رجعت از جمله اعتقادات اختصاصي شيعه است. طبق اين اعتقاد عده اي از افرادكاملا پاك و يا كاملا فاسق در دوران حكومت امام عصر(عج) به دنيا باز مي گردند. در بسياري از زيارت هاي امام حسين(ع) مسئله "رجعت" مطرح شده است از آن جمله: عن ابي عبدالله(ع) في زياره الحسين(ع):«... و نصرتي لكم معده حتي بحكم الله و يبعثكم فمعكم معكم لا مع عدوكم، اني مع المومنين برجعتكم...(1)
و ياري من براي شما آماده شده است تا زماني كه خدا حكم كند و شما را مبعوث كند، پس من با شمايم نه با دشمنان شما، همانا من از مومنان و كساني هستم كه به «رجعت» شما اعتقاد دارند....
اين مضمون در دعاي عرفه في زياره الحسين(ع) يوم عرفه:«... اشهد ان الائمه من ولدك كلمه التقوي و اعلام الهدي والعروه الوثقي اشهدالله و ملائكته و انبيائه و رسله انّي بكم مومن و بايابكم موقن...(2).
در زيارت امام حسين(ع) روز عرفه آمده است: ... و گواهي مي دهم كه امامان از فرزندان تو كلمه هاي پرهيزگاري و چراغ هاي هدايتند و ريسمان محكم الهي هستند و خدا و ملائكه او و انبياء و فرستادگانش را شاهد مي گيرم كه همانا من به شما ايمان دارم و به بازگشت شما معتقدم...».
كلمه "اياب" در اين زيارت و ساير زيارت ها، به معني رجوع و بازگشت است و معني قيامت نمي دهد؛ زيرا شهادت به بازگشت آنها در قيامت مخصوص كسي كه زيارت مي كند نيست و همه آن را قبول دارند.
علی بن ابی طالب آمد وضو بگیرد. تا دست به آب برد -آن استحباب اولی که انسان دستش را می شوید- گفت: «بسم الله و بالله، اللهم اجعلنی من التوابین و اجعلنی من المتطهرین»
به نام تو و به واسطه تو، خدایا مرا از توبه کاران قرار بده، مرا از پاکیزگان قرار بده.
توبه یعنی پاکیزه کردن خود. علی (ع) وقتی سراغ آب می رود، چون آب رمز طهارت است به یاد توبه می افتد. دستش را که تمیز می کند به یاد پاکیزه کردن روح خودش می افتد.
به ما می گوید وقتی با این آب، با این طهور، با این ماده ای که خدا آن را وسیله پاکیزگی قرار داده است مواجه می شوی. وقتی سراغ این ماده می روی، چشمت به آن می افتد و دستت را با آن می شوئی و پاکیزه می کنی، بفهم که یک پاکیزگی دیگری هم هست و یک آب دیگری هم هست که آن پاکیزگی، پاکیزگی روح است و آن آب، آب توبه است.
می گوید علی (ع) دستهایش را که شست، روی صورتش آب ریخت و گفت: «اللهم بیض وجهی یوم تسود فیه الوجوه و لا تسود وجهی یوم تبیض فیه الوجوه»
صورت را دارد می شوید وبر حسب ظاهر نورانی می کند. خوب! وقتی که صورتش را با آب می شوید براق می شود ولی علی که به این قناعت نمی کند، اسلام هم به این قناعت نمی کند. این خوب است و باید هم باشد اما باید توأم با یک پاکیزگی دیگر، با یک نورانیت دیگر، با یک سفیدی چهره دیگر باشد.
فرمود: خدایا چهره مرا سفید گردان آنجا که چهره ها تیره و سیاه می شود (قیامت). خدایا! آنجا که چهره هائی سفید می شود چهره مرا سیاه مکن، مرا رو سفید گردان. آنجا که افراد رو سیاه و یا رو سفید می شوند، مرا رو سیاه مکن.
بعد روی دست راستش آب ریخت و گفت: «اللهم اعطنی کتاب بیمینی و الخلد فی الجنان بیساری و حاسبنی حسابا یسرا»
پروردگارا! در قیامت نامه عمل مرا به دست راستم بده (چون نامه عمل سعادتمندها بدست راستشان داده می شود). خدایا! در آنجا از من آسان حساب بکش (به یاد حساب آخرت می افتد).
بعد روی دست چپش آب ریخت و گفت: «اللهم لا تعطنی کتابی بشمالی و لا من وراء ظهری و لا تجعلها مغلولة الی عنقی و اعوذ بک من مقطعات النیران»
پروردگارا نامه عمل مرا بدست چپم مده و نیز آن را از پشت سر به من مده (نامه عمل عده ای را از پشت سر به آنها میدهند نه از پیش رو که آن هم رمزی دارد). خدایا! این دست مرا مغلول و غل شده در گردنم قرار مده. خدایا! از قطعات آتش جهنم به تو پناه می برم.
می گوید، بعد دیدم مسح سر کشید و گفت: «اللهم غشنی برحمتک و برکاتک»
خدایا! مرا به رحمت و برکات خودت غرق کن.
مسح پا را کشید و گفت: «اللهم ثبت قدمی علی الصراط یوم تزل فیه الاقدام»
خدایا! این دو پای مرا بر صراط ثابت بدار و ملغزان، آنروزی که قدمها می لغزند.
«واجعل سعیی فیما یرضیک عنی»
خدایا عمل و سعی مرا، روش و حرکت مرا در راهی قرار بده که رضای تو در آن است.
وضوئی که اینقدر با خواست و خواهش و توجه توأم باشد، یکجور قبول می شود و وضوئی که ما می گیریم جور دیگر
منبع خبر: تبیان
سوال : آيا صحيح است كه نمازگزار هنگام خواندن «غير المغضوب عليهم» آن را بدون عطف فورى، با وقف بخواند و سپس «ولا الضالين» را قرائت نمايد؟ آيا در تشهد وقف بر «محمد» «صلى الله عليه و آله» در جمله «اللهّم صلّ على محمد» و سپس قرائت عبارت «آل محمد» صحيح است؟
جواب : وقف و فاصله تا مقدارى كه به وحدت جمله ضرر نزند، اشكال ندارد.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : بهترین ذکر، چه ذکری است؟
جواب : بالاترین ذکر به نظر حقیر، « ذکر عملی » است، یعنی « ترک معصیت در اعتقاد و در عمل »؛ همه چیز محتاج به این است و این، محتاج به چیزی نیست و مولد خیرات است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ما اَقبَحَ بِالمُومنِ اَن تَکونَ لَهُ رَغبةٌ تُذِلهُ
برای مومن چقدر است که میل و رغبتی داشته باشد که او را به ذلت و خواری بکشاند.
(جهاد النفس،ص277)
ترجمه: م - آزاد اردبيلى
هيچ حماسه انسانى در گذشته و حال به اندازه حماسه شهادت حسين، عليهالسلام، در كربلا مورد تحسين و توجه عاطفى قرار نگرفته و جنبه آموزشى نداشته است. اين حماسه به عنوان يك رويداد عاطفى و احساسى نقطه عطف مؤثرى در روند عقايد اسلامى شده است. حماسهاى كه اگر نبود اسلام نه تنها نمىتوانستبه عنوان يك عقيده ريشه دار و ايمان محكم در باطن مسلمانان جايگير شود; بلكه در حد يك مذهب كم فروغ و ضعيف در ميان انسانها معرفى مىشد.
قيام حسين بن على، عليهالسلام، زلزلهاى شگرف بود كه توانست پايههاى امت اسلامى را تا دورترين نقطهها به لرزه درآورد، چشمها را بگشايد و وجدانها را عليه هيمنه و اقتدار دروغ و شر ستم پيشگان بيدار كند، همانان كه در صددند ظلم و ستم را در اعماق جان انسانها مستولى كنند و ارزشهاى دينى را با عناوين پوشالى از بين ببرند و با تباه كردن حقوق دينداران، انوار ذاتى و جوهرى جذابيت دين را خاموش كنند.
حماسه حسينى، انقلاب به تمام معنى كلمه بود چيزى كه به هيچ وجه قابل قياس با ديگر انقلابها نيست، چرا كه عظمت آن فراتر از معناى محدود واژگان و بزرگتر از معيارهاى قابل قياس بشرى است. انقلابى است كه به درجاتى بالاتر از حماسه ارتقاء يافت و اين حقيقتى است كه براى شكل گيرى حماسهها معمولا انسانها فدا مىشوند اما در آفرينش اين حماسه نه انسانهاى معمولى كه خاندان و اهل بيت پيامبر شركت داشتند.
عاشورا قيامى است كه هدفش حفظ كيان امت محمد، صلىاللهعليهوآله، و مصون داشتن عقايد مسلمانان و حمايت از سنت مقدس رسول اكرم و دور ساختن دست متجاسران از آن است. بايد گفت آن كس كه انقلاب حسينى را به عنوان حماسه بپذيرد بزرگتر از آن نمىيابد; زيرا حماسهها و انقلابهايى كه جهتحركت تاريخ و امتها را تغيير دادهاند به سبتبزرگى اهداف و امكان تبديل شدنشان به يك عقيده و يا اصل اعتقادى براى گروه يا گروههايى قابل سنجشاند. با اين معيار، انقلاب حسين، عليهالسلام، از زمان پيدايش تا ابدالآباد در نوع خود هم اولين انقلاب تاريخ و هم بىنظيرترين انقلابها در تاريخ انسانيت استبه عبارت ديگر اين انقلاب تا جهان باقى است و نوع انسان زنده است جاودانه خواهد ماند چرا كه شكل گيرى آن به خاطر انسان بوده است.
اگر مىگوييم انقلاب حسينى «نخستين» انقلاب است از آنروست كه در چارچوب وقايع جهان اسلام و در تاريخ اديان آسمانى نخستين انقلابى است كه بر مبناى اصول و ارزشهاى عقيدتى به وقوع پيوسته است.
اگر مىگوييم «پيشتاز» است از اينروست كه نه تنها زمينه را براى روح انقلابى آماده كرده، بلكه خود يك انقلاب روحى است كه دلهاى مسلمانان را شيفته و بىقرار خود ساخته و معنى بزرگمنشى و پايمردى انسان مؤمن را در برابر فتنهگرانى كه به نام دين رگههاى شرك و بيهودگى را در پيكره عقايد اسلامى تزريق مىكنند; يادآور شده است.
انقلاب حسينى، دعوت آشكارى بود براى زدودن اين رگهها و تخريب پايههاى گمراهى و ايستادگى در برابر اهداف كسانى كه از صراط مستقيمشريعت منحرف شده و با آبروى شريعت و دين بازى مىكردند همانان كه بر سر كيان آئين نوظهور اسلام قمار كردند تا بتوانند آن را پيش از رشد و بالندگى به خاك بسپارند.
اگر مىگوييم «يگانه» است از اينروست كه با تسخير وجدانهاى مسلمين تاثيرات عقيدتى محكمى بر جاى گذاشت. درست در زمانى كه پايههاى حكومتحكام اسلامى و حكومتگران بنام دين به واسطه اعمالشان نيازمند وارد آمدن شوك و ضربهاى كارى بود; قيام شهادت طلبانه حسين، عليهالسلام، همان ضربه كارى بود كه تاثيرى برقآسا در آن دوران و دورانهاى بعد گذاشت. صاعقهاى بود كه چشمهاى عشق و محبت را در وجدانهاى بيدار نسلهاى بعد جارى خواهد كرد.
و بالاخره اگر مىگوييم انقلاب عاشورا انقلابى «جاودانه» است از اينروست كه يك انقلاب انسانى به تمام معنى است. از انسان استبراى انسان، اين انقلاب با خون پاك حسين گلگون شد و از همين رو در نهاد تمام مسلمين به عنوان نماد كرامت دين شناخته شد و انسان مسلمان توانستشاهد ورق خوردن صفحات جديدى در روند عقيدهاش باشد، صفحاتى روشن و خالى از تزوير و بردگى و بندگى كه كلمات آن با حروفى نورانى نگاشته شده تا ضمير انسان را به راههاى درستى كه بايد در آنها حركت كند رهنمون شود و او را به اوج سلامتى و امنيت كه شايسته يك انسان استبرساند. از اينرو [انقلاب حسين] جاودانه است زيرا يك انقلاب اخلاقى است و قانون جديد اخلاق را پى ريزى كرده است، قانونى كه روشنگر راه مبارزه امت اسلامى در تمام سطوح و زمينههاست و به او مىآموزد كه چگونه فدا كردن جان و تن در زمانها و مكانهاى پر خطر، آسان است و چگونه مردن، سعادت و زندگى با ظالمان دردآور و سخت است و اينكه مرگ با عزت بهتر از زندگى با ذلت است.
ماهنامه موعود شماره 14
سوال : با توجه به نظر حضرت امام «قدس سره» در تفسير سوره مباركه حمد مبنى بر راجح بودن لفظ «ملك» بر «مالك»، آيا هنگام قرائت اين سوره مباركه، احتياط در قرائت به هر دو صورت در نمازهاى واجب و غير واجب، صحيح است؟
جواب : احتياط در اين مورد اشكال ندارد.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : شخصی که ایمان بسیار ضعیف دارد، چگونه اراده را قوی کند تا هر کاری را انجام ندهد و حتی بتواند از کارهایی که خارج از اختیار است جلوگیری کند.
جواب : بسمه تعالی- آنچه در تحت اختیار اوست، اختیاراً خلاف رضای خدا را بجا نیاورد؛ همین راه نجات است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
لاتشـاور احمق و لاتستعن بکذاب و لاتثق بمـوده ملوک
با احمق مشورت نکن و از دروغگو یارى مجو و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.
(تحف العقول،ص316)
سوال : مىدانيم كه كلمه «صلاة» به حرف «تاء» ختم مىشود ولى در اذان «حى على الصلاه» با «هاء» گفته مىشود، آيا اين صحيح است؟
جواب : ختم لفظ صلوة به هاء، هنگام وقف اشكال ندارد، بلكه متعيّن است.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : مدتی است که ایمان خود را ضعیف می بینم و گاهی نماز نمی خوانم و تمرکزم در نماز خواندن کم شده است، چه کار کنم؟
جواب : بسمه تعالی- قوت ایمان از حیث نظر، به دراست علم کلام است[ و] از حیث غیر نظر، به عمل به معلومات است. حفظ نماز به این است که در آنِ تمکن، خود را منصرف نماید از خیالات دیگر و این انصراف را اختیاراً از دست ندهد. و به غیر آن تمکن، اعتنایی نکند.
امام سجاد علیه السلام فرمودند:
الخیرَ کُلُّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطّمعِ عمّا فی أَیدِی النّاس
تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.
(جهادالنفس،ص276)
به گزارش شیعه نیوز به نقل از ایرنا، دکتر «علی رمضان الاوسی» که برای شرکت درکنگره علامه بلاغی به قم سفر کرده است، افزود: وهابیت یک مذهب فقهی نیست بلکه فرقه ایی است که از سوی محمدعبدالوهاب تاسیس شده واز جانب انگلیسیها نیز تحت حمایت قرار گرفت.
وی اضافه کرد: قواعد و اصول فرقه وهابیت با بدیهیات اجتماعی بشریت در تضاد و با تفکر در ستیز است و به همین خاطر نمیتواند استمرار یابد و هیچ آینده روشنی برای آن نمیتوان متصور شد.
وی ادامه داد: برخلاف این فرقه، جریان اصیل اسلامی است که در تمامی جوامع در حال پیشرفت است و آیینی است که بشریت را به صلح و دوستی متقابل دعوت میکند و به نیازهای مردم پاسخ میدهد و مردم دنیا این حقیقت را به خوبی تشخیص میدهند.
رمضان الاوسی افزود: معتقدم که آینده برای اسلام و مسلمانان است چرا که ما ایمان به وحدت کلمه و گفت و گوی تمدنها داریم.
وی با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی پرچمدار طرح گفت و گو است تاکید کرد: امروز مجامع مختلف اسلامی از جمله مجمع تقریب مذاهب اسلامی گام های موثری در راستای نزدیکی هرچه بیشتر مذاهب اسلامی برداشته است.
وی اضافه کرد: اخیرا در لندن نیز نشستی با علمای اسلام از مذاهب مختلف برگزار کردیم و شاهد حضور گسترده مذاهب اسلامی بودیم و معتقدیم از طریق برقراری ارتباط بین مذاهب اسلامی میتوان دین مبین اسلام را هر چه بیشتر در دنیا مطرح کرد.
سوال : اگر شخص بخواهد علاوه بر هفده ركعت نماز واجب روزانه، هفده ركعت نماز قضاء احتياطى هم بخواند، آيا قرائت دو ركعت اول و دوم نمازهاى صبح و مغرب و عشاء را بايد بلند بخواند يا آهسته؟
جواب : در وجوب جهر و اخفات در نمازهاى واجب فرقى بين نماز اداء و قضا وجود ندارد، هر چند نماز قضا احتياطى باشد(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : کسانی که ادعای کشف دارند، آیا جایز است بر اساس مشاهدات خود، عیوب مردم را فاش نمایند؛ در هر صورت وظیفه ما در مقابل این اشخاص چیست؟
جواب : تکلیف آنها یقین به موضوع و حکم است؛ و تکلیف مستمعین یقین خودشان به موضوع و حکم است. خداوند ما را بر روی نگرداندن از یقین در انجام دادنها و ترک کردنها، موفق بدارد.
امام علی علیه السلام فرمودند:
الصلوة حصن من سطوات الشیطان
نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان نگاه می دارد.
(غررالحکم ، ص 56 )
ادامه مطلب...
از امروز به برکت خون این شهید، هزاران مغنیه برای مقاومت برابر مستکبرین، آماده شهادت خواهند بود.
پیام مقام معظم رهبری دربارهی شهادت این مجاهد بزرگ
سخنرانی سید حسن نصرالله در مراسم تشییع پیکر عماد مغنیه
معرفی کوتاه از عماد مغنیه
زندگینامهای دیگر از عماد مغنیه
| مردی از نوادههای عمر بن خطاب، در مدینه با امام کاظم (علیهالسلام) دشمنی میکرد و هر وقت به ایشان میرسید، با کمال گستاخی به علی (علیهالسلام) و خاندان رسالت ناسزا میگفت، و بدزبانی میکرد. |
|
|
ادامه مطلب...
روزی یکی از دوستان حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم علیه السلام به دیدار آن حضرت آمد؛ و حضرتش را به میهمانی در منزل خود دعوت کرد.
امام علیه السلام دعوت دوست خود را پذیرفت و به همراه آن شخص حرکت کرد تا به منزل او رسید.
همین که حضرت وارد منزل شد، میزبان تختی را مهیّا نمود و امام کاظم علیه السلام بر آن تخت جلوس فرمود.
چون صاحب منزل به دنبال آوردن غذا رفت، حضرت متوجّه شد که یک جفت کبوتر زیر تخت در حال بازی و معاشقه با یکدیگر میباشند.
وقتی صاحب منزل با ظرف غذا نزد حضرت وارد شد، امام علیه السلام در حال خنده و تبسّم مشاهده کرد، از روی تعجّب اظهار داشت: یابن رسول اللّه ! این خنده و تبسّم برای چیست؟
حضرت فرمود: برای این یک جفت کبوتری است که زیر تخت مشغول شوخی و بازی هستند، کبوتر نر به همسر خود میگوید: ای انیس و مونس من، ای عروس زیبای من! قسم به خداوند یکتا! بر روی زمین موجودی محبوبتر و زیباتر از تو نزد من نیست؛ مگر این شخصیّتی که روی تخت نشسته است.
صاحب منزل با تعجّب عرضه داشت: آیا شما زبان حیوانات و سخن کبوتران را هم میفهمید؟
امام علیه السلام فرمود: بلی، ما اهلبیت رسالت، سخن حیوانات و پرندگان را میدانیم؛ و بلکه تمام علوم اوّلین و آخرین به ما داده شده است.
نکته:
1- برای اثبات امامت ائمه علیهم السلام و حقانیت و ضرورت وجودشان در کتابهای کلامی به طور گسترده بحث و استدلال شده و اینگونه ماجراها جهت اثبات این مسأله نیست بلکه جهت آشنایی با تاریخ و سیره آنان و پندآموزی است.
2- مواجههی امامان علیهم السلام با افراد مختلف متناسب با عقول و میزان فهمشان بوده است؛ لذاست که میبینیم مباحثات آنان با دانشمندان و اصحاب سرّشان، سرشار از مطالب بلند و معارف مستدَلّ و با عوام بسیار ساده است.
3- گونهای از رفتار آن بزرگواران علیهم السلام در مقام تحدّی و بر جا نشاندن مخالفان (اسکات خصم) بوده مانند آنچه که در تاریخ انبیا نیز آمده است و نباید خُردهی قوی نبودن با مثبِت نبودن کرد.
منبع خبر: بحارالانوار: ج 41، ص 56، ح 65/ مختصر بصائرالدّرجات : ص 114/شیعه نیوز
روزی پیشوای هفتم علیهالسلام به کاخ هارون رفته بود. هارون از او پرسید: این دنیا چیست؟ امام فرمود: این دنیا سرای فاسقان است. سپس با تلاوت آیه 146 سوره اعراف به وی هشدار داد که:
«سَاَصْرِفُ عَنْ آیاتِی الَّذینَ یتَکَبَّرُونَ فِی الاَْرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَاِنْ یرَوْا کُلَّ آیةٍ لا یؤْمِنُوا بِها وَاِنْ یرَوْا سَبیلَ الرُّشْدِ لا یتَّخِذُوهُ سَبیلاً وَاِنْ یرَوْا سَبیلَ الْغَی یتَّخِذُوهُ سَبیلاً»؛(1)
«به زودی از آیات خود دور خواهم نمود کسانی را که به ناحق در روی زمین ادعای بزرگی میکنند و اگر آنان هر آیهای را ببینند، به آن ایمان نمیآورند و اگر راه رشد و کمال را ببینند، به سوی آن حرکت نمیکنند، ولی اگر راه ضلالت و گمراهی را ببینند، به سوی آن خواهند رفت.»
هارون پرسید: دنیا خانه کیست؟ حضرت فرمود: دنیا برای شیعیان ما مایه آرامش و برای دیگران آزمایش است.
در آخر این گفتگو، هارون با درماندگی تمام پرسید: آیا ما کافریم؟ پیشوای هفتم علیهالسلام پاسخ داد: نه، ولی چنان هستید که خداوند متعال فرموده است:
«الَّذینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللّهِ کُفْرا وَاَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ»؛(2)
«کسانی که نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را در محل تباهی فرود آوردند.»(3)
پی نوشت:
1. اعراف/146.
2. ابراهیم/28.
3. هدایتگران راه نور، ص700.منبع خبر: تبیان
سوال : مىدانيم كه يك ركعت از نماز متشكل از نيت، تكبيرةالاحرام، حمد، سوره، ركوع و سجده است، و از طرف ديگر در نماز ظهر و عصر و ركعت سوم نماز مغرب و ركعت سوم و چهارم نماز عشاء آهسته خواندن واجب است. ولى در نماز جماعتى كه از راديو و تلويزيون مستقيما پخش مىكنند، مشاهده مىشود كه امام جماعت ذكر ركوع و سجده ركعت سوم را بلند مىخواند، با توجه به اينكه آن ركوع وسجده دو جزء ركعتى هستند كه آهسته خواندن در آن واجب است. اين مسأله چه حكمى دارد؟
جواب : وجوبِ بلند خواندن در نمازهاى مغرب و عشاء و صبح و وجوبِ آهسته خواندن در نماز ظهر و عصر، مختص به قرائت حمد و سوره است. همانگونه كه وجوب آهسته خواندن در غير از دو ركعت اول نماز مغرب و عشا، فقط مخصوص قرائت حمد يا تسبيحات در ركعت سوم و چهارم است. ولى در ذكر ركوع و سجده و تشهد و سلام و ديگر ذكرهاى واجب در نمازهاى پنجگانه، مكلّف بين آهسته يا بلند خواندن مخيّر است.(طبق فتوای حضرت آقا)
کنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضی، ابوعلی و ابواسماعیل.
القاب: کاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.
نکته: آن حضرت در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.
منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.
تاریخ ولادت: هفتم ماه صفر سال 128 هجری. برخی نیز سال 129 را ذکر کردند.
محل تولد: ابواء (منطقهای در میان مکه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودی کنونی).
ادامه مطلب...
سوال : ملاک تشخیص مکاشفات واقعی با ادعاهای بی اساس و کذب چیست؟
جواب : از جمله اسباب یقین، آثار صدق در قول و فعل مدعی است؛ و در مقابل، آثار مخالفت قول با فعل.
درس اخلاق آیت الله امجد
دعا کردن برای فرج امام زمان علیه السلام بهترین هدیه برای حضرت است. برای حضرت صدقه بدهیم و محبّت کنیم. فرج عمومی حضرت اینست که حکومت حضرت تشکیل بشود. همه ی انبیاء منتظر آن حکومت بوده اند.
البته ما باید برای این نظام تلاش کنیم امّا نباید خیال کنیم که ما چون این نظام را قبول کردیم پس ما مسلمانیم. نخیر! مسلمان نیستیم و باید اقرار کنیم که ما مسلمان نیستیم. اسلام چیز دیگری است.
الان اگر بنده بگویم من نمونه ی حوزه ی علمیه هستم، اصلاً مردم از حوزه ی علمیه متنفّر می شوند. باید بگویم من هم یک طلبه ی ناقص از حوزه هستم، اگریک نواقصی از من دیدی، آنها را به حساب حوزه نگذار. من یک مسلمان کالی(ناقص) هستم. اگر از من اشکالی دیدی به اسلام لطمه نزن.
مرحوم جمال الدین اسدآبادی - خدا او را رحمت کند - می گفت باید اول بگوییم ما مسلمان نیستیم، بعد تبلیغ اسلام را کنیم. ما یک سری سلیقه ی شخصی ازشرق و غرب جمع کرده ایم و اسمش را اسلام گذاشته ایم. عروسی و عزای ما اسلامی است ؟مراسم و رفتارهای ما اسلامی است ؟ کجای ما اسلامی است؟
البته اینطوری نیست که فکر کنیم حضرت وقتی بیایند، من عوض می شوم و نفوس عوض می شوند. منتها من جرأت نمی کنم کاربد کنم. الان جرأت نمی کنم از ترس قانون، شراب فروشی باز کنم ولی در خانه ام می توانم شراب بسازم. امّا آنوقت جرأت نمی کنم در خانه ی خودم هم شراب بسازم، نه اینکه نخواهم این کار رابکنم. آن کسی که می خواهد دزدی کند دیگر نمی تواند، نه اینکه نمی خواهد دزدی کند.
اینطوری نیست که وقتی امام زمان بیاید همه ی نفوس، مسلمان می شوند، نخیر، چنین چیزی نیست، چرا؟ چون قرآن می فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم ُ الْعَداوَة َ وَ الْبَغْضاءَ الی یَوم ِ الْقِیامَة) تا قیامت، این بشرهمینطوری است. منتهی همین طور که برای حضرت سلیمان، همه ی جن و انس در خدمتش بودند، وقتی حضرت بیاید، همه ی قدرت ها در دست اوست. آن وقت آدم از در و دیوار و عیال خودش و از شنود شدن حرفهایش می ترسد.
وقتی اینطور شد من دیگر می ترسم خلاف کنم. نه اینکه خیال کنیم نفوس ما عوض می شود ولی الان اگر انسان کاری کند امام زمان راضی شودهفتاد برابر آن وقت است، منظور از هفتاد، عدد نیست، کنایه از کثرت است، یعنی اعمال خیلی ارزش دارد.
شما الان هرکار خوبی بکنی، هفتاد برابر آن وقت است. ما کافی است واجب را انجام دهیم و حرام را ترک کنیم آن وقت سلمان زمان می شویم. اگر کسی به واجب عمل کند و حرام راترک کند، خدا دستش را می گیرد و او را هفت شهر عشق می گرداند. ما خیال کرده ایم کلاس اخلاق امجد کسی را می سازد، نه، چنین نیست ! امجد خودش را نساخته، بعد بیاید تو را بسازد؟از این کلاس اخلاق به آن کلاس اخلاق.
یک عده شیّاد هم در جامعه افتاده اند و فرمول دست شان است و از غیب هم می گویند و اسرار بقیه را فاش می کنند. آن وقت یک عده شیّاد با این جوان هاافتاده اند. خدا قوام را رحمت کند. وقتی خطایی می دید عبا را به سر می کشید تا نبیند. بزرگان مامظهر ستّاریت بودند، مظهرِ (یا مَن ظَهَرَ الجَمیل و سَتَرَ القبیح) بودند.منبع خبر: تبیان
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اول ما یسالون عنه الصلوات الخمس
اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است .
(کنز العال،ج 7،حدیث 18859)
سوال : آيا اگر قصد خواندن قضاى نماز صبح را داشته باشيم بايد آن را بلند بخوانيم يا آهسته؟
جواب : واجب است كه قرائت حمد و سوره در نمازهاى صبح و مغرب و عشاء چه اداء باشد و چه قضاء در هر حالى بلند باشد، حتى اگر قضاى آنها در روز خوانده شود، و اگر عمداً بلند خوانده نشود، نماز باطل است.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : آیا عمل و ترتیب اثر دادن به سخنان کسانی که ادعای مکاشفه با حضرت مهدی- عجل الله فرجه الشریف- را دارند، جایز است؟
جواب : دائر مدار یقین عامل است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ایـاکـم ان یحسـد بعضکـم بعضـا فـان الکفـر اصله الحسـد.
از حسـد ورزى به یکـدیگـر بپـرهیزیـد، زیـرا ریشه کفـر، حسـد است.
(تحف العقول ، ص 315)
پاسی از شب را به شرب خمر مشغول، و شادی می کردند، آنگاه سفره ی غذا گستردند و مشغول غذا خوردن شدند، ناگاه دیدند دستی از دیوار دیر بیرون آمد و با قلمی از آهن این شعر را بر دیوار نوشت: آیا امتی که حسین را کشتند شفاعت جدش را در روز قیامت امید دارند؟ادامه مطلب...
سوال : نمازى كه قرائت آن بلند خوانده نشده باشد، چه حكمى دارد؟
جواب : بر مردان واجب است كه حمد و سوره را در نمازهاى صبح و مغرب و عشاء بلند بخوانند. اگر سهوا يا جهلا آهسته بخوانند نماز صحيح است، ولى اگر از روى عمد باشد، نماز باطل است.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : آیا بازگویی مکاشفه و دیدار با حضرت ولی عصر - ارواحنا فداه- برای دیگران و عامه مردم صحیح می باشد؟
جواب : این مطلب تکلیف مدعی است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ما عذب الله امه الا عنداستهانتهم بحقوق فقرإ اخوانهم
خداوند امتى را عذاب نخواهد کرد، مگر در وقتى که نسبت به حقوق برادران نیازمند خود سستى نمایند
(مستدرک ،ج 12، ص413)
در یکی از جنگ ها، پیغمبر آب دهان خویش را بر چشمان حضرت علی (ع) مالیدند و رنج و بیماری چشم آن حضرت بهبود یافت. از دیگر موارد، تبرک جستن به موی پیامبر(ص) بود که در چند مورد از آن روایت شده است. نمونه های دیگر، تبرک جستن مسلمانان به تیر و کمان و کف دست رسول اکرم (ص) است. و حتی قبل از بعثت رسول مکرم اسلام (ص) وقتی یهودیان مدینه با کفار قتال می کردند، جهت پیروزی به درگاه الهی دعا نموده و به رسول مکرم اسلام (ص) قسم یاد می کردند. نتیجه این که رسول مکرم اسلام (ص) و انبیای الهی انسان هایی هستند که بعد روحانی و اتصال آنان به عالم معنا، سبب شده معنویت بر جسم آنان تجلی یافته و این جسم نیز به تبع آن روح مقدس و ملکوتی تقدس یابد.
ادامه مطلب...
آیت اللّه مجتهدی تهرانی میگوید: میرزا جواد آقا ملکی تبریزی استاد امام خمینی رحمهالله در مجلسی حضور داشتند که غیبتی صورت گرفت. ایشان منع کردند، ولی سودی نبخشید. از مجلس بیرون آمدند و فرمودند: این مجلس 40 روز مرا به عقب انداخت.(1)
برای خدا درس میدادم
از رجبعلی خیاط نقل شده است که: «در تشییع جنازه آیت اللّه بروجردی رحمهالله جمعیّت بسیاری آمدند و تشییع با شکوهی شد. در عالم معنا از ایشان پرسیدم که چطور شد از شما این اندازه تجلیل کردند؟ فرمود: «تمام طلبهها را برای خدا درس میدادم.»(2)
تو گناه را ترک کن، خدا خود تو را تربیت میکند
رجبعلی خیاط میگوید: «در ایّام جوانی دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته مَنْ شد و سرانجام در خانهای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: «رجبعلی! خدا میتواند تو را خیلی امتحان کند، بیا یک بار تو خدا را امتحان کن! و از این حرام آماده و لذّت بخش به خاطر خدا صرف نظر کن.» سپس به خداوند عرضه داشتم: «خدایا! من این گناه را برای تو ترک میکنم، تو هم مرا برای خودت تربیت کن!»
آن گاه یوسف گونه پا به فرار میگذارد و نتیجه این ترک گناه، باز شدن دیده برزخی او میشود؛ به گونهای که آنچه را که دیگران نمیدیدند و نمیشنیدند، میبیند و میشنود و برخی اسرار برای او کشف میشود.(3)
سالها نگاه نکردم
ملاّعباس تربتی در حین راه رفتن برای جمع بودن حواس و حفظ حالت حضور، فقط جلو پایش را نگاه میکرد. خودش به فرزندش میگفت: «پیش از آنکه با مادرت ازدواج کنم، نام دختری را در کاریزک (یکی از روستاهای اطراف تربت حیدریّه) برای من برده بودند که ازدواج با او سر نگرفت و من هرگاه از کوچه آنها میگذشتم، [در طی سالها] حتی [یکبار] به در خانه آنها نگاه نکردم.»(4)
پی نوشت:
1. کیمیای محبت، محمدی ری شهری، دار الحدیث، چاپ سوم همان، ص 79.
2. مجله نخل شهداد، شماره 2، 1382.
3. فضیلتهای فراموش شده، حسینعلی راشد، چاپ سوم، 1371.
4. از هر چمن گلی، سیدمحمد علی جزایری، ص70.
منبع: مجله مبلغان، شماره 57/شيعه نيوز
سوال : مدتى است از درد كمر رنج مىبرم ولى گاهى اوقات درد آن شديدتر است به حدّى كه نمىتوانم نمازهايم را ايستاده بخوانم، با توجه به اين مسأله، اگر اوّل وقت بخواهم نماز بخوانم، بايد نشسته بخوانم ولى اگر صبر كنم، شايد در آخر وقت بتوانم ايستاده نماز بخوانم، با اين وضع وظيفه من چيست؟
جواب : اگر احتمال مىدهيد كه در آخر وقت بتوانيد نماز خود را ايستاده بخوانيد، بنابر احتياط، بايد تا آن هنگام صبر كنيد، ولى اگر در اوّل وقت به خاطر عذرى نماز خود را نشسته خوانديد و سپس تا آخر وقت عذر شما برطرف نشد نمازى كه خواندهايد صحيح است و اعاده لازم نيست و اگر در اوّل وقت قادر بر نماز ايستاده نبوديد و يقين داشتيد كه ناتوانى شما از نماز تا آخر وقت ادامه خواهد يافت، ولى قبل از آخر وقت عذر شما بر طرف شد و توانستيد ايستاده نماز بخوانيد بايد نماز را به طور ايستاده اعاده كنيد.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : ترجمه : فرزند من معتقد است که نوری را از امام علی(ع) مشاهده نمود و مدتی با او همراه بوده است؛ آیا این مطلب حق است یا نه و چگونگی رهایی از آن چیست؟
جواب : بسمه تعالی، بر هر مرد و زن مؤمن لازم است که به وظایف معلوم خود که انجام واجبات و ترک محرمات است، عمل نماید؛ و آنچه که در بیداری یا خواب می بیند، اگر حق باشد آن را صلوات زیاد بر حضرت نبی اکرم و آل او صلی الله علیه و آله، تکمیل می نماید؛ و اگر باطل باشد یا حقی باشد که از آن در راه باطل استفاده شده باشد، زیاد صلوات فرستادن بر حضرت محمد و آل او، آن را دفع می نماید.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
علیک بالصمت، تعد حلیما، جاهلا کنت او عالما، فان الصمت زین لک عندالعلما و سترلک عندالجهال.
عالم باشى یا جاهل ، خاموشى را برگزین تا بردبار به شمار آیى . زیرا خاموشى نزد دانایان زینت و در پیش نادانان پوشش است
(مستدرک ،ج 9، ص17)
سلام علیکم :
آیا حضور در مجالس صوفیه و مخصوصاً خانقاه ها جائز است؟
آیة الله صافی گلپایگانی:
جواب: شرکت در این گونه مجالس، حرام و ترویج بدعت است.
آیة الله خامنه ای:
جواب: از زمان بعثت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) و عصر ائمهی اطهار (علیهمالسلام) تا زمان حاضر، همیشه مسجد پایگاه اقامهی نماز و شعائر دینی و تبلیغ معارف اسلامی بوده و خانقاه، اساس و جایگاهی نداشته است. بنابراین، باید از شرکت در اینگونه جلسات و هرگونه عملی که باعث ترویج اینگونه مراکز شود، اجتناب گردد.
آیة الله مکارم شیرازی:
جواب: جایز نیست.
آیة الله سید صادق شیرازی:
جواب: خیر، جایز نیست.
آیة الله شاهرودی:
جواب: عمل ایشان از صدر اسلام با مخالفت و نهی حضرت رسول روبرو شد و در ادامه اهل بیت علیه السلام از فکر و مکتب آنها ممانعت فرموده اند در این مسئله می توانید به کتاب سفینة البحار مرحوم محدث قمی باب الصاد بعده الواو رجوع کنید اهل بیت (ع) صوفیان را خلفاء شیطان و خراب کننده قوانین و قواعد دین معرفی می کنند.
حضرت هادی می فرمایید : ((الصوفیة کلهم من مخالفینا و طریقهم مغایرة لطریقنا و ان هم الا نصاری و مجوس الامة اولئک الذین یجهدون فی اطفاء نورالله و الله یتم نوره و لو کره الکافرون )) : صوفیان چه آنها که ادعای پیروی از امت هستند و چه از اهل تسنن، همه مخالفت ما هستند و روش آنها با روش ما مغایراست و آنها نصاری و مجوس این امت هستند که در خاموش کردن نور اللهی می کوشند .
هرطریقی غیر از راه معصومین علیهم السلام به غیر خدا ختم می شود و کلماتی جون ((بنا عبد الله )) –(( بنا عرف الله ))- ((بکم یسئلک الی الرضوان ))- (( هم درجات عند الله ))- (( علی مع الحق والحق مع علی )) و ..... به وضوح براین معنا دلالت می کند کشف و کرامت و خبر از نادانسته ها بر فرض حقیقت داشتن دلالت بر حقانیت صاحب آنها نمی کند : ((و ان الشیطان لیوحون بعضهم الی بعض )) بروز انواع فسادها، گناهان صغیره و کبیره، خود پرستی ها و تمجیدهای مختلف از خود از این طائفه شاهدی برکذب مدعیات ایشان است.
منبع : المذهب
تردیدی نیست که قرآن در برانگیختن اندیشه ها به سمت تولید علم و دانش نقش به سزایی را ایفا کرده است. قرآن در جامعه ای نازل شد که اکثر قریب به اتفاق مردمانش از نعمت خواندن- که پایه علوم است - برخوردار نبودند.
این کتاب آسمانی با امر به «خواندن» آغاز گشت و دیری نگذشت دانشمندانی را تربیت کرد که در بیشتر دانش ها و فنون عصر خویش سرآمد شدند و این امر ممکن نبود، مگر به مدد جنبش و نهضتی که قرآن و آموزه های وحیانی اش ایجاد کرد. اروپای قرون وسطا با مشعل دانشی که مسلمانان افروختند، توانستند به راه های روشنی در زندگی رهنمون شوند، اما صرف نظر از این نقش، برخی بر این تصور بوده و هستند که خود متن قرآن در بردارنده همه علوم است.
ادامه مطلب...
باید گفت اولا این آیه از فرمایشات حضرت شعیب(علیهالسلام) خطاب به قوم خود است. ثانیا آن چه درباره نسبت آیه با امام مهدی (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومی آیه و تطبیق یکی از مصادیق آیه بر فردی است که با تفسیر آیه سازگار است.
زیرا «بقیه» به معنای باقی مانده است و مراد از آن سودی است که به فروشنده میرسد، یعنی آن چه بعد از پایان معامله برایش باقی میماند و آن را در در راه حوائج خود خرج میکند. و مراد آیه این است که سودی که از طرف خدا برای شما باقی مانده و خدا از طریق فطرت خودتان شما را بدان راهنمایی کرده، اگر مؤمن باشید، برای شما بهتر از مالی است که از راه کمفروشی و کم کردن پیمانه و ترازو تصاحب میکنید.
تفسیر نمونه، با عبارت گویاتری «بقیةاللَّه» را چنین معنا کرده است:
هر موجود نافعی از طرف خداوند که برای بشر باقی مانده و مایه خیر و سعادت او گردد، «بقیةاللَّه» محسوب میشود. [1]
از این رو، امام زمان(علیهالسلام) که وجود شریفشان مایه بیشترین خیر و برکت برای جامعه بشری است، یکی از بهترین مصادیق این آیه مبارکه است. به قول یکی از قرآنپژوهان معاصر، از آن جا که آیههای قرآن دارای مفاهیم جامع هستند و در عصرهای بعد میتوانند بر مصداقهای کلیتر و وسیعتر تطابق داشته باشند، این آیه با امام زمان (عج) که روشنترین مصداق، «بقیةاللَّه» است، مطابقت میکند.
برای کاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر یکی از دانشمندان اهل سنت نیز توجه نمایید. شبلنجی دانشمند شافعی، روایتی را نقل کرده است که:
«هنگامی که (مهدی) قیام کند، بر کعبه تکیه زند و 313 تن از پیروانش نزد او گرد آیند. پس اولین چیزی که میگوید، این آیه است: «بقیةاللَّه خیر لکم ان کنتم مؤمنین». سپس میفرماید: منم «بقیةاللَّه» و خلیفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، کسی بر آن حضرت سلام نمیکند، مگر این که میگوید: «السلام علیک یا بقیة اللَّه فی ارضه»؛ سلام بر تو ای باقی گذارده خدا در زمینش.[2]
بنابراین، گر چه مفاد این آیه، از سخنان حضرت شعیب(علیهالسلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اکمل آن، وجود شریف حضرت صاحب الامر(عج) است.
پی نوشت:
[1]. تفسیر نمونه، ج 9، ص 204.
[2]. ملامحسن فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج 2، ص 468.
منبع : شیعه نیوز
سوال : نظر شريف جنابعالى درباره شهادت سوم اذان كه دلالت بر پيشوا بودن و ولايت سيد الاوصياء على بن ابى طالب «صلوات الله عليه و عليهم» مىكند، در اذان و اقامه نماز واجب چيست؟
جواب : گفتن «اشهد ان عليا ولى الله» به عنوان شعار تشيع خوب و مهم است و بايد به قصد قربت مطلقه گفته شود، ولى جزو اذان و اقامه نيست.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : زهد حقیقی چییست و چگونه زاهد حقیقی باشیم؟
جواب : «زهد» آن است که مالک نفس خودت باشی؛ و در هر فعل و ترک، مراقب اذن خدای متعال باشی.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ان من اعظم الناس حسره یوم القیامه، من وصف عدلا ثم خالفه الى غیره.
پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد
(وسائل الشیعه،ج15،ص295)
و فرموديم! اي آتش! بر ابراهيم خنك و سلام باش1
آن جنگ بر تو و بر آنان نيز خنك و سلام خواهد بود.
سپس تا آن زمان كه خدا خواهد انتظار ميكشم، آن گاه از زمين جدا شده همچون خروج اميرمؤمنان(ع) و قيام قائم ما و حيات رسول خدا(ص) برآيم.
سپس از نزد خدا گروهي آسماني بر من فرود آيند كه قبلاً به زمين نيامدهاند و جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و سپاه فرشتگان بر من آيند.
محمّد(ص) و علي(ع) و من و برادرم و همة آنان كه خدا برايشان منّت دارد در كجاوههاي پروردگار بر اسبان دو رنگي ـ كه از نورند و به كسي سواري ندادهاند ـ فرود آييم.
سپس محمد(ص) پرچم خود را به اهتزاز در آورد و آن را با شمشير خود به قائم ما بسپرد. سپس ما پس از آن تا خدا خواهد ميمانيم.
سپس خدا از مسجد كوفه چشمهاي از روغن و شير و آب بجوشاند.
سپس اميرمؤمنان(ع) شمشير رسول خدا(ص) را به من داده مرا به شرق و غرب عالم برانگيزد به هيچ دشمن خدا نميگذرم مگر كه خونش را ميريزم و هيچ بتي را نمينهم مگر كه ميسوزانم تا به ديار هند درآيم و آن را بگشايم.
دانيال و يونس [يوشع] نزد اميرمؤمنان(ع) آيند و گويند: خدا و پيامبرش راست فرمودند و خدا با ايشان هفتاد نفر را به سوي بصره برانگيزد و آنان دشمنان خود را از پا افكنند و يك بار نيز به روم انگيزد و آن را برايشان بگشايد.
سپس هر جانوري كه خدا گوشت آن را حرام فرموده ميكشم تا بر زمين، جز پاكيزهها نمانند. و بر يهود و نصارا و ديگر ملتها ميپردازم و آنان را ميان اسلام و شمير، آزاد ميگذارم هر كه اسلام آورد بر او منت دارم و هر كه اسلام نپذيرد خدا خونش را بريزد و كسي از شيعيان ما نميماند مگر كه خدا فرشتهاي را نزد او فرستد تا خاك را از چهرهاش ببرد و همسران و منازلش را در بهشت بشناساند.
بر زمين، كور و زمينگير و گرفتاري نميماند مگر آن كه خدا به بركت ما اهل بيت ناراحتي او را برطرف كند و بركتها از آسمان بر زمين آيد تا درختان، ميوههاي خدا خواستة خود را سرشار آرند و ميوههاي زمستان را در تابستان و ميوههاي تابستان را در زمستان مصرف كنند و آن است فرمودة خداي متعال:
چنانچه اهل كتاب ايمان آورند و تقوا پيشه كنند ما بركات آسمان و زمين را برايشان بگشاييم، ولي تكذيب كردند و ما نيز ايشان را به اعمالشان گرفتيم.2
سپس خدا به شيعيان ما كرامتي بخشد كه هيچ چيز بر زمين و در زمين برايشان پنهان نماند تا آن جا كه يك نفر از ايشان اراده كند اخبار خود داند پس آنان را به آگاهي آنچه كنند خبر دهد.
پينوشتها
٭برگرفته از: فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع) صص 486-484.
1. سورة انبياء (7)، آية 69.
2. سورة اعراف (21)، آيه 69.
ماهنامه موعود شماره 73
سوال : آيا جايز است كه مرد در نماز به اذان زن اكتفا كند؟
جواب : اكتفا به اذان زن براى مرد محل اشكال است.(طبق فتوای حضرت آقا)
موضوع : استاد
سوال : آیا در سیر به سوی خداوند، باید استاد داشت؛ و با فرض نبودن استاد، چاره چیست؟
جواب : بسمه تعالی- استاد تو، علم توست؛ به آنچه می دانی، عمل کن، آنچه را که نمی دانی، کفایت می شوی.
امام هادی علیه السلام فرمودند:
من کان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر
هر که بر طریق خداپرستی محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، گر چه تکه تکه شود.
(تحف العقول ، ص 511)
سوال : آيا پخش آيات قرآنى قبل از اذان صبح و دعا بعد از آن با صداى بلند بوسيله بلندگوى مسجد و ساير مراكز بطورى كه از چند كيلومتر دورتر قابل شنيدن باشد، جايز است؟ با توجه به اين كه اين برنامه گاهى بيشتر از نيم ساعت طول ميكشد. جواب : پخش اذان به نحو متعارف براى اعلام داخل شدن وقت نماز صبح بوسيله بلندگو اشكال ندارد، ولى پخش آيات قرآنى و دعا و غير آن از بلندگوى مسجد، اگر موجب اذيت همسايگان شود، توجيه شرعى ندارد و بلكه داراى اشكال است.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : این جانب تصمیم دارم که قرب الهی پیدا کنم، لطفاً مرا راهنمایی فرمائید؛ آیا این کار نیاز به استاد دارد؟
جواب : بسمه تعالی- استاد، علم است و معلم، واسطه است؛ عمل به معلومات بنمایید و معلومات را زیر پا نگذارید، کافی است:
« حضرت صادق(ع) فرمودند: من عمل بما علم، ورثه الله علم ما لا یعلم: کسیکه به دانسته خود عمل کند، خداوند علم به آنچه که نمی داند نیز به او خواهد داد. بحارالانوار، ج78، ص189 »، ( و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا: و حتماً آنان را که در راه ما تلاش و مجاهدت کنند، به راه های خود هدایت می کنیم. عنکبوت/69 ) . اگر دیدید نشد، بدانید نکرده اید. ساعتی در شبانه روز مخصوص علوم دینیه بنمایید.
امام حسن علیه السلام فرمودند:
الخیر الذی لا شر فیه ، الشکر مع النعمة والصبر علی النازلة .
خیری که هیچ شری در آن نیست ، شکر بر نعمت و صبر بر مصیبت ناگوار است .
(تحف العقول ، ص 237)
آن چه مرا از ميان زيارات گوناگون شيفته خود ساخته است، زيارتی است از فرزند او؛ قائمی به پاناخاسته و منتظری آشفته كه هر صبح و شام بر او خون می
گريد و پايان اندوهش را در ظهور می جويد. آن چنان زيارتی كه علامه گرانپايه، مجلسی(ره) آن را به نقل از چندين نفر از بزرگوارترين فقهای شيعه در كتاب
ارزشمندش بحارالأنوار آورده است.1 و در پايان پس از نقل سخن مؤلف المزار الكبير، مبنی بر خروج اين زيارت از ناحيه مقدسه امام عصر(ع) می نويسد:
و ظهر أنّ هذه الزياره منقوله مرويّه.
روشن و آشكار است كه اين زيارت دارنده سند روايتی و نقل از امام معصوم است.2
باری، پيش از ورود، اين نكته بايسته يادآوری است كه اين گنج معنوی و دريای خروشان معرفت، عرصه غواصانی خبره و چيره دست است كه با نگاه تيزخويش،
عيار سخن را باز شناسند و آن را با صيقل معرفت خويش شفاف سازند. اين جاست كه جای دارد دست استدعا به پيشگاه حقيقت يابان خبره دراز نماييم و پاسدار
حضور و ورود مؤثر ايشان در اين وادی شويم كه اين عرصه ساحتی است بس غريب، شگرف، شريف و شايسته توجه. از اين رو با بلم ادراكمان و ياری جستن از
ستارگان درخشان قرآن، سيره و حديث بر اين اقيانوس معنا شناور می شويم تا شايد به قدر وسع خويش از عهده تكليف برآييم كه:
لا يكلّف الله نفساً إلاّ وسعها.3
ادامه مطلب...
سوال : پخش برنامههاى خاص سحرهاى ماه مبارك رمضان از بلندگوى مسجد جهت شنيدن همگان، چه حكمى دارد؟
جواب : در جاهائى كه بيشتر مردم در شبهاى ماه مبارك رمضان براى قرائت قرآن و خواندن دعا و شركت در مراسم دينى و امثال آن بيدار هستند، اشكال ندارد. ولى اگر سبب اذيت همسايگان مسجد شود، جايز نيست.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : من فردی هستم که مدتی است گرفتار بیماری وسوسه و فکر هستم و با درد و رنج فراوان زندگی می کنم و می ترسم که مصداق آیه شریفه « و من یعش عن ذکر الرحمن. الزخرف: 36 » باشم. آیا با این حالت می توانم امام جماعت باشم و از شهریه استفاده کنم یا نه؟ و امکانات مالی ندارم.
جواب : بسمه تعالی- نافع برای دفع وسوسه، اکثار «تهلیل» است، بلکه ادامه آن. و استفاده از شهریه، تابع استحقاق است ولو به فقر باشد، مگر آنکه شهریه دهنده شرط دیگری بنماید. امام جماعت بودن مانعی ندارد. ( کثار« تهلیل» یعنی: زیاد گفتن « لا اله الا الله » )
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ثَلاث مـَن کـُن فیه کـان سَیـدا: کظمُ الغیظ وَالعَفـوُ عَن المَسیىء والصِّله بِـالنَفـسِ وَالمـال.
سه چیز است که در هـر که بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ،گذشت از بدکـردار، کمک و صله رحـم بـا جـان و مـال.
(تحف العقول، ص 317)
.jpg)
| خداوند متعال حضرت ابراهیم (علیهالسلام) را به دوستی نگرفت مگر به خاطر اطعام و نماز خواندن او در شب، در حالی که مردم خواب بودند. |
|
|
ادامه مطلب...
سوال : از آنجا كه اذان گفتن با صداى بلند يك عمل عبادى سياسى است كه ثواب زيادى دارد، تعدادى از مؤمنين تصميم گرفتهاند كه بدون بلندگو بالاى بام خانههاى خود بخصوص براى نماز صبح، اذان بگويند. سؤال اين است كه در صورت اعتراض بعضى از همسايگان اين عمل چه حكمى دارد؟
جواب : اذان گفتن بر بالاى بام به نحو متعارف اشكال ندارد.(طبق فتوای حضرت آقا)
سوال : جهت علاج غرور، چه راهی را توصیه می فرمایید؟

