اشاره :
در قسمت پيشين، نويسنده سه نكته را به عنوان مقدمة بحث از تاريخ پس از ظهور مطرح و به بررسي آنها پرداخت: اهميت موضوع؛ روش استدلال و مشكلات موجود در اين بحث. پنج مورد از اين مشكلات؛ يعني نمادين و رمزي بودن روايات نقل شده دربارة حوادث آينده؛ كليگويي عمدي در روايات و سكوت در مورد برخي از حوادث پس از ظهور؛ وجود رخنه و فضاهاي خالي در روايات و عدم رعايت زنجيرة حوادث؛ غلبه رويكرد قومي و مذهبي و نقص شخص پژوهشگر در آن قسمت بررسي شد و اينك ادامه بحث را پي ميگيريم.
ادامه مطلب...
از بعضى از منازل صداى موسيقى شنيده مىشود كه معلوم نيست جايز است يا خير، و گاهى صداى آن بلند است به طورى كه باعث اذيت و آزار مؤمنين مىشود، وظيفه ما در برابر آن چيست؟
ج: تعرض به داخل خانههاى مردم جايز نيست، و امر به معروف و نهى از منكر متوقف بر تشخيص موضوع و تحقق شرائط آن است.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همۀ مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]
امام صادق(ع) فرمودند:
عبدٍ مُومن الّا وَ فی قَلبهِ نُورانِ نورُ خیفَةٍ و نُورُ رَجاء
هیچ بنده مومنی نیست جز اینکه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بیم و نور امید
(جهادالنفس،ح104)
مقدمه
شايد جالب باشد كه پژوهندهاى بخواهد با پرداختن به مسائل فرا طبيعى تاريخ آينده بشريت را در سطورى چند بنگارد.امّا در نظر بسيارى از مردم، اين تاريخ، چيزى فراتر از نقل مجموعهاى از پيشبينيهاى بىپايه و اساس نيست. و چه چيزى بدتر از اين كه پيشبينيهاى آن شخص، دروغ از آب درآيد و سستى انديشههايش بر ملا گردد.
در اين صورت شايد بهتر باشد كه آن پژوهنده از چنين تاريخنگارىاى صرف نظر نمايد و زنجيره حوادث روزگار را به دست سرنوشت بسپارد و گمان مبرد كه مىتواند از وقايع آينده پرده بردارد و يا به عالم غيب نظر افكند.
از سويى ديگر اين امكان نيز وجود دارد كه يأس و نااميدى از فراچنگ آمدن وقايع آينده را از فكر و ذهن زدود و در راه شناخت آن، با جديّت قدم برداشت. اين در حالى است كه مىدانيم اين تلاش اگر چه در حقيقت روايتگر وقايعى است كه تا بهحال اتفاق نيفتاده و تنها »آينده« است كه مىتواند آن را آشكار سازد و عيان نمايد ولى هرگز مدعى شناخت عالم غيب نمىباشد؛ همچنانكه پيشبينى صرفى كه پايه و اساسى هم ندارد، نيست.
براى توضيح بيشتر اين ديدگاه، آن را از جهات متعدد بررسى مىكنيم:
الف) اهميت موضوع؛
ب) روش استدلال؛
ج) مشكلات موجود در اين مبحث؛
د) راههاى خارج شدن از اين مشكلات؛
ه’) ترتيب بخشها و فصلهاى اين كتاب.
ادامه مطلب...
من در يكى از بيمارستانها به كار مقدس پرستارى مشغولم، گاهى در بعضى از قسمتهاى محل كارم ملاحظه مىكنم كه تعدادى از بيماران به نوارهاى موسيقى مبتذل و حرام گوش مىدهند، من آنان را نصيحت مىكنم كه اين كار را نكنند و بعد از نصيحت مجدد آنان، چنانچه بى اثر باشد، نوار را از ضبط صوت بيرون آورده و پس از پاك كردن، آن را به آنان بر مىگردانم، آيا اينگونه برخورد جايز است يا خير؟
ج: محو محتويات باطل براى جلوگيرى از استفاده حرام از نوار، جايز است، ولى اين كار منوط به اجازه مالك يا حاكم شرع است.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه. [در محضر بهجت:2/347]
امام علی(ع) فرمودند:
الغنى الاکبر الیأس عما فى ایدى الناس
بى اعتنائى و امید نداشتن بدانچه در دست مردم است بزرگترین توانگرى است.
(نهج البلاغه)
در انديشه مهدوي مباحث متعدد و متفاوتي مطرح مي شود. يکي از مهمترين آنها، مسئله «دولت مهدوي» است که دامنه گسترده اي هم دارد و به همين جهت تعبيرهاي مختلفي از اين دولت در ادبيات ديني ( به خصوص ادبيات شيعه) شده است که هر کدام از تعبيرها به جنبه اي از جنبه هاي متعدد حکومت مهدويت اشاره دارد. برخي از تعبيرهايي که در روايات در مورد دولت و حکومت امام مهدي(عج) آمده به شرح زير است:
1– دولت جهاني، دولت عدالت، دولت کريمه، دولت صالحان، دولت حق، دولت مستضعفان، دولت امنيت، دولت رفاه يکي ديگر از تعبيرهايي که از دولت مهدوي شده ولي کمتر توجه قرارگرفته ، تعبير آخرين دولت است.
در اين نوشتار برآنيم که تا در اين باره سخن بگوييم.در اين بحث سه مسئله مطرح خواهد شد، يکي از اين که منشأ اين تعبير چيست؟ ديگري اين که معني آخرين دولت چيست؟ و سوم اين که علت آخر بودن دولت مهدوي کدام است؟
ادامه مطلب...
بعضى از رانندگان از نوارهاى موسيقى غنا و حرام استفاده مىكنند و علىرغم نصيحتها و راهنمائىها آن را خاموش نمىكنند، خواهشمنديم نحوه برخورد مناسب با اين موارد و اين افراد را بيان فرمائيد، آيا برخورد شديد با آنان جايز است يا خير؟
ج: با تحقق شرائط نهى از منكر، بر شما بيشتر از نهى زبانى از منكر واجب نيست، و در صورتى كه مؤثر واقع نشود، واجب است كه از گوش دادن به غنا و موسيقى حرام اجتناب كنيد، و اگر به طور غير ارادى صداى موسيقى حرام و غنا به گوش شما برسد، چيزى بر شما نيست.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
سؤال: این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری (عج) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم!
جواب: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش. [به سوی محبوب:59]
امام رضا(ع) فرمودند:
أحسن الناس إیماناً أحسنهم خلقاً و ألطفهم باَهله، و اَنا اَلطفکم باَهلى
نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلقترین و با لطفترین آنها نسبت به اهل خویش است
(عیون اخبار الرضا2، 38)
دست منو بستن نبودی ببینی یا حسین

فرمت : wma حجم: 1.8 مگ زمان : 7:38 دقیقه
http://www.4shared.com/file/55168485/75307b07/Mahmoudkarimisabkaza8501.html
حاج محمود کریمی / وفات حضرت زینب(س) 85
نون و قلم نبیست و ما یسطرون حسین(دکلمه)
فرمت : wma حجم: 1.7 مگ زمان : 7:09 دقیقه
http://www.4shared.com/file/55171995/249bbf2f/karimi-shahadat-hazrat-zeinab-85-2.html
حاج محمود کریمی / وفات حضرت زینب(س) 85
یک سال و نیم بعد تو سالار تشنه لب (واحد)
فرمت : wma حجم: 1.7 مگ زمان : 7:58 دقیقه
http://www.4shared.com/file/55170430/1e7a571c/karimi-shahadat-hazrat-zeinab-85-1.html
رضا هلالی
تا یادم میاد قدیما با یه عده ای دیوونه .... 
فرمت : wma حجم:1.6 مگ زمان :7:03دقیقه
http://www.4shared.com/file/55179348/27a710e6/helali-shadat-hazrat-zeinab-84-1.html
حسین سیب سرخی/(سبک سنگین) http://www.themp3host.com/uploads/ddf3ef2066.wma
من شمع رو به قبله ام گردیده خاموش شعله ام در سوگ پروانه...
حاج حسین سیب سرخی http://www.themp3host.com/uploads/24178dbeca.wma
کنار شاه عالم نوا گرفته بی بی خون دل خدا هم از این همه غریبی...
حاج حسین سیب سرخی(سبک شور) http://www.themp3host.com/uploads/db5f42efb7.wma
آتش گرفت باغ منو سوخت حاصلم من زینبم که غم به ستوه آمد از دلم...
السلام علی قلب زینب الصبور
شهادت ملیکه ملک ولا پیام آور نهضت بزرگ عاشورا و برهم زننده کاخ استبداد حضرت زینب (س) را به محضر مقدس قطب عالم امکان حضرت ولیعصر(عج) مقام معظم رهبری و تمامی شیعیان و ارادتمندان اهل بیت (س) تسلیت عرض مینماییم.
آنکه با عشق حسینی گشته همدم زینب است
آنکه بر سّر شهادت بوده مَحرم زینب است
آنکه شور افکنده با شور حسینی بر جهان
از ازل خو کرده با صد محنت و غم زینب است
آنکه نامش زین اب خوانده رسول کردگار
چون نگویم من صفای اسم اعظم زینب است
آنکه بر خواند حدیث اُمّ ایمن بر امام
من به جرأت گویم آن زن هم حسین هم زینب است
آنکه کاخ ظلم و استبداد را با یک خطاب
کند و افکند از پی و بن ریخت بر هم زینب است
آنکه اندر مجلس گردنکشان قد کرد عَلم
چون حسین بر دشمنان یکدم نشد خم زینب است
وصف زینب را ز من مشنو بیا در کربلا
خود بین چون حامی ناموس عالم زینب است
ملجأ اهل حرم تا ظهر اگر عباس بود
شب نگهبان در کنار نهر علقم زینب است
پرچمت گر سرنگون شد من نگه میدارمش
غم مخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است
مدعی (منزوی) هرگز مزن بیهوده لاف عاشقی
این حسین تنها یک عاشق دارد آنهم زینب است
جايگاه على در قرآن در رابطه با پيامبر (ص)
در سال نهم پس از هجرت پيامبر،گروهى به نمايندگى از نصاراى نجران يمن به مدينه آمدند تا راجع به اسلام از پيامبر (ص) سؤالهايى بكنند و با او درباره دين به احتجاج پردازند .و ميان آنان با پيامبر بحث و گفتگويى شد كه پيامبر در اين گفتگو موضع مثبت اسلام را نسبت به حضرت مسيح و تعليمات او بيان كرد.و ليكن آنان در موضع منفى خود نسبت به تعليمات اسلامى پافشارى كردند.آن گاه وحى نازل شد و پيامبر را مأمور به مباهله با آنان ساخت .مباهله نفرين كردن دو گروه متخاصم است تا بدان وسيله خداوند بر آن كه باطل است عذابش را نازل كند:«هر كس پس از روشن شدن جريان با تو مجادله كند.بگو بياييد فرزندان و زنان و نزديكان خود را گرد آوريم،لابه و زارى كنيم و لعنت خدا را نثار دروغگويان گردانيم» (1) .
پيامبر (ص) به دليل مأموريتى كه داشت دچار زحمت شد و آن گروه مسيحى را به مباهله دعوت كرد.نيشابورى در تفسير:غرائب القرآن و عجائب الفرقان خود،مطلب زير را نقل كرده است:«پيامبر به آنان فرمود:خداوند مرا مأمور كرده است كه اگر پذيراى برهان نشديد با شما مباهله كنم،گفتند اى ابو القاسم!ما باز مىگرديم و درباره كار خود با هم مشورت مىكنيم،آن گاه به نزد تو مىآييم.و چون بازگشتند به شخص دوم هيأت نمايندگى كه مردى كاردان و با تدبير بود گفتند:اى عبد المسيح!نظر تو چيست؟اوگفت:به خدا قسم اى جمعيت نصارا شما دانستيد كه محمد پيامبرى است فرستاده از جانب خدا.و براستى سخن قاطع را درباره صاحبتان مسيح براى شما بيان كرد.و به خدا سوگند،هرگز قومى با پيامبرى مباهله نكرد مگر آن كه بزرگ و كوچك آنان از ميان رفتند.و شما اگر اين كار را بكنيد بيچاره مىشويد!اگر خوش نداريد،در موضع خود بايستيد و بر دين خود پافشارى ورزيد و اين مرد را به حال خود واگذاريد و به شهرهاى خود باز گرديد.
ادامه مطلب...
على عليه السلام نفس پيامبر است به شهادت قرآن
1ـ در سال دهم هجرت گروهى از نصاراى نجران به نمايندگى از سوى مسيحيان به مدينه آمده، و گفتند: دين شما چه فضيلتى بر دين ما دارد؟ و چرا ما به شما مسلمانان «جزيه» بدهيم؟
پيامبر اسلام، دلايل زيادى در جامعيت و تكامل اسلام بيان داشتند، ولى تعصب و هواهاى نفسانى نگذاشت افراد مزبور حقايق اسلام را از زبان پيامبر بزرگ ما بپذيرند، در اين هنگام آيه زير براى داورى ميان دو گروه نازل شد:
«فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل: تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاذبين» (1)
هرگاه بعد از علم و دانشى كه درباره مسيح به تو رسيده، باز كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو «بيائيد ما و شما در برابر يكديگر با فرزندان و زنان و نفوس خود مباهله نموده، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم».
رسول گرامى اسلام پس از دريافت اين آيه «نصاراى نجران» را به «مباهله» دعوت كرد، قرار شد در روز معينى هر دو گروه با افراد خود به مباهله بيايند، و همديگر را نفرين كنند، تا خداوند گروه باطل را نابود سازد.
روز موعود فرا رسيد، و نصارا را ديدند پيامبر اسلام با «امام حسن و حسين و حضرت فاطمه و حضرت امير المومنين» عليهم السلام بيرون آمد، و آن چنان عظمت و بزرگوارى اهل بيت آنان رامرعوب ساخت كه گفتند « اگر اينان از خدا بخواهند كه كوهها را نابود سازد هر آينه مستجاب مىگردد» (2) و لذا از مباهله خوددارى نموده، و آماده پرداخت «جزيه» شدند.
آنچه از اين آيه و قضيه تاريخى به بحث ما مربوط است اين كه: خداوند متعال «حسنين» را فرزندان رسول خدا معرفى نموده و فاطمه زهرا عليها السلام را اسوه زنان بيان داشته، و «امير المومنين» على عليه السلام را «نفس پيامبر» آورده است كه ارزش وجودى على را مىرساند، و نشان مىدهد كه جايگاه على و مقام وى، جايگاه و مقام پيامبر است !!
خوشبختانه اكثر مفسرين قريب به اتفاق اعم از شيعه و سنى به اين حقيقت اعتراف كردهاند و مورخين و محققين اهل سنت در كتابها و سيرههاى خويش به اين موضوع اشاره نموده و على عليه السلام رانفس پيامبر خواندهاند، كه شما خوانندگان عزيز مىتوانيد مراجعه فرمائيد . (3) .
«احمد بن حنبل» در مسند خود مىنويسد: گروهى از نمايندگان قوم «ثقيف» به حضور پيامبر خدا آمدند، و مذاكراتى را با آن حضرت انجام داده، ولى در گفتار خويش سرسختى نشان دادند، رسول گرامى اسلام خطاب به آنان فرمودند:
«لتسلمن، او لا بعثن اليكم رجلا منى عديل نفسى، فليضربن اعناقكم و ليسبين ذراريكم و لياخذن اموالكم» قال عمر: فما تمنيت الامارة الا يومئذ و جعلت انصب له صدرى رجاء ان يقول: هو هذا. فالتفت فاخذ بيد على و قال: «هو هذا» مرتين.» (4)
يا اسلام را بپذيريد، و يا مرد بزرگوارى را كه از من است، و مساوى من مىباشد به سوى شما خواهم فرستاد، او در صورت جنگ كردن گردن شما را مىزند، و زنانتان را اسير مىگيرد، و اموالتان را به نفع اسلام تصرف مىنمايد، «عمر بن خطاب» مىگويد: من هرگز مقام فرماندهى را آرزو نكردم، جز در اين روز، و با خود مىگفتم: اى كاش پيامبر خدا مرا به اين كار منصوب كند، ولى او دست روى على عليه السلام گذاشته و فرمود: آن شخص همين مرد بزرگوار است، و اين را دو بار متذكر شد.
اين حديث را به صراحت على عليه السلام را نفس پيامبر و مساوى با وى معرفى مىكند.
پىنوشتها:
.1 سوره آل عمران آيه 61
.2 «هذه وجوه لو اقسمت على الله ان يزيل الجبال لازالها»
.3 كامل ابن اثير ج 2 ص 293، صحيح مسلم ج 7 ص 120، تفسير طبرى ج 3 ص 192، مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 185، سنن ترمذى فى فضائل على، و تاريخ الخلفاء سيوطى ص 65، احقاق الحق ج 3 ص 46 تفسير فخر رازى ج 8 ص 85، جامع الاصول ج 9 ص ...470
.4 مسند احمد بن حنبل كتاب الفضائل لعلى (ع) بنقل از ابن ابى الحديد ج 9 ص 167 خبر الثانى .
آفتاب ولايت ص 76/سايت شهيد آويني
حب علي عليه السلام در قرآن
استاد مرتضى مطهرى
قرآن سخن پيامبران گذشته را كه نقل مىكند مىگويد همگان گفتند:«ما از مردم مزدى نمىخواهيم، تنها اجر ما بر خداست».اما به پيغمبر خاتم خطاب مىكند:
قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى القربى (1) .
بگو از شما مزدى را درخواست نمىكنم مگر دوستى خويشاوندان نزديكم.
اينجا جاى سؤال است كه چرا ساير پيامبران هيچ اجرى را مطالبه نكردند و نبى اكرم براى رسالتش مطالبه مزد كرد،دوستى خويشاوندان نزديكش را به عنوان پاداش رسالت از مردم خواست؟
قرآن خود به اين سؤال جواب مىدهد:
قل ما سالتكم من اجر فهو لكم ان اجرى الا على الله (2) .بگو مزدى را كه درخواست كردم چيزى است كه سودش عايد خود شماست.مزد من جز بر خدا نيست.
يعنى آنچه را من به عنوان مزد خواستم عايد شما مىگردد نه عايد من.اين دوستى كمندى استبراى تكامل و اصلاح خودتان.اين اسمش مزد است و الا در حقيقتخير ديگرى است كه به شما پيشنهاد مىكنم،از اين نظر كه اهل البيت و خويشان پيغمبر مردمى هستند كه گرد آلودگى نروند و دامنى پاك و پاكيزه دارند(حجور طابت و طهرت)،محبت و شيفتگى آنان جز اطاعت از حق و پيروى از فضايل نتيجهاى نبخشد و دوستى آنان است كه همچون اكسير،قلب ماهيت مىكند و كامل ساز است.
مراد از«قربى»هر كه باشد مسلما از برجستهترين مصاديق آن على عليه السلام است.فخر رازى مىگويد:
«زمخشرى در كشاف روايت كرده:«چون اين آيه نازل گشت،گفتند:يا رسول الله!خويشاوندانى كه بر ما محبتشان واجب است كيانند؟فرمود:على و فاطمه و پسران آنان».
از اين روايت ثابت مىگردد كه اين چهار نفر«قرباى»پيغمبرند و بايست از احترام و دوستى مردم برخوردار باشند،و بر اين مطلب از چند جهت مىتوان استدلال كرد:
1.آيه الا المودة فى القربى .
2.بدون شك پيغمبر فاطمه را بسيار دوست مىداشت و مىفرمود:«فاطمه پاره تن من است.بيازارد مرا هر چه او را بيازارد»و نيز على و حسنين را دوست مىداشت،همچنانكه روايات بسيار و متواتر در اين باب رسيده است.پس دوستى آنان بر همه امت واجب است (3)
پىنوشتها
1- شورى/23.
2- سبا/47.
3- محبت پيغمبر نسبتبه آنان جنبه شخصى ندارد،يعنى تنها بدين جهت نيست كه مثلا فرزند يا فرزندزاده او هستند،و اگر كسى ديگر هم به جاى آنها مىبود پيغمبر آنها را دوست مىداشت.پيغمبر از آن جهت آنها را دوست مىداشت كه آنها فرد نمونه بودند و خدا آنها را دوست مىداشت و الا پيغمبر اكرم فرزندان ديگرى هم دوست مىداشت كه آنها فرد نمونه بودند و خدا آنها را دوست مىداشت و الا پيغمبر اكرم فرزندان ديگرى هم داشت كه نه او با آنها به اين شكل محبت داشت و نه امت چنين وظيفهاى داشتند.
4- اعراف/158.
5- احزاب/21.
6- التفسير الكبير فخر رازى،ج27/ص166،چاپ مصر.
مجموعه آثار جلد 16 صفحه 278
|
احد قدمی | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله | 277 | 0:04:10 | |
| 2 | لبش می ريزد قيامت خيزد | 277 | 0:04:10 | |
آگاهي اميرالمومنين عليه السلام
آگاهى به حقايق هستى فضيلت بزرگى است كه انسان از آن بهرهمند مىباشد.همين فضيلت موجب برترى انسان از فرشتگان است.زيرا كه خداى سبحان هنگامى كه فرشتگان را مأمور نمود بر انسان كامل سجده كنند،ملاك فضيلت برترى و سجده را آگاهى انسان كامل به حقايق عنوان نمود : و علم الآدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة (1) «خداى سبحان آدم را از حقايق با خبر ساخت،آنگاه بر فرشتگان عرضه و از آنان خواست كه شما نيز از حقايق خبر دهيد.»فرشتگان خود اعتراف نمودند كه آگاهى مسجود فرشتگان برتر از ماست،زيرا هنگامى كه خداى سبحان از آنان خواست از حقايق خبر دهند نتوانستند،ليكن وقتى از انسان كامل اين نكته خواسته شد وى فرشتگان را از حقايق با خبر ساخت و معلم فرشتگان قرار گرفت .فرشتگان نيز بر برترى اعتراف نمودند: قالوا لا علم لنا الا ما علمتنا (2) .
خداى سبحان آگاه به همه چيز است و اگر كسى مظهر صفات الهى شد رنگ و بوى صفات خدا را مىدهد.و به توان ظرفيت خود مظهر اسماء حسناى الهى قرار مىگيرد.و هر مقدار ظرفيت گستردهتر باشد شروق و فروغ الهى بر ان بيشتر مىتابد زيرا كه انسان جانشين خدا بر زمين است و جانشينمرحلهاى از صفات و مقام فوق را در بر دارد.بنابر اين مىتوان برهان عقلى ارائه نمود كه انسان كه مظهر اسماء الهى شد صفات وى در علم و آگاهى،قدرت،عطوفت،غضب و...همانند خداى سبحان خواهد شد.
آگاهى انسان به دو گونه است،كسبى و لدنى.آگاهى كسبى كه با تلاش مدرسه و تجربه و...به دست مىآيد و مملو از خطا و اشتباه و جهل مركب است.آگاهى لدنى آشكار شدن حقايق در نزد عالم،شفاف و زلال است.هيچ گونه آميختگى با نادانى و خطا ندارد.
انسانهاى الهى افزون بر آگاهى كسبى آگاهى لدنى دارند.انبيا باذن الله به عالم حقايق واقف هستند و عالم غيب بر آنها مشهود مىشود.اين فضيلت اختصاص به انبيا ندارد بلكه راه آن براى همگان هموار است،هر كس مظهر صفات الهى شد از آگاهى لدنى كه مصون از خطا و منطبق به واقعيت است بهره مىبرد.ميزان بهرهورى انسان از اين فضيلت به ظرفيت و طهارت و تقواى وى وابسته است.هر مقدار تقوا بالاتر ظرفيت بيشتر تا به آن مرحله برسد كه در توان ممكن الوجود مىباشد.
ادامه مطلب...












امام جواد و انتقام از قاتلان حضرت زهرا(س)
همه امامان شيعه در برابر ستمى كه درباره حضرت زهرا(س)انجام شد، حساس بودند و به مناسبت هاى مختلف خشم خود را از اين قضيه ابراز مى كردند.
زكريابن آدم مىگويد: خدمت حضرت رضا(ع)نشسته بودم كه امام جواد(ع)را پيش او آوردند. پس آن حضرت از چهار سال كمتر بود. حضرت جواد(ع) دستهايش را بر زمين نهاد، سرش را به طرف آسمان بلند كرد و در فكرى عميق فرو رفت.
امام رضا(ع)فرمود: جانم فدايت چرا در فكرى؟ امام جواد(ع) فرمود: به آنچه در باره مادرم زهرا(س)انجام شد، مىانديشم. به خدا سوگند، حق قاتلانش آن است كه اگر دستم به آنها برسد، آنان را سوزانده، تكه تكه كنم وريشه شان را بركنم.
در اين هنگام، امام رضا(ع)او را در آغوش كشيد، ميان دو چشمش را بوسيد و فرمود: پدر و مادرم فدايت، به راستى كه تو لايق امامت شيعه هستى.
مبارزه با لهو و لعب
مامون هنگام تزويج دخترش، مجلسى ترتيب داد و از مطرب وآوازخوانى به نام (مخارق) دعوت كرد تا امام را بيازارد. مخارق به مامون گفت: اگر ابوجعفر كمترين علاقه اى به امور دنيوى داشته باشد، مقصود تو را تامين مىكنم.
پس در برابر امام جواد(ع)نشست و با صداى بلند شروع به نواختن عود و آوازخوانى كرد. امام به او و اطرافيانش هيچ توجه نكرد.
بعد از مدتى سكوت سربرداشت و به مخارق فرمود: از خدا بترس اى ريش دراز! در اين لحظه، ناگهانعود و بربط از دست وى افتاد و دستش فلج شد.
وقتى مامون سبب فلج شدن دست را از او پرسيد، گفت: زمانى كه ابوجعفر(ع ) فرياد بر كشيد، چنان هراسان شدم كه هرگز به حالت عادى باز نمىگردم.
ادامه مطلب...
امام جواد بزرگواری در سیمای کودکانه بودند تا ایمان مومنان را به امتحان بگذارد، تا آشکار گردد که کدامیک در گرو ظاهر و کدام یک از این دام ها رسته اند.
مامون بعد از به شهادت رساندن امام رضا (ع) از خراسان به بغداد نقل مکان می کند و برای زیر نظر داشتن امام جواد(ع) ایشان را به بغداد فرا می خواند. یكى از اهداف مهمّ مأمون از آوردن امام به مدینه این بوده است كه امام در نزدیكى او باشد تا بتواند به وسیله جاسوسان و مأموران مراقبت، تمامى حركات و روابط امام (ع) را كه براى مأمون حساسیت برانگیز است، تحت اشراف و نظر داشته باشد.
روشى كه پیشتر، مأمون در قبال امام رضا (ع) نیز اتّخاذ كرده بود. دوره امام جواد با سانسور شدید زندگی ایشان از جانب خلفای جابر عباسی همراه است .
انتقال امام از مدینه به مقر حکومت خلفای عباسی – بغداد – تزویج دختر مامون به امام که حکم جاسوسی تمام وقت در خانه امام را داشت گوشه ای از محدودیت های زندگی امام جواد در بغداد است .با این اوصاف زندگی ائمه اطهار همچون آفتابی است که هیچگاه در پس ابر باقی نخواهد ماند واشعه های گرما بخش آن به جویندگان حقیقت خواهد رسید . در زیر داستان کوتاهی از زندگی این امام همام به همراه نقد آن نقل می شود تا آیینه کوچکی باشد که آفتاب را با همه عظمت در دل کوچک خود باز نماید .
متن تاریخى مىگوید: چون مأمون، بعد از رحلت امام رضا (ع)، مورد طعن و اتّهام مردم قرار گرفت، خواست خود را از آن اتّهام تبرئه كند. پس زمانى كه از خراسان به بغداد آمد به امام جواد (ع) نامه نوشت و تقاضا كرد آن حضرت با احترام و اكرام به بغداد بیایند.
پس هنگامى كه امام به بغداد آمدند، اتّفاقاً مأمون قبل از دیدار امام براى شكار بیرون رفت. در راه بازگشت به شهر گذار او بر ابن الرّضا امام جواد (ع ) افتاد كه در میان كودكان بود، تمامى كودكان از سر راه گریختند جز او.
مأمون گفت او را نزد من بیاورید پس به او گفت: چرا تو مانند كودكان دیگر فرار نكردى؟
ادامه مطلب...
|
حاج سعید حدادیان | ||||
| ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
| 1 | هنگامه سرور کائنات است امشب | 1,042 | 0:05:54 | |
| 2 | شب غمش سحر شده علی بن موسی الرضا(ع) | 588 | 0:03:19 | |
| 3 | امام رضا عیدی می ده | 402 | 0:03:25 | |
|
امام نهم |
مقام: |
|
محمّد |
نام: |
|
جواد، التقی |
لقب: |
|
ابو جعفر |
کنیه: |
|
علی |
نام پدر: |
|
خیزران |
نام مادر: |
|
10 رجب سال 195 ه ق |
روز ولادت(ه ق): |
|
23 فروردین سال 190 ه ش |
روز ولادت(ه ش): |
|
مدینه-عربستان سعودی |
مکان ولادت: |
|
محمّد امین |
سلاطین زمان تولّد: |
|
17 سال |
مدت امامت(ه ق): |
|
25 سال |
مدت عمر(ه ق): |
|
30 ذیقعده سال 220 ه ق |
روز شهادت(ه ق): |
|
8 آذر سال 214 ه ش |
روز شهادت(ه ش): |
|
معتصم |
فرمانروایان زمان: |
|
معتصم |
قاتل: |
|
کاظمین-عراق |
محل دفن: |
|
4 |
فرزند پسر: |
|
7 |
فرزند دختر: |












یکی از مباحث پیرامون شخصیّت حضرت مهدی (عج)، زندگی شخصی و خانوادگی آن حضرت است، سخن از ازدواج یا عدم آن و داشتن فرزند و مکان زندگی و وضعیّت زندگی اولاد او و کیفیّت زندگی آن حضرت از بحثهای جذّابی است که احیاناً در اذهان بسیاری از معتقدان به او ابهاماتی وجود دارد که معمولا با جوابهای ضدّ و نقیضی نیز مواجه میشوند.
اساساً غیبت طولانی آن حضرت از نگاه زندگانی شخصی و خصوصی وی این سؤال را به وجود میآورد که آیا در این مدّت، حضرت مهدی(علیه السلام)ازدواج کرده است یا خیر؟
برخی این سؤال را به صورت اشکال مطرح کرده و میگویند: اگر ازدواج کرده و همسر دارد، لازمهاش داشتن فرزند است و لازمه این نیز فاش شدن اسرار و شناسایی آن حضرت است که با حکمت و فلسفه غیبت منافات دارد و اگر ازدواج نکرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و به امر شرعی مستحب عمل نکرده است که این هم با مقام و شأن آن حضرت نمیسازد، زیرا وی رهبر دینی مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، باید پیشقدم باشد و فرضِ وجود امامی که مستحب مؤکّد شرعی را ترک کند و در واقع عمل مکروهی را انجام دهد بسیار مشکل و جای استبعاد دارد.
ادامه مطلب...
آيا وظيفه افراد در امر به معروف و نهى از منكر اين است كه فقط به امر به معروف و نهى از منكر زبانى اكتفا كنند؟ و اگر اكتفا به تذكر زبانى واجب باشد، اين امر با آنچه در رسالههاى عمليه بخصوص تحرير الوسيله آمده است، منافات دارد، و اگر مراتب ديگرِ امر به معروف و نهى از منكر هم براى افراد در موارد لزوم جايز باشد، آيا در صورت نياز مىتوان همه مراتب مذكور در تحرير الوسيله را انجام داد؟
ج: با توجه به اينكه در زمان حاكميت و اقتدار حكومت اسلامى مىتوان مراتب ديگر امر به معروف و نهى از منكر را كه بعد از مرحله امر و نهى زبانى هستند، به نيروهاى امنيتى داخلى (پليس) و قوه قضائيه واگذار كرد، بخصوص در مواردى كه براى جلوگيرى از ارتكاب معصيت چارهاى جز اعمال قدرت از طريق تصرف در اموال كسى كه فعل حرام انجام مىدهد يا تعزير و حبس او و مانند آن نيست، در چنين زمانى با حاكميت و اقتدار چنين حكومت اسلامى، واجب است مكلفين در امر به معروف و نهى از منكر به امر و نهى زبانى اكتفا كنند، و در صورت نياز به توسل به زور، موضوع را به مسئولين ذيربط در نيروى انتظامى و قوه قضائيه ارجاع دهند و اين منافاتى با فتاواى امام راحل «قدسسره» در اين رابطه ندارد. ولى در زمان و مكانى كه حاكميت و اقتدار با حكومت اسلامى نيست، بر مكلفين واجب است كه در صورت وجود شرائط، جميع مراتب امر به معروف و نهى از منكر را با رعايت ترتيب آنها تا تحقق غرض انجام دهند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
ما طلاب باید در این فکر باشیم که چگونه می توانیم یک امضا و تأییدی از مولایمان حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) بگیریم؟! یعنی چگونه درس بخوانیم، و چگونه رفتار کنیم، که مولایمان ما را امضا و تأیید کند؟![بهجت عارفان:202]
امام علی(ع) فرمودند:
عَلیکم بِالدِرایات لا بالرّوایات
برشما باد به فهمیدن، نه نقل کردن
(میزان الحکمه،ح ۳۳۵۵)
اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.
پیامبراكرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن- روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد؛ ما بین نماز مغرب و عشاءدوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و درهر ركعت یك مرتبهسوره حمد، سه مرتبهسوره قدر، دوازده مرتبهسوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید،هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.
پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر" سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر" رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.
پیامبراكرم صلوات الله علیه در فضیلت این نماز می فرماید:
كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.
میّت می پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده ام.
آن زیباروی پاسخ می دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.
اگر مأمورانى كه از طرف دولت وظيفه جلوگيرى از فساد را بر عهده دارند، در انجام وظيفه خود كوتاهى كنند، آيا خود مردم مىتوانند اقدام به اين كار كنند؟
ج: دخالت اشخاص ديگر در امورى كه از وظائف نيروهاى امنيتى و قضائى محسوب مىشود، جايز نيست، ولى مبادرت مردم به امر به معروف و نهى از منكر با رعايت حدود و شرائط آن، اشكال ندارد.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید! [در محضر بهجت:2/299]
پیامبراکرم (ص) فرمودند:
اِذا رَاَیتُم الرَّجُل لایُبالی ما قال و لا ما قِیلَ لَهُ فَهُوَ شِرکُ الشَّیطان
هرگاه دیدید که مردی باکی ندارد که چه می گوید و چه درباره اش گفته می شود،چنین کسی شریک شیطان است
(جهادالنفس،ح687)
بىترديد عصر امام مهدى(ع) عصر حاكميت نور دانش و بينش و از درخشانترين و زيباترين اعصار روى كره زمين از آغاز آفرينش جهان و انسان خواهد بود. آنچه در اين نوشتار تقديم خوانندگان عزيز مىشود برخى از ابعاد زندگى و شكوفايى و درخشندگى آن عصر است كه با تلخيص از نظر گرامىتان مىگذرد.
در عصر درخشان امام مهدى(ع) حيات فرهنگى به گونهاى شكوفا و بارور مىگردد و دانش و فرهنگ و معنويت بويژه علوم دينى و احكام و مقررات و معارف انسانساز اسلام در سراسر گيتى بسط و گسترش مىيابد و چرخهاى فرهنگ و آگاهى و شناخت با سرعت وصفناپذيرى به حركت مىافتد.
كتابهاى مربوط به شرح حال راويان احاديث كه به كتابهاى رجالى مشهورند و نيز شرح حال و بيوگرافى آنان و تقسيمبندى روايات به صحيح و ضعيف كه بيشتر به حدس و گمان تكيه دارد و در عصر غيبت و به خاطر نرسيدن دست مردم به امام معصوم مورد استفاده قرار مىگيرد به پايان مىرسد؛ زيرا در عصر ظهور مردم به مقررات و احكام قطعى دست مىيابند و از اينها بىنياز مىگردند. همچنين بيشتر تفاسير از اعتبار ساقط مىشود و تنها تفاسير برخاسته از روايات رسيده از پيامبر و اهل بيت باقى مىماند.
همينگونه قرائتهاى مختلف از قرآن شريف كه دليلى براى آن نازل نشده است برداشته مىشود چرا كه مردم قرآن و قرائت صحيح آن را به گونهاى كه بر قلب مصفاى محمد(ص) فرود آمده است از امام مهدى(ع) مىآموزند و تفسير و پيام و مفهوم آن را آنگونه كه خدا اراده فرموده است مىشناسند و بر معارف بلند و راز و رمز و شگفتيهاى آن كه همچنان ناشناخته و پوشيده است، آگاهى مىيابند.
حضرت امام باقر(ع) فرمودهاند:
توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراة لتقضى فى بيتها، بكتاب اللَّه و سنّة رسوله1
يعنى به مردم عصر حكومت درخشان او، دانش و بينش ارزانى مىگردد كه زن در كانون خانه خويش براساس كتاب خدا و سنت پيامبرش عادلانه و آگاهانه داورى مىكند و نيازى به ديگرى ندارد.
اين روايت نشانگر اين واقعيت است كه مردم در روزگار حاكميت آن حضرت، براساس آداب و مقررات دينى تربيت شده و احكام شريعت را آموخته و بر پايهاى از فرهنگ و تمدن اوج مىگيرند كه هر بانويى مىتواند در درون خانه خويش ميان آن دو انسان براساس مقررات كتاب خدا و سيره و روش عادلانه پيامآور بزرگ او قضاوت كند.
اميرالمؤمنين على(ع) هم طى گفتوگويى با جناب كميل بن زياد نخعى مىفرمايند:
اى كميل، هيچ علمى نيست مگر آن كه با من آغاز گردد و هيچ سرى نيست مگر آنكه با قائم پايان پذيرد.2
لازم است بدانيم كه خود امام مهدى براساس كتاب خدا و سيره و شيوه انسانساز و افتخار آفرين پيامبر تدبير امور مىكند و به اندازه ذرهاى از آن انحراف نمىجويد. او شريعت جديد يا دين ديگرى نمىآورد كه با اسلام راستين ناسازگار باشد.
همچنين واقعيت كه رخ خواهد داد اين است كه همه مذاهب پديد آمده پس از رحلت پيشواى بزرگ توحيد پيامبر گرامى ملغى مىشود و از ميان مىرود چرا كه اينها راه و رسمى است كه در كتاب خدا و سنت پيامبر جايى ندارد. در كلامى كه از عالم اهل سنت به نام ابن العربى بيان گرديده آمده است:
امام مهدى پس از ظهور، دين را همانگونه كه بود و نازل گرديد آشكار مىسازد، به طورى كه اگر پيامبر گرامى حاضر باشد به همان حكم كند. او مذاهب مختلف را از روى زمين با ارشاد و هدايت خويش برمىدارد و جز دين خالص و پاك آسمانى نمىماند.3
آرى در آن شرايط پر افتخار است كه اتحاد بزرگ اسلامى تحقق مىپذيرد چرا كه همه مسلمانان در اصول دين و فروع آن و همه مسايل فقهى و احكام و مقررات شرعى، متحد و يكپارچه مىگردند.
دين راستين همان اسلام واقعى خواهد بود و مذهب همان مذهب تشيع كه مذهب خاندان وحى و رسالت است و پيامبر گرامى مردم را بدان دعوت نموده است. و همه بشريت بدين سان زير پرچم پر افتخار لاالهالااللَّه، محمد رسولاللَّه، على ولىاللَّه در اوج سعادت و رفاه و نيكبختى زندگى مىكنند.
در حديثى كه امام مجتبى از پدرش حضرت على نقل مىفرمايد چنين آمده است:
مهدى زمين را از برهان و دانش و نور هدايت پر مىكند تا آنجا كه سراسر گيتى به وى ايمان آورد و كافران مسلمان شوند و فاسقان صالح گردند.4
و باز حضرت على(ع) در بيان ديگرى از حضرت مهدى چنين مىفرمايد:
... لافترك بدعة الا ازالها ولا سنة الاّ اقامها.5
يعنى آن پيشواى الهى تمامى بدعتها را نابود مىكند و همه سنتها و شيوههاى پسنديده را زنده و برپا مىكند.
تربيت در عصر امام مهدى(ع)
از واقعيتهاى ترديد ناپذير اين است كه انسان در همه ابعاد، قابل تربيت و سازندگى است و هنگامى كه برنامههاى تربيتى براساس ارزشهاى والاى اخلاقى و انسانى تنظيم گردد بشريت راه اعتدال و درستى را خواهد گزيد. و در راه و روش شايسته و ستودهاى گام خواهد نهاد. اما اگر برنامهها و عوامل تربيتى فاسد و ناصالح باشد بدون ترديد نتيجه معكوس خواهد داد و انسان به سوى تباهى خواهد رفت.
1. كانون خانه و خانواده كه كودك در آن ديده بر جهان مىگشايد يك كانون و عامل تربيتى است كه در جهتدهى به كودك نقش بسيار مهمى دارد.
2. پس از خانه، نقش مدرسه است كه كودك با ورود بدانجا مراحل نخستين دانش و فرهنگ را از طريق آموزگاران دريافت مىدارد و هر چه مراحل مختلف علمى را طى مىكند سطح مطالعه و فرهنگ و آگاهيهاى او بالا مىرود تا سرانجام به عالىترين مراحل و مدارج علمى و فكرى مىرسد.
3. عامل محيط و جامعه، كودكى كه در جامعهاى مملو از دروغ و شائبه و بىبندبار رشد مىكند تربيت ناشايست و نادرست مىپذيرد و كودكى كه در جامعه دين باور و امانتدار و سرشار از حيا و درستكارى تربيت شود فردى شايسته خواهد بود.
4. رسانههاى گروهى و دستگاههاى تبليغاتى جامعه همچون روزنامهها و مجلات، راديو و تلويزيون و...
امام مهدى(ع) كه در انديشه اصلاح جامعه جهانى است و مىخواهد جامعهاى به راستى اسلامى پىريزى نموده و آن را به ارزشهاى والاى انسانى و قرآنى آراسته سازد، در اين راه مىبايست از وسايل و عوامل تربيتى بهره گيرد و آموزشهاى تربيتى صحيح و سازنده خويش را به وسيله اين وسايل و تجهيزات به گوشها برساند. از اين رو مدارس و آموزشگاهها را، فرهنگ و تعاليم انسانساز اسلام اداره و رهبرى مىكند و راههاى تعليم و تربيت در همه مراحل از شيوهها و برنامههاى اسلامى بهرهمند مىگردد و وسايل ارتباط جمعى به طور كامل، شايسته و مفيد و ثمربخش مىشوند و از چهارچوب مقررات و ارزشهاى اسلامى تجاوز نمىكنند.6
چنانچه حضرت على(ع) با عباراتى بسيار شنيدنى چنين نويد مىدهد كه:
مهدى(ع) هواهاى نفسانى را به هدايت باز خواهد آورد آنگاه كه هدايت را به هواپرستى بفروشند و آرا و نظرها را بر قرآن منطبق سازد چون قرآن را بر مدار آراى خويش باز خوانند.7
پىنوشتها :
1 . غيبت نغمانى، باب 13، ص238.
2 . ابن شعبه حرانى، ابو محمد حسن بن على، تحفالعقول، ص119.
3 . الفتوحات المكيه، ابن العربى، ج3، ص327، باب 366.
4 . طبرسى، احمدبن على، الاحتجاج، ج2، ص70.
5 . عقدالدّرر، باب 9، ص224، بحارالانوار، ج52، ص339.
6 . امام مهدى از ولادت تا ظهور، آيةاللَّه سيد محمد كاظم قزوينى، ص740.
7 . نهجالبلاغه، خطبه
ماهنامه موعود- شماره 39
گاهى در اثناى امر به معروف و نهى از منكر مواردى پيش مىآيد كه شخص گناهگار بر اثر عدم آگاهى از واجبات و احكام اسلامى، با نهى از منكر، نسبت به اسلام بدبين مىشود، و اگر هم او را به حال خود رها كنيم، زمينه فساد و ارتكاب گناه توسط ديگران را فراهم مىكند، تكليف ما در اين موارد چيست؟
ج: امر به معروف و نهى از منكر با رعايت شرائط آن يك تكليف شرعى عمومى براى حفظ احكام اسلام و سلامت جامعه است، و مجرّد توهم اينكه موجب بدبينى فاعل منكر يا بعضى از مردم نسبت به اسلام مىگردد، باعث نمىشود كه اين وظيفه بسيار مهم ترك شود.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
با این که ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی، امر اختیاری ما است – به خلاف ظهور و فرج عمومی - با این حال چرا به این اهمّیت نمی دهیم که چگونه با آن حضرت ارتباط برقرار کنیم؟![در محضر بهجت:2/134]
امام علی(ع) فرمودند:
لا یکون الصدیق صدیقا حتى یحفظ اخاه فى ثلاث:فى نکبته و غیبته و وفاته.
دوست اگر در سه مورد دوستش را حمایت نکند دوست نیست:در شدت و گرفتارى او ، در غیبت وى و پس از مرگش
(نهج البلاغه)
1. حكومت واحد جهاني
پيامبر، صلّياللّهعليهوآله:
سوگند به آن كس كه مرا مژدهآور راستين قرار داد، اگر از عمر جهان، جز يك روز نماند، خداوند همان يك روز را بس دراز دامن كند، تا فرزندم مهدي خروج نمايد. پس از خروج او، عيساي روح الله فرود آيد، و در پشت سر وي نماز گزارد. آنگاه زمين با فروغ پروردگار خويش روشن شود و حكومت مهدي به شرق و غرب گيتي برسد.
2. رشد عقلاني
امام باقر، عليهالسلام:
قائم ما، به هنگام رستاخيز خويش، نيروهاي عقلاني تودهها را تمركز دهد. و خفرَدها و دريافتهاي خلق را به كمال رساند.
3. شادابي و صفاي زندگي
پيامبر، صلّياللّهعليهوآله:
مهدي، در امت من خواهد بود. در آن روزگار، آسمان، باران فراوان ببارد و زمين هيچ روييدني را در دل نگاه ندارد.
امام علي، عليهالسلام:
اگر قائم، بپاخيزد، آسمان ـ چنانكه بايد ـ باران بارد و زمين گياه روياند. كينهها از سينهها بيرون رود. حيوانات نيز با هم سازگاري كنند. در آن روزگار، زن، با همة زيب و زيور خويش، از عراق در آيد و تا شام برود، نه جايي زميني بي سبزه بيند و نه درندهاي او را نگران سازد.
4. مساوات
پيامبر، صلّياللّهعليهوآله:
ـ ابو سعيد خفدري ميگويد: پيامبر، صلّياللّهعليهوآله، فرمود: «به مهدي بشارتتان ميدهم. او به هنگام اختلاف مردمان، از ميان امت من انگيخته ميشود... ساكنان آسمان و زمين از او خشنود خواهند بود. او مال را بدون خرده تقسيم ميكند» ـ مردي پرسيد: منظور چيست؟ فرمود: «ميان همه، مساوي»
امام باقر، عليهالسلام:
مهدي، ميان مردم ـ در تقسيم اموال ـ به مساوات رفتار ميكند، به طوري كه ديگر نيازمند و محتاجي يافت نميشود.
5. بينيازي همگاني
امام صادق، عليهالسلام:
به هم بپيونديد. به يكديگر نيكي روا داريد و مهرباني كنيد. سوگند به آن كس كه دانه را در دل خاك شكافت و جان انسان را آفريد، روزگاري برسد، كه كسي براي درهم و دينار خويش جايي نيابد، به اين علت كه همة مردمان، از فضل خدايي... بي نياز باشند و مستغني.
* برگرفته از: «در فجر ساحل»، محمد حكيمي/موعود جوان شماره دوازدهم
اگر شخصى داراى نفوذ و موقعيت اجتماعى خاصى باشد كه اگر بخواهد مىتواند بر معترضين به خود ضرر وارد سازد، و شواهدى هم دلالت كند بر اينكه وى مرتكب گناه و كارهاى خلاف و دروغگوئى مىشود، با اين وضع، آيا جايز است امر به معروف و نهى از منكر را در مورد او ترك كنيم يا اينكه با وجود ترس از ضرر رساندن او، واجب است او را امر به معروف و نهى از منكر كنيم؟
ج: اگر ترس از ضرر منشاء عقلائى داشته باشد، مبادرت به امر به معروف و نهى از منكر واجب نيست، بلكه تكليف از شما ساقط مىشود. ولى سزاوار نيست كسى به مجرد ملاحظه مقام كسى كه واجب را ترك كرده و يا مرتكب فعل حرام شده و يا به مجرد احتمال وارد شدن ضرر كمى از طرف او، تذكر و موعظه به برادر مؤمن خود را ترك كند.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها – اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض [حضرت حجّت (علیه السلام)] رجوع کرد. [در محضر بهجت:2/271]
امام صادق(ع) فرمودند:
کُونُو دُعاةً للنّاسِ بِغَیر اَلسِنَتِکُم لِیَرُوا منکُم الوَرَع و الاِجتهادَ و الصَّلاة و الخیر فَانَّ ذلکَ داعیةٌ
مردم را با غیر زبانتان بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش و نماز و خوبی را ببینند زیرا این امور آنان را به سوی حق فرا می خواند
(جهادالنفس،ح195)
ادامه مطلب...
اگر در بعضى از محيطهاى دانشگاهى معروف ترك شود و معصيت رواج پيدا كند و شرائط امر به معروف و نهى از منكر هم وجود داشته باشد و امر كننده به معروف و نهى كننده از منكر شخصى مجرّد باشد كه هنوز ازدواج نكرده است آيا به خاطر مجرّد بودن، امر به معروف و نهى از منكر از او ساقط مىشود يا خير؟
ج: اگر موضوع و شرائط امر به معروف و نهى از منكر محقق باشد، تكليف شرعى و وظيفه واجب اجتماعى و انسانى همه مكلفين است، و حالتهاى مختلف مكلّف مانند مجرّد يا متأهل بودن در آن تاثير ندارد، و به صرف اينكه مكلّف مجرد است، تكليف از او ساقط نمىشود.(طبق فتوای مقام معظم رهبری)
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟![در محضر بهجت:2/256]
امام جواد(ع) فرمودند:
عِزُّ المُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ.
عزّت مؤمن در بىنیازى او از مردم است.
(بحارالأنوار،ج75،ص 109،ح12)
امام هادى عليه السلام شب هنگام به پروردگارش روى مىآورد و شب را با التخشوع به ركوع و سجده سپرى مىكرد و بين پيشانى نورانىاش و زمين جز سنگ ريزه و خاك حائلى وجود نداشت و پيوسته اين دعا را تكرار مىنمود:
«الهى مسىء قد ورد، و فقير قد قصد، لا تخيب مسعاه و ارحمه و اغفر له خطاه. » (5)
بارالها! گنهكارى بر تو وارد شده و تهيدستى به تو روى آورده است، تلاشش را بى نتيجه مگردان و او را مورد عنايت و رحمتخويش قرار داده و از لغزشش درگذر.
پارسايى و انس با پروردگار، آنچنان نمودى در زندگى امام نقى عليه السلام داشت كه برخى از شرح حال نويسان در مقام بيان برجستگىها و صفات والاى آن گرامى به ذكر اين ويژگى پرداختهاند. «ابن كثير» مىنويسد:
«كان عابدا زاهدا» (6)
او عابدى وارسته و زاهد بود.
يافعى مىگويد: «كان متعبدا، فقيها، اماما. »
او كمر همتبه عبادت بسته، فقيه و پيشوا بود.
ابن عباد حنبلى، نيز مىگويد: «كان فقيها، اماما، متعبدا. » (۱)
(۱) در كتاب تاريخ اجمالى پيشوايان عليهم السلام به نمونههاى ديگرى از عبادت امام هادى عليه السلام اشاره شده است.
امام هادى همچون نياكان خود در برابر ناملايمات بردبار بود و تا جايى كه مصلحت اسلام ايجاب مىكرد با دشمنان حق و ناسزاگويان و اهانت كنندگان به ساحت مقدس آن حضرت، با بردبارى برخورد مىكرد.
«بريحه» عباسى - كه از سوى دستگاه خلافتبه سمت پيشنمازى مكه و مدينه منصوب شده بود - از امام هادى عليه السلام نزد متوكل سعايت كرد و براى او نوشت:
«اگر نيازى به مكه و مدينه دارى «على بن محمد» را از اين دو شهر بيرون كن، زيرا او مردم را به سوى خود خوانده و گروه زيادى از او پيروى كردهاند. »
بر اثر سعايتهاى پىدرپى «بريحه» متوكل امام را از كنار حرم جد بزرگوارش رسول خدا(ص) تبعيد كرد. هنگامى كه امام(ع) از «مدينه» به سمت «سامرا» در حركتبود «بريحه» نيز او را همراهى كرد. در بين راه «بريحه» رو به امام(ع) كرد و گفت:
«تو خود مىدانى كه عامل تبعيد تو من بودم. با سوگندهاى محكم و استوار سوگند مىخورم كه چنانچه شكايت مرا نزد اميرالمؤمنين يا يكى از درباريان و فرزندان او ببرى، تمامى درختانت را (در مدينه) آتش مىزنم و بردگان و خدمتكارانت را مىكشم و چشمههاى مزرعههايت را كور خواهم كرد و بدان كه اين كارها را خواهم كرد. »
امام عليه السلام متوجه او شد و فرمود:
«نزديكترين راه براى شكايت از تو اين بود كه ديشب شكايت تو را نزد خدا بردم و من شكايت از تو را كه بر خدا عرضه كردم نزد غير او از بندگانش نخواهم برد. »
«بريحه» چون اين سخن را از امام(ع) شنيد، به دامن آن حضرت افتاد و تضرع و لابه كرد و از او تقاضاى بخشش نمود. امام(ع) فرمود: تو را بخشيدم. (۱)
منبع : ر. ك. اثبات الوصيه، مسعودى، ص 197 - 196. سایت شهید آوینی
«امام ابوالحسن على النقى الهادى» - عليه السلام - پيشواى دهم شيعيان، در نيمه ذيحجه سال 212 هجرى در اطراف مدينه در محلى به نام «صريا» به دنيا آمد(1). پدرش پيشواى نهم، امام جواد - عليه السلام - و مادرش بانوى گرامى «سمانه» است كه كنيزى با فضيلت و تقوا بود (2).
مشهورترين القاب امام دهم، «نقى» و «هادى» است، و به آن حضرت «ابوالحسن الثالث» نيز مىگويند (3).
امام هادى - عليه السلام - در سال 220 هجرى پس از شهادت پدر گراميش برمسند امامت نشست و در اين هنگام هشت ساله بود. مدت امامت آن بزرگوار 33 سال و عمر شريفش 41 سال و چند ماه بود و در سال 254 در شهر سامراء به شهادت رسيد.
ادامه مطلب...
اينك در ادامه اين مطلب، آيه اى ديگر مورد بررسى قرار گرفته و پس از آن تعدادى از رواياتى كه در آنها به ستايش ايران پرداخته شده، بيان مى گردد.
3. در تفسير كلام خداى بزرگ: وقضينا الى بنى اسرائيل فى الكتاب لتفسدن فى الارض مرتين و لتعلن علوا كبيرا. فاذا جاء وعداولهما بعثنا عليكم عبادا لنااولى باس شديد فجاسواخلال الديار و كان وعدا مفعولا. (1)
به بنى اسرائيل اعلام نموديم در كتاب،«تورات » كه دوبار درزمين فساد و سركشى بزرگى خواهيد كرد، پس چون وعده يكى از آنها(فساد) برسد. بندگانى از خودرا كه داراى قوت و نيرومندى شگرفى هستند به طرف شمامى فرستيم تا در همه جا جستجو كنند واين وعده اى انجام شده است.
ادامه مطلب...


