‏ آمد که باب مايه وحشتي براي علما باشد.

عبدالحسين آيتي مي‌نويسد:

در ابتداي پيدايش باب دو تن از دولتيان سوء سياستي بروز دادند که هر يک از جهتي خسارت کلي به اين ملت وارد کرد و قضيه باب را کاملاً به موقع اهميت گذاشتند: اول، حاجي ميرزا آقاسي به‌صورت مخالف؛ دوّم، منوچهر خان معتمدالدوله به‌صورت موافقت... شبهه[اي] نيست که اگر از طرف حاجي ميرزا آقاسي سختي و فشار و نفي بر باب و حبس وارد نشده بود و بالعکس از طرف معتمدالدوله (منوچهر خان خواجه) حاکم اصفهان پذيرايي و نگهداري به عمل نيامده بود و قضيه باب به خونسردي تلقي شده بود، تا اين درجه خسارت به مال و جان و حيثيات مدني و ملّي ايران وارد نمي‌شد.

آيتي اين اقدامات را نتيجه سياست خارجي قدرت‌هاي بزرگ مي‌داند:

خلاصه اين که براي اين مسائل به عوامل خارجي معتقد شده، آن را نتيجه يک نوع سياست‌هايي شناخته‌ام که در دوره قاجاريه در ايران شايع شده بوده است.

درباره مانکجي هاتريا و پيوندهاي او با بابي‌گري و بهائي‌گري اوّليه در فرصتي ديگر سخن خواهم گفت.

بهائي‌گري و صهيونيسم

از سال 1868 ميلادي که ميرزا حسينعلي نوري (بهاء) و همراهانش به بندر عکا منتقل شدند، پيوند بهائيان با کانون‌هاي مقتدر يهودي غرب تداوم يافت و مرکز بهائي‌گري در سرزمين فلسطين به ابزاري مهم براي عمليات بغرنج ايشان و شرکاي‌شان در دستگاه استعماري بريتانيا بدل شد. به‌نوشته فريدون آدميت:

عنصر بهائي چون عنصر جهود به عنوان يکي از عوامل پيشرفت سياست انگليس در ايران درآمد. طرفه اينکه از جهودان نيز کساني به اين فرقه پيوستند و همان ميراث سياست انگليس به آمريکائيان نيز رسيده...

ميرزا حسينعلي نوري (بهاء)

اين پيوند در دوران رياست عباس افندي (عبدالبهاء) بر فرقه بهائي تداوم يافت. در اين زمان، بهائيان در تحقق استراتژي تأسيس دولت يهود در فلسطين، که از دهه‌هاي 1870 و 1880 ميلادي آغاز شده بود، مشارکت جدي نمودند و اين تعلق در اسناد ايشان بازتاب يافت. براي نمونه، عباس افندي در سال 1907 (مقارن با انقلاب مشروطه در ايران) به حبيب مؤيد، که به يکي از خاندان‌هاي يهودي بهائي‌شده تعلق داشت، چنين گفت:

اينجا فلسطين است، اراضي مقدسه است. عنقريب قوم يهود به اين اراضي بازگشت خواهند نمود، سلطنت داوودي و حشمت سليماني خواهند يافت. اين از مواعيد صريحه الهيه است و شک و ترديدي ندارد. قوم يهود عزيز مي‌شود... و تمامي اين اراضي باير آباد و داير خواهد شد. تمام پراکندگان يهود جمع مي‌شوند و اين اراضي مرکز صنايع و بدايع خواهد شد، آباد و پرجمعيت مي‌شود و ترديدي در آن نيست.

بندر حيفا در سده نوزدهم ميلادي

در اين دوران، عباس افندي با اعضاي خاندان روچيلد، گردانندگان و سرمايه‏گذاران اصلي در طرح استقرار يهوديان در فلسطين، رابطه داشت. براي نمونه، حبيب مؤيد مي‌نويسد:

مستر روچلد آلماني نقاش ماهري است. تمثال مبارک را با قلم نقش درآورده و به حضور مبارک آورد و استدعا نمود چند کلمه در زير اين عکس محض تذکار مرقوم فرمايند تا به آلماني ترجمه و نوشته شود ...

عباس افندي (عبدالبهاء) در جواني

سفر سال‌هاي 1911-1913 عباس افندي به اروپا و آمريکا، که با تبليغات فراوان از سوي متنفذترين محافل سياسي و مطبوعاتي دنياي غرب همراه بود،‌ نشاني است آشکار از اين پيوند عميق ميان سران فرقه بهائي و کانون‌هاي مقتدري در اروپا و آمريکا. در کتاب نظريه توطئه اين سفر را چنين توصيف کردم:

سفر سال‌هاي 1911-1913 عباس افندي به اروپا و آمريکا سفري کاملاً ‏برنامه‌ريزي شده بود. بررسي جريان اين سفر، و مجامعي که عباس افندي در آن ‏حضور يافت، نشان مي‌دهد که کانون‌هاي مقتدري در پشت اين ماجرا حضور ‏داشتند و مي‌کوشيدند تا اين "‎پيغمبر"‎‏ نوظهور شرقي را به عنوان نماد پيدايش "مذهب جديد انساني"، آرمان ماسوني- تئوسوفيستي، معرفي کنند. اين بررسي ‏ثابت مي‌کند که کارگردان اصلي اين نمايش انجمن جهاني تئوسوفي، يکي از ‏محافل عالي ماسوني غرب، بود... در اين سفر تبليغات وسيعي درباره عباس ‏افندي، به عنوان يکي از رهبران تئوسوفيسم، صورت گرفت؛ در حدي که ملکه ‏روماني و دخترش ژوليا وي را به عنوان "رهبر تئوسوفيسم" مي‌شناختند و به اين ‏عنوان با او مکاتبه داشتند. عباس افندي در اين سفر با برخي رجال سياسي و ‏فرهنگي ايران‌- چون جلال‌الدوله پسر ظل‌السلطان، دوستمحمد خان معيرالممالک ‏داماد ناصرالدين‌شاه، سيد حسن تقي‌زاده، ميرزا محمد خان قزويني، عليقلي خان ‏سردار اسعد بختياري و غيره- ملاقات کرد. اين ماجرا، که حمايت کانون‌هاي ‏عالي قدرت جهان معاصر را از بهائي‌گري نشان مي‌داد، بر محافل سياسي عثماني ‏و مصر نيز تأثير نهاد و عباس افندي پس از بازگشت از اين سفر وزن و اهميتي ‏تازه يافت.‏

نماد انجمن جهاني تئوسوفي

سفر پرهياهوي عباس افندي به اروپا و آمريکا و حمايت‌هاي گسترده از او درست در زماني رخ داد که آخوند ملا محمدکاظم خراساني و شيخ عبدالله مازندراني، دو رهبر نامدار انقلاب مشروطه، به شدت در زير ضربه بودند و تلاش براي اخراج آنان از صحنه اجتماعي و سياسي و منزوي کردن آن‌ها در اوج خود بود. در نتيجه اين تحريکات، آخوند خراساني و شيخ عبدالله مازندراني در انزوا و فشار شديد رواني و سياسي، در شرايطي که به تعبير مازندراني «خسته و درمانده» و «خائف بر جان خود» بودند، زندگي را بدرود گفتند. در نامه‌اي که شيخ عبدالله مازندراني در 29 جمادي‌الثاني 1328 ق. به حاجي محمدعلي بادامچي، از تجار مشروطه‌خواه تبريز، نوشته، اين تحرکات به «انجمن سرّي» منتسب مي‌شود که بهائيان در آن حضور دارند:

چون مانع از پيشرفت مقاصدشان را في‌الحقيقه به ما دو نفر، يعني حضرت حجت‌الاسلام آقاي آيت‌الله خراساني دام‌ظله و حقير، منحصر دانستند و از انجمن سرّي طهران بعض مطالب طبع و نشر شد و جلوگيري کرديم، لهذا انجمن سرّي مذکور، که مرکز و به همه بلاد شعبه دارد و بهائيه لعنهم‌الله تعالي هم محققاً در آن انجمن عضويت دارند و هکذا ارامنه و يک دسته ديگر مسلمان‌صورتان غير مقيد به احکام اسلام که از مسالک فاسده فرنگيان تقليد کرده‌اند هم داخل هستند، از انجمن سري مذکور به شعبه‌[اي] که در نجف اشرف و غيره دارند رأي درآمده که نفوذ ما دو نفر تا حالا که استبداد در مقابل بود نافع و از اين به بعد مضرّ است، بايد در سلب اين نفوذ بکوشند. مجالس سرّيه خبر داريم در نجف اشرف منعقد گرديد. اشخاص عوامي که به صورت طلبه محسوب مي‌شوند در اين شعبه داخل و به همين اغراض در نجف اشرف اقامت دارند... مکاتيبي به غير اسباب عاديه به دست آمده که بر جانمان هم خائف و چه ابتلاها داريم... و واقعاً خسته و درمانده شده، بر جان خودمان هم خائفيم... اين همه زحمت را براي چه کشيديم و اين همه نفوس و اموال براي چه فدا کرديم و آخر کار به چه نتيجه ضد مقصودي بواسطه همين چند نفر خيانتکار دشمن گرفتار شديم. کشف‌الله تعالي هذالغمه عن المله. السلام عليکم و رحمه‌الله برکاته. الاحقر عبدالله المازندراني.

مراجع ثلاث (شيخ عبدالله مازندراني، حاجي ميرزا حسين نجل خليل، آخوند ملا محمدکاظم خراساني)

در دوران جنگ اوّل جهاني فرقه بهائي کارکردهاي اطلاعاتي جدّي به سود دولت بريتانيا داشت و اين اقدامات کار را بدانجا رسانيد که گويا در اواخر جنگ مقامات نظامي عثماني تصميم گرفتند عباس افندي را اعدام کنند و اماکن بهائيان در حيفا و عکا را منهدم نمايند. اندکي بعد، عثماني شکست خورد و اين طرح تحقق نيافت.

پس از پايان جنگ اوّل جهاني، شوراي عالي متفقين قيموميت فلسطين را به دولت بريتانيا واگذارد و در 30 ژوئن 1920 سِر هربرت ساموئل به عنوان نخستين کميسر عالي فلسطين در اين سرزمين مستقر شد. ساموئل از انديشمندان و فعالان برجسته و نامدار صهيونيسم بود و به خانواده معروف ساموئل- مونتاگ تعلق داشت. در دوران پنج ساله حکومت مقتدرانه "شاه ساموئل" در فلسطين (نامي که چرچيل بر او نهاده بود) دوستي و همکاري نزديکي ميان او و عباس افندي وجود داشت؛ و در اوايل حکومت ساموئل در فلسطين بود که دربار بريتانيا عنوان «شهسوار طريقت امپراتوري بريتانيا» را به عباس افندي اعطا کرد. اعطاي اين نشان به‌پاس قدرداني از خدمات بهائيان در دوران جنگ بود.

اندکي بعد، کودتاي 3 اسفند 1299 رضا خان ميرپنج و سيد ضياءالدين طباطبايي در ايران رخ داد. در کابينه سيد ضياء يکي از سران درجه اوّل بهائيان ايران به‌نام علي‌محمد خان موقرالدوله وزير فوايد عامه و تجارت و فلاحت شد. اين مقام نيز به‌دليل خدمات بهائيان در پيروزي کودتا به ايشان اعطا شد.

موقرالدوله پدر حسن موقر باليوزي (1908- 1980 م.)، بنيانگذار بخش فارسي راديو بي. بي. سي.، است كه در سال‌هاي 1937-1960 رياست محفل ملّي روحاني بريتانيا را به‌دست داشت. در سال 1957 شوقي افندي، رهبر بهائيان، باليوزي را به عنوان يکي از «ايادي امرالله» منصوب کرد.

شوقي افندي (رباني)

خاندان ساموئل در کودتاي 1299 ايران نقش جدّي داشت. طبق پژوهش نگارنده، کودتاي 1299 و صعود رضا خان و سرانجام تأسيس سلطنت پهلوي در ايران در اساس طرحي بود که شبکه متنفذ زرسالاران يهودي بريتانيا به کمک سازمان اطلاعاتي حکومت هند بريتانيا در ايران، در زمان فرمانفرمايي سِر روفوس اسحاق يهودي (لرد ريدينگ) در هند، تحقق بخشيدند. روحيه رباني (ماري ماکسول)، همسر آمريکايي شوقي رباني، مي‌نويسد:

روحيه رباني (از خاندان زرسالار ماکسول، همسر شوقي و رهبر بعدي فرقه بهائي)

موقعي که سِر هربرت ساموئل از کار کناره گرفت، [شوقي] نامه‌اي مملو از عواطف وديه براي او مرقوم و ارسال فرمودند که هر جمله‌اي از آن حلقه محکمي گرديد در سلسله روابط حسنه بين مرکز امر و حکومت اين کشور. در اين نامه از مساعدت‌هاي عاليه و نيات حسنه آن شخص محترم اظهار قدرداني مي‌فرمايند و گوشزد مي‌نمايند که ايشان در مواقع مواجه شدن با مسائل و غوامض مربوط به ديانت بهائي همه گاه جانب عدل و شرافت را مي‌گرفتند که بهائيان جهان در هر وقت و هر مکان از اين ملاحظات دقيقه با نهايت قدرداني ياد مي‌کنند... ايشان [ساموئل] در جواب اين نامه مرقوم داشتند که: «در مدت پنج سال زمامداري اين کشور بي‌نهايت از اينکه با بهائيت تماس داشتند مسرور و دائماً از حسن نظر آنان و نيات حسنه‌شان نسبت به طرز اداره امور ممنون بودند

بهائيان و مؤسسات غربي در ايران

در دوران متأخر قاجاريه، تعداد قابل توجهي از بهائيان را به‌عنوان کارگزاران سفارتخانه‌هاي اروپايي و بانک شاهي انگليس و بانک استقراضي روسيه و کمپاني تلگراف و برخي ديگر از نهادهاي غربي فعال در ايران مي‌شناسيم. لازم به توضيح است که مالکين اصلي بانک‌ شاهي انگليس و بانک استقراضي روسيه در ايران برخي از خاندان‌هاي سرشناس زرسالار يهودي بودند. ساسون‌ها مالکين اصلي بانک شاهي بودند و پولياکوف‌ها مالکين اصلي بانک استقراضي. اين دو خاندان نامدار يهودي رابطه نزديک داشتند. براي نمونه، روبن گباي داماد ياکوب پولياکوف بود و پدرش از شرکاي بنياد ديويد ساسون.

سابقه عضويت بابي‌ها و بهائي‌ها در سفارتخانه‌هاي دولت‌هاي غربي در ايران بسيار مفصل است و برخي از اعضا و خويشان خاندان نوري از نخستين بابيان و بهائياني بودند که به استخدام سفارتخانه‌هاي فوق درآمدند. در اين ميان به‌ويژه بايد به به ميرزا حسن نوري، برادر ارشد ميرزا حسينعلي بهاء و ميرزا يحيي صبح‌ازل، اشاره کرد که منشي سفارت روسيه بود و نيز به ميرزا مجيد خان آهي، شوهر خواهر ميرزا حسينعلي بهاء. اين سنت در خاندان آهي ادامه يافت و بعدها ميرزا ابوالقاسم آهي، خواهرزاده بهاء، نيز منشي سفارت روسيه بود. ميرزا ابوالقاسم آهي پدر مجيد آهي، از رجال دوران پهلوي، است. اعضاي خاندان افنان (خويشان باب و نمايندگان عباس افندي در ايران) نيز با سفارت روسيه رابطه نزديک داشتند و حاجي ميرزا محمد تقي افنان (وکيل‌الدوله) و برادران و پسرانش نمايندگان تجاري روسيه در بمبئي و يزد بودند.

آقا علي حيدر شيرواني (بهائي و از شرکاي تجاري خاندان افنان) از اعضاي متنفذ سفارت روسيه در تهران بود و با حمايت او بود که حاجي ميرزا محمد تقي افنان وکيل‌التجاره دولت روسيه در بمبئي شد. عزيزالله خان ورقا، از اعاظم بهائيان تهران، وارد خدمت بانک استقراضي روس در تهران شد:

[گروبه، رئيس مقتدر بانک] غايت اعتماد و محبت و احترام را به او حاصل نمود و او يگانه واسطه فيمابين رجال و اولياي امور و محترمين متنفذين کشور با آن بانک پرقدرت قرار گرفت و خانه و اثاثيه در قسمت علياي شهر و درشکه با اسب زيبا و سرطويله مخصوص فراهم گرديد. و غالباً سوار بر آن درشکه خود و با سواران قوي هيکل با لباس‌ها و نشان‌هاي مخصوص بانک پي رتق و فتق امور مي‌گذشت و فلان‌الملک و بهمان‌الدوله‌ها ناچار از احترامش بودند.

ولي‌الله خان ورقا، برادر ميرزا عزيزالله خان، نيز مدتي کارمند سفارت روسيه بود و سپس منشي اوّل سفارت عثماني در تهران. شاهزاده محمد مهدي ميرزا لسان‌الادب (بهائي) مترجم بانک شاهي در تهران بود. ابوالحسن ابتهاج (پسر ابتهاج‌الملک بهائي مقتدر گيلان و مازندران) کارمند بانک شاهي انگليس بود. او بعدها به يکي از مقتدرترين شخصيت‌هاي مالي حکومت محمدرضا پهلوي بدل شد.  در اين زمينه نمونه‌هاي فراوان مي‌توان ذکر کرد.

در دوران قاجاريه سفارتخانه‌هاي اروپايي در ايران را به ‌شکلي آشکار و گاه زننده حامي بابي‌ها و بهائي‌ها مي‌يابيم. براي نمونه، شيخ علي اکبر قوچاني، بهائي معروف (نياي خاندان شهيدزاده)، با اروپاييان ارتباط داشت و به اين جرم به‌دستور ميرزا عبدالوهاب خان آصف‌الدوله، حاکم خراسان، زنداني شد. او از زندان نامه‌اي به کاستن،‌ رئيس گمرکات خراسان، نوشت به اين مضمون:

چون ابناي وطن بر ايذاي من قيام نموده‌اند و بر اهل و عيال و بستگانم سخت گرفته‌اند، از شما که شخصي بيطرف هستيد و خدمتگزار دولت ايران مي‌باشيد، خواهش مي‌کنم که اگر مي‌توانيد از مجراي قانوني جلوگيري کنيد و تحقيق نماييد که به چه سبب شجاع‌الدوله کسان مرا تحت فشار قرار داده و اگر در اين مملکت جز هرج‌و‌مرج چيزي حکمفرما نيست دست زن و فرزند خود را گرفته، به يکي از دول خارجه پناه برم.

يک نمونه ديگر ماجراي زنداني شدن بهائيان آذربايجان است. ميرزا حيدرعلي اسکويي و گروهي از بهائيان مدتي در تبريز زنداني شدند ولي با مداخله کنسول‌هاي روسيه و فرانسه رهايي يافتند. حتي کنسول روسيه به شجاع‌الدوله، حاکم تبريز، «تغير نمود» و شخصاً شبانه به زندان رفته، بهائيان را آزاد کرد و با درشکه شخصي خود به کنسولگري برد و پذيرايي نمود.

يهوديان و گسترش بابي گري و بهائي گري

پديده «يهوديان مخفي» (انوسي‌ها) و نقش ايشان در پيدايش و گسترش بابي‌گري و بهائي‌گري عامل مهمي در تحولات معاصر ايران است که بايد، به‌دور از هر گونه افراط و تفريط، مورد شناسايي مستند و علمي قرار گيرد. طبق بررسي نگارنده، گسترش سريع بابي‌گري و بهائي‌گري و به‌ويژه نفوذ منسجم و عميق ايشان در ساختار حکومتي قاجار، از دوران مظفرالدين شاه، بدون شناخت اين پيوند غيرقابل توضيح است.

پرنس فيليپ (شوهر اليزابت دوم ملکه بريتانيا) در مراسم درگذشت روحيه رباني (ماري ماکسول) رهبر فرقه بهائي

در بررسي تاريخ پيدايش و گسترش بابي‌گري در ايران، نمونه‌هاي فراواني از گروش يهوديان جديدالاسلام به اين فرقه مشاهده مي‌شود که به مروجين اوليه بابي‌گري و عناصر مؤثر در رشد و گسترش آن بدل شدند. مي‌دانيم که بابي‌گري را يک يهودي جديدالاسلام ساکن رشت، به‌نام ميرزا ابراهيم جديد، به سياهکل وارد کرد و نيز مي‌دانيم اولين کساني که در خراسان بابي شدند يهوديان جديدالاسلام مشهد بودند. معروف‌ترين ايشان ملا عبدالخالق يزدي است که ابتدا در يزد اقامت داشت. او از علماي دين يهود بود و پس از مسلمان شدن در زمره اصحاب مقرب شيخ احمد احسايي جاي گرفت و احسايي هفت سال در خانه وي سکونت داشت. ملا عبدالخالق يزدي سپس به مشهد مهاجرت کرد، در صحن حضرت رضا (ع) جماعت و منبر و وعظ برقرار نمود و، به‌نوشته مهدي بامداد، به يکي از «علماي طراز اوّل مشهد» بدل شد. گوبينو مي‌نويسد:

[ملا عبدالخالق يزدي] از شاگردان شيخ احمد احسايي بود... و از حيث مقام علمي و فضايل شهرت زيادي داشت و در انظار عامه احترام و اعتباري پيدا کرده بود.

يهوديان مشهد، که تعداد ايشان در سال 1831 حدود دو هزار نفر گزارش شده،‌ در سال 1839 ميلادي، اندکي پس از استقرار کمپاني ساسون در بوشهر و بمبئي و پنج سال پيش از آغاز دعوت علي‌محمد باب، به‌طور دسته‌جمعي مسلمان ‌شدند بي آنکه هيچ فشاري بر ايشان باشد، و کدخداي ايشان، به‌نام ملا مشياخ، به ملا مهدي و حاخام ايشان، به‌نام ملا بنيامين يزدي، به ملا امين تغيير نام داد. گروهي از جديدالاسلام‌هاي مشهد در سلک اهل تصوف بودند و به ترويج ميرزا ابوالقاسم سکوت شيرازي به‌عنوان مرشد خود مي‌پرداختند. گروهي از آنان به بابي‌گري پيوستند و بعدها نقش فعالي در گسترش بهائي‌گري به‌دست گرفتند.

گروش اين يهوديان به اسلام واقعي نبود و ايشان به‌طور پنهان يهودي بودند. دايرة‌المعارف يهود پديده جديدالاسلام‌هاي مشهد را در ذيل مدخل «يهوديان مخفي»  مطرح کرده نه در مدخل «مرتدين» و در جاي ديگر تصريح مي‌کند که آنان به‌عنوان «يهودياني در لباس اسلام» به حيات خود ادامه دادند. والتر فيشل، محقق يهودي، مي‌نويسد که اين جديدالاسلام‌ها همچنان مخفيانه به دين يهود پايبند بوده و هستند. فيشل اين مطلب را در سال 1328 ش. عنوان مي‌کند. به عبارت ديگر، در طي دوران طولاني 110 ساله‌اي (1839- 1949) که از مسلمان شدن اين يهوديان مي‌گذشت، اينان همچنان در خفا يهودي بودند.

از اين يهوديان مشهد فردي به‌نام ملا ابراهيم ناتان را مي‌شناسيم که رهبري يک شبکه فعال اطلاعاتي انگليس را در منطقه به‌دست داشت و در سال 1844 (سال آغازين دعوي باب) به بمبئي مهاجرت کرد. توماس تيمبرگ مي‌نويسد: ملا ابراهيم ناتان، به سان يهوديان بغدادي (ساسون‌ها و بستگان و کارگزاران ايشان) «داراي پيوندهاي قوي» با جامعه يهودي خراسان بود و نيز داراي پيوندهاي قوي با حکومت بريتانيا. دايرة‌المعارف يهود تصريح مي‌کند که ملا ابراهيم ناتان رهبري يهوديان بخارايي، افغاني و ايراني مقيم بمبئي را به‌دست داشت و «نقش مهمي در جنگ اوّل انگليس و افغان ايفا نمود.» اين مأخذ در جاي ديگر از ملا ابراهيم ناتان به صراحت به‌عنوان «مأمور اطلاعاتي بريتانيا» ياد کرده است.

صرفنظر از انوسي‌ها (يهوديان مخفي)، نقش يهوديان علني در ترويج و گسترش کمي و کيفي بابي‌گري و بهائي‌گري نيز چشمگير است. اسماعيل رائين در واپسين کتابش، که در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي ايران منتشر شد، مي‌نويسد:

بيشتر بهائيان ايران يهوديان و زردشتيان هستند و مسلماناني که به اين فرقه گرويده‌اند در اقليت مي‌باشند. اکنون سال‌هاست که کمتر شده مسلماني به آن‌ها پيوسته باشد...

سال‌ها پيش از رائين، در اوايل حکومت رضاشاه، آيتي نظر مشابهي ابراز داشت و به سلطه يهوديان بر جامعه بهائي ايران اشاره کرد:

اين بشارتي است براي مسلمين که بساط بهائيت به‌طوري خالي از اهل علم و قلم شده که زمام خامه را به‌دست مثل حکيم رحيم و اسحاق يهودي و امثال او داده‌اند.

رائين مي‌نويسد:

بهائيان از بدو پيدايش تا به امروزه همواره از جهودان ممالک استفاده کرده آن‌ها را بهائي کرده‌اند. مي‌دانيم که ذات يهودي با پول و ازدياد سرمايه عجين شده است. يهوديان ممالک مسلمان، که عده کثيري از آن‌ها دشمن مسلمانان هستند و همه جا در پي آزار رسانيدن و دشمني با مسلمين مي‌باشند، خيلي زودتر از مسلمانان به بهائيت گرويده‌اند و از امتيازهاي مالي بهره فراوان برده و مي‌برند و مقداري نيز به مرکز بهائيت (عکا) مي‌فرستند.

حسن نيکو، مبلغ پيشين بهائي، نظري مشابه دارد و مي‌نويسد:

طبقه ديگر [بهائيان] يهودي هستند که با چه بغض و عناد به اسلام معروف‌اند... در چنين صورتي اگر کسي علمي بلند کند که باعث تفريق و تشتيت جمعيت اسلام شود و سبب تفريق مسلمين گردد، البته دشمن... دلشاد گرديده وي را استقبال مي‌کند... [يهوديان] در دخول در مجامع و محافل بهائيان سه فايده مسلم براي خود تصور داشته، اوّل آن که لااقل سياهي لشکر دشمني مي‌شود که بر ضد اسلام قيام کرده و رايت تشتيت و تفريق را بلند نموده است. دوّم آن‌که از مسئله اجتناب و دوري که در مسلمين شيعه نسبت به يهود بود مستخلص مي‌شوند و با آن‌ها معاشرت مي‌کنند بلکه وصلت مي‌نمايند. سوم آن‌که اگر غلبه و قدرت با بهائيان گردد عجالتا خودي در حزب آنان وارد کرده باشند.

فضل‌الله مهتدي معروف به صبحي، مبلغ پيشين بهائي که سال‌ها منشي مخصوص عباس افندي بود، مي‌نويسد:

بنظر اين بنده بيشتر از آنان براي فرار از يهوديت بهائي شده‌اند تا گذشته از اينکه اسم جهود از روي آن‌ها برداشته شود، در فسق و فجور نيز في‌الجمله آزادي داشته باشند. و من از اين قبيل يهوديان نه در همدان بلکه در طهران نيز سراغ دارم و بر اعمال آنان واقفم.

صبحي مهتدي اشاراتي به عملکرد يهوديان بهائي‌شده دارد. از جمله مي‌نويسد:

از چند سال پيش من آگهي پيدا کردم که شوقي همه خويشاوندان و پدر و مادر و برادرها و خواهرها و دائي‌زاده‌ها و فرزندان‌شان را رانده و ميان آن‌ها تيرگي پديد شده و اکنون همه کارها در دست بيگانگان است و بزرگ و سر بهائيان آنجا هم يک بيگانه است و هيچ ايراني دست اندرکار نيست جز لطف‌الله حکيم که از جهودان بهائي است و کارش آوردن و گرداندن هبائيان است بر سر گور سروران اين کيش که در ايران به اين کار «زيارتنامه‌خواني» مي‌گويند...

خاندان حکيم از بيخ و بن يهودي هستند و آئين و روش اين کيش را نگه مي‌دارند، ولي هر دسته‌اي از آن‌ها در کيشي فرورفته‌اند: دکتر ايوب مسلمان شد و در مسلماني استواري نشان داد. به مسجد مي‌رفت و فرزندانش را مسلمان نمود، چنانکه اکنون هم هستند. ميرزا شکرالله و يک دسته از بستگانش يهودي بوده و هستند. ميرزا جالينوس و ميرزا يعقوب و فرزندان ميرزا نورالله مسيحي و پروتستانت شدند و ميرزا جالينوس پايگاه کشيشي گرفت و در کليسا روزهاي يکشنبه پندبده بود و از روي انجيل سخنراني مي‌کرد. دکتر ارسطو پدر دکتر منوچهر و غلامحسين و برادرش لطف‌الله، که نامش را برديم، بهائي شدند. و همه اينها در هر کيشي که خودنمايي مي‌کردند شور و جوش نشان مي‌دادند ولي در خانه همه با هم همدست و يگانه بودند تا آنجا که ارسطو دختر زيباي خود را به هيچ يک از خواستگاران بهائي نداد و به ميرزا جالينوس [مسيحي شده] داد.

خاندان حکيم از خاندان‌هاي متنفذ دوران قاجار و پهلوي است از نسل يک يهودي مهاجر به‌نام حکيم سليمان که در زمان فتحعلي‌شاه قاجار به ايران کوچيد. اعقاب او به‌نام حکيم حق نظر و حکيم موشه (مشه) پزشک خصوصي ناصرالدين‌شاه قاجار شدند و شبکه گسترده خود را در ايران تنيدند.

نمونه ديگر، گروش يهوديان به بابي‌گري و بهائي‌گري در کاشان است. از جمله يهوديان سرشناس کاشان که بهائي شدند و خاندان‌هاي ثروتمند و پرشماري را بنيان نهادند بايد به افراد زير اشاره کرد: آقا يهودا نياي خاندان ميثاقيه، ملاربيع که نام خاندان وي ذکر نشده، حکيم يعقوب نياي خاندان برجيس، ميرزا عاشور (آشور) و برادران و خواهرش که خانواده‌هاي پرجمعيت ساجد و ماهر و وحدت و غيره از نسل ايشان است، حکيم فرج‌‌الله نياي خاندان توفيق، ميرزا ريحان (روبين) نياي دو خاندان ريحاني (از نسل پسري) و روحاني (از نسل دختري)، ملا سليمان و ميرزا موسي و ميرزا اسحاق خان نياکان خاندان‌هاي متحده و اخلاقي، ميرزا يوسف خان نياي خاندان يوسفيان.   (به دليل زندگي اعضاي اين خاندان‌ها در همدان و کاشان، برخي از ايشان همداني نيز به‌شمار مي‌روند.)

در همدان نيز وضعي مشابه با کاشان ديده مي‌شود. حسن نيکو مي‌نويسد: در همدان، که مرکز مهم بهائيان است، به استثناي سه چهار نفر همگي يهودي بهائي هستند «و همان کليمي‌ها که بهائي شده‌اند زمام امور را به‌دست گرفته هر اقدامي که مخالف روح اسلاميت است مي‌کنند و هميشه به آن سه چهار نفري که به‌اصطلاح خودشان بهائي فرقاني هستند طعن مي‌زنند و آنان را در هيج محفل رسمي عضويت نمي‌دهند

تعداد زيادي از خانواده‌هاي بهائي همدان از تبار حاجي لاله‌زار (العازار)، يهودي همداني، هستند. او نياي دو هزار نفر يهودي، مسيحي و بهائي است. يکي از پسران او مسيو حائيم است که مسيحي شد. ديگري به‌نام دکتر موسي خان (حکيم موشه) نيز مسيحي شد. يکي از پسران دکتر موسي خان به‌نام حکيم هارون يهودي است. خانواده گوهري از نسل ابراهيم، يکي ديگر از پسران حاجي لاله‌زار، است. خانواده گرانفر، از نسل موشه پسر ديگر حاجي لاله‌زار، بهائي است. حاجي ميرزا يوحنا پسر حافظ‌الصحه بهائي است. آقا يعقوب لاله‌زاري يهودي است. حاجي يهودا (حاجي شکرالله جاويد) بهائي است. حاجي ميرزا اسحاق يهودي است. دکتر يوسف سراج بهائي است. حاجي ميرزا طاهر، پدر دکتر نصرالله باهر، بهائي بود. حاجي سليمان، پسر حاجي لاله‌زار، مسيحي بود. عزرا، پسر ارشد حاجي لاله‌زار يهودي، بود. او نياي خانواده‌هاي رسمي و کيميابخش است. حکيم موشه پدر دکتر داوود يهودي بود. روبن پسر آقا عزرا نيز يهودي بود. او پدر نجات رابينسون است. حاجي العازار شوشني يهودي بود. حاجي يهودا شوشني يهودي بود. الياهو پسر آقا حکيم و نوه حاجي لاله‌زار مسيحي بود. دکتر داوود پسر حکيم موشه مسيحي شد. يوسف مشهود بهائي بود. ميرزا هارون لاله‌زاري يهودي بود. عطاءالله خان حافظي، پسر ميرزا يوحنا، يهودي بود. نورالله احتشامي، پسر دکتر داوود مسيحي، بود.

حاجي لاله زار و فرزندانش

وضعي مشابه با شيراز و مشهد و کاشان و همدان را در اراک و تربت و رشت و ساير نقاط ايران، و حتي سياهکل، مي‌توان ديد.

در تهران نيز جمع قابل توجهي از يهوديان بهائي‌شده وجود داشت. بعدها، در دوره پهلوي، گروهي از ثروتمندترين خاندان‌هاي يهودي- بهائي سراسر ايران در تهران مجتمع شدند و شبکه‌اي متنفذ و مقتدر پديد آوردند که در قلب آن خاندان‌هاي آزاده،‌ اتحاديه، اخوان صفا، ارجمند، برجيس، برومند، جاويد، حافظي، حقيقي، حکيم، شايان، صميمي، عزيزي، عهديه، فيروز، لاله‌زار، لاله‌زاري، مؤيد، ماهر، مبين،‌ متحده، متحدين،‌ مجذوب، معنوي، ملکوتي، ميثاقيان، ميثاقيه، نصرت، وحدت،‌ يوسف‌زاده برومند، يوسفيان و غيره جاي داشتند. در اواسط دوران سلطنت رضا شاه (1312) افرادي چون ميرزا اسحاق خان حقيقي، يوسف وحدت، عبدالله خان متحده، جلال ارجمند و اسحاق خان متحده (يهوديان بهائي‌شده) متنفذترين سران جامعه بهائي تهران بودند.

گروش يهوديان به بهائيت و تلاش براي تبديل اين فرقه به يک دين متنفذ جهاني به ايران محدود نيست و در ساير کشورها، به‌ويژه در اروپا و ايالات متحده آمريکا، نيز يهوديان و يهوديان مخفي (به‌ظاهر مسيحي) به اين فرقه پيوستند. نامدارترين ايشان هيپولت دريفوس است. دريفوس نقش مهمي در گسترش و تقويت بهائيت ايفا نمود. او در حوالي سال 1317 ق. بهائي شد و در سال 1328 ق. در 70 سالگي در پاريس درگذشت. دريفوس در سال 1318 ق. به عکا رفت و مدتي با عباس افندي بود. شناخت نام‌هاي به‌ظاهر مسيحي اروپاييان و آمريکاييان بهائي‌شده دشوار است ولي خانم پولاک را نيز مي‌شناسيم که بهائي شد و آسيه نام گرفت. اين خانم نيز، چنان‌که نام او نشان مي‌دهد، به يکي از خاندان‌هاي زرسالار يهودي (خاندان پولاک) تعلق داشت.

بر اساس چنين بستر و با اتکا بر چنين حمايت‌هايي است که بهائي‌گري در طول بيش از يک قرن فعاليت خود در ايالات متحده آمريکا به سازماني بسيار متنفذ، هم از نظر کمي و هم از نظر کيفي، در اين کشور بدل شد. مركز بهائيان جهان در آوريل 1985 تعداد اعضاي اين فرقه در كل قاره آمريكا را 857 هزار نفر اعلام كرده است. بخش مهمي از اين گروه بهائيان ايراني مهاجر در سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي هستند و بخشي بهائيان ايراني كه در طول يكصد سال اخير به‌تدريج به ايالات متحده و ساير كشورهاي قاره آمريكا مهاجرت كردند. صرفنظر از جمعيت کثير بهائيان آمريکا، بايد به نفوذ اين فرقه در نهادهاي دانشگاهي و پژوهشي ايالات متحده آمريکا نيز توجه کرد که به حاکميت ايشان بر حوزه مطالعات ايراني در ايالات متحده آمريکا انجاميده است.

گروش زرتشتيان به بهائي‌گري

بررسي که درباره نقش يهوديان در گسترش بهائي‌گري در ايران ارائه شد، در مقياسي محدودتر، درباره زرتشتيان بهائي‌شده نيز صادق است. موج گروش زرتشتيان به بهائي‌گري در حوالي سال 1919 ميلادي رخ داد و از حدود 250 نفر زرتشتي بهائي‌شده،‌ بسياري‌شان رعاياي ارباب جمشيد جمشيديان، ثروتمند مقتدر زرتشتي، بودند و از روستاييان يزد و کرمان (روستاهاي حسين‌آباد و مريم‌آباد و قاسم‌آباد و غيره). اين پديده را مي‌توان به شکل‌هاي مختلف تحليل کرد و براي آن پايه‌هاي اجتماعي و فرهنگي فرض نمود. ولي در آن روزها دست‌اندرکاران و آشنايان با سياست مسئله را به گونه ديگر مي‌ديدند؛ عموماً نه آن را جدي مي گرفتند نه براي آن اصالتي قائل بودند. براي نمونه، اعظام قدسي در خاطرات خود از دوران تدريس در مدرسه سن لوئي تهران مي‌نويسد:

يک معلم انگليسي بنام فريبرز که اصلاً زردشتي بود ولي بهائي شده بود با من از نقطه نظر اينکه علاقمند به خط فارسي بود اظهار دوستي و تقاضا داشت که خط تعليم بگيرد. من هم حاضر شدم. اين بود که در روزهاي مدرسه ايشان هم چند دقيقه که سر کلاس من نبود به اصطلاح در زنگ تنفس تعليم مي‌گرفتند... يکي از روزها وارد صحبت مذهبي گرديد و خواست از درِ تبليغ با من وارد مذاکره گردد. به ايشان گفتم: اگر مي‌خواهيد که من به شما تعليم خط بدهم از اين مقوله با من صحبت ننمائيد، چون تمام اينها را از موسس و غيره مي‌شناسم. ولي شما حق داريد چون زردشتي بوده‌ايد و حالا قبول اين مسلک را نموده‌ايد. شما هم از نقطه نظر سياسي قبول کرده‌ايد. خنده‌اي کردند و گفتند: آقاي ميرزا حسن! مثل اينکه شما خوب وارد هستيد.

اردشير ريپورتر و سران طايفه زرتشتي در باغ ارباب جمشيد (پارک جمشيديه کنوني)

در بررسي اين پديده با نقش ارباب جمشيد جمشيديان به عنوان حامي اصلي اين موج آشنا مي‌شويم. ارباب جمشيد از صميمي‌ترين دوستان اردشير ريپورتر، رئيس شبکه اطلاعاتي حکومت هند بريتانيا در ايران پس مانکجي هاتريا، بود و صميميت ميان اين دو تا بدان حد بود که برخي از ديدارهاي محرمانه اردشيرجي و رضاخان در خانه ارباب جمشيد صورت مي‌گرفت. با توجه به اين پيوند، اگر تحولات فوق را به سازمان اطلاعاتي حکومت هند بريتانيا و اردشير ريپورتر منتسب کنيم به بيراهه نرفته‌ايم. جايگاه ارباب جمشيد در اين ماجرا تا بدان حد است که عباس افندي مکرراً بهائيان يزد و کرمان را به فرمانبري و اطاعت از او امر مي‌کند.

به‌نوشته حسن نيکو، بهائيان هندوستان «همگي زردشتي ايراني هستند که از دهات يزد و کرمان به‌عنوان چاي‌فروشي در بمبئي مجتمع شده‌اند و آنان نيز مانند کليمي‌ها... همان تعصب زردشتي را قدري کمتر از يهوديان دارند و دو سه نفر مسلمان که در بمبئي هستند در اکثريت آن‌ها مستهلک شده مخصوصاً به آن‌ها راه نمي‌دهند.»

از جمله کمک‌هاي اليگارشي ثروتمند و مقتدر پارسي به فرقه بهائي بايد به اراضي وسيعي در شهر دهلي اشاره کرد که پارسيان به بهائيان اهدا کردند و در آن بناي باشکوه معبد لوتوس (نيلوفر آبي) ايجاد شد. اين معبد يکي از اماکن مهم و مشهور شهر دهلي است و هر روزه هزاران تن بازديدکننده دارد.

معبد لوتوس (دهلي نو)

صبحي مهتدي مي‌نويسد:

اين را هم بدانيد که من با مردم هيچ کيش و آئيني دشمني ندارم... ولي با اين گروه که به دروغ و از روي ريو خود را بهائي ناميده و من آن‌ها را جهود مي‌خوانم دل خوش ندارم زيرا اينها در سايه اين نام که مردم اينها را يهودي ندانند کارهاي زشت بسيار کرده‌اند که زيانش به همه مردم کشور رسيده است. گراني خانه‌ها و بالا بردن بهاي زمين‌ها و ساختن داروهاي دغلي و دزدي و گرمي بازار ساره خواري و بردن نشانه‌هاي باستاني به بيرون کشور و تبهکاري و ناپاکي و روائي بازار زشتکاري و فريب زنان ساده به کارهاي ناهنجار همه با دست اين گروه است که از نام يهودي گريزان و به بهائي‌گري سرافرازند.

صبحي نمونه‌اي از اين دغلکاري‌ها را چنين شرح مي‌دهد:

چند سال پيش به هر نيرنگي بود يک جهود هبائي را به‌نام عزيز نويدي در دادگاه ارتش آوردند. آنگاه براي زمين‌هاي قلعه مرغي، که در دست هواپيمايي بود، دادمند تراشيدند و نيرنگ‌ها به کار بردند تا بيست ميليون از کيسه ارتش بيرون کشيدند و به دست چند تن بهائي دادند که براي شوقي [رهبر فرقه بهائي] بفرستد.

+ نوشته شده در جمعه 2 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

 تحرک جدّي مبلغين بهائي و به تبع آن رشد بهائيت در ايران از دوران سلطنت مظفرالدين‌شاه قاجار آغاز شد و در دوران سلطنت احمدشاه قاجار و رضاشاه پهلوي، که بهائيان از نفوذ و حمايت فراوان در دستگاه دولتي برخوردار بودند، شدت يافت. معهذا، چنان‌که ديديم، رشد جمعيت بهائيان ايران به‌طور عمده از دهه 1330 ش. آغاز شد.
 

جغرافياي جمعيتي بهائيان ايران

درباره جمعيت بهائيان ايران داده‌هاي موجود سخت متناقض است. در اوايل سده بيستم ميلادي تعداد ايشان حدود ده هزار نفر گزارش مي‌شد. بيست سال بعد، در حوالي سال 1307 ش.، حسن نيکو، مبلغ پيشين بهائي، اين رقم را اغراق‌آميز دانست و شمار بابي‌ها در سراسر جهان را، اعم از ازلي و بهائي، 5207 نفر اعلام نمود که 3960 نفر در ايران زندگي مي‌کنند. اين ادعا قانع‌کننده نيست زيرا در فهرست مندرج در کتاب نيکو، نام برخي از روستاهاي معروف بهائي‌نشين ديده نمي‌شود و لذا به‌نظر مي‌رسد که ارقام فوق منطبق با روح کتاب نيکوست که با هدف تخفيف و تحقير بهائيت تدوين شده است.

به‌نوشته دنيس مک‌ايون، استاد دانشگاه نيوکاسل انگليس، در دايرة‌المعارف ايرانيکا، بهائي‌گري در سال‌هاي 1928-1952 ميلادي رشدي کند داشت ولي از سال 1952م./ 1331ش. گسترش آن شتاب گرفت و اين امر به‌دليل برنامه‌ريزي‌ها و سازماندهي‌هايي بود که با برنامه «جهاد ده ساله» شوقي افندي آغاز شد.

 دايرة‌المعارف بريتانيکا (1998) اوج گسترش بهائيت را در دهه 1960 ميلادي مي‌داند که سبب شد در اواخر سده بيستم ميلادي شمار نهادهاي بهائي به بيش از 150 مجمع روحاني ملّي و حدود 20 هزار مجمع روحاني محلي برسد.

دايرة‌المعارف اسلام (ويرايش جديد، 1960) مرکز اصلي جمعيتي بهائيان را در ايران مي‌داند و تعداد آنان را در حوالي سال 1338 ش. بين پانصد هزار تا يک ميليون نفر تخمين مي‌زند. در اين زمان در شهر تهران حدود 30 هزار بهائي زندگي مي‌کردند. دومين گروه پرشمار جمعيتي بهائيان در ايالات متحده آمريکا بود که در آن زمان شمار ايشان ده هزار نفر گزارش شده است. در اين زمان در اروپا، به‌ويژه در آلمان، حدود يکهزار نفر بهائي زندگي مي‌کردند. در ساير کشورها جوامع بهائي تنها چند صد نفر عضو داشتند بجز اوگاندا که در اثر تبليغات بهائيان شمار ايشان طي سال‌هاي 1335- 1338 ش. به بيش از سه هزار نفر رسيد.

مرکز بهائيان (بيت العدل اعظم الهي) در حيفا (اسرائيل).
اين بنا بوسيله مهندس حسين امانت و دکتر فريبرز صهبا احداث و در 22 مه 2001 افتتاح شد.
براي احداث اين بنا  250 ميليون دلار هزينه شده است.

سير تحول جمعيتي بهائيان

تحرک جدّي مبلغين بهائي و به تبع آن رشد بهائيت در ايران از دوران سلطنت مظفرالدين‌شاه قاجار آغاز شد و در دوران سلطنت احمدشاه قاجار و رضاشاه پهلوي، که بهائيان از نفوذ و حمايت فراوان در دستگاه دولتي برخوردار بودند، شدت يافت. معهذا، چنان‌که ديديم، رشد جمعيت بهائيان ايران به‌طور عمده از دهه 1330 ش. آغاز شد.

در سال‌هاي 1326-1330 ش. محفل ملّي بهائيان ايران برنامه خود را براي گسترش بهائيت به مرحله اجرا گذارد و شدت تبليغات و فعاليت ايشان از ارديبهشت/ رمضان 1334 ش. اعتراض شديد آيت‌الله‌العظمي بروجردي را برانگيخت. پس از ابراز نارضايتي‌هاي شديد آيت‌الله‌العظمي بروجردي حکومت پهلوي ناگزير به محدودکردن فعاليت بهائيان شد. به دستور شاه پزشک مخصوص بهائي او، سرلشکر عبدالکريم ايادي، مدت کوتاهي ايران را ترک کرد و در ايتاليا اقامت گزيد و در 16 ارديبهشت مقامات نظامي (سرتيپ تيمور بختيار فرماندار نظامي تهران و سرلشکر نادر باتمانقليچ رئيس ستاد ارتش) به تصرف و تخريب حظيرةالقدس، مرکز بهائيان تهران، ياري رسانيدند. بختيار اين محل را به مقر رکن دوّم ستاد ارتش بدل نمود. دکتر مهدي حائري يزدي علت مقابله شديد آيت‌الله بروجردي با بهائيان را چنين ذکر مي‌کند:

در مسئله بهائي ها تا آنجايي که ايشان تشخيص مي‌داد، که بهائي‌ها يک گروه ناراحت کننده و اخلالگر در ايران هستند. مسئله صرف اختلاف مذهبي نبود. اينطوري هم که معروف بود تا يک اندازه‎اي هم درست بود که اين گروه يک نوع سروسري با منابع خارجي دارند و بيشتر مجري منافع خارجي هستند تا منافع ملّي. در اين‎طريق مرحوم آقاي بروجردي به هيچ وجه ترديدي از خودش نشان نمي‌داد که [از] آن‌چه گروه بهائي‌ها از دستش برمي‌آيد [جلوگيري کند] از اذيت ‎ها و کارهاي موذيانه ‎اي که بهائي‌ها دارند و درباره مسلمان‌ها دريغ نمي‌کنند. يعني به‌طور مخفيانه افراد خودشان را وارد مقامات اداري مي‌کنند و مقامات را اشغال مي‌کنند. بعد هم مسلمان‌ها را ناراحت مي‌کنند. مي ‎زنند. از بين مي‌برند. از اين کارها خيلي زياد مي‌کردند. حالا بگذريد از اين که الان صورت حق به جانبي به خودشان مي‌گيرند. کاري ندارم به وضع فعلي. ولي آن زمان اين شکل بود. واقعاً هر کجا که دستشان مي‌رسيد، به هر وسيله بود، هر مقامي بود اشغال مي‌کردند و سعي مي‌کردند ديگران را از بين ببرند يا وارد مجمع خودشان بکنند و کارهايي که آن‌ها مي‌خواهند انجام بدهند... ولي ايشان [آيت‌الله بروجردي] از اين جريان و از اين ماجرا آگاه بود و به هر وسيله‎ اي بود جلوگيري مي‌کرد.

حسين خطيبي، که فردي مطلع بود، در آن زمان شمار بهائيان ايران را 300 هزار نفر و بهائيان تهران را 50 هزار نفر تخمين زد و هدف از همکاري شاه و ارتش با علما را تلاش آمريکايي‌ها براي «تصرف آرشيو» بهائيان و دستيابي به اسامي ايشان اعلام نمود.

خطيبي در نامه مورخ 30ارديبهشت 1334 به دکتر مظفر بقايي، به دو جريان متفاوت اشاره مي‌کند. جريان اوّل مردم و علما هستند که خواستار ريشه‌کن کردن بهائيان مي‌باشند و جريان دوّم آمريکايي‌ها و شاه که پس از اشغال حظيرةالقدس خواستار پايان دادن به موج ضد بهائي هستند. او مي‌نويسد:

مخصوصا چيزي که سر رشته را دراز مي‌کند اصرار آيت‌الله بروجردي دامت‌برکاته براي شدت عمل دولت نسبت به افراد فرقه بهائي است. و از طرف اعليحضرت رئيس شهرباني و يک دو نفر در عرض هفته اخير چند بار آيت‌الله را ملاقات کرده ولي از اين ملاقات‌ها نتيجه نگرفته‌اند. و طبق يک اطلاع خصوصي اساساً از ايام عيد به اين طرف آيت‌الله از اعليحضرت گله‌مند شده است و تاکنون با همه اقداماتي که صورت گرفته است از ايشان رفع گله نشده است.

آخرين آمار بهائيان به آوريل 1985 تعلق دارد که مرکز سازمان جهاني بهائيان (حيفا، اسرائيل) شمار اعضاي خود را در سراسر جهان چهار ميليون و 739 هزار نفر اعلام کرد. از اين تعداد، 59 درصد در قاره آسيا، 20 درصد در آفريقا، 18 درصد در آمريکا، 1 /6 درصد در استراليا و نيم درصد در اروپا ساکن بودند.

در اين آمار تعداد بهائيان ساکن در ايران اعلام نشده است. معهذا، ادعا شده که 2,807,000 نفر از بهائيان در قاره آسيا زندگي مي‌کنند. از آنجا که ايران مهم‌ترين مرکز بهائي‌نشين در آسيا و جهان است، مي‌توان حدس زد که از ديدگاه مرکز سازمان جهاني بهائيان حداقل دو ميليون بهائي در ايران زندگي مي‌کنند. به دليل فقدان آمار رسمي بهائيان در ايران راهي براي ارزيابي اين رقم و سنجش ميزان صحت وسقم آن در دست نيست. اين تصوّر وجود دارد که مرکز بهائيت هماره درباره شمار پيروان خود اغراق کرده و در مقابل منابع ضد بهائي در ايران نيز هماره رقم بهائيان را ناچيز جلوه داده‌اند.

دنيس مک‌ايون مي‌نويسد: منابع بهائي ادعا مي‌کنند که پس از انقلاب اسلامي در ايران حدود 20 هزار نفر بهائي به قتل رسيدند. او اين رقم را بسيار اغراق‌آميز مي‌داند و مدعي است که طي هفت ساله اوّل حکومت جمهوري اسلامي در ايران حدود 200 نفر بهائي اعدام شدند و در طي دوران پس از انقلاب جمعاً 300 تا 400 .بهائي در جريان‌هاي مختلف به قتل رسيدند.

بهائياني که پس از پيروزي انقلاب اسلامي اعدام يا از ايران خارج شدند، عموماً به مشهورترين و ثروتمندترين خانواده‌هاي بهائي تعلق داشتند و به دليل تصدي مناصب عالي دولتي يا دستيابي به ثروت‌هاي عظيم از طريق پيوند با حکومت پهلوي مورد تعقيب قرار گرفتند. افرادي مانند اميرعباس هويدا، حبيب ثابت، هژبر يزداني،  عبدالکريم ايادي، هوشنگ انصاري، غلامرضا ازهاري و غيره، به‌عنوان شاخص‌ترين چهره‌هاي فرقه بهائي در ايران، تمامي بهائيان ايران نبودند و اعدام يا فرار ايشان از کشور به معني پايان حيات بهائيت در ايران نبود.

به‌نوشته مک‌ايون، بخش مهمي از جمعيت بهائيان ايران را «روستاييان و دهقانان و صنعت‌گران و کسبه شهري» تشکيل مي‌دادند. آماري که حسن نيکو در حوالي سال 1307 ش. از بهائيان ايران (با ذکر تعداد ايشان در برخي از شهرها و روستاها) به‌دست داده، هر چند در جهت تخفيف بهائيت جلوه مي‌کند، ولي از اين منظر حائز اهميت است که مراکز مهم تراکم جمعيتي بهائيان و ترکيب ايشان را از نظر تعلق به مناطق مختلف کشور نشان مي‌دهد.

طبق فهرست نيکو، مناطق داراي جمعيت انبوه بابي و بهائي در ايران به‌شرح زير است: شهر يزد 400 نفر، تهران و توابع 370 نفر، سنگسر 307 نفر، همدان 300 نفر، آباده و همت‌آباد 250 نفر، نجف‌آباد 200 نفر، سيسان (بستان‌آباد تبريز) 180 نفر، اردستان 150 نفر. حسن نيکو شمار بابي‌ها و بهائي‌هاي شهر تبريز را 60 نفر و شيراز را 45 نفر ذکر کرده که احتمالاً، به دليلي که گفتم، کمتر از ميزان واقعي است.

اگر نسبت موجود در تخمين حسن نيکو درباره ترکيب محلي جمعيت بابيان و بهائيان ايران را در اوايل دهه 1300 ش. بالنسبه درست بدانيم، همين نسبت را در طول هفت دهه بعد ثابت فرض کنيم و جمعيت کنوني بهائيان ايران را يک ميليون نفر بدانيم، ترکيب جمعيتي ايشان بر اساس تعلق محلي چندان واقعي جلوه نخواهد کرد. مثلاً، بر اساس روش فوق هم‌اکنون بايد 154 هزار بهائي در سنگسر و 90 هزار بهائي در سيسان زندگي کنند. اين ارزيابي درباره ترکيب منطقه‌اي جمعيت بهائيان دقيق و علمي نيست زيرا رشد سريع بهائيت در ايران در دهه‌هاي 1330 و 1340 ش.‌ و در اثر تبليغ بود نه زاد و ولد بهائيان پيشين. براي نمونه، حسن نيکو در حوالي سال 1307 تعداد بهائيان خوي را يازده نفر تخمين زده در حالي‌که در سال 1330 شمار بهائيان اين شهر و سه روستاي پيراموني آن (ايواوغلي، پيرکندي و ويشلق) حدود 500 نفر گزارش شده است. رشد بهائيت در اين منطقه به‌علت بهائي شدن يکي از متنفذين محلي به‌نام مشهدي اسماعيل بود.

فرقه بهايي و مالکيت ارضي

بخش قابل توجهي از بهائيان ايران روستائيان فقيري بودند که در روستاهاي اربابان و مالکان بهائي زندگي مي‌کردند. تعداد قابل توجهي از اين‌گونه روستاها در سراسر ايران وجود داشت که يا ملک بهائيان ثروتمند بود يا از موقوفات بهائي.

از مالكين بزرگ بهائي در دوران متأخر قاجار، مي‌توان به افراد زير اشاره كرد: ميرزا محمدحسين خان معتمدديوان كواري (فارس) و دو برادرش ميرزا عبدالحسين خان و موقرالدوله (پسران ميرزا احمد خان، از خاندان افنان لطفعلي خان كلبادي (سردار جليل) رئيس ايل كلبادي مازندران، قاسم خان عبدالملكي (هژبرالدوله) رئيس ايل عبدالملكي مازندران، و ابراهيم خان ابتهاج‌الملك گرگاني (بزرگ مالک گيلان).

حضور بزرگ مالكان بهائي در تمامي دوران سلطنت پهلوي ادامه يافت. سياست تقسيم اراضي دهه 1340 ش. اين روند را تقويت نمود زيرا با سلب مالکيت از مالکان مسلمان و ايجاد آشفتگي در ساختار مالكيت و مديريت روستايي راه را براي رشد بزرگ‌مالكان وابسته به دربار پهلوي، به‌ويژه بهائيان، هموار کرد.

سلطه بهائيان بر دو نهاد اصلي متولي اراضي (اصلاحات ارضي و منابع طبيعي) عامل مهمي در تجديد ساختار مالکيت به سود اعضاي متنفذ فرقه بهائي بود. براي مثال، ناصر گلسرخي، وزير منابع طبيعي در دولت هويدا، در زمينه واگذاري و تملک اراضي چنان بي‌پروا بود که کارش به رسوايي کشيد؛ و سپهبد پرويز خسرواني از طريق نهادهاي تحت امر خود، سازمان تربيت بدني و باشگاه تاج، به کمک گلسرخي، اراضي پهناوري را تملک کرد.

محسن پزشكپور، نماينده آخرين دوره مجلس شوراي ملّي، در جلسه طرح و بررسي لايحه بودجه سال 1357 با اشاره به هژبر يزداني، بزرگ مالک بهائي دوران متأخر پهلوي، چنين گفت:

در مسير اصلاحات ارضي يك فئوداليسم جديد به‌وجود آوردند... زمين را به روستاييان صاحب نسق دادند و بعد با برنامه كشت و صنعت از آن‌ها گرفتند و آن وقت آن زمين‌ها را به‌دست عده معدودي دادند... اين زمين‌ها را به‌نام ملّي شدن از هزار نفر گرفتند و به يك نفر دادند... مراد از تقسيمات ارضي اين بود كه قسمت عظيمي از منابع مملكت را در اختيار عده معدودي قرار دهند. اين بود كه وقتي شما از مشهد حركت مي‌كنيد و به سمت مازندران مي‌رويد، دو طرف جاده مدام يك تابلو مي‌بينيد كه نوشته مزارع فلان شخص [هژبر يزداني]... نتيجه‌اش همين است كه در روزنامه‌ها خوانديم كه فلان كس [هژبر يزداني] انگشتري هشتاد ميليوني در دست دارد و بادي گارد دارد و لابد مي‌دانيد كه به‌وسيله بادي‌گاردهايش هم در مواردي اقدام كرده است...

در اين بخش تصويري نمونه‌وار، نه کامل، از برخي مناطق بهائي‌نشين ايران به‌دست مي‌دهم:

فارس

از ديرباز در استان فارس مناطق متراکم بهائي‌نشين وجود داشت. علاوه بر شهر شيراز، مناطق آباده، مروست، ني‌ريز، سروستان، ارسنجان، جهرم، ابرقو، فسا و داراب از مناطق بهائي‌نشين فارس است و خانواده‌هاي بهائي در ساير نقاط فارس نيز کم‌و‌بيش پراکنده اند.

آباده و نواحي مجاور آن مهم‌ترين مرکز بهائيان فارس و يکي از مراکز مهم بهائيان ايران است. در گذشته مردم شهر آباده به دو طايفه اصلي هرندي و کرجه‌اي تقسيم مي‌شدند. هرندي‌ها عموماً بابي و بهائي شدند و کرجه‌اي‌ها عموماً مسلمان ماندند. قهرمان ميرزا عين‌السلطنه، که در زمان مظفرالدين‌شاه مدتي حاکم فارس بود، درباره آباده مي‌نويسد: «در اين شهر بابي زياد است و اغلب محترمين از آن طايفه هستند. چندان هم تقيه نمي‌کنند.» اسدالله فاضل مازندراني، مورخ بهائي، مي‌نويسد:

در آباده... مرکزي قوي از اين فئه انعقاد يافت و عده‌اي کثير ديگر نيز از اولاد متنفذين و از مؤمنين جديد به عرصه ايمان قدم گذاشتند و شهرت در خدمت يافتند.

برخي از مهم‌ترين روستاهاي بهائي‌نشين آباده عبارت بودند از: همت‌آباد، ادريس‌آباد، صغاد، درغوک، عباس‌آباد و وزيرآباد. در برخي از اين روستاها. مانند همت‌آباد، اکثر يا تمامي اهالي بهائي بودند و در برخي، مانند صغاد و ادريس‌آباد، بخشي بهائي و بخشي مسلمان. جمعيت روستاهاي فوق در سال 1329 ش. به‌شرح زير بود: همت‌آباد 950 نفر، ادريس‌آباد 534 نفر، درغوک 580 نفر، وزيرآباد 175 نفر، عباس‌آباد 150 نفر. در سال 1346 ش. جمعيت روستاي مهم صغاد حدود هفت هزار نفر گزارش شده است.

بخش مهمي از روستاهاي آباده املاک خاصه خاندان افنان يا موقوفات مرکز بهائيان بود. خاندان افنان علاوه بر املاک آباده در ساير بخش‌هاي فارس نيز روستاهاي متعدد در تملک داشت. از جمله بايد به روستاي کارزين (در بخش قيروکارزين فيروزآباد) اشاره کرد که نام بهائي آن «بيان» بود. در سال 1329 جمعيت اين روستا 682 نفر گزارش شده که، علي‌القاعده، به دليل سلطه مالکان و مباشران و کدخدايان بهائي، تعدادي از ايشان بهائي بودند. نمونه‌اي از اين مباشران بهائي محمد طاهر مالميري، مبلغ معروف (نياي خاندان طاهرزاده)، است. مالميري خود در روستاي مزوار (يك فرسنگي مهريز) داراي مزرعه‌ و خانه ييلاقي بود. وي به مدت ده سال مباشر روستاي خرمي بود و سپس به‌عنوان مباشر املاك خاندان افنان در منطقه آباده به اين خطه اعزام شد. مدتي بعد، خاندان افنان روستاهاي خرمي و كارزين (در فارس) را به اجاره او دادند. هفت سال مستأجر اين دو روستا بود. در زمان جنگ اوّل جهاني مأمور گردآوري درآمد خاندان افنان از املاك‌ پهناورشان در فارس و يزد شد و مدتي مباشر روستاي طوطك (بوانات فارس) بود.

همين وضع درباره ساير روستاهاي خاندان افنان، از جمله طوطکان و مروست و خرمي، صادق است. روستاي طوطکان (واقع در بلوک بوانات) از املاک خاندان افنان بود و در سال 1329 سکنه آن 125 نفر. مروست بلوک بزرگي بود در استان فارس در مرز کرمان که از غرب به بوانات و از جنوب به ني‌ريز محدود و مرکز آن روستاي مروست است. اين روستاي مهم ملک خاصه ميرزا محمود افنان بود و پناهگاه مبلغين فراري بهائي در زمان بلواهاي ضد بهائي در يزد. در سال 1329 سکنه روستاي مروست 2542 نفر گزارش شده است. روستاي خرمي (بلوک قونقري بخش بوانات) نيز چنين وضعي داشت. اين روستا ملک خانواده افنان بود و سکنه آن عموماً يا همگي بهائي بودند. خرمي در اواخر دوره ناصري 400 خانوار زارع داشت. در سال 1329 ش. سکنه خرمي 1851 نفر ذکر شده است.

در منطقه جهرم فارس نيز برخي نقاط بهائي‌نشين را مي‌توان يافت. در اواخر قاجاريه، در شهر جهرم بهائيان حضور فعال داشتند و فردي به‌نام حاجي حسينعلي رئيس ايشان بود. تعدادي از بهائيان جهرم در جريان شورش‌هاي ضد بهائي به قتل رسيدند مانند سيد حسين روحاني و محمدحسن بن آقا کربلايي علي و استاد محمدحسن و غيره.

در منطقه فلاحي (حاشيه خليج فارس) روستايي به‌نام هنديان (هنديجان) مي‌شناسيم. اين روستاي ساحلي از مناطق بهائي‌نشين بود که در ميان آن‌ها «نفوس شهير برخاستند و آثار بسيار از حضرت عبدالبهاء در حق‌شان صادر گرديد.»

در زرقان فارس نيز تعدادي بهائي وجود داشت و برخي بهائيان سرشناس به اين محل تعلق دارند مانند ملا عبدالله فاضل زرقاني، ميرزا عبدالاحد بن ميرزا جلال زرقاني، ميرزا محمود زرقاني و برادرش ميرزا احمد، ملا جلال بن ملا عبدالله (نياي خاندان بکايي) و غيره.

دو منطقه مهم ني‌ريز و سروستان فارس نيز به‌عنوان محل سکونت گروه قابل توجهي از بهائيان شهرت داشت. ني‌ريز در تاريخ بابي‌گري و بهائي‌گري داراي جايگاه برجسته‌اي است و هماره به‌عنوان يکي از مراکز مهم بهائيان شناخته مي‌شده. سروستان (و منطقه مجاور آن يعني ارسنجان) وضع مشابهي داشته است.

اصفهان

در استان اصفهان، نجف‌آباد از مراکز مهم بهائي‌نشين بود. اين شهر و برخي روستاهاي اطراف آن از نظر کثرت و تراکم جمعيت بهائيان در اوايل دوره رضاشاه ششمين منطقه بهائي‌نشين کشور به‌شمار مي‌رفت. اهميت بهائيان نجف‌آباد تا بدانجا بود که در سال 1308 ش. خانم مارتا روت (بهائي آمريکايي) را به اين شهر دعوت کردند و براي او مجالس تبليغ گذاشتند.

بابي‌گري را مبلغي به‌نام سليمان به نجف‌آباد وارد کرد و جمع قابل توجهي از مردم اين منطقه را بابي نمود. يکي از بابي‌هاي اوليه نجف‌آباد فردي به‌نام ملا قاسم است که در خانه ملا احمد مجتهد پس از استماع سخنان سليمان  بابي شد. فاضل مازندراني مي‌نويسد از نسل ملا قاسم «خاندان وسيعي برقرار گرديد و... خاندان مذکور در اين دوره [در حوالي سال 1328 ق.] به کثرت عدد رسيدند.» خاندان ديگر بهائي نجف‌آباد از نسل فردي به‌نام ميرزا باقر وهايي است که در سال 1316 ق. مدتي در تهران زنداني شد.

تعدادي از بابي‌ها و بهائي‌هاي نجف‌آباد در ماجراهاي مختلف کشته شدند که اسامي برخي به‌شرح زير است: غلامرضا و حسن زين‌العابدين و رجبعلي بن ملا محمد و حاجي کلبعلي (مقتول در سال 1287 ش.) و حاجي حيدر  (مقتول در 24 شوال 1327 ق.) و محمد جعفر صباغ (مقتول در رمضان 1328 ق.).

زندگينامه حاجي حيدر نجف‌آبادي گوياي وزن و اهميت بهائيان نجف‌آباد است. او از اعيان متنفذ و ثروتمند نجف‌آباد بود که در سي سالگي بابي شد. آقا نجفي اصفهاني از بابي شدن وي مطلع شد و از ظل‌السلطان تنبيه او را خواست ولي ظل‌السلطان پاسخ داد «چون حاجي حيدر متنفذ و از اعيان و ملاکين نجف‌آباد است اگر في‌الفور کشته شود اغتشاش عظيمي بر پا خواهد شد، بهتر است چندي حبس شود.» لذا، حاجي حيدر مدت کوتاهي حبس شد. منابع بهائي عامل اصلي تحريکات ضد بهائي در نجف‌آباد را فردي به‌نام فتحعلي خان معروف به حاجي ياور نجف‌آبادي و پسرانش، به‌ويژه غلامحسين خان، ذکر مي‌کنند که از متنفذين منطقه و از وابستگان آقا نجفي، مجتهد نامدار اصفهان، بود. وي با حاجي حيدر خويشاوندي داشت. حاجي حيدر بار ديگر به‌علت فشار آقا نجفي اصفهاني و حاجي ياور نجف‌آبادي به‌دستور ظل‌السلطان دستگير و در اصفهان به مدت نه ماه زنداني شد. وي پس از آزادي به‌همراه يکصد نفر از بهائيان نجف‌آباد براي تظلم و دادخواهي به تهران رفت و به مظفرالدين‌شاه عرضحال داد. حاجي حيدر با صمصام‌السلطنه بختياري، حاکم اصفهان در زمان مشروطه، رابطه داشت و زماني‌که سوار بر اسب از نزد صمصام به خانه خود باز مي‌گشت، در بازارچه قصر شمس‌آباد با شليک گلوله فردي ناشناس به قتل رسيد.

نامدارترين شخصيت بهائيان نجف‌آباد ملا زين‌العابدين نجف‌آبادي (متوفي 1321 ق.) است که منابع بهائي از او به‌عنوان يکي از «اجله اصحاب و اعاظم احباب و از اکابر رجال تاريخي اين امر اعظم» ياد مي‌کنند. او در ميان بهائيان به «زين‌المقربين» و «حضرت زين» معروف است. پسرش به‌نام نورالدين زين منشي مخصوص شوقي افندي بود و بسياري از نامه‌هاي فارسي شوقي به خط و امضاي اوست. ملا زين‌العابدين دو خواهر و دو پسر ساکن در نجف‌آباد داشت که از ايشان «اولاد و احفاد بسياري به‌وجود آمده‌اند.»

از ديگر بهائيان سرشناس نجف‌آباد بايد به حاجي کلبعلي کفاش و تراب خان اشاره کرد که مراسم دفن ايشان در ربيع‌الثاني (زمستان) 1335 ق. منجر به آشوبي بزرگ در شهر و دستگيري 32 نفر از بهائيان نجف‌آباد شد که سرانجام با حمايت حکومت اصفهان آزاد شدند. و نيز بايد به زني به‌نام مخموره نجف‌آبادي (نياي خاندان مخمور) اشاره کرد که در 1310 ش. در يکصد سالگي در نجف‌آباد درگذشت.

روستاهاي ملک‌آباد و علي‌آباد واقع در يک فرسنگي حومه شهر نجف‌آباد، که امروزه جذب شهر شده‌اند، از مناطق محل تراکم جمعيت بهائي به‌شمار مي‌رفتند و بخش قابل توجهي از سکنه و خرده‌مالکين اين دو روستا بهائي بودند. در ملک‌آباد رؤساي بهائيان نورالله و اسدالله و در علي‌آباد کريم و رضا بيگ نام داشتند. مالکيت اصلي اين دو روستا با ظل‌السلطان بود. در يک مورد، ظاهراً به تحريک حاجي ياور و به‌دستور آقا نجفي اصفهاني، مسلمانان شهر نجف‌آباد به اين دو روستا ريختند و، به ادعاي تاريخ ظهورالحق، منازل بهائيان را غارت کردند و در يک روز حدود 50 هزار تومان اموال ايشان را بردند. در سال 1329 جمعيت ملک‌آباد 573 نفر گزارش شده است.

آذربايجان

مهم‌ترين روستاي بهائي‌نشين آذربايجان سيسان، واقع در دهستان مهران رود بخش بستان‌آباد تبريز، بود. به‌نوشته اخبار امري، «اکثر قريب به اتفاق» اهالي سيسان بهائي هستند. و سيسان «پرجمعيت‌ترين قصبه آن سامان [آذربايجان] از لحاظ تعداد احباي الهي است.» جمعيت اين روستا در سال 1329 ش. حدود 1660 نفر گزارش شده است.

علاوه بر سيسان، در منطقه آذربايجان برخي روستاهاي ديگر نيز وجود داشت که بخشي از سکنه آن، کم و بيش، بهائي بودند. از جمله بايد به روستاي مطنق (متنق) اشاره کرد که در اوايل دوره مظفرالدين‌شاه تعداد قابل توجهي بهائي داشت. اين روستا نيز، چون سيسان، در بخش بستان‌آباد تبريز واقع و در سال 1329 سکنه آن 1057 نفر بود.

اسکو و ميلان نيز از مناطقي بود که در اواخر دوره قاجاريه تعداد قابل توجهي بهائي از ميان سکنه آن برخاستند. بخشي از ايشان به عشق‌آباد مهاجرت کردند و در زمان رضاشاه به ايران بازگشتند.

بخش اعظم سکنه شهر اسکو در دوران ناصري شيخي بودند و در دهه پاياني سلطنت ناصرالدين‌شاه تعداد بهائيان شهر به 50 نفر رسيد. در سال‌هاي پاياني سلطنت ناصرالدين‌شاه (حوالي 1312 ق.) حاکم اسکو بهائي بود و کسي جرئت نداشت عليه اين فرقه حرف بزند. در سال 1303 ق. به دليل کثرت تبليغات بهائيان در شهرهاي اسکو و ميلان آشوبي عليه ايشان پديد آمد و در نتيجه برخي مبلغين سرشناس بهائي، مانند مشهدي اصغر ميلاني و محمد جعفر اسکويي، به عشق‌آباد رفتند. ميرزا حيدرعلي اسکويي (نياي خاندان صميمي تبريز) نيز به‌ صلاحديد پدرش و حاجي احمد ميلاني به‌همراه اين دو نفر و عائله مشهدي يوسف ميلاني به عشق‌آباد رفت. او در عشق‌آباد با مشهدي اصغر ميلاني شريک شده و در کاروانسراي مخدومقلي خان ترکمن حجره‌اي گرفتند و با ضمانت مشهدي ابراهيم ميلاني به تجارت پرداخت. طرف عمده تجارت ايشان ترکمن‌ها بودند.

قزوين

شهر قزوين و روستاهاي پيرامون آن، به‌ويژه قديم‌آباد و ککين و محمدآباد و کله‌دره و اشتهارد و امين‌آباد و بايه، به‌عنوان يکي از مراکز بهائيان شناخته مي‌شد. در تمامي روستاهاي فوق‌الذکر محافل محلي بهائي وجود داشت که هدايت‌شان با محفل امري شهر قزوين بود. علت رشد بهائي‌گري در روستاهاي فوق گروش يکي از علماي قريه قديم‌آباد، به‌نام ملا حيدرقلي قديم‌آبادي، به اين فرقه در اواسط دوران مظفرالدين‌شاه و تبليغات اوست. در سال 1329 جمعيت روستاي قديم‌آباد 629 نفر بود.

از شهر قزوين تعداد قابل توجهي شخصيت‌هاي متنفذ و فعال بهائي برخاستند مانند آقا محمد جواد قزويني و برادرش ميرزا عبدالله از طايفه زرگر. محمد جواد از ايام اقامت ميرزا حسينعلي نوري در ادرنه به تحرير و استنساخ الواح او مشغول بود ولي «جميع اعضاي خاندانش در حلقه ناقضين ميثاق درآمدند» يعني يا به فرقه ازلي پيوستند و يا با بابي‌گري قطع رابطه کردند.   بخش قابل توجهي از اعضاي طايفه زرگر قزوين بهائي بودند. فتنه قاجار، شاعره بهائي، در مثنوي خود مي‌نويسد:

زرگران ديدم در آن شهر و ديار
همچو من ديوانگان روي يار

ميرزا موسي خان حکيم الهي (پسر ميرزا محمدجعفرخان مافي و نياي خاندان حکيم الهي)، شيخ کاظم سمندر (نياي خاندان سمندر)، آقا محمدمهدي و آقا محمد جواد عموجان (نياکان خاندان فرهادي)، حاج شيخ محمدعلي نبيل (نياي خاندان نبيلي)، ميرزا باقر اسعدالحکما (نياي خاندان اسعدي)، حاجي عبدالکريم قزويني و برادرانش که خاندان بزرگي در تهران و قزوين بر جاي نهادند، ابراهيم خان احياءالسلطنه طبيب (نياي خاندان رستمي)، ميرزا يوسف خان ثابت وجداني (مبلغ سرشناس و نياي خاندان ثابت وجداني)، ميرزا رضاخان (نياي خاندان تسليمي)، حاج ميرزا غلامحسين راسخ و برادرش ميرزا احمد (نياکان خاندان راسخ) از بهائيان سرشناس قزوين بودند.

همدان

همدان يکي از کانون‌هاي اصلي گسترش بابي‌گري و بهائي‌گري در سراسر ايران است. بابي‌گري و بهائي‌گري در همدان به‌وسيله جامعه متنفذ و منسجم يهودي اين شهر اشاعه داده شد. فضل‌الله مهتدي، معروف به صبحي، مبلغ پيشين بهائي، مي‌نويسد: «همدان اکثر بهائيانش يهودي‌اند.» به‌نوشته حسن نيکو، در همدان که مرکز مهم بهائيان است، به استثناي سه چهار نفر همگي يهودي بهائي هستند.

در سال 1316 ق. سرشناس‌ترين بهائيان همدان، که به‌وسيله مظفرالملک حاکم وقت، بازداشت شدند عبارت بودند از: دايي روبين، حاجي ياري، حاجي موسي مبين، حاجي سليمان طبيب، آقا سليمان بن آقا موسي، حاجي مهدي بن آقا رفائيل، حاجي مهدي بن آقا ياري، آقا سليمان زرگر که «کلاً از احباي اسرائيل بودند.» از ديگر بهائيان سرشناس همدان، که همگي يهودي‌الاصل بودند، بايد به افراد زير اشاره کرد: ميرزا ابراهيم و برادرش حافظ‌الصحه، حاج يوحناي حافظي، حکيم عزيز، حاجي حکيم هارون، حاجي حکيم موسي، حکيم يوسف، حاجي قلندر، حکيم الي و حکيم هارون، آقا علي کليمي، آقا روبين و پسرش ميرزا حبيب‌الله، شمس‌الاطباء اسرائيلي همداني، آقا يهودا، ميرزا يوسف بن آقا ابراهيم. بر بنياد همين جامعه يهودي- بهائي بود که مدرسه آمريکائي همدان تأسيس شد.

برخي از خاندان‌هاي يهودي بهائي‌شده همدان عبارتند از: آزاده، اتحاديه (از نسل حکيم دانيال)، اخوان صفا (از نسل ميرزا مهدي اخوان الصفا)، ارجمند (از نسل حاجي مهدي ارجمند بن آقا رفائيل، مؤلف کتاب گلشن حقايقباهر (از نسل حاجي ميرزا طاهر)، برجيس (از نسل حکيم يعقوب)، جاويد (از نسل حاجي يهودا معروف به حاجي شکرالله جاويد)، حافظي (از نسل حاجي يوحنا خان)، رفعت (از نسل ميرزا آقا جان طبيب)، ساجد (از نسل ميرزا آشور يا آشر)، سراج (از نسل دکتر يوسف سراج)، شايان (از نسل ميرزا يحيي شايان برادر کوچک ميرزا سليمان جاويد)، صميمي (از نسل ميرزا حبيب‌الله صميمي)، صنيعي (از نسل ميرزا آقا جان. اسدالله صنيعي آجودان مخصوص محمدرضا پهلوي در دوره وليعهدي که بعداً به درجه سپهبدي رسيد از اين خانواده است)، عبدي (از نسل ميرزا فرج‌الله عبدي)،‌ عطار (از نسل حاجي حبيب‌الله عطار همداني)، علاقه‌بند (از نسل آقا يهودا علاقه‌بند)، عهديه (يکي از اعضاي اين خاندان زن حسينقلي خان نظام‌السلطنه مافي شد)، فيروز، گرانفر (از نسل موشه پسر حاجي لاله‌زار)، لاله‌زار و لاله‌زاري (از نسل حاجي لاله‌زار)، مؤيد (از نسل حبيب مؤيد)، متحده (از نسل ميرزا يعقوب متحده)، متحدين (از نسل ميرزا محمدرضا جديدالاسلام)، مشهود (از نسل ميرزا يوسف مشهود)، ممتازي (از نسل نورالدين ممتازي برادر ميرزا يعقوب متحده)، ميثاقيه (از نسل آقا يهودا ميثاقيه)، يوسفيان (از نسل ميرزا يوسف بن آقا ابراهيم).

خانواده کحال‌زاده نيز احتمالاً از يهوديان همدان است زيرا همسر دکتر حسين خان کحال، که اوّلين نشريه اختصاصي زنان ايران را به‌نام دانش در 1328 ق. منتشر کرد، دختر ميرزا يعقوب همداني (ميرزا محمد حکيم‌باشي) بود.

يهوديان بهائي همدان نقش مهمي در اشاعه بهائي‌گري در ساير مناطق داشتند. براي مثال، بايد به ميرزا ابراهيم اسرائيلي همداني (اتحاديه)، صاحب داروخانه اتحاديه رشت و عضو محفل روحاني رشت، در گيلان و نقش حاجي موسي همداني در اراک اشاره کرد. حتي در ارمنستان (ايروان) نيز بهائي‌گري به‌وسيله يک يهودي همداني (ميرزا آقا جان طبيب اسرائيلي) اشاعه يافت.

از ساير بهائيان همدان، که يا مسلمان‌تبارند و يا تبار ايشان براي نگارنده روشن نشد، مي‌توان به خانواده‌هاي زير اشاره کرد: پروين (از نسل حاج ابراهيم پروين دندانساز)، درويش (از نسل ميرزا حسين خان درويش از بابيان اوّليه)، توکل (از نسل حاجي محمدعلي تويسرکاني)، حصاري (از نسل محمدعلي حصاري)، دانش (از نسل عبدالحسين خان دينارآبادي)، درخشاني (از نسل حبيب‌الله درخشاني)، فاني (از نسل عزت‌الله فاني از بهائيان بهار همدان)، قوام (از نسل سيد مهدي قوام).

در روستاهاي همدان نيز تعدادي بهائي سکونت داشتند. در اين ميان به‌ويژه بايد به روستاي امزاجرد اشاره کرد که تعداد کثيري بهائي داشت در حدي که به احداث حظيرةالقدس دست زدند. در دوران ناصري بهائي مقتدر اين روستا داوود قلي بيگ، از سران فرقه نصيريان (علي‌اللهي)، بود؛ و در دوران احمدشاه کدخداي قريه بهائي بود. در سال 1329 امزاجرد 435 نفر سکنه داشت. عبدالحسين خان دينارآبادي (نياي خاندان دانش)، مالک روستاي دينارآباد، نيز بهائي بود. در سال 1329 اين روستا 560 نفر سکنه داشت. در روستاهاي احمدآباد و صحنه نيز از زمان ناصري تعداد قابل توجهي از بابيان و بهائيان بودند. صحنه همان روستايي است که قرةالعين دو روز در آن توقف کرد و اهالي را تبليغ نمود.

از  شخصيت‌هاي مهم بهائي همدان بايد به صدرالصدور و سيد مهدي قوام همداني اشاره کرد:

حاجي سيد احمد صدرالعلما پسر حاجي سيد ابوالقاسم صدرالعلماي همداني، مباشر امور کتابت شرعيه حاجي ميرزا هادي مجتهد همداني، بود. سيد احمد براي تحصيل به نجف رفت و سپس در مدرسه خان مروي تهران مستقر شد. در سال 1316 ق. در همدان به‌وسيله حکيم موسي، طبيب يهودي، به بهائيت گرويد. به تهران بازگشت و در مدرسه مروي به تدريس و تحصيل پرداخت و لقب صدرالعلماي پدرش به او رسيد. او سپس به طريقت شاه‌نعمت‌اللهي وارد شد و در اين فرقه به مقام پير دليل، که نايب و قائم‌مقام پير طريقت است، دست يافت. حاجي صدر در سال 1325 ق. در تهران درگذشت. او از سوي عباس افندي به «صدرالصدور» ملقب بود.

سيد مهدي قوام همداني به يک خانواده روحاني مقيم کردستان تعلق داشت. در سال 1318 ق. به‌وسيله دايي‌اش، آقا صادق، بهائي شد. قوام از مبلغين فعال بهائي بود و گروهي را بهائي کرد. مدتي در سلک علماي ديني سنندج بود.

کاشان

کاشان نيز، مانند همدان، از کانون‌هاي اصلي رشد بابي‌گري و بهائي‌گري در سراسر ايران است و اين امر به‌دليل وجود جمع کثيري از يهوديان آشکار و مخفي در اين منطقه بود. به‌نوشته فاضل مازندراني، شهر کاشان و توابعش در زمان آغاز دعوي ميرزا حسينعلي نوري (بهاء) «مرکز پرجمعيتي از بهائيان بود.» علاوه بر بابي‌هاي پيشين، گروهي از يهوديان کاشان نيز بهائي شدند و اين فرقه را در منطقه کاشان و توابع قدرت بخشيدند. در بخش‌هاي بعد، با برخي از خاندان‌هاي يهودي بهائي‌شده کاشان آشنا خواهيم شد.

به‌علاوه، بايد به حضور جمعي از بابي‌ها و بهائي‌ها در مناطق روستايي کاشان اشاره کرد. مهم‌ترين اين مناطق نراق و آران و جوشقان و قمصر است. به‌نظر مي‌رسد که در نراق غلبه با بابي‌هاي ازلي بود و در آران و جوشقان و قمصر با بهائيان.

در دوران احمد شاه، در روستاي آران (مرکز بلوک آران) محفل بهائي تأسيس شد که بهائيان مقتدري چون ارباب ميرزا محمدرضا آراني (نياي خاندان فلاح) گردانندگان اصلي آن بودند. ارباب ميرزا محمدرضا آراني در سال 1332 ق./ 1292ش. در اين روستا به تأسيس مدرسه ويژه بهائيان دست زد که بعدها (1300ش.) به مدرسه معرفت تبديل شد. از خاندان‌هاي سرشناس بهائي آران، علاوه بر فلاح، بايد به ضيايي و فروغي اشاره کرد. سکنه روستاي آران کاشان در سال 1329 ش. حدود ده هزار نفر گزارش شده است. در روستاهاي بيدگل و نوش‌آباد (از توابع آران) نيز تعدادي بهائي ساکن بودند.

در روستاي جوشقان و توابع آن، به‌ويژه فتح‌آباد و ضياءآباد، نيز تعدادي بهائي وجود داشت. جمعيت روستاي جوشقان در سال 1329 ش. 2766 نفر ذکر شده است.

مازندران

ساري و توابع آن از مراکز متراکم جمعيتي بهائيان بود. در دوران احمد شاه قاجار، سران ثروتمند دو طايفه مقتدر اين منطقه (عبدالملکي و کلبادي) بهائي بودند و  طبعاً در ميان اتباع ايشان بهائيان حضور داشتند.

علاوه بر شهرهاي ساري و بارفروش (بابل)، که در اواخر سده نوزدهم و اوايل سده بيستم ميلادي مأواي گروهي از متنفذان و ثروتمندان بهائي بود (مانند اعضاي خاندان‌هاي کلبادي و درخشان و مقدس در ساري و خاندان شريعتمدار در بابل)، از مراکز بهائي‌نشين منطقه فوق بايد به شهرها و روستاهاي زير اشاره کرد: آمل، ارطي، ايول، بابلسر، بهنمير، چال زمين، درزيکلا، روشندان، ضياء گلده، عرب خيل، علي‌آباد (شاهي)، فريدون کنار، کفشگرکلا و ماه فروزک. در تمامي اين روستاها محفل روحاني داير بود.

در اين ميان روستاهاي درزيکلا و کفشگرکلا (از توابع علي‌آباد) چنان انباشته از جمعيت بهائي بودند که به «قراء بابي» شهرت داشتند. در سال 1329 جمعيت کفشگرکلا 1600 نفر گزارش شده است. روستاي ماهفروزک (ماهفروجک) در تاريخ بهائيت از اهميت فراوان برخوردار بود و از آن با ‌عنوان «روستاي مبارکه» ياد مي‌شد. مقبره برخي بهائيان نامدار در اين روستا واقع است. از مشاهير بهائيان اين روستا بايد به ملاعليجان ماهفروزکي ملقب به «علي اعلي» اشاره کرد. در سال 1329 سکنه اين روستا 560 نفر ذکر شده است.

محل تراکم بهائيان در مازندران از ساري به سمت گرگان امتداد مي‌يافت. از سرشناس‌ترين خانواده‌هاي بهائي گرگان بايد به خانواده‌هاي ابتهاج (از نسل ابراهيم خان ابتهاج‌الملک گرگاني) و سرخوش (از نسل ميرزا يحيي خان سرخوش) اشاره کرد. در بسياري از شهرها و روستاهاي گرگان، از جمله گرگان، گنبد کاووس، بندر گز، مينودشت، کورون کفتر، کلاله، کاليکش، قونيلي، قريه بديع، قره قاج، قره شو، قرق، فاضل آباد، شيرآباد، راميان، خوشه، خان ببين، جلاليه، پيچک محله، پهلوي دژ، بشمک شاه پسند، باجگير، رحمت آباد و غيره بهائيان حضور داشتند.

رشد بهائي گري در دوران هويدا

در سال 1345، در اوايل صدارت اميرعباس هويدا- که به يک خاندان سرشناس بهايي تعلق داشت، ايران به 24 «قسمت امري» تقسيم مي‌شد. هر قسمت امري داراي مرکزي بود که محفل آن به «محفل روحاني مرکز قسمت امري» موسوم بود.

قسمت‌هاي امري و مراکز بيست و چهارگانه آن به شرح زير بود: 1- آباده (آباده)، 2- آذربايجان شرقي (تبريز)، 3- آذربايجان غربي (رضاييه)، 4- اصفهان (اصفهان)، 5- بابل (بابل)، 6- گرگان (گرگان)، 7- بنادر و جزاير خليج فارس (بندرعباس)، 8- خراسان (مشهد)، 9- خوزستان (اهواز)، 10- زاهدان (زاهدان)، 11- ساري (ساري)، 12- سنگسر (سنگسر)، 13- تهران (تهران)، 14- عراق (اراک)، 15- فارس (شيراز)، 16- قائنات (بيرجند)، 17- قزوين (قزوين)، 18- کاشان (کاشان)، 19- کرمان (کرمان)، 20- کرمانشاه (کرمانشاه)، 21- گيلان (رشت)، 22- ني‌ريز (ني‌ريز)، 23- همدان (همدان)، 24- يزد (يزد).

آنچه در اين فهرست حايز اهميت است تراکم جمعيت بهائيان در برخي مناطق است که تأسيس يک مرکز امري مستقل را ضرور ساخته بود. مهم‌ترين اين مناطق فارس و مازندران است. در فارس سه مرکز امري دائر بود (شيراز، آباده، ني‌ريز) و در مازندران سه مرکز امري (ساري، بابل و گرگان).

در سال 1349 تعداد مراکز قسمت امري ايران به 67 مرکز رسيد و در «نقشه پنج ساله»، که به اواخر دوران سلطنت پهلوي تعلق دارد، بايد تعداد محافل محلي ايران به 1100 محفل مي‌رسيد.
 
منبع : موعود
+ نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |

در بهاییت سال به 19 ماه و هر ماه به 19 روز تقسیم شده است و روزهای اضافی آنها در نزدیکی 21 مارس (همان نوروز ایرانیان) زمان آغاز سال جدید به هدیه دادن می‌گذرد. بهاییان دارای 9 روز مقدس و یک ماه روزه‌داری هستند.

عقاید و رسوم فرقه خرافی بهاییت در کنار خرج پول‌های گزاف توسط اعضای این فرقه، آن را به یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های قرن تبدیل کرده است، به گونه‌ای که آنان قبر «سیدعلی محمد باب» در حیفای اسرائیل را یکی از عجایب هشتگانه جهان می‌دانند.

به گزارش تابناک، خبرنگار خبرگزاری فرانسه در حیفای اسرائیل در گزارشی رپرتاژگونه از بهاییت، مدعی شده این فرقه که در کل جهان به ادعای او، پنج میلیون پیرو دارد، پس از زرتشتی، بیشترین رشد گروندگان را دارد! و نوشته: یک تپه مقدس در اسرائیل، قلب رو به رشدترین مذهب جهان است که مروج اتحاد جهانی و صلح در جهان از یکی از جنجالی‌ترین کشورهای جهان است!

بهاییت حدود 170 سال پیش در ایران با ادعای به پیامبری شخصی به نام «بهاءالله»، ‌زاده شد. این فرد همانند برخی افراد شهرت‌طلب ایران امروز، پس از ادعای ارتباط با امام زمان(عج)، نخست مدعی شد که خودش امام زمان است و اندکی بعد ادعای پیغمبری کرد، اما به دلیل اراده سیاسی انگلیسی‌های بانفوذ در ایران، مورد حمایت سیاسی حاکمیت قرار گرفت و پیروانی یافت. این حمایت سیاسی، اکنون نیز از سوی برخی قدرت‌های سیاسی جهانی انجام می‌شود و مثلا باعث شده است متون این فرقه به هشتصد زبان دنیا منتشر شود.

در ادامه گزارش خبرگزاری فرانسه آمده است: مقبره باب در حیفای اسرائیل به عنوان کسی که مأموریتش آماده کردن انسان برای آمدن بهاء الله بود، با طراحی های زیبا توسط شمار زیادی به عنوان هشتمین مکان در میان عجایب دنیا شناخته می‌شود.

«بهوجراج پارمار» هندی، متخصص IT در مرکز بهاییان می‌گوید: «والدین من نگران اخبار تلویزیون درباره بمب بودند، اما به باور خودم، به مقدس‌ترین نقطه دنیا می‌رفتم‌». 2.5 ساعت بازجویی نیروهای امنیتی اسرائیل هم پس از ورود وی او را پشیمان نکرد.

پارمار حتی اسرائیل را یک الگو برای میراث مشترک بهاییت می‌داند و می‌گوید: «من اسرائیل را دوست دارم، به این دلیل که بسیار متحد هستند. اگر یهودیان متحد نبودند، اسرائیلی هم نبود. ما از اسرائیلی‌ها متشکریم. اگر آنها نبودند، ما هم نبودیم».

بهاییان معتقدند که مذهب آنان بهترین مذهب برای دنیای مدرن کنونی است. آنان معتقد به برابری جنسیتی آموزش جهانی، آزادی مذهبی و حذف پیش‌داوری‌ها، ثروت بیش از حد و فقر هستند.

ارتش هشتاد نفره‌ای از باغبانان، کارهای ساختمان 21 طبقه «مونت کارمل» در کنار دریای مدیترانه را به عهده دارند. ساخت این باغ ده سال طول کشیده است. این افراد کار خود را مأموریتی برای تغییر دنیا می‌دانند و می‌گویند: خواهان یک نظام جهانی با نهادهایی جهانی هستند تا بر آزادی نهضت‌ها، خلع سلاح و یک ارتش جهانی برای تضمین صلح نظارت کند.

«کنت چادویک» 24 ساله از میشیگان، یک هفته پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه به عنوان یک داوطلب به حیفا می‌رود. وی می‌گوید: «برای نخستین بار در زندگی خود، مفهوم اعتقاد و عشق را درک کردم. من احساس کردم که با خدا رابطه پیدا کرده‌ام. این یک تجربه مذهبی بود که به طور کامل زندگی من را متحول کرد. من احساس تولد دوباره داشتم».

وی عضو سازمان عدالت جهانی به عنوان یک سازمان جهانی که همه اعضای آن مرد هستند، بوده و هنگام سخن گفتن، دستانش می‌لرزد.

اما اسرائیل که به عنوان یک رژیم یهودی حدود شصت سال پیش تشکیل شد، با هرگونه مأموریت تبلیغاتی و مذهبی مخالف است و مقرر داشته افرادی که دینشان را تغییر بدهند، باید از این کشور خارج شوند. سخنگویان بهاییان در اسرائیل می‌گوید: من کسی را به عنوان اسرائیلی بهایی نمی شناسم.

«یونا یاهاف»، شهردار حیفا، می‌گوید: روابط بهاییان و اسرائیل برای هر دو طرف خوب است. بهاییان متعهد شده‌اند که برای گرویدن به دینشان به اسرائیلی‌ها کاری نداشته باشند، اما با پررونق کردن اقتصاد منطقه‌ای، یک جاذبه توریستی ایجاد کنند.

بهاییان بر خلاف مسیحیان و مسلمانان و یهودیان به شدت از سیاست فاصله می‌گیرند و هیچ کدام از مؤسسات آنها، کمکی نه به اسرائیل و نه به فلسطینی‌ها نمی‌کند.

سال 2007، سال 167 در بهاییت است. به مانند دیگر عقاید عجیب بهاییان، در بهاییت سال به 19 ماه و هر ماه به 19 روز تقسیم شده است و روزهای اضافی آنها در نزدیکی 21 مارس (همان نوروز ایرانیان) زمان آغاز سال جدید به هدیه دادن می‌گذرد. بهاییان دارای 9 روز مقدس و یک ماه روزه‌داری هستند.

+ نوشته شده در سه شنبه 29 آبان1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س);

اخیرا کتابی توسط طرفداران بهائیت در تیراژ بالا چاپ شده و به عناوین مختلف توسط افراد گوناگون پخش می‌شود.

طرفداران و مبلغان فرقه ضاله بهائیت در ایران اخیرا فعالیت‌های تبلیغی خود را شدت بخشیده و با اقدامات مختلف از جمله مراجعه حضوری و ارسال کتاب، به تبلیغ این فرقه بیگانه ساخته اقدام می‌کنند.

به گزارش عصر ایران، ‬اخیرا کتابی توسط طرفداران بهائیت در تیراژ بالا چاپ شده و به عناوین مختلف توسط افراد گوناگون پخش می‌شود.

این کتاب که توسط دو نویسنده خارجی به نام‌های ویلیام هاچر و دوگلاس مارتین نوشته شده و به فارسی برگردان شده، تعالیم فرقه صهیونیستی بهائیت را شامل می‌شود.

فرقه ضاله بهائیت که بازمانده دوره مذهب‌سازی استعمارگران است مورد حمایت همه جانبه مالی آمریکا و اسرائیل می‌باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 آبان1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س);

آیین بهایی از ابتدای پیدایش در میان مسلمانان به عنوان یک انحراف اعتقادی (فرقه ضاله) شناخته شد. ادعای بابیت و سپس قائمیت و مهدویت توسط سید علی محمد باب با توجه به احادیث قطعی پذیزفته نبود.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در شنبه 12 آبان1386;ساعت ; توسط سائل الزهرا(س); |