آيا حضرت صاحب ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ كه از دست دشمن ها در پشت پرده ى غيبت است، از دوستانش هم غافل است كه هر چه بر سرشان آمد، آمد؟ اين خيال ها از ضعف ايمان است. آيا مى شود كه حضرت جهت حقّانيّت مذهب را تقويت و تأييد نكند؟! خدا مى داند آن حضرت تا به حال چه كرده و چه مى كند!
چه قدر فرق است بين كسى كه او را «عَيْنُ اللّه النّاظِرَة» ( 1 )؛ (چشم بيناى خدا)، و اين مجلس ما را در محضر او مى داند، و يقين دارد كه حدود و اندازه ى همه ى كلمات و... نزد آن حضرت از واضحات است، و كسى كه چنين فكر نمى كند!
1.بحارالانوار، ج 26، ص 95، 240؛ ج 41، ص 357؛ توحيد صدوق، ص 167؛ معانى الاخبار، ص 16.
امام صادق(ع) در سفارشهاى خود به عبدالله بن جندب پس از هشدارشيعيان به دامهاى شيطان، ويژگىهاى برجسته دوستان حقيقى خود رابر مىشمرد و سپس خصلتهاى ديگر شيعيان را بيان مىكند. دو ويژگىممتاز شيعيان از نگاه امام صادق(ع) عبارت است از:
1- آخرت
«لقد جلت الاخره فى اعينهم حتى ما يريدون بها بدلا... و انماكانت الدنيا عندهم بمنزله الشجاع الارقم و العدو الاعجم»; آخرتدر نگاه آن ها بسيار بزرگ است، به اندازهاى كه چيزى را با آنعوض نمىكنند... و دنيا نزد آنها همانند مارگزنده و دشمن بىزباناست.
پيروان حقيقى و دوستان واقعى خاندان نبوت عليهم السلام به چيزىجز آخرت نمىانديشند و تمام كردارها و رفتارهاى خود را با نگاهبه آخرت مىسنجند. دنيا در نظر مؤمن وسيلهاى استبراى رسيدن بههدفى بزرگ كه همان زندگى جاودان آخرت است. دوستان حقيقى اهلبيتعليهم السلام از مواهب دنيوى بهره مىبرند، اما هرگز زندگىجاودان را با زندگى گذراى دنيا عوض نمىكنند.
ادامه مطلب...

از هر كس درباره ى وقت ظهور سؤال شده، پاسخ داده كه ظهور آن حضرت نزديك است.
البته نزديكى وسعت دارد، لذا قيامت و ساعت هم قريب( 1). شمرده شده و نيز فرموده شده است:
«كُلُّ آتٍ قَريبٌ.»(2) هر آينده اى، نزديك است. لذا اگر بزرگان فرموده اند: «فلان سال» محمول بر مجاز يا توريه مى شود «لِمَصْلَحَةٍ.»؛ (براى مصلحتى)، زيرا شيعه طاقت طول مدّت غيبت را ندارند.
يكى از آقايان معتقد بود كه فرج نزديك است، ولى نقل مى كرد كه كسى از طريق جفر اطّلاعاتى دارد كه مى گويد: فلان قدر است، اگر بگويد شايد طاقت شنيدنش را نداشته باشيد. در واقع مى توان گفت: فرج به زمانيّات موقّت است، نه به نفس زمان.
1.شاره به آيه ى اوّل سوره ى قمر كه مى فرمايد: «اقْتَرَبَتِ السَّـاعَةُ وَ انشَقَّ الْقَمَرُ »؛ قيامت نزديك شد و ماه از هم شكافت .
2. نهج البلاغه، ص 148؛ غررالحكم، ص 165؛ بحارالانوار، ج 8، ص 101؛ ج 100، ص 27؛ ارشاد القلوب، ج 1، ص 34 و 191.
متن زیر برگرفته از گفتار آیتالله جوادی آملی است که شب 21 ماه مبارک رمضان سال 1385 در حرم حضرت معصومه(س) ایراد کردهاند.
شب قدر قلب ماه مبارك رمضان است. ماه مبارك رمضان براي امت اسلامي معجزه اي قوي تر از معجزه سليمان پيامبر است. زيرا اعجاز آن حضرت در مسلط بودن بر باد بود كه غدوها شهر و رواحها شهر(1). راه يك ماهه را در بامداد يا در شامگاه طي مي كرد.
سليمان پيامبر(ع) اين توان را داشت كه در يك بامداد راه يك ماهه را طي كند ولي اعجاز قرآن كريم در اين است كه سالك صالح در يك شامگاه در ليله القدر، راه هزار ماهه را طي مي كند. ليله القدر خير من الف شهر(2). با اين تفاوت كه او مسير «مكان» را مي پيمود و قرآنيان مي توانند مسير «مكانت» را طي كنند. همراهان سليمان نبي در يك بامداد راه ظاهري يك ماهه را طي مي كردند، ولي پيروان قرآن و عترت مكانت و راه معنوي هزار ماهه را يك شبه طي مي كنند. اگر گفته شد: كاين طفل يك شبه ره صد ساله مي رود(3)، يا كاين طفل يك شبه ره صد ساله مي رود، آن را مي شود در شب قدر تجربه كرد.
طرح اين مقدمه براي آن است كه ما در كنار حرم كريمأ اهل بيت(سلام الله عليها) از خدا چه بخواهيم، در جوار قبور مراجع و صلحأ و صديقين و شهدأ چه مسألت كنيم. مسأله آمرزش گناه، مسأله حل مشكلات، مسأله شفاء بيماران، مسأله برقراري امنيت؛ همه اينها جزء فروعات خواسته ماست. ما يك مطلبي عظيم و مطلوب عزيز داريم كه در سايه آن مطلب و مطلوب، اين مقصدها و مقصودها هم حاصل مي شود. اين مقدمه براي آن است كه ما چه بخواهيم، چطور بخواهيم، با چه حالي بخواهيم كه با دست پر برگرديم. نظام ما، دولت و ملت ما در سايه اين دعاهاي ما از مشكلات برهند و به مقصد برسند.
ادامه مطلب...
1- مقارن غروب آفتاب شب قدر غسل شود.
2- دورکعت نماز اقامه شود ، در هر رکعت بعد از حمد ، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود .و بعد از نماز هفتاد بار ذکر " استغفر الله و اتوب الیه " گفته شود .
3- قرآن به سرگرفتن و خدا را به چهارده معصوم سوگند دادن .
4- زیارت امام حسین علیه السلام(اگر امکان رفتن به زیارت فراهم نیست میتوان زیارت عاشورا خواند)
5- احیای این شبها
6- اقامه صد رکعت نماز به صورت دو رکعتی و افضل آن است که در هر رکعت بعد از حمد ، ده مرتبه سور ه توحید خوانده شود .
7- دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که درمفاتیح آمده است . اللهم انی امسیت لک عبدا.........
8- قرائت دعای جوشن کبیر
9- طلب آمرزش از خدای متعال و درخواست ازخدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .
10- ذکر گفتن و بسيار صلوات برمحمد و آل محمد علیهم السلام
اعمال مخصوص شب نوزدهم
1- صد بار ذکر " استغفر الله ربی و اتوب الیه ".
2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیر المومنین "
3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم .......
و .....
ائمّه ـ عليهم السّلام ـ براى اين روزهاى پر فتنه تكليف ما را مشخّص كرده اند، و ما را حيران و سرگردان به حال خود وا نگذاشته اند. فرموده اند در صورت اختلاف، با حزب و فرقه اى باشيد كه با على ـ عليه السّلام ـ است.
سوال: فرض اين است كه همه ى احزاب و فرقه ها از على و راه و خط على ـ عليه السّلام ـ دم مى زنند، در اين صورت تكليف چيست؟
جواب: بايد با عينك احتياط راه رفت و خوب تشخيص داد كدام اقرب به على و مرام على ـ عليه السّلام ـ و راستگوتر است؛ و در صورت شك، توقف و احتياط نمود. لذا فرموده اند:
تَمَسَّكُوا بِالاْءَمْرِ الاْءَوَّلِ.» به راه و رسم نخست عمل كنيد. (1)
یعنى بايد به يقينيات عمل كنيم، نه اين كه اهل عمل نباشيم و از اين گوش بشنويم و از آن گوش به در كنيم؛ و در موارد غير يقينى و مشكوك، مأمور به احتياط هستيم.
1.ر.ك: بحارالانوار، ج 52، ص 132 و 133؛ ج 52، ص 149؛ الغيبة نعمانى، ص 158 و 159؛ كمال الدّين، ج 2، ص 348 و 351.

ادامه مطلب...
| از ما عجیب نیست دعایی نمی رسد |
| من و ماهی که سر تا سر خدایی است |
| کمکم کن که به مردان خدا دلبندم |
| در بساط زنده دلان نیست آشتی |
| یا حبیب الباکین، یا حبیب الباکین |
| خدای من خدای من، ای نگار من به سوی تو |
| خواهان تو هر قدر هنر داشته باشد |
| کاروان شهدا مقصدشان کرببلاست |
| باز هم نیمه شب است و سحری در راه است |
| ساقی بریز باده و حالم خراب کن |
| سوال کردم با خدای خویشتن صلح قبل از مرگ با رنگ کفن |
| یا کریم و یا الله، یا کریم و یا الله، یا کریم و یا الله |
| دیدار دلبران نه به چشمان سحر شود |
| علی باشد امیر سفره داران، علی هم سفره شب زنده داران |
| در رحمت هزارن باب دارد |
| مژده ای منتظران ماه خدا آمده است |
برای دانلود کردن مناجات های فوق، روی آیکون
کلیک راست نموده و گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

وليد بن عبدالملك از بنى مروان، كه مدعى خلافت رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ بود، مى گفت: زمانى كه شراب مى خورم زن ها را نزديك من نياوريد، موسيقى كار آن ها را مى كند. در روايت آمده است:
«أَلْغِناءُ تَصُدُّ عَنْ ذِكْرِ اللّه .» (1) آواز خوانى انسان را از ياد خدا باز مى دارد. گفته اند: شراب، با اين كه در ابتداى تناول آن بسيار تلخ و تيز به نظر مى رسد و تنفّر طبع از شرب آن حاصل مى شود و بايد چيزى روى آن خورده شود، ولى بعدا موجب نعشه و خروج از غم هاى اين عالم و چه و چه مى شود؛ ولى سرانجام چه بسا كسى كه شراب خورده چاقو در دست گرفته و يكى از نزديكان خود را زخمى كند و يا به قتل رساند؛ به خلاف ترياكى كه بى حال و سست مى شود. آيا لذّت شب نشينى ها و اختلاط زنان و مردان و تناول مشروبات و عيش هاى نامشروع، با لذّت انس با خدا و مناجات با او برابر است؟ اين لذّت همه ى آن لذّت ها و تمام كمالات آن عيش ها را دارد، و اصلاً نقص هاى آن ها را ندارد. در انجيل برنابا دارد: شبى حضرت عيسى ـ عليه السّلام ـ مشغول تهجّد و توغّل در عبادت شد: «حَتّى صارَ كُلُّ شَىْ ءٍ لَهُ عُرْيانا مَكْشوفا.»
تا اين كه واقعيّت تمام اشيا براى او نمايان و مكشوف گشت. يكى از آقا زاده ها مى گفت: «در عرض چند دقيقه، حرم كربلا يا اهل حرم را مشاهده كردم.» چه مطالبى چه كشفيّاتى؟ بعضى متوجّه به بعض، و بعضى متوجّه به حضرت، چه چيزها را مشاهده نمودم!
1.بحارالانوار، ج 10، ص 365؛ تحف العقول، ص 422، روايت منقول از امام رضا ـ عليه السّلام ـ كه در شمار گناهان كبيره مى فرمايد: «... وَ المَلاهى الَّتى تَصُدُّ عَنْ ذِكْرِ اللّه مِثْلُ الغِناءِ وَ ضَرْبِ الاْءَوْتارِ...».
سؤال: آيا شيطان از جنس فرشتگان بود؟
جواب: مى دانيم فرشتگان پاك و معصومند، و قرآن هم به پاكى و عصمت آنها شهادت داده، آنجا كه مى گويد: بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ * لايَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ: «آنها بندگان گرامى خدا هستند * در هيچ سخنى بر او پيشى نمى گيرند و فرمان هاى او را گردن مى نهند».(1)
اصولاً، از آنجا كه در جوهر آنها عقل است و نه شهوت، بنابراين كبر و غرور و خودخواهى، و به طور كلّى انگيزه هاى گناه در آنها وجود ندارد.
از طرفى استثناء «ابليس» در آيات قرآن از جمع «ملائكه»، اين تصور را به وجود مى آورد كه «ابليس» از فرشتگان بوده، و با توجه به عصيان و سركشى او، اين اشكال به نظر مى رسد كه: چگونه از فرشته اى اين گناهان كبيره ممكن است سر بزند؟!
به خصوص اين كه: در بعضى از خطبه هاى «نهج البلاغه» نيز آمده است: ما كانَ اللّهُ سُبْحانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً بِأَمْر أَخْرَجَ بِهِ مِنْها مَلَكاً:
«هرگز ممكن نيست خداوند انسانى را به بهشت بفرستد در برابر كارى كه به خاطر آن فرشته اى را از بهشت رانده است» (اشاره به تكبر و غرور ابليس است).
آيه 50 سوره «كهف» اين مشكل را حل كرده، مى گويد: كانَ مِنَ الْجِنّ: «ابليس از طائفه جنّ بود» آنها موجوداتى هستند از چشم ما پنهان، داراى عقل و شعور و خشم و شهوت.
و مى دانيم كلمه «جنّ» هر گاه در قرآن اطلاق شود، اشاره به همين گروه است ولى آن دسته از مفسران كه: معتقدند «ابليس» از فرشتگان بوده، آيه فوق را به مفهوم لغوى آن تفسير مى كنند، و مى گويند: منظور از «كانَ مِنَ الْجِنّ» اين است كه: ابليس از نظر پنهان بود، همچون ساير فرشتگان، در حالى كه اين معنى كاملاً خلاف ظاهر است.
از دلائل واضحى كه مدعاى ما را اثبات مى كند، اين است كه: قرآن از يك سو، مى گويد: وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِج مِنْ نار: «جنّ را از شعله هاى مختلط آتش آفريد».(2)
و از سوى ديگر هنگامى كه ابليس از سجده بر آدم سرپيچيد، منطقش اين بود: خَلَقْتَنِي مِنْ نار وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِين: «مرا از آتش آفريدى و او را از خاك و آتش برتر از خاك است»(3).
از اين گذشته، آيات قرآن براى ابليس «ذريّه» (فرزندان) قائل شده است، در حالى كه مى دانيم فرشتگان ذريه ندارند.
مجموع آنچه گفته شد، به ضميمه ساختمان جوهره فرشتگان، به خوبى گواهى مى دهد كه: ابليس هرگز فرشته نبوده، ولى از آنجا كه در صف آنها قرار داشت و آن قدر پرستش خدا كرده بود كه، به مقام فرشتگان مقرب خدا تكيه زده بود، مشمول خطاب آنها در مسأله سجده بر آدم شده، و سرپيچى او به صورت يك استثناء در آيات قرآن، بيان گرديده، و در خطبه «قاصعه» نام «ملك» مجازاً بر او اطلاق شده است (دقت كنيد).
در كتاب «عيون الاخبار» از امام على ابن موسى الرضا(عليه السلام) مى خوانيم:
«فرشتگان همگى معصومند و محفوظ از كفر و زشتى ها ـ به لطف پروردگارـ راوى حديث مى گويد: به امام عرض كردم: مگر ابليس فرشته نبود؟ فرمود:
نه، او از جن بود، آيا سخن خدا را نشنيده اى كه مى فرمايد: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لاِ دَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنّ».
در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) نقل شده: يكى از ياران خاصش مى گويد: «از امام(عليه السلام) درباره ابليس سؤال كردم كه آيا از فرشتگان بود؟
فرمود: نه از جن بود، اما همراه فرشتگان بود، آن چنان كه آنها فكر مى كردند از جنس آنان است (به خاطر عبادت و قربش نسبت به پروردگار) ولى خدا مى دانست از آنها نيست، هنگامى كه فرمان سجود، صادر شد، آنچه مى دانيم تحقق يافت» (پرده ها كنار رفت و ماهيت ابليس آشكار گرديد).(4)
1 ـ انبياء، آيات 26 و 27. / 2 ـ رحمان، آيه 15. / 3 ـ اعراف، آيه 12. / 4.تفسير نمونه، جلد 12، صفحه 506.
دستورالعمل اول
بسمهتعالی
الحمدلله ربالعالمين، والصلاة علی سيد الأنبياء و المرسلين، و علی آله سادة الأوصياء الطاهرين و علی جميع العترة المعصومين، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعين.
جماعتی از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت میكنند؛ اگر مقصودشان اين است كه بگوييم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست.
و اگر بگويند كلمهای میخواهيم كه امّالكلمات باشد و كافی برای سعادت مطلقه دارين باشد، خدای تعالی قادر است كه از بيان حقير، آن را كشف فرمايد و به شما برساند.
پس عرض میكنم كه غرض از خلق، عبوديت است (و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/۵۶ ) و حقيقت عبوديت؛ ترك معصيت است در اعتقاد كه عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترك معصيت، حاصل نمیشود به طوریكه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمدلله، لكنه ذكرالله عند حلاله و حرامه».
ما امامزمان عجلالله له الفرج را دوست میداريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما میرسد؛ و او را پيغمبر صلواتالله عليه برای ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، برای اينكه منبع همه خيرات است و وجود ممكنات، فيض اوست.
پس اگر خود و كمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبیّ و وصیّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستيم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم.
پس كيميای سعادت، ياد خداست، و او محرّك عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروی به رهبری آنها نماييم تا كامياب شويم.
ديگر توضيح نخواهيد و آنكه عرض شد، ضبط نماييد و در قلب ثبت [كنيد]، خودش توضيح خود را میدهد.
اگر بگوييد چرا خودت عامل نيستی؟! میگويم: «اگر بنا بود كه بايد بگوييم ما عامليم به هرچه عالميم، شايد حاضر به اين حضور و بيان نمیشديم»؛ لكن دستور، بذل نعمت است، شايد به مقصود برساند؛ « ما أخذالله علیالعباد أن يتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن يعلّموا».
مخفی نماند اگر ميسور شد برای كسی، نصيحت عملّيه بالاتر است از نصايح قوليه «كونوا دعاة إلیالله بغير أاسنتكم»
وفقّنا الله و اياكم لما يرضيه و جنبنا جميعاً عن ما يسخطه و السلام عليكم و رحمةالله و بركاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرين واللعن علی أعدائهم أجمعين.
مشهد، ربيعالثانی ۱۴۲۰
ادامه مطلب...
درس گفتارهای آیتالله مصباح یزدی در تفسیر مناجات خمس عشره/ 1
آنچه در ادامه میآید درسگفتارهای آیتالله محمد تقی مصباح یزدی در تفسیر مناجات خمس عشره است که سال گذشته در دفتر قم مقام معظم رهبری ایراد شده است و بهمناسبت ایام ماه مبارک رمضام، متناوباً طی روزهای آینده تقدیم کاربران گرامی خواهد شد:
وَالصّلاةُ وَ السّلامُ عَلى سَيدِ الانبياءِ وَ المّرسَلين، حَبيبِ اِلهِ العالَمين اَبىالْقاسِم مُحمّد، وَ عَلى آلِهِ الطّيّبينَ الطّاهرين المَعصومين.
خداى متعال را شاكريم كه توفيقى عنايت فرمود بار ديگر ماه رمضان را درك كنيم و از اين خوان گستردهى الهى بهرهمند شويم. اميدواريم خداى متعال به ما هم توفيق توبه نصوح و استفاده از بركات اين ماه شريف مرحمت بفرمايد.
مناجات يعنى چه؟
شايد در عرف ما مناجات همين مراسمى باشد كه سحرهاى ماه رمضان در بلندگوها يا در مأذنهها، كسانى با صداى بلند، اشعار و دعاهايى مىخوانند؛ ولى اين كيفيتها منظور نيست. كلمهى مناجات كه با كلمهى نجوا همخانواده است، در اصل لغت به معناى در گوشى گفتن، راز گفتن و خصوصى صحبت كردن است. بعضى اصل مناجات را رازگويى قرار دادهاند. بعضى روى خلوت بودنش تكيه كردهاند و گفتهاند اصل معنا همان در خلوتبودن و خصوصىبودن صحبت است. اما وقتى در ميان جمعى دو نفر مىخواهند خصوصى صحبت كنند كه ديگرى نشنود ناچار آرام صحبت مىكنند؛ پس آرام صحبت كردن يا سرّى صحبت كردن اصل مناجات نيست. اصلش اين است كه گفتگو خصوصى باشد كه از يك طرف لازمهاش در خلوت بودن است، و از يك طرف آهسته صحبت كردن.
ادامه مطلب...
امام موسی کاظم (ع) فرمودند:
فطرک اخاک الصائم خیر من صیامک.
افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه بهتر است.
(الکافى، ج 4 ص 68، ح 2)

